
29/6/2025
رادار: استاده/ غاده عبدالجبار (ام اواب) مینویسد... دولت مدنی در برپایی عدالت در خانهاش شکست خورد، پس چگونه در خانه ما موفق میشود؟!
کامل ادریس، نخستوزیر سودان، در یک کنفرانس مطبوعاتی، از تشکیل دولت جدیدی با نام «دولت امید» متشکل از 22 وزارتخانه خبر داد و در سخنانی که (تاریخی) نامیده شد، ویژگیهای دولت امیدی را که آن را دولت مدنی نامید، فاش کرد و گفت که بر اساس یک دیدگاه واضح و اصول استوار برای نجات سودان، قرار دادن آن در مسیر پیشرفت و شکوفایی، دستیابی به امنیت و رفاه و زندگی شرافتمندانه برای هر سودانی استوار است. و مشخص کرد که این چشم انداز ارتقای سودان به سطح کشورهای پیشرفته است. و ارزش ها عبارتند از: صداقت، امانت، عدالت، شفافیت، تسامح، و روش علمی، عملی، حرفه ای، جمعی، با برنامه های واضح و معیارهای دقیق برای موفقیت. و دولت تکنوکرات خواهد بود بدون وابستگی حزبی، نماینده صدای اکثریت خاموش است و بین زهد در مظاهر قدرت و رفاه مردم ازدواج می کند و فضایل عالی را تجسم می بخشد.
نخست وزیر در مورد نتایج مورد انتظار دولت مدنی خود، با ذکر صداقت، امانت، عدالت و غیره و حمایت از آن با آیات قرآنی صحبت کرد، و این اختلاط عمدی مفاهیم متفاوت برای جلب نظر عمومی حامی است، اما حقیقتی که باید گوش شنوا آن را درک کند، نیاز به جزئیات و تعمیق به دور از احساسات و آرزوها دارد، سیاست باید بر اساس حقایق و به دور از گمراهی بنا شود.
ناظر به کشورهای مسلمان از جمله سودان، در می یابد که کشورهای موجود در آن حاصل توافق بین کشورهای استعمار قدیم برای تقسیم نفوذ در سال 1916 میلادی است، و آنها دولت های دست نشانده هستند، برای انجام یک عمل مشخص ساخته شده اند، و جز با این توافقنامه وجود نداشته اند، و این کشورها وابسته به سرمایه داری غربی که آنها را ایجاد کرده، باقی مانده اند، و در طول مدت وجودشان به رقابت برای صدرنشینی فهرست شکست خوردگان در هر سال ادامه داده اند و با شایستگی شکست مفتضحانه را در همه سطوح سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ثابت کرده اند، هر چقدر هم که دولت ها، وزرا و حاکمان تغییر کنند، پس ایراد کار کجاست؟ چرا این کشورها سرشار از منابع بکر و متعدد هستند و انسان های آن در فقر شدید زندگی می کنند؟!
از جمله چیزهای بزرگی که مسلمانان در عصر ما به آن مبتلا شده اند، افکار و مفاهیم مربوط به حکومت و اقتصاد است، و شاید اینها کانون تمرکز غرب در حمله به اسلام و در تمرکز آن بر سلطه و کنترل سیاسی، فکری و اقتصادی باشد.
ریشه های ایده دولت مدنی به دوران باستان باز می گردد، جایی که غربی ها آن را با اصول عدالت و حاکمیت قانون در تمدن یونان مرتبط می دانند، از طریق نظام حکومت دموکراتیک در آتن که بر مشارکت مردم در تصمیم گیری متمرکز بود، سپس این مفاهیم با رومی ها که پایه های قانونی پیشرفته ای برای سازماندهی امور جامعه ایجاد کردند، توسعه یافت، که به شکل گیری و تبلور آنچه ایده دولت قانون نامیده می شود، کمک کرد.
و با توسعه اندیشه سیاسی در قرون وسطی برای غرب کافر، دولت مدنی تحت تاثیر درگیری بین کلیسا و دولت در اروپا قرار گرفت و این درگیری منجر به تقویت اصل جدایی دین از سیاست شد، به ویژه پس از دوران رنسانس و انقلاب فرانسه که دعوت ها برای تأسیس دولت هایی مبتنی بر احترام به آزادی های فردی و برابری در برابر قانون بدون دخالت دین در امور سیاسی افزایش یافت. و در عصر جدید، کشورهای غربی و رهبر آنها ایالات متحده آمریکا آن را پذیرفتند.
و در اینجا یک سوال منطقی به عنوان مسلمان و با داشتن میراث تمدنی متفاوت و تاریخی که شبیه به این تاریخ نیست، که ریشه در تاریخ دارد، مطرح می شود، زیرا پیامبر ﷺ; بنیانگذار دولت اسلام در مدینه منوره و پس از آن خلفای راشدین و سپس دولت اموی و دولت عباسی و سپس دولت عثمانی، همه اینها الگوهایی برای تمدن و اصالت اسلامی و برای حکومت دولت اسلامی است که چشم از آن غافل نمی شود.
برای تعمیق بیشتر، باید اصول دولت مدنی و معادل آن را در حکومت اسلام بدانیم:
دولت مدنی بر مجموعه ای از اصول استوار است که هدف آن تحقق عدالت از منظر غرب سرمایه داری است، با ایده برابری و حمایت از حقوق افراد، و این اصول ستون های اصلی این کشورها را تشکیل می دهند، اما در اسلام حاکمیت مطلقاً برای شریعت است، خداوند متعال فرموده است: ﴿نه، به پروردگارت سوگند، ايمان نمىآورند مگر آنكه تو را در آنچه ميان آنان مورد اختلاف است داور قرار دهند، سپس از داورى تو در دلهايشان احساس ناراحتى نكنند و كاملاً تسليم شوند﴾ و فرموده است: ﴿و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستادهاش به كارى فرمان دهند، براى آنان در كارشان اختيارى باشد و هر كس خدا و فرستادهاش را نافرمانى كند، قطعاً به گمراهى آشكارى گمراه شده است﴾ و فرموده است: ﴿آيا باز هم خواهان داورى [به شيوه] جاهليتاند؟ و براى مردمى كه يقين دارند، چه كسى بهتر از خدا داورى مىكند؟﴾.
اینها متن هایی از کتاب خدا هستند که قطعی الثبوت و الدلاله اند و جای انکار ندارند، همه آنها به وضوح در یک جمله خلاصه می شوند، و آن این است که حاکمیت برای شریعت است نه برای عقل، برای خداوند متعال است نه برای مردم.
و آنها در دولت شهر بر اساس اصل حاکمیت برای مردم معتقدند که از این طریق تحقق عدالت و برابری در جامعه را تضمین کرده اند، و از هرگونه تخلف یا سوء استفاده از قدرت جلوگیری می کنند و بدین ترتیب حاکمیت قانون است که دولت را تابع قواعد قانونی می کند و سازوکارهایی را برای پاسخگویی مسئولان تحمیل می کند که باعث تقویت اعتماد بین مردم و دولت می شود، با وجود اینکه واقعیت امروز آنها با این مغایرت دارد و غرق در کنترل سرمایه داران و صاحبان مشاغل بر حکومت و سیاست است، و عموم مردم صرفا پیرو و مطیع آنها هستند.
و به نظر می رسد که قاعده «حاکمیت برای شریعت» باعث شده است که نظام حکومت در اسلام در تحقق معنای زیبای حاکمیت قانون منحصر به فرد باشد. این معنایی است که مبلغان دولت مدنی توهم می کنند که آن را محقق کرده اند، در حالی که در واقع حاکمیت را به طور نظری برای اکثریت بر اقلیت (و عملا برای تعداد کمی از سرمایه داران با نفوذ) قرار داده اند. اکثریت هستند که قانون را وضع می کنند و آن را تغییر می دهند، پس چگونه قانون می تواند سرور آنها باشد؟! اما اسلام با دور کردن قانونگذاری از هوای نفس انسان، تضمین کرده است که قوی ضعیف را به بردگی نگیرد، و نه ثروتمند ضعیف را، بلکه همه تابع شریعت خداوند سبحان هستند.
این امر در نظام حکومتی آشکار می شود، زیرا شارع اوامر و نواهی را در زمینه های مختلف زندگی وضع کرده و خداوند متعال قدرت اجرای آن را به امت داده است (قطع کنید، تازیانه بزنید،...)، از بین آنها، با عقد بیعت با رضایت و اختیار، کسانی را انتخاب می کنند که احکام شرعی را بر آنها اجرا کنند.
همچنین دولت مدنی اهمیت زیادی به حمایت از حقوق بشر و تضمین آزادی های فردی می دهد، و این حقوق شامل آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی شخصی و آزادی مالکیت می شود.
حقیقت این است که این افکار به معنای واقعی خود، در بین مسلمانان رواج ندارند و علت بروز آنها به عنوان الفاظ در عرصه مسلمانان، عدم آگاهی از حقیقت آنها و درک واقعیت آنها به عنوان دیدگاهی مخالف با اسلام به طور کلی و جزئی به دور از تبلیغات گمراه کننده است، بنابراین این افکار ظهور کرد و به عنوان شعارهایی که بیانگر رد ظلم و محدود کردن آزادی هایی است که از سوی حاکمان مزدور غرب کافر و یارانشان بر فرزندان مسلمان اعمال می شود، در صدر انقلاب ها قرار گرفت، اما هر مسلمانی می داند که مقید به شریعت خدا و اوامر و نواهی اوست.
مسلمانان یک طرح حکومت دارند که خداوند آن را نازل کرده و رسولش ﷺ، در دولت مدینه، نظامی از حکومت که اسلام در آن اجرا می شود و عدالت و انصاف حاکم می شود، آن را پایه گذاری کرده است، پس همانطور که بودیم مسلمانان برای پروردگار جهانیان باز می گردیم، به جای تقلید از سرمایه داران شکست خورده، مشعل های هدایت را حمل می کنیم.
نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر
غاده عبدالجبار (ام اواب) – ولایت سودان
منبع: رادار
