
2025-10-31
رادار: خوانشی در صحنه بینالمللی و مناقشه بر سر سودان
به قلم استاد/حاتم العطار
خداوند سبحان و تعالی فرمود: ﴿آیا آن را سوراخ کردی تا اهلش را غرق کنی؟ به راستی کار بزرگی انجام دادی﴾
با این عبارت قرآنی میتوان آنچه را که در سودان میگذرد خلاصه کرد: جنگی بیهوده که از خارج اداره میشود و با دستهای داخلی اجرا میشود، در صحنهای که استعمار را با لباسی جدید بازتولید میکند و کشور را در گردابی از خون و تفرقه غرق میکند.
اولاً: از استعمار بریتانیا تا سلطه آمریکا، از زمان ورود استعمار بریتانیا به سودان در قرن نوزدهم، نفوذ سیاسی و فرهنگی عمیقی از طریق اداره دوگانه (انگلیسی-مصری) تثبیت شد. پس از استقلال در سال 1956، سودان شاهد درگیری داخلی بین غیرنظامیان و نظامیان بود، که در اصل بازتابی از درگیری خارجی بین مردان اروپا و مردان آمریکا است.
- در سال 1958، ژنرال ابراهیم عبود اولین کودتای نظامی را انجام داد، اما مدت زیادی دوام نیاورد، زیرا انقلاب اکتبر 1964 او را سرنگون کرد و حکومت مدنی را بازگرداند. سپس یک دولت مدنی به رهبری احزاب سیاسی با ارتباط تاریخی با نفوذ بریتانیا، مانند حزب امت و اتحادیه دموکراتیک، روی کار آمد.
- در سال 1969، جعفر نمیری دولت مدنی را به نام "افسران آزاد" سرنگون کرد و مرحله جدیدی از حکومت نظامی آغاز شد که 16 سال به طول انجامید و در آن وفاداریها به سمت آمریکا متمایل بود، به ویژه پس از اتحاد او با آن در دهه هشتاد قرن گذشته.
- حکومت نمیری با انقلاب آوریل 1985 به پایان رسید و یک دولت مدنی به رهبری صادق المهدی بازگشت تا تعادل را به سمت نیروهای مرتبط با نفوذ اروپا بازگرداند. بدین ترتیب، سودان همچنان بین پتک نظامیان وفادار به آمریکا و سندان غیرنظامیان مرتبط با اروپا، در یک چرخه سیاسی که بیشتر از خارج اداره میشود تا از داخل، در نوسان بود.
ثانیاً: طرح آمریکا
- سلطه و تصفیه نفوذ اروپا از طریق حمایت از کودتاهای نظامی که نخبگان مرتبط با بریتانیا و اروپا را سرنگون میکند و تحمیل توافقنامههایی که وفاداریها را بازسازی میکند.
- تثبیت مردان آمریکا در قدرت از طریق حمایت از شخصیتهای نظامی و مدنی وفادار به آن، و تحمیل مسیرهای انتقالی که سودان را در حالت بیثباتی نگه میدارد.
- تسریع در جداسازی دارفور پس از جداسازی جنوب، از طریق حمایت از جنبشهای مسلحانه و تغذیه درگیری قومی، و استفاده از جنگ به عنوان بهانهای برای بینالمللی کردن پرونده و تحمیل یک راه حل جداییطلبانه.
ثالثاً: ابزارهای آمریکا در اجرای طرح، از جمله کودتاهای نظامی، و تغییر رژیمها به نفع شخصیتهای وفادار به آمریکا، و توافقنامههای بینالمللی مانند نیواشا و دوحه برای از بین بردن وحدت سودان، و سازمانهای بشردوستانه دروازهای برای مداخله سیاسی و فشار بینالمللی، و تأمین مالی مشروط، و تحمیل دستور کارهای اقتصادی که حاکمیت ملی را تضعیف میکند، و ائتلافهای منطقهای و استفاده از کشورهایی مانند امارات و عربستان سعودی به عنوان بازوهای اجرایی طرح آمریکا.
چهارم: جنگ فعلی - سوراخ کردن کشتی برای غرق کردن اهلش.
جنگ بین ارتش و نیروهای پشتیبانی سریع فقط یک درگیری داخلی نیست، بلکه ابزاری آمریکایی برای بازسازی سودان است. آمریکا از طریق حمایت از دو طرف درگیر، به این درگیری دامن میزند، سپس به عنوان یک واسطه برای تحمیل راه حلی که منافع آن را تامین میکند، مداخله میکند. هدف نهایی تقسیم سودان به موجودیتهای ضعیف است که کنترل آنها آسان است و نفوذ اروپا را برای همیشه از بین میبرد.
پنجم: راه حل از طریق توافقهای بینالمللی که از پایتختهای استعمار و سفارتخانههای آن در کشور ما اداره میشود، نیست، بلکه از طریق برپایی خلافت راشده بر اساس روش پیامبری است که امت را متحد میکند و دست مداخله خارجی را در کشورش قطع میکند. بنابراین، یاری رساندن به مخلصان در ارتش سودان که درک میکنند که گرایش به پروژه امت، یاری خواستن از اسلام است، نه از حزب یا شخص، بلکه از روشی ربانی که شکوه و حاکمیت را به امت بازمیگرداند، و آگاهی سیاسی تودهای سنگ بنای مقابله با این طرح است و امت قادر به قیام است اگر رهبری مخلص و دیدگاه روشن فراهم شود.
در پایان، کشتی از داخل سوراخ میشود، اما دستی که اسباب سوراخ کردن را در دست دارد، نقشهها را از واشنگتن و لندن و پاریس ترسیم میکند. و اگر مردم سودان حقیقت نبرد را درک نکنند، غرق شدن کامل ناگزیر است. و جنگ چیزی جز وسیلهای برای ترسیم مجدد نقشهها، تصفیه نفوذ و تثبیت سلطه نیست. اما آگاهی اولین گام به سوی نجات و یاری رساندن کلید تغییر واقعی است.
منبع: الرادار
