
2025-08-13
الرادار: دارفور بین آتش جنگ و خطرات جدایی
توطئهای که رشتههای آن آشکار میشود
به قلم مهندس/حسب الله النور
منی ارکو مناوی، حاکم اقلیم دارفور، تصریح کرد: «اگر به اصطلاح دولت تأسیس برای یک سال یا دو سال ادامه یابد، دارفور به عنوان یک امر واقع به یکی از کشورها تبدیل خواهد شد و سازمانهای ملل متحد پرچمهای خود را در فرودگاهها و گذرگاههای دارفور برای جلوگیری از بمباران هوایی به اهتزاز درخواهند آورد.»
و در یک زمینه مرتبط، در حالی که برای جمعیتی متشکل از رهبران مدیریت بومی، نمایندگان نیروهای سیاسی و روابط اقلیم دارفور در شهر پورتسودان سخنرانی میکرد، پریروز جمعه، گفت آنچه در حال حاضر در حال وقوع است، اجرای واقعی طرحی است که هدف آن تقسیم سودان است و آن را "توطئهای که موفق نخواهد شد" توصیف کرد، زیرا به گفته وی، مردم سودان در برابر آن ایستاده و از طریق پایبندی به وحدت کشور و مقاومت در برابر هرگونه پروژهای که موجودیت دولت سودان را تهدید میکند، آن را خنثی خواهند کرد. (الجزیره سودان، 3/8/2025)
توضیح:
به طور ناگهانی، رسانهها در سودان ظاهر شدند و در مورد طرح جدایی دارفور صحبت میکردند، گویی که این موضوع از آسمان نازل شده، یا از اعماق زمین بیرون آمده، یا باد آن را از مکانی دوردست آورده است تا ناگهان به موضوع صحبت محافل تبدیل شود!
آیا این ظهور ناگهانی بود؟ یا اینکه در شب تدبیر شده بود؟
جدایی بخشی از هر کشوری موضوعی گذرا و یا آسان نیست، بلکه موضوعی خطرناک است که مستلزم برخورد با آن به عنوان مسئله مرگ و زندگی است، همانطور که سلطان عبدالحمید رحمه الله گفت: «عمل تیغ در بدن من در حالی که زندهام، برایم آسانتر از این است که توافقنامهای را امضا کنم که یک وجب از خاک فلسطین را واگذار کند.»
آمریکا در زمان شورش جنوب آمریکا، اقدامات شدیدی را اتخاذ کرد و جنگی بیامان به راه انداخت که تعداد کشتهشدگان آن به بیش از ششصد هزار نفر رسید و همه اینها برای جلوگیری از جدایی بود.
همچنین بریتانیا، اسپانیا و روسیه موضعی قاطع در برابر جدایی اتخاذ کردند و این موضع درستی است که همه کشورهایی که به خود و مردم خود احترام میگذارند باید اتخاذ کنند.
از آنجایی که جدایی در این سطح از خطر قرار دارد، تلاش برای آن مستلزم وجود عناصر اصلی است، از جمله:
1- ایجاد مسئله ستمها که یک اقلیم یا بیشتر در اطراف آن جمع شوند.
2- وجود مزدورانی در داخل که آمادگی انجام این نقش کثیف را داشته باشند و در پشت سر آنها جمعیتی از نادانان قرار دارند که بدون آگاهی برای اجرای طرح هدایت میشوند.
3- عنصر خارجی که کل عملیات را مدیریت میکند؛ از نظر رسانهای، نظامی و سیاسی و کشورهای منطقهای وظیفهای را برای خدمت به این پروژه تا زمان اجرای کامل آن بسیج میکند.
این اتفاق بارها در تاریخ قدیم و جدید رخ داده است:
کشورهای بالکان از خلافت عثمانی جدا شدند و پس از آن کشورهای عربی جدا شدند و این به منزله چراغ قرمز برای فروپاشی خلافت با حمایت مستقیم کشورهای اروپایی به ویژه بریتانیا بود.
کشورهای بالتیک از اتحاد جماهیر شوروی جدا شدند که مقدمهای برای فروپاشی آن با برنامهریزی آمریکا و کمک اروپا بود.
آنچه در یوگسلاوی، اتیوپی، سومالی و سودان رخ داد، دور نیست. عمر البشیر اعتراف کرد که آمریکا در پشت جدایی جنوب ایستاده بود و عجیب اینجاست که خود او آن طرح را اجرا کرد! و این همان چیزی است که امروز در دارفور برای آن آماده میشوند.
اگر جدایی منجر به تضعیف دولت شود و شاید به تجزیه و نابودی کامل آن منجر شود، که قطعاً امری مردود است، پس کار بر روی آن با مرحله مقدماتی و تمهیدی انجام میشود تا فاش نشود و با مخالفت روبرو نشود. و این همان چیزی است که امروز در سودان در حال وقوع است.
مشاهده میکنیم که ایده حاشیه که به کشورهای شصت و پنج، کشور نوار نیلی و به اصطلاح کشور جلابه تبدیل شد، محور فکری بود که نیروهای پشتیبانی سریع و حامیان آن حول آن میچرخیدند.
اما عنصر خارجی، آمریکا از همان لحظه اول جنگ به عنوان حامی اصلی آن ظاهر شد، زیرا اعلام کرد که راه حل سیاسی از طریق مذاکره تنها راه است و کشورهای منطقه را بسیج کرد و همچنان تمام رشتههای بازی را در دست دارد، پس هر زمان که بخواهد کنفرانسها را برگزار میکند یا لغو میکند و طرفها، دستور کار، مکان و زمان را تعیین میکند.
و در صحنه داخلی، نیروهای پشتیبانی سریع از نظر مالی، نظامی، آموزشی و تسلیحاتی با دقت آماده شدند تا اینکه به خارطوم رسیدند و در مفاصل دولت مستقر شدند تا به جای اینکه پشتیبان آن باشند، به ارتشی موازی تبدیل شوند که افسار دولت را در دست دارد. و همه اینها با اطلاع و حتی با حمایت رهبری ارتش انجام شد، علیرغم هشدارهای اطلاعاتی و علیرغم اعتراض درجهداران ارشد در داخل مؤسسه نظامی، که در نهایت به بازنشستگی ختم شد!
و هنگامی که لحظه صفر فرا رسید و نیروهای پشتیبانی سریع در تصرف قدرت شکست خوردند، طرح به مرحله "ب" منتقل شد که همان جدایی دارفور است.
جنگی درگرفت که در آن دهها هزار و شاید صدها هزار نفر کشته شدند، زیرساختهای دولت ویران شد، میلیونها نفر آواره شدند و کنترل نیروهای پشتیبانی سریع بر ایالات همجوار گسترش یافت و در آنجا زشتترین انواع ظلم و ستم را علیه ساکنان اعمال کردند. و این وضعیت کنونی در کردفان است، علیرغم وجود ارتشهای انبوه در الأبیض، جایی که مردم در شمال و غرب آن در معرض زشتترین جنایات وحشیانه قرار دارند. و پیش از آن، ارتش بدون مقاومت قابل توجه، از چهار پایتخت در ایالات دارفور به نفع آنها عقبنشینی کرد.
خلاصه کلام: این جنگ به گونهای مدیریت شد که شکافی عمیق و دشمنی فزایندهای بین فرزندان کشور ایجاد کرد و این هدفی عمدی و ایستگاهی اصلی در مسیر جدایی بود. سپس دولت تأسیس آمد تا نشانهای قویتر باشد مبنی بر اینکه به ایستگاه پایانی نزدیک میشویم.
در سایه این واقعیت، درک میشود که افزایش صحبت در مورد جدایی دارفور، نوعی آمادهسازی افکار عمومی برای این اقدام جنایتکارانه است که وحدت کشور و شاید موجودیت آن را تهدید میکند. و در اینجا، مسئولیت جمعی میشود و هیچ کس از آن مستثنی نیست. پس هر یک از ما بنگریم که کشور از ناحیه او آسیب نبیند.
وحدت امت اسلامی فرض است، همانطور که پیامبر ﷺ فرمود: «هر کس به سوی شما آمد در حالی که امر شما بر یک نفر جمع است و میخواهد وحدت شما را بشکند یا جماعت شما را پراکنده کند، او را بکشید»، و در حدیث دیگری: «اگر با دو خلیفه بیعت شد، دیگری را از بین آنها بکشید». پس چگونه است اگر مسئله تجزیه تجزیهشده و تقسیم تقسیمشده باشد؟!
نوشته شده برای رادیو دفتر رسانهای مرکزی حزب التحریر
مهندس حسب الله النور – ایالت سودان
منبع: الرادار