الغرب الخائف يحاول تضليل الأمة وإخراجها عن مسارها من منتصف الطريق نحو النصر
الغرب الخائف يحاول تضليل الأمة وإخراجها عن مسارها من منتصف الطريق نحو النصر

الخبر:   أطلقت مؤسسة الإيكونوميست الإعلامية البريطانية على بنغلادش لقب "دولة العام"، مدعية أنها أظهرت تحسنا أكثر وضوحاً على مدار العام الماضي، وجاء في تقرير الإيكونوميست "الفائز لدينا هو بنغلادش، التي أطاحت بمستبد، وكان ذلك في آب/أغسطس، حيث أجبرت الاحتجاجات بقيادة الطلاب الشيخة حسينة، التي حكمت بلادا يبلغ عدد سكانها 175 مليون نسمة لمدة 15 عاماً، وهي ابنة بطل الاستقلال، لكنها أصبحت قمعية، وزورت الانتخابات، وسجنت المعارضين وأمرت قوات الأمن بإطلاق النار على المتظاهرين، وسُرقت مبالغ ضخمة من المال في عهدها" (المصدر) 

0:00 0:00
Speed:
January 06, 2025

الغرب الخائف يحاول تضليل الأمة وإخراجها عن مسارها من منتصف الطريق نحو النصر

الغرب الخائف يحاول تضليل الأمة

وإخراجها عن مسارها من منتصف الطريق نحو النصر

الخبر:

أطلقت مؤسسة الإيكونوميست الإعلامية البريطانية على بنغلادش لقب "دولة العام"، مدعية أنها أظهرت تحسنا أكثر وضوحاً على مدار العام الماضي، وجاء في تقرير الإيكونوميست "الفائز لدينا هو بنغلادش، التي أطاحت بمستبد، وكان ذلك في آب/أغسطس، حيث أجبرت الاحتجاجات بقيادة الطلاب الشيخة حسينة، التي حكمت بلادا يبلغ عدد سكانها 175 مليون نسمة لمدة 15 عاماً، وهي ابنة بطل الاستقلال، لكنها أصبحت قمعية، وزورت الانتخابات، وسجنت المعارضين وأمرت قوات الأمن بإطلاق النار على المتظاهرين، وسُرقت مبالغ ضخمة من المال في عهدها" (المصدر)

التعليق:

إن القيم الغربية هي المسؤولة عن خلق المستبدين والدكتاتوريين والظلمة في البلاد الإسلامية. والحرية هي حجر الزاوية في الحضارة الرأسمالية الغربية، التي تؤمن بالرجال وتصفهم بأنهم أحرار. يقول أندرو هيوود في كتابه "المفاهيم الأساسية للسياسة والعلاقات الدولية" إن "الحرية تعتبر القيمة السياسية العليا في المجتمعات الليبرالية الغربية". والرجل الحر هو الذي لا يخضع لقيود خارجية أو قوة قسرية سواء أكانت مادية أو أخلاقية أو روحية، من خارجه. وهذا هو الأساس الذي بنيت عليه الحضارة الرأسمالية الغربية بأكملها. وتتلخص فكرة الحرية هذه في أن يفعل الشخص ما يحلو له دون "إلحاق الضرر بالآخرين"؛ ومع ذلك، فإن ما يشكل ضرراً بالآخرين لا يمكن تحديده وتعريفه إلا بالقانون! وهذا يعني أن الحكام يمتلكون ما يسمى "الحرية المطلقة" لأنهم يتمتعون بالسلطة التشريعية ويحددون ماهية القانون.

وهذه السلطة التشريعية للحكام، التي تقوم على فكرة الحرية، هي الجاني الرئيسي الذي يولّد المستبدين والدكتاتوريين والظلمة. يظهر العالم الغربي موقفاً ناقداً للمستبدين أو الدكتاتوريين؛ ومع ذلك، فإن ما يسمى "حكامهم الديمقراطيين" هم أيضاً ظلمة على الأساس نفسه وهم يشكلون كل مسألة تتعلق بالشؤون الفكرية والاقتصادية والاجتماعية والسياسية من خلال سن القوانين التي تناسب مصالحهم الشريرة.

لم تصنف مجلة الإيكونوميست أو الغرب حسينة على أنها مستبدة طوال 16 عاماً من حكمها القمعي. حتى بعد إجراء 3 انتخابات هزلية متتالية، وسجن معارضيها الليبراليين، وارتكاب عمليات قتل خارج نطاق القضاء، ونهب وسلب كل قطاع ممكن من اقتصاد البلاد وقمع الإسلام المبدئي، وقد أطلقت عليها مجلة الإيكونوميست اسم المرأة الحديدية في آسيا ووصفت حكمها بأنه حكم الحزب الواحد المحب! لقد دعتها الدول الغربية الليبرالية واستضافتها عدة مرات، وقدّمت لها التوجيه والمشورة، واستغلت قبولها للبقاء في السلطة، حيث أيدت قيمهم الليبرالية وحاربت صعود الإسلام السياسي. ومن المدهش أنها بعد السقوط، تحولت بين عشية وضحاها إلى حاكمة مستبدة في نظرهم! في الواقع، تبنى الغرب موقفاً يتماشى مع المشاعر العامة للناس وفي الوقت نفسه يتلاعب بهذه المشاعر للحفاظ على قيمهم الليبرالية الشريرة سليمة وخارج نطاق التساؤل. إن مجرد خلع حاكم مستبد من خلال الحفاظ على القيم الغربية ليس نجاحاً، ولا هو انتصار. ومع ذلك، من خلال تصوير هذا على أنه انتصار و"تحرير ثانٍ"، يحاول العالم الغربي خلق رضا زائف بين المسلمين في بنغلادش، وإن إعلان بنغلادش "بلد العام" ليس سوى وقود رخيص لهذا الرضا الزائف.

إن المسلمين في بنغلادش يجب أن يكونوا حذرين من هذه الأجندة الغربية المتمثلة في الحفاظ على القيم الغربية مثل الحرية والليبرالية سليمة في نظامنا الحاكم من خلال إيجاد حالة رضا كاذبة وتضليل الناس بكلمات جوفاء مثل بناء الأمة وإعادة الإعمار وتعزيز الديمقراطية ومؤسسات الدولة. وإذا ظلت هذه القيم الغربية أساس نظامنا الحاكم، فإن الحكام سيستمرون في امتلاك السلطة التشريعية وسيستمرون في قمع الناس من خلال تشكيل كل مسألة تتعلق بالشؤون الاقتصادية والاجتماعية والفكرية والسياسية من خلال سن القوانين التي تناسب المصالح الشريرة لهم ولأسيادهم الأجانب.

إن خلع الطاغية حسينة وإزاحتها عن العرش هو نجاح كبير حقاً، لكنه ليس إلا نصف الطريق نحو النصر. ولتحقيق النصر المطلوب، يحتاج المسلمون إلى قطع المسافة الكاملة متجاهلين الأعذار الواهية التي يتداولها أتباع الدول الغربية الكافرة التي تنوي إيقاف مسيرة النصر. والمسافة المتبقية هي خلع ونفي جميع القيم الغربية، بما في ذلك الحرية والليبرالية والديمقراطية؛ وإننا نؤكد على ضرورة تفويض الحزب السياسي المخلص؛ حزب التحرير، لتنفيذ المشروع الإسلامي العقائدي، مشروع الخلافة على منهاج النبوة، وعندها فقط سنهزم أعداءنا الكفار، وسننتصر باتباعنا القيم الشرعية التي جاءتنا من الله عز وجل.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

ريسات أحمد

عضو المكتب الإعلامي لحزب التحرير في ولاية بنغلادش

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان