الأونروا أداة لابتزاز أهل فلسطين والتحكّم بحياتهم وبمصائرهم وعقول أجيالهم
الأونروا أداة لابتزاز أهل فلسطين والتحكّم بحياتهم وبمصائرهم وعقول أجيالهم

إيقاف الولايات المتّحدة الأمريكية وعدد من الدول تمويلها للأونروا.

0:00 0:00
Speed:
February 09, 2024

الأونروا أداة لابتزاز أهل فلسطين والتحكّم بحياتهم وبمصائرهم وعقول أجيالهم

الأونروا أداة لابتزاز أهل فلسطين والتحكّم بحياتهم وبمصائرهم وعقول أجيالهم

الخبر:

إيقاف الولايات المتّحدة الأمريكية وعدد من الدول تمويلها للأونروا.

التعليق:

لقد كان قرار عدد من الدول إيقاف تمويل وكالة غوث وتشغيل اللاجئين الفلسطينيين التابعة للأمم المتحدة (الأونروا) والتي أنشئت عام 1949 عقب الاحتلال الصهيوني لمعظم الأراضي الفلسطينية مثار جدل وتعليق من الساسة والإعلاميين والناشطين وحتّى الرأي العامّ. وقد ركّزت معظم المواقف والتعليقات على ما سوف يترتّب على هذا القرار من ضرر على عشرات الآلاف من الفلسطينيين المستفيدين من إعانات الأونروا ووظائفها، لا سيّما الذين يعيشون في المخيّمات داخل فلسطين وخارجها.

قد تكون ثمّة قراءات وتحليلات متعدّدة للخلفية السياسية لهذا القرار ومدى جدّيته والغاية منه. وتعليقي هنا سيلتفت إلى الجانب المبدئي لا إلى التحليل السياسي.

لا يخفى على أحد أنّ هيئة الأمم المتّحدة هي أداة من أدوات الدول الكبرى في فرض إرادتها على العالم، وفي مقدّمة هذه الدول الولايات المتّحدة الأمريكية ذات الكلمة العليا فيها. وعليه فإنّ إنشاء وكالة الأونروا عقب الاحتلال الصهيوني سنة 1948 إنّما هو تكملة للقرار الدولي الذي أفضى إلى هذا الاحتلال، أي قرار هيئة الأمم المتّحدة الذي استصدرته الولايات المتّحدة الأمريكية عام 1947 بتقسيم فلسطين بين دولة يهودية وأخرى فلسطينية. وكان من أهمّ غايات إنشاء هذه الوكالة إظهار الدول الكبرى والمنظّمة الدولية بمظهر المحايد المساعد للنازحين والوسيط الذي ينبغي أن يلجأ إليه الفلسطينيون للبحث عن حلّ لمشكلاتهم، وفي مقدّمتها قضيّة اللاجئين وحقّ عودتهم إلى ديارهم. وهكذا يتحوّل الجاني الأكبر الذي اتّخذ القرار بقيام كيان الاحتلال إلى حَكَم ووسيط محايد، بل منجد ومغيث لأهل فلسطين!

لقد كان وَكل حكّام المسلمين أمرَ اللاجئين لمنظّمة دولية يهيمن عليها أعداء فلسطين والعالم الإسلامي بأسره إحدى الجرائم الكبرى التي ارتكبها هؤلاء الحكّام منذ ذلك اليوم وحتّى يومنا هذا، إذ جُعلت إغاثة الملايين من المنكوبين الذين شرّدوا من ديارهم في أيدي أعداء الأمّة، بحيث جُعلت هذه الإغاثة أداة لابتزازهم وللتحكّم بحياتهم وبمصائرهم وعقول أجيالهم. وكان من آخر تجلّيات تحكّم وكالة الأونروا ابتزازها أهل فلسطين لتسويق أفكار الجندرة واتفاقيّة سيداو، عبر مناهج التعليم والدورات التدريبية وما شاكلها، حتّى داخل قطاع غزّة نفسه الذي تتولّى حماس السلطة فيه منذ سنوات طويلة. فكانت هذه الوكالة سبيلاً للكفار على المسلمين رضيت به أنظمة العالم الإسلامي طوال عشرات السنين بدل أن تتحمّل هي مسؤولية إغاثة المنكوبين المشرّدين من أبناء أمتّها، ولم يكترث هؤلاء الحكّام لقول الله تعالى: ﴿وَلَن يَجعَلَ اللهُ لِلكافِرينَ على المؤمنينَ سَبيلاً﴾. وها هو التهديد بإيقاف تمويل الأونروا ومن ثَمّ تعطيل عملها يُستخدم في مرحلة حرجة ليشكّل ابتزازاً وضغطاً على أهل فلسطين لإخضاعهم لتسوية تريد الولايات المتّحدة فرضها بالقوّة على جميع الأطراف.

عسى هذا الذي جرى يعيد تذكير المسلمين بخطورة الركون إلى أعدائهم الكافرين وخطورة الاتّكاء إليهم، وعساهم يستحضرون معاني قوله تعالى: ﴿أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَكُواْ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللهِ وَلاَ رَسُولِهِ وَلاَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَاللهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ﴾، قال الطبري رحمه الله في تفسير الوليجة: (هو الشيء يدخل في آخر غيره، يقالُ منه: "ولج فلان في كذا يلجِه، فهو وليجة". وإنما عنى بها في هذا الموضع: البطانة من المشركين. نهى الله المؤمنين أن يتّخذوا من عدوّهم من المشركين أولياء، يفشون إليهم أسرارهم، ﴿وَاللهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ﴾، يقول: والله ذو خبرة بما تعملون، من اتّخاذكم من دون الله ودون رسوله والمؤمنين به أولياءَ وبطانةً، بعدما قد نهاكم عنه).

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

أحمد القصص

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان