أفغانستان تحولت إلى أخبار مخيبة للأمل بالنسبة للقوة العظمى!
أفغانستان تحولت إلى أخبار مخيبة للأمل بالنسبة للقوة العظمى!

الخبر: في 2 تموز/يوليو، تعرض جو بايدن، الرئيس الأمريكي، للضغط من خلال سلسلة من الأسئلة خلال مؤتمر صحفي من المراسلين حول انسحاب القوات الأمريكية من قاعدة باغرام الجوية. بدا أن بايدن منزعج للغاية من هذه الأسئلة وقال لهم: "لن أجيب على أي أسئلة أخرى حول أفغانستان. أريد أن أتحدث عن الأشياء السعيدة... في عطلة نهاية الأسبوع هذه، سأحتفل بها. هناك شيء رائع يحدث!"

0:00 0:00
Speed:
July 09, 2021

أفغانستان تحولت إلى أخبار مخيبة للأمل بالنسبة للقوة العظمى!

أفغانستان تحولت إلى أخبار مخيبة للأمل بالنسبة للقوة العظمى!
(مترجم)


الخبر:


في 2 تموز/يوليو، تعرض جو بايدن، الرئيس الأمريكي، للضغط من خلال سلسلة من الأسئلة خلال مؤتمر صحفي من المراسلين حول انسحاب القوات الأمريكية من قاعدة باغرام الجوية. بدا أن بايدن منزعج للغاية من هذه الأسئلة وقال لهم: "لن أجيب على أي أسئلة أخرى حول أفغانستان. أريد أن أتحدث عن الأشياء السعيدة... في عطلة نهاية الأسبوع هذه، سأحتفل بها. هناك شيء رائع يحدث!"

التعليق:


الحمد لله! مرة أخرى، تحولت أفغانستان إلى قضية مخيبة وصعبة للقوة الغازية المتعجرفة في الوقت الذي يشعر رئيسها بالضيق عندما يسمع اسم أفغانستان ويرى بأنه أمر سيئ. قبل ذلك بثلاث مرات عانى المحتلون البريطانيون من هزيمة مذلة في هذه الأرض الإسلامية، تلتها هزيمة مبدئية للسوفييت الاشتراكية في القرن العشرين. واليوم، في القرن الواحد والعشرين، تعرضت الولايات المتحدة وحلف شمال الأطلسي لهزيمة مخزية في أفغانستان مثل المحتلين السابقين.


رد بايدن على المراسلين هو جزء من جهد أمريكي لإخفاء هزيمتها المحرجة في أفغانستان عن أعين المجتمع الدولي. ومع ذلك، فإن الهزيمة العسكرية للولايات المتحدة وحلف شمال الأطلسي في أفغانستان تحولت إلى حقيقة واضحة للعالم. قبل عشرين عاماً، شجعت الولايات المتحدة العالم بأسره على شن حرب ضد عدوها الوهمي (الإسلام والأمة الإسلامية)، الذي اعتبرته التهديد العالمي الوحيد لفكرها وحضارتها في المستقبل. بينما لم تكن للإسلام دولة إسلامية حقيقية على الأرض. بعد عشرين عاماً، تم الكشف عن الطبيعة الحقيقية لسيناريو "الحرب على الإرهاب" حيث تم سحق أول قوة عظمى في العالم من عدد من المسلمين الذين لم يكن لديهم حتى القدرة على إنتاج النعال لأنفسهم لتغطية أقدامهم العارية.


في الواقع، أجبرت الهزيمة العسكرية المهينة الولايات المتحدة في أفغانستان على التفاوض بشأن صفقة مع مجموعة وصفتها ذات مرة بأنها "إرهابية" ولكنها غيرت رأيها الآن عما كان في عام 2001. لأنه في ذلك الوقت، رفضت الولايات المتحدة بجرأة أي محادثات مع طالبان وأصرت فقط على الحل العسكري من خلال تعزيز الاحتلال في أفغانستان والعراق. أما الآن فهي تصر على أن قضية أفغانستان ليس لها حل عسكري، وتجب معالجتها من خلال الحوار. وقعت الولايات المتحدة اتفاقية الدوحة مع طالبان لتأمين الانسحاب الآمن لقواتها تحت غطاء محادثات السلام، وإخلاء قاعدة باغرام الجوية أكبر قاعدة جوية لها في آسيا الوسطى. كانت باغرام رمزاً قوياً للقوة الأمريكية. حيث أنشأت الولايات المتحدة في باغرام سجوناً مروعة مثل غوانتنامو وأبو غريب حيث لم تُحترم فيها القيم الإنسانية وحقوق الأسرى. حتى إن الولايات المتحدة أرادت أن تتحول باغرام إلى مرساة رائدة للقوات الأمريكية في آسيا.


يأتي انسحاب القوات الأمريكية من أفغانستان في وقت لم تثبت فيه الوعود ببناء الأمة والدولة وإعادة الإعمار وحقوق الإنسان والديمقراطية والحرية، وكل ما تسمى بالقيم الغربية ليست سوى أكاذيب كبيرة حتى إنهم دمروا معداتهم، تاركين الأفغان مع آثار الحرب والفساد والفقر والشر.


تحاول الولايات المتحدة إخفاء فشلها والانتقام بإبقاء الطرفين المتحاربين من الأفغان في حالة حرب دائرة على السلطة والمناطق في أفغانستان من خلال مراقبة ضمان توازن الحرب بينهما. يريدون من الأفغان أن يواصلوا القتال فيما بينهم مرة أخرى مثلما فعل المجاهدون السابقون بعد هزيمة السوفييت لتشويه سمعة طالبان من ناحية، وعدم السماح لجماعة إسلامية بالتحول إلى نموذج منتصر للمسلمين الآخرين في العالم. ومن ناحية أخرى، يريدون الانتقام من الأفغان بإبلاغ العالم بأن الجماعات الإسلامية التي تدعي الإسلام لن تكون قادرة على معالجة مشاكل الناس. وبالتالي، فإنهم (الجماعات الإسلامية) هم الذين يشعلون الحروب والصراعات في المجتمعات المحلية.


لذا دعونا لا نفسد فخر المسلمين الأفغان الذين يقولون إن "أفغانستان تحولت إلى شوكة مدمرة في حلق المحتلين الأمريكيين" عن طريق تصعيد الحرب الأفغانية الداخلية. بدلاً من محاربة بعضنا بعضاً، يجب أن نحاول إحباط المخططات الشريرة للاحتلال واحداً تلو الآخر من خلال منح بعضنا بعضاً يد الأخوة القائمة على الإسلام، ونسيان مشاكلنا السابقة، وأخيراً الالتقاء في إطار أجندة إسلامية موحدة. علينا ألا نكتفي بالقضاء على الاحتلال في أفغانستان فقط، ولكن بدلاً من ذلك، يجب أن نكافح مع مسلمي المنطقة بأكملها للقضاء على الأيديولوجية الغربية وثقافتهم وقيمهم وهيمنتهم الاقتصادية وتأثيرهم الاستخباري والاستعماري في العالم تمهيدا لإقامة الخلافة الراشدة الثانية.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير
سيف الله مستنير
رئيس المكتب الإعلامي لحزب التحرير في ولاية أفغانستان

#أفغانستان
Afghanistan#
Afganistan#

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان