بیانیه مطبوعاتی
آیا دست یهود برای از بین بردن دانشمندان به مصر دراز شده است؟
پرسشی که حقیقت وابستگی را آشکار کرده و ناتوانی رژیم در حفاظت از کشور و مردم را افشا میکند
حادثه ترور مهندس متخصص در شیمی هستهای در اسکندریه صرفاً یک جرم جنایی تصادفی نبود و نمیتوان آن را به راحتی در دسته "اختلافات شخصی" قرار داد، همانطور که رژیم مصر و رسانههای رسمی تلاش میکنند آن را به تصویر بکشند. زمانبندی، ماهیت تخصص، نحوه اجرا و محیط سیاسی پیرامونی، همگی ما را به طرح پرسشهای بزرگی سوق میدهند که رژیم از پاسخ دادن به آنها اجتناب میکند، بلکه از طرح آنها نیز هراس دارد. پرسشهایی که مردم امروز میپرسند مشروع، بلکه واجب است: آیا دست یهود شروع به دراز شدن به مصر کنعان کرده است تا آنچه از تواناییهای علمی در آن باقی مانده را از بین ببرد؟ و آیا نوبت به متحد سیاسی و نظامی رژیم رسیده است که کادرهای علمی خود را قربانی کند تا تداوم رابطه در سایه وابستگی حفظ شود؟ و آیا رژیم واقعاً نمیداند چه کسی پشت این جنایت است؟ یا اینکه نهایت کاری که میتواند انجام دهد، مدیریت یک نمایش تحقیقاتی بسته است که به حقیقت دست نمییابد؟
هنگامی که یک دانشمند، یا پژوهشگر مرتبط با یک تخصص استراتژیک، یا مهندسی که دانش حساسی دارد، به قتل میرسد، اولین سوالی که مطرح میشود این است: چه کسی سود میبرد؟ به ویژه اگر به وقایع منطقه در دهههای گذشته نگاه کنیم، رژیم یهود بیشترین دست را در ترور دانشمندان عرب و مسلمان، از عراق و ایران تا سوریه و لبنان داشته است و کارشناسان فیزیک، شیمی، ارتباطات، هوانوردی و موشک را هدف قرار داده است. آیا بعید است که دست آن به مصر دراز شود، در سایه یک ائتلاف امنیتی اعلام شده، هماهنگی اطلاعاتی موجود و ارتباطات مستمر؟ و آیا بعید است که رژیم یهود همچنان برای محروم کردن کشورهای منطقه از هرگونه توانایی علمی یا تحقیقاتی که بذرهایی برای توانایی نظامی آینده باشد، تلاش کند؟
خواه قربانی در حال حاضر در رشته خود کار میکرده یا نه، این سوال همچنان پابرجاست: چرا این تاکید رسانهای سریع وجود دارد که تخصص هیچ ارتباطی با این حادثه ندارد؟! و چرا این اصرار وجود دارد که قبل از تکمیل تحقیقات، پرونده به "دعوای شخصی" تبدیل شود؟! آیا روال دستگاههای امنیتی در مصر این نیست که اطلاعات را احتکار کرده و از اعلام فرضیهها قبل از تکمیل تحقیقات جلوگیری کنند، پس چرا این بار عجله کردند؟!
اصرار بر بستن درب هرگونه شبهه ترور سیاسی یا خارجی، نشان میدهد که رژیم از باز کردن این درب هراس دارد، زیرا باز کردن آن، او را به سوال بزرگتری میکشاند: چرا او در حفاظت از دانشمندان کشورش ناتوان است؟ و چرا یک دست خارجی میتواند بدون هیچ مانعی در داخل مصر دراز شود؟
غیرممکن است که رژیم نداند رژیم یهود دشمن سرسخت امت اسلامی است، اما مشکل در نادانی رژیم نیست، بلکه در ماهیت رابطه او با آن است. این رابطه، رابطه خصومت نیست، همانطور که اسلام تحمیل میکند، بلکه رابطه همکاری و تبادل امنیتی و هماهنگی سیاسی است که در آن حفظ قدرت بر حفظ کشور اولویت داده میشود.
آیا رژیمی که روزانه با دستگاههای اشغالگر هماهنگی میکند، میتواند انگشت اتهام را به سوی آن نشانه رود؟ آیا رژیمی که در مشروعیت خارجی خود به حمایت قدرتهای غربی حامی رژیم یهود متکی است، میتواند "متحد مشترک" را متهم کند؟ آیا رژیمی که بقای خود را از رضایت آمریکا، حامی اصلی رژیم یهود، میگیرد، میتواند حتی اجازه دهد که شبهاتی در مورد آنها مطرح شود؟
پاسخ روشن است؛ بنابراین، تحقیقات همیشه در حدود "اختلاف شخصی"، یا "حادثه گذرا"، یا "جنایتکار مختل" بسته میشود!
نباید به این جنایات به عنوان جنایات فردی نگاه کرد، بلکه باید از زاویه امنیت عمومی و رسیدگی به امور امت به آنها نگریست. و اگر طرف متهم از نظر سیاسی و منطقی رژیم یهود است، پس وظیفه شرعی نه کمیسیون تحقیق، بلکه حفاظت از امت و دفع تجاوز است. و سوال در اینجا این است: آیا رژیم اراده یا توانایی انجام این کار را دارد؟ آیا او که مردم غزه را محاصره میکند، و اجازه عبور گاز و برق به یهودیان را میدهد، و در پروندههای امنیتی و مرزی همکاری میکند، و در مجامع بینالمللی به نفع او رای میدهد، میتواند بگوید که از او انتقام خواهد گرفت؟
شرع بر دولت واجب میکند که به تجاوز به عنوان تجاوز به کل امت پاسخ دهد، خداوند متعال فرموده است: ﴿وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ﴾. اما نظامهای موجود بر اساس این معیار حرکت نمیکنند، بلکه بر اساس معیار سیاست بینالملل و منافع قدرتهای بزرگ حرکت میکنند.
حفاظت از کشور و دانشمندان آن، و دفع تجاوز، و بازدارندگی، وظایف یک دولت دارای حاکمیت واقعی است، نه یک نظام فاقد اراده سیاسی. بنابراین، سوال بزرگتری که این حادثه مطرح میکند این نیست که قاتل کیست؟ بلکه آیا یک نظام وابسته سیاسی، نظامی و اقتصادی به آمریکا، سر کفر و استعمار، میتواند از مصر، تواناییها و دانشمندانش محافظت کند؟
این حادثه، هرچقدر هم که بخواهند آن را به تصویر بکشند، یک حادثه عادی نیست، بلکه نشانهای از شکنندگی امنیت واقعی در مصر، و افشای کشور در برابر نیروهای متخاصم، و ناتوانی رژیم در حفاظت از کفایتها، چه رسد به حفاظت از امت است.
ای سربازان کنعان: حوادثی که پی در پی در مصر رخ میدهد، از ترور مغزها، و هدر دادن انرژیها، و باز کردن کشور در برابر دشمنان، نشان میدهد که مشکل در مردم و نه در سربازان است، بلکه در رهبری سیاسی است که مصر را با روابط وابستگی پیوند داده است، تا جایی که برای دشمنش مباح شده است. و شما قبل از هر کس دیگری میدانید که شرع مسئولیت بزرگی را در یاری حق، جلوگیری از ظلم و حفاظت از امت در برابر دشمنانش بر عهده شما گذاشته است. و شما میدانید که دست یهود در بلاد مسلمانان دراز شده است، کشتار، تخریب و فساد، و اگر امت دولتی داشت که دین خدا را برپا کند و از مسلمانان دفاع کند، اینگونه نمیشد.
و ما امروز با دعوتی خالصانه با شما صحبت میکنیم، که جز رضایت خدا را نمیخواهیم: اینکه به وظیفه شرعی خود در حفاظت از کشور، و کوتاه کردن دست دشمنان، و جلوگیری از وابستگی به غرب، و یاری پروژه امت برای برپایی حکومت اسلامی که خونها را حفظ میکند و کرامت را پاس میدارد و اقتدار را در سایه دولت خلافت راشده بر منهج نبوت به امت باز میگرداند، عمل کنید.
﴿وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ﴾
دفتر رسانهای حزب التحریر
در ایالت مصر