بیانیه مطبوعاتی
قرائت قرآن در موزه بزرگ مصر
هنگامی که ذکر ناپسند شمرده میشود و باطل مباح!!
واقعه دستگیری جوانی که آیاتی درباره فرعون را در داخل موزه بزرگ مصر تلاوت کرد، موج گستردهای از جنجال را برانگیخت، پس از آنکه برخی از وابستگان به مؤسسات دینی رسمی به محکوم کردن عمل او پرداختند و آن را "بیادبی به قرآن" و حاوی "اشارهای خطرناک" توصیف کردند! این حادثه، با وجود سادگیاش، نقص عمیقی را در ترازوی فکری و ارزشی حاکم بر زندگی عمومی امروز آشکار میکند و دوگانگی معیارهایی را که اعمال مردم بر اساس آن در سایه نظامهای مبتنی بر تفکر سکولار مورد قضاوت قرار میگیرند، افشا میکند.
و پیش از آن، نظام سکولار حاکم در مصر کنانه شروع به تبدیل کشوری مسلمان کرد که به دین، عقیده و تاریخ اسلامی اصیل خود افتخار میکند، پس شروع به جدا کردن آن از این شرافت کرد؛ گاهی با نسبت دادن آن به قومیت عربی متعفن، و گاهی به ملیگرایی گندیده، و گاهی دیگر به فرعونیگری مشرکانه، و همه اینها جنگی علیه کشور و بندگان و عقاید، تاریخ و حال اسلامی اصیل آنان است؛ بنابراین، انکار بلندگوهای نظام بر جوان برای قرائت قرآنی که با آن میجنگند و میخواهند آیات آن را محو کنند و نشانههای شرک فرعونی را برجسته کنند، جای تعجب نداشت.
تلاوت قرآن عبادتی بزرگ است که مسلمان هر کجا آن را بخواند، پاداش میگیرد. خداوند متعال فرموده است: ﴿فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ﴾ و آن را به مکانی دون مکان دیگر، یا زمانی دون زمان دیگر اختصاص نداده است. قرائت در خانه، در راه، در بازار، در محل کار و در هر مکان پاکی که ذکر در آن منع نشده باشد، جایز است. بلکه یاد خدا در مکانهایی که غفلت بر آنها غلبه دارد، فضیلت عظیمی دارد، پس چگونه امروز انکار میشود که قرآن در موزهای تلاوت شود، در حالی که مکانی نیست که قداست شرکی داشته باشد، یا شامل نجاست باشد، یا در آن منکر آشکاری برپا شود؟!
اینکه گفته شود تلاوت آیات داستان فرعون در موزه "بیادبی" یا "اشارهای خطرناک" است، از نظر شرع و عقل سخنی باطل است. قرآن کتاب هدایت است، خداوند آن را نازل کرده تا در هر زمان و مکانی تلاوت شود و مردم در آن تدبر کنند. و هیچکس حق ندارد از تلاوت آن جلوگیری کند یا آن را به مساجد یا مناسبتهای رسمی محدود کند. بلکه چنین تلاوتی یادآوری آیات خداوند در مکانی است که در آن تاریخ پادشاهان زمین که ستم کردند، به نمایش گذاشته میشود و این یادآوری مشروعی است که از هدف قرآن در موعظه و عبرت خارج نمیشود. خداوند متعال فرموده است: ﴿لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لأُولِي الألْبَابِ﴾. آیا عبرت حرام شده است، و ذکر مشکوک، و قرآن جای اشتباه؟!
و بدتر از آن این است که کسانی که بر جوانی که در موزه قرآن خوانده است، انکار میکنند، صدایی از آنها نمیشنویم هنگامی که در همان مکان کنسرتهای موسیقی برپا میشود، یا رقصها و مجسمهها و ترانههایی که با کلمات باطل آمیخته شدهاند، به نمایش گذاشته میشود. هیچیک از آنها نگفتند که این بیادبی به تاریخ است، یا اشارهای خطرناک علیه میراث، اما به محض اینکه آیاتی از کتاب خدا را شنیدند، سینههایشان تنگ شد و قاری را به اشاره سیاسی و نیت پنهانی متهم کردند! و این نشان میدهد که نقص در فعل تلاوت نیست، بلکه در موضع نفوس نسبت به خود قرآن است، زیرا قلبهایی که به سکولاریسم خو گرفتهاند، نمیتوانند حضور دین را در زندگی عمومی ببینند مگر تحت سقف مجوز رسمی و هدایت قدرت.
آزادی شخصی که تفکر سکولار به آن تظاهر میکند، به طور کامل در اولین موضعی که نشان میدهد مسلمان به دین خود در خارج از چارچوب ترسیم شده برای او پایبند است، فرو میریزد. اگر این جوان میایستاد و آواز میخواند یا ساز میزد یا عکسهای میراثی میگرفت، هیچکس به او اعتراض نمیکرد، و شاید عمل او بیان هنری یا احیای تمدن تلقی میشد. اما اینکه قرآن بخواند، از نظر آنها تعدی به قداست مکان است! چه تناقضی بزرگتر از اینکه ذکر منع شود و خوشگذرانی در همان مکان مباح شود؟! این همان دوگانگی است که حقیقت نظامهای فکری موجود امروزی را آشکار میکند: از انسان میپذیرد که هر کاری که بخواهد انجام دهد، مگر اینکه تسلیم خود را به خداوند متعال نشان دهد.
سپس توصیف موزه به عنوان "خانه شرک" یا اینکه قرائت داستان فرعون در آن حامل "اهانت" است، چیزی جز تحمیل در فهم نیست. موزه معبدی نیست که در آن کسی پرستش شود، بلکه مکانی برای نمایش تاریخی است که مانع از آن نمیشود که مسلمان در آن سرنوشت جباران و طاغیان را به یاد آورد. و یادآوری سنتهای خداوند در خلقش اهانت نیست، بلکه از تمام بلاغ است، زیرا خداوند سبحان قصص قرآن را عبرتی برای همه مردم قرار داده است، نه انحصاری برای مساجد یا دروس. بلکه چنین تلاوتی پاسخی است به کسانی که آثار و تاریخ فرعونی را تقدیس میکنند، پس به آنها یادآوری میکند که هر کس پیش از آنها طغیان کرد، غرق شد، و ملک از آن خداوند یگانه است و شریکی ندارد.
و از سلف شناخته نشده است که برای تلاوت قرآن مکانهای معینی را دون مکانهای دیگر اختصاص داده باشند. بلکه آنها در هر حالتی آن را میخواندند، حتی در میدانهای جهاد، سفرها و بازارها. ابن مسعود رضی الله عنه گفت: "شایسته است که حامل قرآن با شبش شناخته شود هنگامی که مردم خوابند، و با روزش هنگامی که مردم روزهدارند." مکان به خودی خود تقدیس نمیشود، بلکه با یاد خدا در آن تقدیس میشود. و هر کس از قرائت در مکانی مباح منع کند، عبادتی مشروع را بدون دلیل منع کرده است، و این تحکم در چیزی است که هیچ بشری مالک آن نیست.
این حادثه، حادثهای فردی نیست، بلکه تصویری از تصاویر درگیری بین فکری است که میخواهد دین را در زوایا و شعائر منحصر کند، و فکری که میبیند اسلام شریعت زندگی است که در تمام جزئیاتش زندگی میشود. کسی که امروز تلاوت آیات داستان فرعون را در موزه انکار میکند، همان کسی است که تجرید زندگی عمومی از احکام شرع را به بهانه مدنیت و بیطرفی دینی توجیه میکند. و اینگونه است که سلطه هوی جایگزین سلطه خدا میشود، و آزادیها هنگامی که به باطل خدمت میکنند، تقدیس میشوند، و هنگامی که به حق سخن میگویند، سرکوب میشوند.
مسلمان حق دارد، بلکه وظیفه دارد که دین خود را در هر مکانی آشکار کند، و مردم را تا جایی که میتواند به کلام پروردگارشان یادآوری کند. قرآن کتابی نیست که از واقعیت پنهان شود یا به مناسبتهای رسمی محدود شود، بلکه نوری است که خداوند هر کس از بندگانش را که بخواهد، با آن هدایت میکند. و هر کس سینهاش از شنیدن آیات آن تنگ شود، بداند که نقص در قلب اوست نه در قاری، و خداوند متعال فرموده است: ﴿وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ﴾.
واجب است که از کسی که قرآن را در این مکان خوانده است، تجلیل شود، نه اینکه دستگیر شود! و بر کسی که از ذکر منع میکند، انکار شود، نه اینکه برای او توجیه شود! مسلمان کتاب خدا را هر کجا که بخواهد، میخواند، تا زمانی که به آداب تلاوت احترام بگذارد. و اما کسی که میخواهد قرآن را از فضای عمومی به بهانه ادب یا حساسیت مصادره کند، از ادب دفاع نمیکند، بلکه از سکولاریسمی دفاع میکند که اسلام را در صورت عبور از دیوارهای مسجد، برنمیتابد.
و اینگونه، طاغیان هر چه تلاش کنند هویتی دروغین برای امت اسلام بسازند، و ارتباط آن را با عقیده و تمدنش قطع کنند، سنتهای خداوند را در خلقش تغییر نمیدهند، و وعده حق او را مبنی بر اینکه حاکمیت از آن بندگان مؤمنش خواهد بود، منع نمیکنند، و بهزودی، با وجود میل آنها و حسرت در قلبهایشان، خلافت راشدهای بر منهج نبوت خواهد بود، از خداوند میخواهیم که از سربازان و شاهدان آن باشیم.
﴿إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ﴾
دفتر رسانهای حزب التحریر
در ایالت مصر