العلاقة بين الدولة والمافيا في النظام الرأسمالي هي حقيقة لا يمكن إنكارها
العلاقة بين الدولة والمافيا في النظام الرأسمالي هي حقيقة لا يمكن إنكارها

الخبر:   في الاقتراح المقدم من حزب الشعب الجمهوري في الجمعية العامة لمجلس البرلمان التركي الوطني الكبير، بناءً على ادعاءات زعيم الجريمة المنظمة سيدات بيكر، والذي يقتضي فتح تحقيق بشأن علاقة المافيا داخل الدولة والسياسة، حيث تم رفض هذا الاقتراح من حزب العدالة والتنمية وحزب الحركة القومية. (صحيفة كون بويو، 2021/06/03م)

0:00 0:00
Speed:
June 07, 2021

العلاقة بين الدولة والمافيا في النظام الرأسمالي هي حقيقة لا يمكن إنكارها

العلاقة بين الدولة والمافيا في النظام الرأسمالي هي حقيقة لا يمكن إنكارها

الخبر:

في الاقتراح المقدم من حزب الشعب الجمهوري في الجمعية العامة لمجلس البرلمان التركي الوطني الكبير، بناءً على ادعاءات زعيم الجريمة المنظمة سيدات بيكر، والذي يقتضي فتح تحقيق بشأن علاقة المافيا داخل الدولة والسياسة، حيث تم رفض هذا الاقتراح من حزب العدالة والتنمية وحزب الحركة القومية. (صحيفة كون بويو، 2021/06/03م)

التعليق:

كلما ذُكرت السلطة السياسية في تركيا ذكرت المافيا والعصابات، إذ إن السلطة السياسية في تركيا تستند في وجودها إلى العصابات والهياكل العميقة، ولا حل لها غير ذلك. لقد ادت اعترافات سيدات بيكر أمام الرأي العام حول العلاقة بين الثلاثي؛ الدولة والمافيا والسياسة، إلى فضيحة سوسورلوك جديدة. كما هو معروف، قبل 25 عاما وتحديدا في عام 1996، ونتيجة لحادث سيارة وقع قضاءً، ظهرت حينها العلاقة بين الدولة العميقة وهياكل الدولة، التي كان وجودها دائما مثيرا للجدل، فبعد وقوع حادث سوسورلوك تم الكشف عن العديد من البيروقراطيين، بمن فيهم أولئك الذين يديرون البلاد، ممن كانوا متورطين مع العصابات والمافيا.

بادئ ذي بدء، فإن الحقيقة الأساسية التي يجب تذكرها هي أن الهياكل غير الحكومية، أو العصابات كما هو معروف اليوم، هي جزء من الدولة التي تطبق الرأسمالية. إن العصابات هي إحدى مؤسسات القمع التي تم إنشاؤها لحماية مصالح الطبقات الحاكمة في الدولة العلمانية الرأسمالية. في تاريخ تركيا، كانت الاغتيالات والمجازر وتصفية المنشقين والاعتداءات الاستفزازية التي نفذت قبل 12 آذار وطوال السبعينات، وكذلك جرائم القتل المظلمة بعد 12 أيلول، وخاصة في التسعينات، كلها من صنع هذه العصابات التي كانت تعمل مع الدولة. فكل هذه الأعمال تحمل توقيع هذه العصابات والمافيا، سعدي شيرازي له مقولة جميلة بهذا الخصوص مفادها: "أن قاطعي الطريق لا يمكن لهم الهجوم على القافلة، دون تجاهل الحاكم إياهم"، وهذا ينطبق بالضبط على واقع اليوم. لقد تمت تصفية بعض العصابات التي داهمت القوافل إما لأن مدة صلاحيتها قد انتهت أو لأنها خدمت طبقة حاكمة مختلفة أو دولة عظمى أو تم التنكر والتغطية القانونية عليها من خلال ضمها إلى جسم الدولة. إن شبكة العلاقات التي تم الكشف عنها اليوم من خلال إبلاغ جزء صغير من قذارة أحد قادة المافيا ليست سوى الحقيقة المظلمة للدولة الرأسمالية نفسها وحكومة حزب العدالة والتنمية العلمانية.

لو لم تفسح حكومة حزب العدالة والتنمية الطريق لها، لما كان بإمكان قطاع الطرق "اقتحام القافلة"، فلقد قامت شبكة المافيا هذه، والتي هي جزء من الطبقة الحاكمة، بمهمة ترهيب المعارضة والمجتمع تارة، وتنفيذ جرائم تارة أخرى، كل ذلك بحسب ما تقتضيه الضرورة. إن جهود أولئك الذين يشكلون جزءاً من هذا القيح الذي ينسكب اليوم، ليست سوى اعترافات بهذا كله.

من المعروف أن الجمهورية التركية العلمانية لها علاقة بالمافيا والعصابات منذ إنشائها، لأنه إذا تم إنشاء منظمة للجريمة المنظمة أو المافيا في بلد ما، فمن المستحيل على الدولة على أن لا تكون على علم بذلك. لأن هناك أجهزة وتشكيلات استخباراتية جادة للغاية تتعلق بأمن الدولة. لهذا السبب فإن المافيا تعمل بشكل عملي مع مختلف مؤسسات الدولة. لكن بشكل عام فإن القول بأن المافيا والعصابات تُستخدم كجماعات للجريمة المنظمة هو قول يجمع عليه كل قطاع مؤثر داخل الدولة أو الدولة نفسها.

إن الإسلام لا يتغذى على المافيا والعصابات، ولا يستخدمها بما يتماشى مع مصالحه، كما لا يسمح باستخدامها سواء في فهم الملكية أو القانون الجنائي أو الفكر الذي يتبناه. بل بالعكس فإن الإسلام سيدمر بالكامل كل العناصر التي قد تكون سببا في نمو مثل هذه الظواهر، ودولة الخلافة ستعاقب العصابات التي تشكل تهديدا لأمن الدولة ولن تسمح الدولة لنفسها استخدام مثل هذه الشبكات لتحقيق مصالحها الخاصة. قال تعالى: ﴿إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴾ [المائدة: 33]

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

أرجان تكين باش

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان