الدّيمقراطية لا توفّر حكماً مستقراً
الدّيمقراطية لا توفّر حكماً مستقراً

أعلنت الحكومة الفيدرالية الباكستانية في 15 تموز/يوليو أنّها قرّرت حظر حركة إنصاف الباكستانية والسعي إلى اتخاذ إجراءات الخيانة بموجب المادة 6 ضدّ مؤسّسها عمران خان والرئيس السابق الدكتور عارف علوي ونائب رئيس الجمعية الوطنية السابق قاسم سوري. وقال وزير الإعلام إنه إذا كان للبلاد أن تتحرك في اتجاه إلى الأمام، فلن تتمكن من القيام بذلك بوجود حركة إنصاف الباكستانية.

0:00 0:00
Speed:
July 19, 2024

الدّيمقراطية لا توفّر حكماً مستقراً

الدّيمقراطية لا توفّر حكماً مستقراً

(مترجم)

الخبر:

أعلنت الحكومة الفيدرالية الباكستانية في 15 تموز/يوليو أنّها قرّرت حظر حركة إنصاف الباكستانية والسعي إلى اتخاذ إجراءات الخيانة بموجب المادة 6 ضدّ مؤسّسها عمران خان والرئيس السابق الدكتور عارف علوي ونائب رئيس الجمعية الوطنية السابق قاسم سوري. وقال وزير الإعلام إنه إذا كان للبلاد أن تتحرك في اتجاه إلى الأمام، فلن تتمكن من القيام بذلك بوجود حركة إنصاف الباكستانية.

التعليق:

بعد الانتخابات العامة التي جرت في باكستان في الثامن من شباط/فبراير 2024، كان من المتصور أن البلاد ستستقر سياسياً، على الأقل بعد تشكيل الحكومات في العاصمة الفيدرالية والمقاطعات. ولكن منذ ذلك الحين، انخرطت البلاد في صراع سياسي بين أحزابها السياسية. ورغم أن أنصار الديمقراطية يصفون هذه الأزمة بأنها جمال الديمقراطية، لأنها تتجلى فيها حرية التعبير، إلاّ أنها في الواقع تُنتج عدم الاستقرار، كما نرى حالياً في باكستان والولايات المتحدة.

في الديمقراطية، من المفترض أن تحاسب أحزاب المعارضة الحزب الحاكم، لذلك ظل الحكام تحت السيطرة. ويزعم البعض أن السياسات أصبحت أكثر صقلاً بسبب الحجج المضادة التي قدمتها أحزاب المعارضة في البرلمان. ومع ذلك، في الواقع، لا يحاسب كل حزب معارض الحزب الحاكم على ضمان حكم أفضل. بل يحاسب المعارضة على تقويض الحزب الحاكم حتى يتمكن من الحصول على دوره في السلطة. أما بالنسبة للحزب الحاكم، فهو لا يعتبر المعارضة طرفاً حقيقياً في النظام. وإذا نجت المعارضة، فسوف يكون ذلك عقبة خطيرة أمام الحزب الحاكم للوصول إلى السلطة مرةً أخرى.

أما بالنسبة لباكستان، فإن حزب حركة إنصاف الباكستانية، حزب عمران خان، هو الحزب الأكبر في الجمعية الوطنية الحالية. ويشعر الحزب بأن الحزب الحاكم غير محبوب إلى حد كبير بسبب سياساته الاقتصادية الاستعمارية. لذا فإن حزب حركة إنصاف الباكستانية يعمل جاهداً لتقويض الحزب الحاكم، الرابطة الإسلامية الباكستانية بقيادة نواز شريف. وهو يرفض ببساطة أي طلب للمصالحة من النظام. وفي المقابل، يريد حزب الرابطة الإسلامية الباكستانية - جناح نواز حظر حزب حركة إنصاف الباكستانية لضمان استمراره في الحكم.

هذه الأزمة السياسية ليست جديدة، فقد كانت هي نفسها عندما انعكست أدوار الأحزاب. لقد فعلت حكومة حركة إنصاف الباكستانية من آب/أغسطس 2018 حتى نيسان/أبريل 2022 الشيء نفسه ضد أحزاب المعارضة، وخاصةً حزب الرابطة الإسلامية الباكستانية - جناح نواز، حيث رفع حزب حركة إنصاف الباكستانية دعاوى قضائية ضد قيادة حزب الرابطة الإسلامية الباكستانية - جناح نواز وأحزاب المعارضة الأخرى، واعتقلهم وخطط للبقاء في السلطة حتى عام 2028 على الأقل. كانت حكومة حركة الإنصاف الباكستانية غير محبوبة إلى حد كبير بسبب تنفيذها للبرنامج الاقتصادي المدمر للأداة الاستعمارية، صندوق النقد الدولي.

أما أمريكا، بطلة الديمقراطية، فهي أيضاً متورطة في أزمة سياسية. ففي الانتخابات الرئاسية الأمريكية الأخيرة، رفض الرئيس دونالد ترامب هزيمته وشجع أتباعه على مهاجمة الكابيتول هيل، مقرّ الحكومة الأمريكية. وفي الفترة التي تسبق الانتخابات الرئاسية المقبلة، يحاول نظام بايدن الحالي جاهداً إقصاء ترامب من سباق الانتخابات الرئاسية، من خلال توريطه في قضايا مختلفة.

إنّ نظام الحكم الإسلامي؛ الخلافة، هو وحده القادر على إنهاء الفوضى السياسية في باكستان وإيجاد حكم مستقر. ففي هذا النظام يختار الناس شخصاً ليكون خليفة لهم لتطبيق الإسلام. ويحاسب ممثلو مجلس الأمة الخليفة وفقاً لأحكام الشريعة الإسلامية. ويظل الخليفة في الحكم ما دام قادراً على رعاية شؤون الناس وفقاً للإسلام. ولا يوجد أي حكم بحجب الثقة من قبل مجلس الأمة أو فترة ولاية محدودة للخليفة. وبالتالي، يظل النظام مستقراً. لقد شهد المسلمون في باكستان الكثير من الفوضى السياسية والاقتصادية. وهم يستحقون أن ينعموا بحياة مستقرة وآمنة لأنفسهم ولأجيالهم القادمة. ولا يمكن أن يحدث هذا إلا باقتلاع النظام الديمقراطي وإقامة الخلافة على منهاج النبوة.

يقول رسول الله ﷺ: «كَانَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ تَسُوسُهُمْ الْأَنْبِيَاءُ كُلَّمَا هَلَكَ نَبِيٌّ خَلَفَهُ نَبِيٌّ، وَإِنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي، وَسَيَكُونُ خُلَفَاءُ فَيَكْثُرُونَ». قَالُوا: فَمَا تَأْمُرُنَا؟ قَالَ: «فُوا بِبَيْعَةِ الْأَوَّلِ فَالْأَوَّلِ، أَعْطُوهُمْ حَقَّهُمْ فَإِنَّ اللهَ سَائِلُهُمْ عَمَّا اسْتَرْعَاهُمْ» (مسلم والبخاري)، قال الإمام النووي في شرح مسلم: أي، يَتولَّون أُمورَهم، كما تَفعَلُ الأمراءُ والوُلاةُ بالرَّعيَّةِ، والسِّياسةُ، القيامُ على الشَّيءِ بما يُصلِحُه.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

شاهزاد شيخ – ولاية باكستان

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان