الأزمة المالية لعام 2008 كلفت كل أمريكي 70000 دولار
الأزمة المالية لعام 2008 كلفت كل أمريكي 70000 دولار

بحسب بلومبيرغ في 13/8/2018، لم تشكل أمريكا أبدًا النمو الذي خسرته في الأزمة المالية العالمية عام 2008 والركود الذي أحدثته. وبعد مرور عقد من الزمان، لا تزال الأسر الأمريكية تحسب التكاليف. ولا يزال الناتج المحلي الإجمالي أقل بكثير مما كان سينطوي عليه اتجاهها عام 2007 ومن غير المحتمل أن يشكل الاقتصاد أي خسارة على الإطلاق، وذلك وفقًا لبحث أعده بنك الاحتياطي الفيدرالي في سان فرانسيسكو نشر يوم الاثنين. وستكلف هذه الضربة متوسط دخل الفرد الأمريكي الذي يبلغ 70000 دولار حسب تقديراتهم.

0:00 0:00
Speed:
August 17, 2018

الأزمة المالية لعام 2008 كلفت كل أمريكي 70000 دولار

الأزمة المالية لعام 2008 كلفت كل أمريكي 70000 دولار

(مترجم)

الخبر:

بحسب بلومبيرغ في 2018/08/13، لم تشكل أمريكا أبدًا النمو الذي خسرته في الأزمة المالية العالمية عام 2008 والركود الذي أحدثته. وبعد مرور عقد من الزمان، لا تزال الأسر الأمريكية تحسب التكاليف.

ولا يزال الناتج المحلي الإجمالي أقل بكثير مما كان سينطوي عليه اتجاهها عام 2007 ومن غير المحتمل أن يشكل الاقتصاد أي خسارة على الإطلاق، وذلك وفقًا لبحث أعده بنك الاحتياطي الفيدرالي في سان فرانسيسكو نشر يوم الاثنين. وستكلف هذه الضربة متوسط دخل الفرد الأمريكي الذي يبلغ 70000 دولار حسب تقديراتهم.

التعليق:

يصادف هذا العام الذكرى السنوية العاشرة للأزمة المالية العالمية لعام 2008، والتي تعتبر ثاني أزمة مالية رئيسية في العصر الحديث التي تتسبب في انهيار عام لقيم السوق المالية. إن انفجار فقاعة ما يسمى "دوت كوم" بين عامي 2000 و2002 لم يكن انهيارًا عامًا، بل كان محددًا لصناعة تكنولوجيا المعلومات المزدهرة حديثًا التي كانت تعد أكثر بكثير مما كان من الممكن أن يحقق. حيث شهد يوم الاثنين الأسود، في 19 تشرين الأول/أكتوبر 1987، أكبر نسبة مئوية في تاريخ وول ستريت، وما كان عام 1987 و2008 من القواسم المشتركة التي لم تكن محصورة في أسواق معينة، بل كانت سهمًا نظاميًا وضارًا وسندات وذهباً وسلعاً، وسرعان ما تسبب في الذعر في جميع أنحاء العالم. إذا بدا عام 2008 منذ وقت طويل بالنسبة للبعض، فإن تقرير البنك الاحتياطي الفيدرالي في سان فرانسيسكو يظهر أن الآثار والتأثيرات ما زالت معنا، وبينما قام التقرير بجرد التكلفة على الأمريكيين، فقد عانى العالم كله وما زال يعاني من الرأسمالية. وقد اندلعت أزمة الديون الأوروبية بسبب الحادث وهددت بإسقاط الاتحاد الأوروبي والعملة الموحدة، وما زال الخطر قائما.

وكان الحافز لأزمة 2008 انهيار بنك ليمان براذرز، الذي تسبب في الصدمة والخوف من خلال إظهار أن البنوك الأمريكية ليست "أكبر من تفشل". وفي غضون شهر، أرغم النظام المالي العالمي الحكومات على ضخ رؤوس الأموال في مصارفها لمنع انهيارها. وبعد ذلك، ومع أزمة الديون الأوروبية، أصبح من الواضح أنه حتى البلدان الغربية الغنية يمكن أيضا أن تفلس وأنه يتم إنقاذها.

ويعتبر الترابط بين مختلف الأسواق المالية والسهولة التي يمكن أن تنتقل بها الأموال من وإلى هذه الفئات من الأصول السبب وراء الأخطار الشاملة الحديثة للرأسمالية. ويتصل بذلك الترابط بين اقتصادات العالم من خلال هذه الأشكال الرأسمالية للتجارة وما يترتب على ذلك من مخاطر عالمية. كانت حاشية عام 2008 هي أزمة أسعار الغذاء العالمية التي ضاعفت سعر المواد الغذائية الأساسية في جميع أنحاء العالم في ذلك العام ثلاثة أضعاف كنتيجة لجزء من المضاربة في أسواق السلع حيث بدأ الوقود الحيوي في جذب اهتمام المستثمرين.

وقد عرضت اللائحة بوصفها الحل لمعالجة والتصدي لخطر انهيار السوق في المستقبل. أوقف العمل السريع في عام 2008 تأثير الدومينو لانهيارات البنوك الأمريكية، لكن تكلفة إنقاذ هذه البنوك كان يتحملها في البداية دافع الضرائب، وسعى تشريع دود-فرانك في عام 2010 إلى منع دافعي الضرائب الأمريكيين من تحمل عبء عمليات الإنقاذ المستقبلية، لكن ركوب الثيران والدببة من صنع الرأسمالية هو تجربة مستمرة، ونجحت إدارة ترامب في العام الماضي، بعد نقاش مرير، في استبدال قانون الاختيار المالي بدود-فرانك، الذي يأمل مؤلفوه أن يوفروه في المرة القادمة. قال الرئيس روزفلت ذات مرة: "إن البلد يتطلب تجربة جريئة وثابتة، من المنطقي أن نأخذ طريقة ونجربها: إذا فشلت، اعترف بصراحة وحاول مرة أخرى. لكن قبل كل شيء، جرّب شيئًا".

والآن تحاول أمريكا القيام بشيء جديد، مع قانون الاختيار المالي، للتعامل مع تكرار عام 2008. ومع ذلك، فإن السوق والابتكارات التكنولوجية لا تزال قائمة. ويعتقد أن يوم الاثنين الأسود، وهو الانهيار الكبير في عام 1987، قد ازداد سوءًا بسبب السرعة الكبيرة التي يمكن من خلالها معالجة معاملات السوق من خلال توظيف تكنولوجيا الحاسوب لتسريع المعاملات. لا تتشابه الأسواق المالية لعام 2018 مع الأسواق المالية لعام 2008، ومن المتوقع حدوث المزيد من التغييرات. ونشر بنك الاحتياطي الفيدرالي في شيكاغو تقريرا العام الماضي عن "تكنولوجيا السلسلة أو قواعد البيانات المتسلسلة"، والمعروف باسم توزيعات سجل الحسابات تقنيا أو تكنولوجيا. هذا هو ما بنيت عليه العملة المشفرة التي تسمي (بيتكوين)، وبغض النظر عن بيتكوين، يتوقع البنك الاحتياطي الفيدرالي في شيكاغو أنه "من المرجح أن تكون تقنية مصدرًا رئيسيًا للابتكار المستقبلي في الأسواق المالية". ولا تحتاج التكنولوجيا المبتكرة إلى أن تكون سببًا للخوف، ولكن أي شيء يزيل عجلات الفائدة التي تهدد التجارة القائمة على إعادة أحلام الرأسمالية إلى الأرض مرة أخرى مع ثقيل كثيف، وقد يضطر الجميع إلى دفع ثمن ذلك.


كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

د. عبد الله روبين

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان