العناوين: • التوصل إلى اتفاقية تاريخية بين أمريكا وإيران• القادة اليونانيون يعكسون نتيجة الاستفتاء• انهيار سوق الأسهم الصيني التفاصيل: التوصل إلى اتفاقية تاريخية بين أمريكا وإيران أعلن المسؤولون الأمريكيون والإيرانيون يوم الثلاثاء الرابع عشر من تموز/يوليو أنه تم التوصل إلى اتفاقية تاريخية بين إيران ومجموعة 5+1، وبحسب شروط الاتفاقية وافقت طهران على إزالة ثلثي أجهزة الطرد المركزي وتخفيض مخزونها من اليورانيوم المخصب إلى جزء قليل مما يلزم لصنع قنبلة نووية والتوقف عن استخدام أجهزة الطرد المركزية المتقدمة لمدة عشرة أعوام. وقد وعدت إيران أيضًا بعدم بناء مفاعل جديد للماء الثقيل لمدة 15 عامًا وسوف تعدل جوهر عمل مفاعلها الموجود في أراك، وفي الوقت نفسه سوف تشحن الوقود المستنفد الناتج والذي يعتبر مكوناً أساسياً للقنبلة النووية، إلى خارج البلاد، علاوةً على ذلك فإن إيران سوف تسمح للمفتشين الدوليين الدخول إلى مواقعها النووية في أي وقت. وأكد الرئيس الأمريكي أن العقوبات المفروضة على إيران سوف ترفع تدريجيًا مع السماح لإيران باستخدام ما بين 100 - 150 مليار دولار من أموالها المجمدة، ولكن فقط بعد أن تظهر إيران انصياعها للاتفاقية وبشرط أن تعاد العقوبات عليها إذا ثبت أنها تراوغ. كما وكرر أن واشنطن تحتفظ بحق استخدام القوة لمنع إيران من الحصول على قنبلة نووية. ويملك الكونجرس الأمريكي مدة 60 يومًا للنظر في الاتفاقية، ولكن أوباما قال أنه سيستخدم حقه في الفيتو لأي محاولة لإحباط الصفقة. وبالرغم من استغراق الصفقة لوقت طويل حتى تم إنجازها وتخللها العديد من التمديدات، إلا أنها ثمرة أكثر من عقد من الدبلوماسية الحذرة التي جرى معظمها وراء الكواليس. هذه الاتفاقية النووية كانت حتمية إذ إن إيران كانت دائمًا على استعداد للتخلي عن برنامجها النووي مقابل الاعتراف بها كقوة إقليمية كبرى. ومع نزيف أمريكا المميت في الشرق الأوسط فقد لعبت إيران دورًا محوريًا في تخليص أمريكا من مأزقها في العراق وأفغانستان والآن في سوريا. في الواقع فإن إيران قد قدمت أكثر مما كانت مجبرةً على تقديمه وهي الآن تلعب دور الحليف الأساسي المحافظ على المصالح الاستراتيجية الأمريكية في الشرق الأوسط. -------------- القادة اليونانيون يعكسون نتيجة الاستفتاء في الأسبوع الفائت صوتت الجماهير اليونانية بـ(لا) في الاستفتاء على تقديم المزيد من الإجراءات التقشفية. لقد رفضت الجماهير العرض الأوروبي مما أعطى الثقة للحكومة الحالية. ولكن بالرغم من هذا الدعم غير المسبوق للحكومة من الشعب إلا أن الحكومة في النهاية قد خضعت للأوامر الأوروبية، يبدو أن الحكومة اليونانية كانت موافقة منذ البداية على الشروط الأوروبية. هذا وقد لاقى استسلام الحكومة الموافقة المدوية من البرلمان اليوناني. بعد الصراع على تقديم المزيد من الإجراءات التقشفية الصعبة التي كانت مطلوبة لتقديم المزيد من المساعدات لليونان، فقد استسلمت اليونان في الوقت الذي أغلقت فيه بنوكها أبوابها لمدة أسبوعين، وأصبحت هذه البنوك قريبةً جدًا من خسارة إمكانية الحصول على السيولة الطارئة من البنك المركزي الأوروبي. اعتمدت برلين على وصول أثينا إلى حالة اليأس ما يضطرها إلى القيام بتقديم تنازلات في اللحظة الأخيرة، الأمر الذي كان لا يبدو محتملاً منذ عدة أسابيع خلت.يواجه اليونانيون الآن المزيد من التقشف ولمدة طويلة، أما بالنسبة لاقتصادهم فسيبقى في كساد لمدة أطول. ---------------- انهيار سوق الأسهم الصيني الاقتصاد الصيني في وضع حرج. فقد هوى مؤشر شنغهاي وسوق شينزين للأوراق المالية أكثر من 40% منذ وصولهما الذروة أواسط حزيران/يونيو، لقد أصبح عاديًا للشركات أن يعلقوا التداول بعد تراجعهم إلى عتبة الـ 15% المسموح بها من قبل الحكومة الصينية. لقد انفجرت الفقاعة في سوق المال الصيني. لقد وصلت قيمة السوق المتداولة في الأسواق الصينية في حزيران/يونيو 2015 إلى 10،3 ترليون، وقد خسرت الأسواق الصينية أكثر من 3،2 ترليون دولار من قيمتها. شهدت الأسواق الصينية للأسهم ازدهارًا غير عاديٍّ خلال الأعوام الماضية. ومنذ أيار/مايو فقط دخل السوق أكثر من 5 ملايين مستثمر، معظمهم من الصينيين العاديين مما رفع أعداد المستثمرين إلى 90 مليوناً. وخلال الخمسة شهور الأخيرة، تضاعفت الأصول المالية التي تديرها صناديق الاستثمار الصينية من 720 مليار دولار إلى 1،2 ترليون دولار. في تشرين الثاني 2014 تخطت الصين اليابان لتكون ثاني أكبر سوق للأسهم في العالم مع قيمة سوقية تبلغ 4،5 ترليون دولار. اليوم تبلغ قيمة أسهمها 9 ترليون دولار تقريبًا، وهو ما يساوي الناتج الإجمالي المحلي. لقد تولت الحكومة الصينية بحذر إدارة التطور الاقتصادي لمدة ثلاثة عقود من خلال مشاريع تابعة للدولة وتدخل حكومي في الاقتصاد. ومن خلال استراتيجية تقوم على الأجور القليلة والتصدير الضخم استطاعت الصين استثمار الأموال الناجمة في الاقتصاد. ولقد أصبح الآن جليًا فقاعة سوق المال. في الوقت الذي يمثل فيه البنوك وصناديق التقاعد معظم الزبائن في أسواق المال الغربية. كان الشخص العادي في الصين هو من يقوم بهذا الاعتماد الخارجي على الاستهلاك المحلي حيث يقود الشعب الصيني عجلة الاقتصاد. ولكن انهيار سوق المال هذا يجعل الوضع صعبًا للغاية كون أسواق المال تتكون من أموال الرعايا.
الجولة الإخبارية 2015-07-15 (مترجمة)
More from اخبار
اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است که پیمانها را لغو و به سبب آن ارتشها به حرکت درمیآیند و غیر از آن خیانت است
بیانیه مطبوعاتی
اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است
که پیمانها را لغو و به سبب آن ارتشها به حرکت درمیآیند و غیر از آن خیانت است
این هم جنایتکار جنگی نتانیاهو که آن را به صراحت و بدون تأویلی که به نفع حاکمان عرب سازشکار و بلندگوهایشان باشد، اعلام میکند و در مصاحبه با کانال عبری i24 میگوید: «من در مأموریت نسلها و با تفویض تاریخی و روحانی هستم، من به شدت به رؤیای اسرائیل بزرگ، یعنی رؤیایی که شامل فلسطین تاریخی و بخشهایی از اردن و مصر میشود، باور دارم.» پیش از او جنایتکار سموتریچ نیز با اظهارات مشابه بخشهایی از کشورهای عربی اطراف فلسطین از جمله اردن را ضمیمه کرده بود، و در همین راستا، دشمن اول اسلام و مسلمانان، رئیس جمهور آمریکا، ترامپ، به او چراغ سبز برای گسترش داد و گفت: «اسرائیل در مقایسه با این تودههای عظیم زمینی، لکه کوچکی است و تعجب کردم که آیا میتواند زمینهای بیشتری به دست آورد، زیرا واقعاً بسیار کوچک است.»
این اظهارات پس از اعلام رژیم یهود مبنی بر قصد خود برای اشغال نوار غزه پس از اعلام کنست مبنی بر الحاق کرانه باختری و گسترش شهرک سازی و بدین ترتیب، پایان دادن به راه حل دو دولتی در واقعیت، و همچنین اظهارات امروز سموتریچ در مورد طرح شهرک سازی عظیم در منطقه "E1" و اظهارات او در مورد جلوگیری از تشکیل دولت فلسطین است که به هر امیدی به یک کشور فلسطینی پایان میدهد.
این اظهارات به منزله اعلام جنگ است، این رژیم مسخره جرات انجام آن را نداشت اگر رهبرانش کسی را مییافتند که آنها را ادب کند و به تکبرشان پایان دهد و پایانی برای جنایات مستمر آنها از زمان ایجاد رژیمشان و گسترش آن با کمک غرب استعمارگر و خیانت حاکمان مسلمان بگذارد.
دیگر نیازی به بیانیههایی نیست که دیدگاه سیاسی او را واضحتر از آفتاب در رابعه النهار نشان دهد، و آنچه در واقعیت در حال وقوع است با پخش مستقیم تجاوزات رژیم یهود در فلسطین و تهدید به اشغال بخشهایی از سرزمینهای مسلمانان در اطراف فلسطین از جمله اردن، مصر و سوریه و اظهارات رهبران جنایتکار آن، تهدیدی جدی است که نباید ادعاهای بیهودهای تلقی شود که تندروها در دولت او آن را پذیرفتهاند و وضعیت بحرانی آن را منعکس میکند، همانطور که در بیانیه وزارت خارجه اردن آمده است که طبق معمول به محکوم کردن این اظهارات بسنده کرد، همانطور که برخی از کشورهای عربی مانند قطر، مصر و عربستان سعودی انجام دادند.
تهدیدات رژیم یهود، بلکه جنگ نسل کشی که در غزه مرتکب میشود و الحاق کرانه باختری و نیاتش برای گسترش، متوجه حاکمان اردن، مصر، عربستان سعودی، سوریه و لبنان است، همانطور که متوجه مردم این کشورهاست. اما حاکمان، امت حداکثر واکنشهای آنها را که محکومیت و استنکار و درخواست از نظام بینالمللی و همسویی با معاملات آمریکایی برای منطقه است، به رغم مشارکت آمریکا و اروپا در جنگ رژیم یهود علیه مردم فلسطین، شناختهاند و آنها جز اطاعت از آنها چیزی ندارند و عاجزتر از آن هستند که بدون اجازه یهود قطرهای آب به کودک در غزه برسانند.
اما مردم خطر و تهدیدات یهود را واقعی میدانند و نه اوهام بیهودهای که وزارت خارجه اردن و عربی برای شانه خالی کردن از پاسخ واقعی و عملی به آن ادعا میکنند و حقیقت وحشیگری این رژیم را در غزه میبینند، پس برای این مردم و به ویژه اهل قدرت و بازدارندگی در آن و به طور خاص ارتشها جایز نیست که در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود حرفی نداشته باشند، اصل در ارتشها همانطور که روسای ستاد آنها ادعا میکنند این است که برای حفاظت از حاکمیت کشورشان هستند، به ویژه هنگامی که میبینند حاکمانشان با دشمنانشان که کشورشان را به اشغال تهدید میکنند، همدستی میکنند، بلکه باید از 22 ماه پیش به یاری برادران خود در غزه میشتافتند، مسلمانان یک امت واحد هستند بدون مردم که مرزها و تعدد حاکمان آنها را از هم جدا نمیکند.
خطابههای مردمی جنبشها و عشایر در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود، تا زمانی که پژواک خطابههایشان باقی بماند باقی میماند و سپس به سرعت از بین میرود، به ویژه هنگامی که با واکنشهای محکومیت توخالی وزارت خارجه و حمایت از نظام همسو شود، اگر نظام برای انجام اقدامی عملی که منتظر دشمن در خانه خود نباشد، بلکه خود برای نابودی آن و کسانی که بین او و آنها حائل میشوند حرکت کند، مهار نشود، خداوند متعال فرمود: ﴿وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ﴾ و کمترین کاری که کسی که ادعا میکند در کمین رژیم یهود و تهدیدات آن است، میتواند انجام دهد این است که با لغو پیمان خائنانه وادی عربه و قطع همه روابط و توافقنامهها با آن، نظام را مهار کند، در غیر این صورت خیانت به خدا و رسول و مسلمانان است، با این حال، راه حل مسائل مسلمانان برپایی دولت اسلامی آنها بر منهج نبوت است، نه تنها برای از سرگیری زندگی اسلامی، بلکه برای نابودی استعمارگران و حامیان آنها.
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ﴾
دفتر رسانهای حزب التحریر
در ولایت اردن
الرادار: چه کسی مسالمتآمیز شکایت کند مجازات میشود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریمها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم میشود!

2025-08-14
الرادار: چه کسی مسالمتآمیز شکایت کند مجازات میشود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریمها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم میشود!
به قلم استاد/غاده عبدالجبار (ام اواب)
هفته گذشته، دانشآموزان مدارس ابتدایی در شهر کریمه در ایالت شمالی، در اعتراض به قطع برق برای چندین ماه در یک تابستان سوزان، تحصن مسالمتآمیزی برگزار کردند که منجر به فراخوانی معلمان توسط سازمان اطلاعات عمومی در کریمه در منطقه مروی در شمال سودان در روز دوشنبه شد، پس از مشارکت آنها در تحصن در اعتراض به قطع برق برای حدود 5 ماه در این منطقه. عایشه عوض، مدیر مدرسه عبیدالله حماد، به سودان تریبون گفت: «سازمان اطلاعات عمومی او و 6 معلم دیگر را احضار کرده است» و اظهار داشت که اداره آموزش در واحد کریمه، تصمیمی برای انتقال او و وکیل مدرسه، مشاعر محمد علی، به مدارس دیگری که در فواصل دور از واحد قرار دارند، به دلیل شرکت در این تحصن مسالمتآمیز، صادر کرده است، و توضیح داد که مدرسه ای که او و وکیل مدرسه به آن منتقل شده اند، برای رسیدن به آن روزانه به 5000 (واحد پول) برای جابجایی نیاز است، در حالی که حقوق ماهانه او 140 هزار (واحد پول) است. (سودان تریبون، 2025/08/11)
توضیح:
چه کسی مسالمت آمیز شکایت کند و با احترام در مقابل دفتر مسئول بایستد و پلاکاردها را بالا ببرد و خواستار ساده ترین عناصر زندگی شرافتمندانه شود، تهدیدی برای امنیت تلقی می شود، پس احضار می شود و مورد تحقیق قرار می گیرد و به طریقی مجازات می شود که طاقت آن را ندارد، اما چه کسی سلاح حمل کند و با خارجیان تبانی کند، پس بکشد و حریم ها را نقض کند و ادعا کند که می خواهد حاشیه نشینی را از بین ببرد، این جنایتکار مورد تکریم قرار می گیرد و وزیر می شود و سهمیه ها و سهم ها در قدرت و ثروت به او داده می شود! آیا در میان شما مرد رشیدی نیست؟! چه شده است شما را، چگونه قضاوت می کنید؟! این چه اختلالی در موازین است و این چه معیارهای عدالتی است که این افراد که ناگهانی بر کرسی های قدرت نشسته اند، دنبال می کنند؟
اینها هیچ ارتباطی با حکومت ندارند و هر فریادی را علیه خود می دانند و فکر می کنند که ترساندن رعیت بهترین راه برای تداوم حکومت آنهاست!
سودان از زمان خروج ارتش انگلیس، با یک نظام واحد با دو چهره حکومت کرده است، نظام سرمایه داری است و دو چهره آن دموکراسی و دیکتاتوری هستند، و هیچ یک از این دو چهره به آنچه اسلام رسیده است، نرسیده است، اسلامی که به همه رعایا؛ مسلمان و کافر، اجازه می دهد از سوء سرپرستی شکایت کنند، بلکه به کافر اجازه می دهد از سوء اجرای احکام اسلام بر او شکایت کند و رعیت باید حاکم را برای کوتاهی اش محاسبه کند، همانطور که باید احزاب را بر اساس اسلام برای محاسبه حاکم ایجاد کند، پس کجا هستند این متنفذین، که امور رعیت را با ذهنیت جاسوسانی که با مردم دشمنی می ورزند، اداره می کنند، از سخن فاروق رضی الله عنه: (خداوند رحمت کند کسی را که عیب هایم را به من هدیه دهد)؟
و با داستانی از خلیفه مسلمین معاویه به پایان می برم تا برای امثال اینها که معلمان را به خاطر شکایتشان مجازات می کنند، باشد که چگونه خلیفه مسلمین به رعیت خود می نگرد و چگونه می خواهد آنها مرد باشند، زیرا قدرت جامعه قدرت دولت است و ضعف و ترس آن ضعف دولت است اگر بدانند؛
روزی مردی به نام جاریه بن قدامه سعدی بر معاویه وارد شد و او در آن زمان امیرالمومنین بود و سه وزیر از قیصر روم نزد معاویه بودند، معاویه به او گفت: "آیا تو با علی در تمام مواضعش تلاش نکردی؟" جاریه گفت: "علی را رها کن، خدا روی او را گرامی بدارد، ما از زمانی که او را دوست داشتیم از او متنفر نشدیم و از زمانی که به او نصیحت کردیم به او خیانت نکردیم". معاویه به او گفت: "وای بر تو ای جاریه، چقدر نزد خانواده ات خوار بودی که تو را جاریه نامیدند...". جاریه در پاسخ به او گفت: "تو نزد خانواده ات خوارتر هستی که تو را معاویه نامیدند، و او سگی است که جفت گیری کرد و زوزه کشید، پس سگ ها زوزه کشیدند". معاویه فریاد زد: "ساکت باش مادر نداشته باشی". جاریه پاسخ داد: "بلکه تو ساکت باش ای معاویه، مادری دارم که مرا برای شمشیرهایی به دنیا آورده است که با آنها با تو روبرو شدیم، و ما به تو گوش و اطاعت دادیم تا در میان ما بر اساس آنچه خداوند نازل کرده است، حکومت کنی، پس اگر وفا کنی، به تو وفا می کنیم، و اگر روی گردانی، پس ما مردانی سخت و زره هایی گشاده را ترک کرده ایم، آنها تو را رها نمی کنند که به آنها تعدی کنی یا آزارشان دهی". معاویه بر سر او فریاد زد: "خداوند امثال تو را زیاد نکند". جاریه گفت: "ای مرد، حرف خوبی بزن و ما را رعایت کن، زیرا بدترین چوپانان نابودگر هستند". سپس خشمگینانه بدون اجازه بیرون رفت.
سه وزیر به معاویه نگاه کردند، یکی از آنها گفت: "قیصر ما را هیچ یک از رعایایش جز در حالی که رکوع می کند و پیشانی اش را به پایه های تختش می چسباند، خطاب نمی کند، و اگر صدای بزرگترین خواصش بلند شود، یا نزدیکترین خویشاوندش را ملزم کند، مجازاتش قطعه قطعه کردن عضو یا سوزاندن است، پس چگونه این بادیه نشین جلف با رفتارش خشن است، آمده است تو را تهدید می کند، گویا سرش از سر توست؟". معاویه لبخندی زد، سپس گفت: "من مردانی را اداره می کنم که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند، و همه قوم من مانند این بادیه نشین هستند، در میان آنها کسی نیست که برای غیر خدا سجده کند، و در میان آنها کسی نیست که بر ستم سکوت کند، و من بر کسی فضیلتی ندارم مگر به تقوا، و من مرد را با زبانم آزار دادم، پس از من انتقام گرفت، و من آغازگر بودم، و آغازگر ستمکارتر است". بزرگترین وزیران روم گریست تا اینکه ریشش خیس شد، معاویه از او در مورد دلیل گریه اش پرسید، او گفت: "ما تا امروز خودمان را در بازدارندگی و قدرت همتای شما می دانستیم، اما اکنون که در این مجلس آنچه را که دیدم، می ترسم که روزی سلطنت خود را بر پایتخت پادشاهی ما بگسترانید...".
و آن روز در واقع فرا رسید، بیزانس زیر ضربات مردان فرو ریخت، گویی خانه عنکبوت بود. آیا مسلمانان دوباره مرد می شوند، که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند؟
فردا برای بیننده نزدیک است، زمانی که حکومت اسلام بازگردد، زندگی زیر و رو می شود و زمین با نور پروردگارش با خلافت راشده بر منهاج نبوت روشن می شود.
آن را برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر نوشتم
غاده عبد الجبار - ایالت سودان
منبع: الرادار