الانتقال من نفوذ مستعمر إلى آخر (مترجم)
الانتقال من نفوذ مستعمر إلى آخر (مترجم)

نقل موقع "تينجري نيوز" في 24 كانون الثاني/يناير عن وزير خارجية كازاخستان قوله: "إن المفاوضات التي بدأت بشأن القضية السورية في 23 كانون الثاني/يناير في أستانة قد انتهت. وقد تمت المحادثات في فندق ريكسوس أستانة وراء الأبواب المغلقة.

0:00 0:00
Speed:
February 23, 2017

الانتقال من نفوذ مستعمر إلى آخر (مترجم)

الانتقال من نفوذ مستعمر إلى آخر

(مترجم)

الخبر:

نقل موقع "تينجري نيوز" في 24 كانون الثاني/يناير عن وزير خارجية كازاخستان قوله: "إن المفاوضات التي بدأت بشأن القضية السورية في 23 كانون الثاني/يناير في أستانة قد انتهت. وقد تمت المحادثات في فندق ريكسوس أستانة وراء الأبواب المغلقة. وقد أيدت وفود من الجمهورية الإسلامية والاتحاد الروسي وجمهورية تركيا البيان المشترك لوزراء الخارجية في موسكو في كانون الأول/ديسمبر 2016 ومجلس الأمن الدولي لانطلاق المحادثات بين الحكومة السورية والمعارضة المسلحة. ونحن نقدر مشاركة المبعوث الخاص لمجلس الأمن التابع للأمم المتحدة في المحادثات السورية ونؤكد من جديد التزامنا بفكرة سيادة ووحدة الجمهورية السورية باعتبارها بلداً متعدد الأعراق والأديان، وهو ما كفله مجلس الأمن الدولي".

التعليق:

لقد مرت حوالي ست سنوات منذ أن بدأت الثورة في سوريا. وقد كانت هذه الثورة في البداية تشبه الثورات في مصر وتونس وليبيا وغيرها، ولكن مع مرور الوقت، اكتسبت شكلاً محدداً. فقد تحولت الدعوات إلى وقف الاستبداد إلى دعوات لقلب نظام الحكم المستبد وإقامة نظام الحكم الإسلامي؛ دولة الخلافة على منهاج النبوة.

وتبقى الحقيقة البارزة أنه منذ بداية الثورة في سوريا وحتى يومنا هذا، حاول الكافر المستعمر الذي تمثله أمريكا وعملاؤها في المنطقة مثل تركيا وإيران والسعودية، الذين يتبعون الأنظمة العلمانية، حل الصراع بين المسلمين ونظام أسد الإجرامي. كم هو محزن أن نستعين بالكافر المستعمر لحل مشاكلنا، غارقين في الكفر والظلام، بينما يقول الله سبحانه وتعالى: ﴿وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً﴾ [النساء: 141]

ونحن نرى أنه حتى يومنا هذا قد فشلت كل المحاولات الأمريكية ومحاولات عملائها ليضللوا أهل سوريا المسلمين عن مطالبهم بإسقاط نظام أسد الاستبدادي، بل وقد فشلوا حتى في دفعهم للتخلي عنها. وهكذا، فإن أمريكا تستخدم أخبث الطرق وأقبحها لخلط الباطل بالحق من أجل أن تضلل الناس بأن هذا السم الزعاف هو البديل الوحيد الصحيح لإنهاء الثورة.

وعن طريق عملائها في المنطقة مثل تركيا والسعودية وغيرها، تحاول أمريكا رشوة الفصائل المتحاربة بالمال السياسي القذر وتستقطبهم أيضاً بالسلاح والمساعدات والذخيرة. وهكذا، فإن أمريكا تربط بقوة الفصائل الموقعة وتطلب منهم الالتزام بتعهداتهم مقابل مدهم بالمساعدات العسكرية وغيرها. والنتيجة هي أن بعض الفصائل بدأت تصرح أنهم يتصورون مستقبل سوريا كدولة علمانية. وخلال المحادثات في كازاخستان اتفقوا على كل شيء، ولكن ليس على المطالبة بإسقاط نظام أسد المستبد وإقامة الخلافة على منهاج النبوة. فهل قادة الفصائل المتناحرة جاهلون وعميان لدرجة أنهم لا يبصرون مستقبلهم في كازاخستان؟! وكازاخستان هي في الأصل أرض إسلامية، وقد كانت تحكم بأحكام الله سبحانه وتعالى. ولكن في أواخر القرن التاسع عشر، احتلت روسيا القيصرية هذه البلاد ومن ثم صارت في يد النظام الشيوعي في بداية القرن الماضي. وقد حصلت كازاخستان على ما يسمى الاستقلال بعد انهيار الاتحاد السوفياتي. وجاء إلى السلطة نور سلطان نزارباييف، الممثل السابق للحزب الشيوعي، ونظامه لا يختلف كثيراً عن نظام بشار أسد.

وقد عاش الناس الذين تقيدهم هذه الحدود التي وضعها الكفار المستعمرون وفق أحكام الإسلام منذ قرون. وممثل أهل هذه السهول هو السلطان المميز بيبرس. ولكن، على الرغم من تاريخ الإسلام الطويل، فإن البلاد ما تزال تحت نير الطغيان والحكومة العلمانية. وما يسمى "استقلال" كازاخستان المزعوم، يعتبر استقلالاً شكلياً زائفاً، فما زالت البلاد، في الواقع، ترزح تحت ضغط روسيا ومطالبها خدمة للغرب.

ألا يدرك قادة الفصائل العسكرية أن أي اتفاق يقوم من خلاله الكافر المستعمر بتقديم المساعدة في إقامة دولة أو تحقيق الاستقلال هو اتفاق مصيره الفشل التام. يمكنهم الاعتبار من الأمثلة الكثيرة في تاريخ بلادنا. ولكن لن نذهب بعيداً، فيكفي النظر إلى ما حصل في تونس وليبيا ومصر. ما الذي تغير في هذه البلاد؟! فالنظام العلماني ما زال قائماً وقد ذهب طاغية وخلفه طاغية آخر.

هل تعتقدون أن الكفار المستعمرين الذين كبلوكم عن طريق الاتفاقيات والاستقلال الموهوم، سيخلون سبيلكم ولا يلزمونكم بما اتفقتم عليه وأنهم سيتركون المسلمين يعيشون في سلام؟! انظروا إلى مكان الرئيس المصري مرسي الآن! هل تعتقدون أن الكفار المستعمرين سيمنحونه حرية الإرادة؟! أو سيسمحون بانتخابات حرة مستقلة؟! بالطبع، كلا! فالكفار المستعمرون يسمحون بالانتخابات فقط لأنهم يسيطرون على أفكارهم العلمانية. وهل تعتقدون أن الكفار المستعمرين يفاوضونكم لأنهم لا يملكون أي خيار؟ كلا!!! إنهم يفاوضونكم لأنكم وافقتم على شروطهم التفاوضية وقبلتم بما يريدونه! ألا يقول الله سبحانه وتعالى في كتابه العزيز: ﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً﴾ [الأحزاب: 21]

وإذا نظرنا إلى سيرة نبينا الحبيب محمد صلى الله عليه وسلم، سنلاحظ أنه حتى في أصعب لحظات حياته، عندما توفي عمه أبو طالب وزوجته خديجة رضي الله عنها، فعندما طلب النبي محمد صلى الله عليه وسلم النصرة من القبائل العربية لم يساوم ولم يقدم التنازلات؛ فقد اتبع صلى الله عليه وسلم أمر الله ولم يحد عنه قيد شعرة.

ولذلك، يجب على الثوار في سوريا لنيل حريتهم، وخاصة قادة الفصائل العسكرية، الاقتداء بالنبي محمد صلى الله عليه وسلم. ولنصرة الإسلام والمسلمين ليس هناك سبيل آخر. ونسأل الله الثبات والعون والنصر.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

إلدر خمزين

عضو المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان