الانتخابات الأمريكية وأزمة القيادة في الغرب!
الانتخابات الأمريكية وأزمة القيادة في الغرب!

الخبر:   تمّ ترشيح كامالا هاريس من قبل الحزب الديمقراطي للانتخابات الرئاسية لعام 2024. وقال رئيس اللجنة الوطنية للحزب الديمقراطي إنها حصلت على ما يكفي من أصوات المندوبين لتصبح مرشحة حزبها للرئاسة.

0:00 0:00
Speed:
August 07, 2024

الانتخابات الأمريكية وأزمة القيادة في الغرب!

الانتخابات الأمريكية وأزمة القيادة في الغرب!

(مترجم)

الخبر:

تمّ ترشيح كامالا هاريس من قبل الحزب الديمقراطي للانتخابات الرئاسية لعام 2024. وقال رئيس اللجنة الوطنية للحزب الديمقراطي إنها حصلت على ما يكفي من أصوات المندوبين لتصبح مرشحة حزبها للرئاسة.

التعليق:

إن الغرب يعاني من أزمة قيادة حادّة. ولتوضيح هذا القول، نحتاج إلى مراجعة الانتخابات التي أُجريت أو ستُعقد في عام 2024 في مختلف الدول الأوروبية والولايات المتحدة. ومن خلال رؤية ذلك، نستنتج تماماً أنّ المرشّحين الذين يريدون تولي مناصب في هذه البلدان يُنظر إليهم على أنهم إما مرضى عقلياً أو ليس لديهم أيديولوجية مدفوعة بالقيم أو غير مؤهلين من حيث القيادة السياسية.

في الولايات المتحدة، أُجبر بايدن البالغ من العمر 81 عاماً على الانسحاب من السباق الرئاسي بينما تمّ تأييد كامالا هاريس للوقوف ضدّ دونالد ترامب. والجزء المثير للسّخرية هو أنّ الناخبين الأمريكيين ليس لديهم خيار آخر سوى القفز من المقلاة إلى النار. فدونالد ترامب شخص نرجسي وذهاني بينما تفتقر كامالا هاريس إلى القدرات القيادية المطلوبة لإدارة البلاد.

لا يُنظر إلى هذه المشكلة على أنها متفشية في الولايات المتحدة فحسب، بل تُرى مثل هذه الأزمة أيضاً في أوروبا. لقد أوجدت نتيجة الانتخابات التشريعية الفرنسية وفوز ائتلاف اليسار العديد من الشكوك حول المستقبل السياسي لهذا البلد في نظر الجمهور؛ وعلاوةً على ذلك، فقد أضافت إلى تعقيد انتخاب رئيس الوزراء القادم للبلاد. كما أثّرت أزمة القيادة على المملكة المتحدة؛ حيث تولى أربعة رؤساء وزراء مناصبهم وتركوها على مدى السنوات الأربع الماضية. وبعد خروج بريطانيا من الاتحاد الأوروبي، لا تزال المملكة المتحدة تكافح من أجل العثور على زعيم سياسي مناسب لكنها لم تتمكن من الحصول عليه.

يُظهر مثل هذا الوضع أزمة قيادة عميقة في الغرب. ومن الواضح أنّ القادة الحاليين الذين يتولون السلطة في أوروبا والولايات المتحدة ليسوا محلا للمقارنة مع القادة قبل بضعة عقود؛ ومن حيث سمات القيادة والفعالية وفهم السياسة الدولية والقيم الغربية، يبدو أنهم في مستوى منخفض للغاية مقارنةً بالزعماء السابقين. وبالنظر بعناية إلى خطابات وأجندات هؤلاء، سيكتشف المرء أنهم يفتقرون إلى تلك القيم الغربية التي كانت بلدانهم وقادتهم السابقون يدعون العالم إليها لسنوات.

وبالمثل، من حيث الأيديولوجية القائمة على القيم، وامتلاك الكاريزما للتأثير على منافسيهم وتوحيد حلفاء أمريكا، فإن دونالد ترامب وكامالا هاريس مختلفان تماماً عن رؤساء الولايات المتحدة الذين قادوا البلاد قبل بضعة عقود. فاليوم، تواجه أمريكا عقلية عديمة الخبرة ومتعبة، ما جعل مصداقيتها السياسية معرّضة لخطر أكبر. وهذا يعني أن بايدن هو رمز لأمريكا المشلولة، وترامب هو رمز لأمريكا المجنونة، وكامالا هاريس هي رمز لشخصية ضعيفة ذات خلفية غريبة.

ومع ذلك، فإن الحكومات الغربية العظيمة، بما في ذلك الولايات المتحدة، لديها مؤسسات وأجهزة يمكنها الحدّ من التأثير السلبي لقادتها غير الشعبيين إلى حد ما. وبينما تخضع هذه المؤسسات لسيطرة الشخصيات الضعيفة نفسها، فمن المحتمل أن تصبح أيضاً ضعيفة وفاسدة.

تكشف هذه الأزمة بوضوح عن تراجع وتخلّف الغرب. عندما تتدهور الأيديولوجيات، فإنها تفقد القدرة على إنتاج قادة فعالين. والغرب حالياً في مثل هذا المكان. ولكن من المؤسف أن نرى حكام البلاد الإسلامية يتحولون إلى أدوات في أيدي هؤلاء الزعماء الضعفاء المجانين، ويخدمونهم بكل ولاء! وبالإضافة إلى الفرص الأخرى، فإنّ أزمة القيادة في الغرب قد وفرت للأمة الإسلامية أعظم فرصة للاستفادة سياسياً من هذه الأزمة والتحرّر من نفوذ هؤلاء الزعماء الضعفاء. إنّ العالم اليوم في حاجة ماسة إلى قادة مؤمنين، أتقياء، حكماء، عادلين، مثابرين، لا يقودون المسلمين فحسب، بل يكونون أيضاً قدوةً في القيادة للدول الأخرى. ولا شكّ أن الخلافة الراشدة الثانية على منهاج النبوة هي التي ستأتي بأشجع وأحكم وأعدل القادة بين الأمة، الذين سينقذون العالم من شرّ دجال هذا القرن والحكومات الرأسمالية الغربية.

﴿قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

عمر خليل بلخي – ولاية أفغانستان

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان