الفصل بين السلطات؟ حقاً؟!
الفصل بين السلطات؟ حقاً؟!

الخبر: في الآونة الأخيرة، تصدّرت قضية تتعلق بالنظام القانوني في البلاد عناوين الأخبار في وسائل الإعلام. فقد وافقت المحكمة العليا في ماليزيا على طلب من الادعاء العام بإسقاط جميع تهم الفساد الموجهة إلى نائب رئيس الوزراء أحمد زاهد حميدي في قضية الفساد التي تحاكم فيها مؤسسته الخيرية. ومنحت المحكمة أحمد زاهد، الذي كان يواجه 47 تهمة بخيانة الأمانة الجنائية والرشوة وغسل الأموال، إبراءً لا يرقى إلى مستوى البراءة.

0:00 0:00
Speed:
September 28, 2023

الفصل بين السلطات؟ حقاً؟!

الفصل بين السلطات؟ حقاً؟!

(مترجم)

الخبر:

في الآونة الأخيرة، تصدّرت قضية تتعلق بالنظام القانوني في البلاد عناوين الأخبار في وسائل الإعلام. فقد وافقت المحكمة العليا في ماليزيا على طلب من الادعاء العام بإسقاط جميع تهم الفساد الموجهة إلى نائب رئيس الوزراء أحمد زاهد حميدي في قضية الفساد التي تحاكم فيها مؤسسته الخيرية. ومنحت المحكمة أحمد زاهد، الذي كان يواجه 47 تهمة بخيانة الأمانة الجنائية والرشوة وغسل الأموال، إبراءً لا يرقى إلى مستوى البراءة. وقد أثار هذا القرار ردود فعل مختلفة. وبالنسبة للمؤيدين المتعصبين للحزب الحاكم، فقد اعتبر هذا القرار صحيحاً ومن المتوقع أن تحترمه جميع الأحزاب. أما بالنسبة للمعارضة، فهو شكل من أشكال التدخل السياسي في النظام القانوني للبلاد. وأما عامة الناس، فتم نصحهم بقبول قرار المحكمة واحترام سيادة القانون الموروثة عن المستعمرين، على الرغم من أن هذا الاحترام قد تمّ انتهاكه بشكل واضح من قبل "الأيادي الخفية" المزعومة لإنقاذ كبار قادة الأحزاب الحاكمة.

التعليق:

على الرغم من ضغوط المعارضة في قضية الإبراء الذي لا يرقى إلى مستوى البراءة هذه، فقد أصرّ رئيس الوزراء أنور إبراهيم مراراً وتكراراً على أنه لم يتدخل في القضية أمام المحكمة. وعلى الرغم من ذلك، فإن تصوّر وجود تدخل من الهيئة التنفيذية في هذه القضية المتعلقة بالإبراء الذي لا يرقى إلى مستوى البراءة قد تغلغل بالفعل في المجال العام. ولذلك تعالت الأصوات التي توصي بضرورة تطبيق الفصل بين السلطتين التنفيذية والقضائية بشكل جدي.

يتبع نظام الحكم في ماليزيا نموذج نظرية الفصل بين السلطات. ووفقا لهذه النظرية فهي تنقسم إلى تنفيذية وتشريعية وقضائية. في هذا الهيكل، السلطة التشريعية (البرلمان) هي الهيئة المسؤولة عن وضع الأحكام والقوانين. وتختص السلطة التنفيذية (الحكومة) بتنفيذ القوانين التي أصدرتها السلطة التشريعية بينما تقوم السلطة القضائية بتنظيم ومراقبة تنفيذ هذه القوانين. لكن المشاكل بدأت تظهر عندما تم تعيين أعضاء الحكومة من بين أعضاء الهيئة التشريعية. فكيف يمكن أن يكون هناك فصل بين السلطات إذا كانت السلطتان التشريعية والتنفيذية هما في الحقيقة مجموعة واحدة من الناس؟! ومما يزيد الطين بلّة أن موظفي السلطة القضائية هم أنفسهم تعينهم السلطة التنفيذية.

في الإسلام، يتم تنفيذ النظام القانوني من هيئة قضائية تتكون من محكمة المظالم، ومحكمة الخصومات، ومحكمة الحسبة. الثلاثة كلها مبنية على أساس العقيدة ومصدرها وحي الله سبحانه وتعالى. ويتأكد رئيس كل هيئة قضائية من أن جميع إجراءات المحكمة تتم وفقاً لمبادئ الشريعة الإسلامية. ويتم تعيين رئيس كل هيئة قضائية من الخليفة. ويتم اختيارهم من بين الأشخاص الأكثر استحقاقا. وعلى الرغم من وجود نقاط ضعف وعيوب تاريخياً في تنفيذها، إلا أن ذلك يرجع أساساً إلى العوامل البشرية. وفي حالة تم التلاعب بالنظام القانوني الإسلامي من أي هيكل داخل نظام الخلافة، يتم التعامل مع هذه القضية من جانب محكمة المظالم، وهي محكمة يتمثل دورها في التعامل مع النزاعات التي تنشأ بين الناس والحكّام. ويحقّ لمحكمة المظالم الحكم على الأشخاص المدانين، بغض النظر إذا كان الخليفة أو معاونيه أو أياً من موظفي الدولة. وفي الخلافة، لا يجوز إلا للخليفة أن يطبق الشريعة الإسلامية بأكملها على الرعايا. وبما أن تطبيق الشريعة أمر من الله سبحانه وتعالى، فلا توجد أحزاب معارضة في مناقشة تطبيق شرع الله. وفي أجهزة الخلافة، يوجد مجلس الأمة، على الرغم من أن وظيفته ليست المعارضة، بل التأكد من أن تطبيق الشريعة يتم بشكل عادل وموثوق من الخلافة.

إن المشكلة القانونية التي تعاني منها البلاد في الوقت الحالي ليست بالأمر الجديد. إن نظرية الفصل بين السلطات التي يتباهى بها أنصار الحكومة الحالية تبدو جيدة فقط في كتب الفلسفة الغربية التي عفا عليها الزمن. ومع ذلك، عندما يتم تنفيذه، يكون هناك مجال كبير للتلاعب من الأحزاب عديمة المشاعر. وهذا ليس نظاماً أنزله الله سبحانه وتعالى. النموذج الوحيد للحكم في الإسلام هو الخلافة، والذي يطبق كتاب الله وسنة رسوله كاملة. وبالتالي، ما لم يحل نظام الإسلام محل هذا النظام الديمقراطي، فإن هذه القضية لن تحل أبداً. إن الطريقة الوحيدة للحصول على العدالة الحقيقية هي إقامة دولة الخلافة التي تحكم بالقرآن والسنة.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

د. محمد – ماليزيا

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان