عجائب المنطق!!
عجائب المنطق!!

الخبر:   نشر موقع هسبريس مقالة لمصطفى الشنضيض، بعنوان: كلام في الخلافة، ولكن الموقع اخترع للمقال عنواناً فوق العنوان، سماه: باحث "ينسف" أوهام الحكم الإسلامي... آية التمكين وحديث الخلافة.

0:00 0:00
Speed:
February 14, 2018

عجائب المنطق!!

عجائب المنطق!!

الخبر:

نشر موقع هسبريس مقالة لمصطفى الشنضيض، بعنوان: كلام في الخلافة، ولكن الموقع اخترع للمقال عنواناً فوق العنوان، سماه: باحث "ينسف" أوهام الحكم الإسلامي... آية التمكين وحديث الخلافة.

التعليق:

يكاد يقضي القارئُ عجباً من المنطق الذي يسيطر على المقال، فكاتب من جهة يقرّ بأنه واقعيّ، وهو يعلم علم اليقين أن محمداً r جاء لتغيير الواقع الجاهلي الفاسد، إلى واقع يرضي الله سبحانه وتعالى، وإن لم يكن يعلم فهذه طامة كبرى، يتنطح للكتابة عن دين الإسلام ولا يعلم أن الإسلام جاء لتغيير الواقع الفاسد وليس لإقراره.

ومن عجائب منطق المقال استصغاره لـ"دعوى" إقامة الخلافة، فهي ليست عنده دعوى كبيرةً، وإلا لاستحقت أدلةً كبيرة - على حدّ قوله -، وكأن عشرات الآيات القطعية الثبوت القطعية الدلالة في وجوب الحكم بما أنزل الله، والأحاديث الكثيرة المبينة لشكل الحكم بأنه الخلافة، والأحاديث الكثيرة الموجبة على المسلمين جميعاً بيعة خليفة واحد، كأنها كلها لا تصلح عنده لأن تكون أدلة على "دعوى" وجوب الحكم بما أنزل الله في دولة سمى رسولُ الله r حاكمها "خليفة"، ووجوب أن يكون المسلمون في دولة واحدة يحكمهم رجل واحد اسمه "الخليفة"!

وعجيبة أخرى من عجائب المقال وَضْعُهُ عنوانَ: "عدم اجتماع الأمة على إمام واحد منذ القدم"، ثم يقول بعده: "منذ القرون الأولى للإسلام، لم تعرف البلاد الإسلامية حاكما واحدا يحكم المسلمين"، فهل حقاً كان هناك حاكم آخر يحكم المسلمين في الجزيرة العربية مع الرسول r؟ وهل كان هناك حاكم آخر يحكم المسلمين مع أبي بكر الصديق رضي الله عنه؟ وهل كان حاكم آخر يحكم المسلمين مع عمر رضي الله عنه وهو يحكمُ من الصين إلى المغرب؟ أم هل يريد كاتب المقال إيهام القراء وتضليلهم بالأمثلة التي ذكرها أن كل تاريخ المسلمين كان كما وصف؟

وعجيبة رابعة مناقشته لبعض الأدلة، وتركُ باقي الأدلة، فهل هكذا يكون منطق البحث ومنطق الإثبات والاستدلال؟ لعل كاتب المقال يرد بمثل ما قال في آخر مقاله: "إن هذا المقال لا يسمح بمزيد بسط وتحليل"، ونقول له: فهل المقال يسمح بالافتراء والتضليل والقياس الشمولي في غير موضعه؟

وعجيبة خامسة انفصال النتيجة عن مقدمتها، فكاتب المقال يستنتج من حديث: "تقوم الساعة والروم أكثر الناس" يستنتج منه: "وهذا يعني أنه سيظل الاختلاف الثقافي والتنوع العقدي والتعدد العرقي إلى أن يرث الله الأرض ومن عليها." الحديث يتكلم عن وقت قيام الساعة، ولكن كاتب المقال بمنطقه العجيب استنتج أن الاختلاف الثقافي والتنوع العقدي والتعدد العرقي سيظل إلى أن يرث الله الأرض ومن عليها...

وعجيبة العجائب، وأختم بها تعليقي هذا، خاتمتُه التي خصصها لواجب الوقت، وما يجب عمله فيه - على حد قوله - وإغراقُه في الواقعية، وحصر الإسلام في الجانب الأخلاقي والتزكوي عند الأفراد، وصرف الناس عن العمل لتحكيم شرع الله بقبول الواقع ومجاراته، ومساوقة الأمم الأخرى في "ما يحسنون وما لا يحسنون"، وإقرار دويلات المسلمين بأقطارها وحدودها ورؤساء بلدانها... فهل هذا هو الإسلام الذي أنزله الله سبحانه وتعالى؟ وهل هذا هو الإسلام الذي دعا إليه وأقامه رسولُ الله r؟ وهل هذا هو الإسلام الذي سار عليه المسلمون ثلاثةَ عشَرَ قرناً من الزمن؟ ألم يكونوا يسوقون الأمم الأخرى للهداية ودين الحق؟ وأنت تريد من المسلمين أن يقرّوا الرويبضات يمزقون المسلمين ويحكمونهم بأنظمة الكفر ويمكّنون دول الكفر من رقاب المسلمين ونهب ثرواتهم، وتريد من المسلمين أن يساوقوا الأمم في "ما يحسنون وما لا يحسنون"... إنها لإحدى الكُبَر!!

وللقراء الكرام كتيب "الخلافة" ليطلعوا على الخلافة على حقيقتها وليس كما وردت في مقال الكاتب المذكور.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

خليفة محمد – الأردن

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان