الدولة الهندوسية لا تتسامح مع الإسلام وتخشى عودة الخلافة
الدولة الهندوسية لا تتسامح مع الإسلام وتخشى عودة الخلافة

الخبر: برأت محكمة في ولاية غوجورات الهندية 122 شخصاً اعتُقلوا في عام 2001 ووُجهت إليهم بموجب قانون منع الأنشطة غير المشروعة تهمة المشاركة في أنشطة الحركة الإسلامية الطلابية في الهند. ويأتي الحكم بعد 20 عاما من اعتقالهم، وخلال هذه الفترة، توفي خمسة من المتهمين. (المصدر)

0:00 0:00
Speed:
March 18, 2021

الدولة الهندوسية لا تتسامح مع الإسلام وتخشى عودة الخلافة

الدولة الهندوسية لا تتسامح مع الإسلام وتخشى عودة الخلافة


الخبر:


برأت محكمة في ولاية غوجورات الهندية 122 شخصاً اعتُقلوا في عام 2001 ووُجهت إليهم بموجب قانون منع الأنشطة غير المشروعة تهمة المشاركة في أنشطة الحركة الإسلامية الطلابية في الهند. ويأتي الحكم بعد 20 عاما من اعتقالهم، وخلال هذه الفترة، توفي خمسة من المتهمين. (المصدر)


التعليق:


يسير حزب بهاراتيا جاناتا الحاكم الحالي المؤيد للهندوس على خطا حزب المؤتمر العلماني في حربه على الإسلام والمسلمين. ولا يمكن عزل هذه الأحزاب وجرائمها ضد المسلمين عن الإطار العالمي الذي يضطهد المسلمين ويهدف إلى تدمير الإسلام بأجنداتهم وسياساتهم الخبيثة والخادعة. فالهند هي جزء من المناخ العالمي في كراهية الإسلام والحرب عليه التي تقودها أمريكا، والتي تسعى إلى تدمير الإسلام عن طريق شيطنته، تحت عباءة الحرية والعلمانية. فخلال فترة ولاية حزب المؤتمر العلماني، صدر قانون منع الأنشطة الإرهابية والتخريبية (TADA) في 1985. ومرة أخرى خلال فترة ولايته في عام 2001، بعد الهجمات على مركز التجارة العالمي في نيويورك، صدر قانون مماثل يعرف باسم قانون منع الإرهاب (POTA) من البرلمان واستبدل بـTADA السابق مع تعديلات طفيفة. ثم أُلغي قانون منع الإرهاب في عام 2004، حين أُدرجت أحكام هذا القانون في قانون منع الأنشطة غير المشروعة القائم بالفعل. وقد تم تعديل هذا القانون في 2008 و2012 و2019 بتوصيات من فرقة العمل المعنية بالإجراءات المالية. وكانت هذه القوانين عبارة عن خطوات تدريجية للحد من صعود الإسلام تحت تأثير القوى العالمية بغض النظر عن الحزب الحاكم في الهند.


وباستخدام هذه القوانين، تواصل الدولة الهندوسية المشركة قمع المسلمين من خلال سجنهم بشكل عشوائي والتضييق عليهم حتى لو كانوا خارج السجن بكفالة. حيث تظهر الإحصاءات وجود تحيز واضح في سجن المسلمين معترف به من العديد من الخبراء والمسؤولين. إن القضاء الهندي مثقل بهذه القضايا، وعجز القضاء يؤدي إلى عدم فعالية المحاكمات. وفي بعض الحالات، تتحمل الشرطة هذا العبء من السلطة القضائية من خلال مواجهة عمليات القتل. إحدى هذه الحالات هي مواجهة ثمانية رجال في عام 2016 في ظروف مشبوهة يشتبه في ارتباطهم بالحركة الإسلامية الطلابية في الهند. وعلى العكس من ذلك، كان هناك تعقب سريع للمشتبه فيهم والمدانين الهندوس. ويُترك القادة والناشطون الهندوس الذين يظهرون خبثاً وكراهية صريحةً للتجول بحرية، في حين إن أي خطاب غامض من هذا القبيل من جانب المسلمين فإنه يتم جلبهم بموجب هذه القوانين ويتعرضون للمضايقات على المدى الطويل من جانب الشرطة والإطار القانوني. وبحسب آخر إحصاءات عن السجون نشرها المجلس الوطني لسجلات الجريمة في عام 2015، فقد بلغ عدد المسلمين المحتجزين في مختلف هذه الأعمال "الوقائية" أكثر من 55 ألفا. ومن المرجح أن تكون الأرقام الحالية لا تزال أعلى من ذلك! والآلاف من الأسر المسلمة قد انتزعت حياتها وسبل عيشها في جميع أنحاء ولايات الهند.


كانت الدولة الهندوسية المشركة بمثابة مخلب في الحرب العالمية على الإسلام والمسلمين منذ تأسيسها في عام 1947. إن النظام العالمي والدولة الهندوسية يخشون عودة الإسلام، وإن خوف الدولة الهندوسية واضح من أعمالها المجنونة والعشوائية التي تستهدف الإسلام والمسلمين بشكل انتقائي. لا تختلف معاملة الهند للمسلمين عن معاملة الصين للإيغور وتسليمات وكالة الاستخبارات المركزية الأمريكية الاستثنائية (التي بلغت ذروتها عند 65 ألفا). إننا نعتقد أنه بغض النظر عما إذا كانت هذه الأنظمة ديمقراطية ليبرالية مثل الولايات المتحدة أو الهند أو كيان يهود أو تركيا، أو ديمقراطية شيوعية مثل روسيا أو الصين، أو الطغاة مثل السعودية وسوريا وأوزبيكستان، فإنهم جميعا يحتجزون الناس لإسكاتهم والاختباء وراء قوانين مختلفة يتلاعبون بها لتلبية احتياجاتهم.


إن أمن الإسلام والمسلمين وغيرهم من الناس لا يكمن إلا في تطبيق الإسلام من خلال إقامة دولة الخلافة الراشدة الثانية على منهاج النبوة. يقول رسول الله ﷺ: «وَإِنَّمَا الْإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ».


كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير
عبد الفتاح بن فاروق

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان