اجتماع ژنرال‌ها در العلمین: منازعه برای نفوذ به قیمت خون امت
اجتماع ژنرال‌ها در العلمین: منازعه برای نفوذ به قیمت خون امت

خبر:

0:00 0:00
Speed:
July 09, 2025

اجتماع ژنرال‌ها در العلمین: منازعه برای نفوذ به قیمت خون امت

اجتماع ژنرال‌ها در العلمین: منازعه برای نفوذ به قیمت خون امت

خبر:

در سی‌ام ژوئن/ژوئن 2025، عبدالفتاح السیسی، رئیس نظام مصر، از عبدالفتاح البرهان، فرمانده ارتش سودان، و خلیفه حفتر، فرمانده ارتش به اصطلاح ملی لیبی، به همراه دو پسرش خالد و صدام، در شهر جدید العلمین استقبال کرد. این دیدار در تلاش برای مهار بحران مثلث مرزی بین لیبی، سودان و چاد صورت گرفت که به دلیل درگیری بین ارتش سودان به رهبری البرهان و نیروهای پشتیبانی سریع به رهبری محمد حمدان دقلو (حمیدتی) شاهد تشدید خطرناکی است و به مرزهای مصر نزدیک می‌شود.

تبصره:

ترس السیسی از گسترش دامنه این درگیری، به ویژه پس از متهم شدن حفتر از سوی البرهان به حمایت از نیروهای حمیدتی، محرک اصلی این دیدار بود. به نظر می رسد که السیسی عمداً حمیدتی را از این دیدار حذف کرد، اگرچه او طرف اصلی در مناقشه است، که نشان دهنده تمایل او به حفظ گفتگو در دایره ژنرال های سنتی و به حاشیه راندن نیروهای نظامی غیرنظامی است که تابع سلسله مراتب رسمی مرسوم در ارتش ها نیستند.

به نظر می‌رسد که تفاهم اولیه‌ای بین السیسی، البرهان و حفتر در مورد لزوم بی‌طرف کردن حمیدتی وجود دارد و شاید وجود او را تهدیدی بدانند که باید به آن پایان داد. علیرغم اینکه السیسی به طور جداگانه با البرهان و حفتر دیدار کرد، اما دو طرف در جریان این دیدار رو در رو با هم دیدار کردند، جایی که البرهان اتهامات خود را مبنی بر حمایت حفتر از حمیدتی تکرار کرد، در حالی که حفتر آن را قاطعانه رد کرد، که باعث شد البرهان تاکید کند که شواهدی در اختیار دارد که حفتر یا اطرافیانش را محکوم می کند و از جمله این شواهد:

  • گزارش‌های سازمان ملل که بر وجود یک شبکه تدارکات نظامی که به نیروهای پشتیبانی سریع خدمت می‌کند و از طریق لیبی، چاد و سودان جنوبی عبور می‌کند، تأکید می‌کند.

  • اجازه انتقال سلاح از لیبی به سودان توسط مزدوران واگنر روسیه، که نشان دهنده دخالت حفتر است.

  • حمایت قبلی امارات از حمیدتی و حفتر، که نشان دهنده وجود یک شبکه منافع اماراتی است که از صحنه لیبی برای حمایت از نیروهای حمیدتی استفاده می کند.

  • توافق حفتر با رئیس جمهور چاد برای عبور محموله های سلاح از طریق خاک چاد پس از تشدید ممنوعیت هوایی در فرودگاه های لیبی.

با توجه به این داده ها، به نظر می رسد که اتهامات البرهان بیهوده نیست، و حتی اگر خود حفتر در این حمایت دخیل نباشد، این احتمال وجود دارد که پسرانش و در راس آنها صدام، این عملیات را هماهنگ کرده اند، به ویژه در سایه نفوذ فزاینده او در جنوب لیبی.

علیرغم اینکه این سه نفر منافع مشترکی دارند، همه آنها به حکومت نظامی متکی هستند و از فروپاشی نظام‌های خود می‌ترسند:

  • السیسی به دنبال تامین امنیت مرزها و جلوگیری از نفوذ سلاح به داخل مصر است

  • و البرهان می خواهد خطوط تدارکاتی حمیدتی را از طریق لیبی قطع کند

  • و حفتر در تلاش است تا کنترل خود را بر جنوب لیبی، که سرشار از ثروت است، گسترش دهد

اما این نشست بدون دستیابی به هیچ توافق واقعی پایان یافت، بلکه برعکس، تنش ها افزایش یافت، زیرا البرهان و حفتر اتهاماتی را علیه یکدیگر رد و بدل کردند و هر طرف به موضع خود پایبند بود.

با شکست این نشست، به احتمال زیاد منطقه مثلث مرزی به صحنه درگیری سه جانبه (سودانی، لیبیایی، مصری) تبدیل خواهد شد و حمیدتی از این هرج و مرج برای تجدید سازماندهی صفوف خود استفاده خواهد کرد. واقعیت دردناک همچنان به قوت خود باقی است. هر طرف بر اساس محاسبات منافع شخصی خود عمل می کند، بدون در نظر گرفتن این که این درگیری ها چه تخریب هایی را به همراه دارد که فرزندان امت با خون و ثروت خود هزینه آن را می پردازند، ثروتی که به غنیمتی تبدیل شده است که غرب استعمارگر آن را تقسیم می کند.

حتی اگر توافقی بین السیسی، البرهان و حفتر منعقد شود، این پایان خوشی نخواهد بود، بلکه نقطه اوج این فاجعه خواهد بود. این توافق به معنای تثبیت ژنرال‌های مزدور آمریکا به عنوان قیم امت و تثبیت الگوی استبدادی نظامی به عنوان شکل طبیعی حکومت است که به آمریکا کنترل بیشتری از طریق ابزارهای محلی خود می‌دهد.

جای تعجب نیست، زیرا حفتر مرد آمریکا است، سی سال در سایه او زندگی کرد و به دستور او به لیبی بازگشت تا دستور کار خود را اجرا کند و از بازوهای منطقه ای خود و کسانی که به او چسبیده اند مانند امارات، ترکیه و مصر کمک می گیرد. اما البرهان، فساد و دست داشتن خود را در شبکه های قاچاق طلا و مس ثابت کرد و از پیشینیان خود پیشی گرفت. هر دوی این مردان و کسانی که از آنها پیروی می کنند، تنها ابزارهای ارزانی در دست آمریکا هستند که نمی خواهد این امت سربلند شود. رسول خدا ﷺ راست گفت که فرمود: «نابودى دنيا نزد خدا آسان‌تر است از كشتن يك مسلمان».

تمام راه هایی که امروز اداره می شوند به یک نتیجه می رسند: تثبیت نفوذ غرب در کشورهای مسلمان و تفاوتی بین آنها نیست جز در اینکه غرب چه کسی را به عنوان وکیل خود انتخاب می کند.

کشورهای موجود در کشورهای مسلمان امروز، مرزها و نظام‌های آنها، همگی ساخته دست استعمارگران و همگی ابزاری برای خدمت به آنها هستند. راه حل واقعی، بلکه تنها راه حل، بازگشت اسلام به حکومت در سایه خلافت راشده بر اساس روش نبوت است که امت را متحد می کند، استعمارگران را بیرون می راند و حاکمیت را به شریعت و کرامت را به امت باز می گرداند.

هیچ گروهی برای این هدف والا با بصیرت در کار خود تلاش نمی کند و بر اساس روش رسول خدا ﷺ گام بر نمی دارد، مگر حزب التحریر، که پروژه خلافت را با درک سیاسی و شرعی دقیق در دست دارد و آن را در اختیار امت قرار می دهد. پس بر امت است که پیرامون آن گرد آیند و با آن کار کنند تا بار دیگر پرچم اسلام بر فراز سرزمین ها به اهتزاز درآید.

﴿وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللهِ * يَنصُرُ مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ﴾

نوشته شده برای رادیو دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

عبدالرحمن شاکر - ولایت مصر

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان