التعديلات الدستورية في السودان... واستمرار المؤامرة على الإسلام
التعديلات الدستورية في السودان... واستمرار المؤامرة على الإسلام

الخبر: إن التعديلات الدستورية التي دفع بها إلى البرلمان السوداني مؤخراً لإجازتها، أثارت جدلاً واسعاً داخل المجتمع السوداني، وقد تركز الجدل في نقطتين جوهريتين: حرية الاعتقاد (اعتقاد الأديان والمذاهب والأفكار، وحرية المرأة في الزواج. حيث أعطت هذه التعديلات كل إنسان الحق في اختيار أي عقيدة أو دين، أو رؤية مذهبية، وله أن يمارس أية شعائر دينية، وأن يتخذ مواقع لعباداته، ولا يُكره أحد على دين معين، أو مذهب معين، كما أعطت جواز التزاوج بين الذكر والأنثى بالتراضي والتعاقد مباشرة أو بوكالة.

0:00 0:00
Speed:
March 14, 2017

التعديلات الدستورية في السودان... واستمرار المؤامرة على الإسلام

التعديلات الدستورية في السودان... واستمرار المؤامرة على الإسلام

الخبر:

إن التعديلات الدستورية التي دفع بها إلى البرلمان السوداني مؤخراً لإجازتها، أثارت جدلاً واسعاً داخل المجتمع السوداني، وقد تركز الجدل في نقطتين جوهريتين: حرية الاعتقاد (اعتقاد الأديان والمذاهب والأفكار، وحرية المرأة في الزواج. حيث أعطت هذه التعديلات كل إنسان الحق في اختيار أي عقيدة أو دين، أو رؤية مذهبية، وله أن يمارس أية شعائر دينية، وأن يتخذ مواقع لعباداته، ولا يُكره أحد على دين معين، أو مذهب معين، كما أعطت جواز التزاوج بين الذكر والأنثى بالتراضي والتعاقد مباشرة أو بوكالة.

التعليق:

لقد كانت لهذه التعديلات، والتي هي في أصلها من مخرجات الحوار الوطني، كانت لها هزات ارتدادية داخل المؤسسات والكيانات والأفراد في المجتمع، فقد رفضتها هيئة علماء السودان، ومجمع الفقه الإسلامي، الذي قال: (إنها تبيح الكفر بالله، والخروج عن الإسلام، وتؤدي إلى فوضى تقود إلى مزيد من التنافر والتحارب). وكذلك رفضتها جماعة أنصار السنة، على لسان رئيسها (إسماعيل عثمان)، حيث انتقد مقترح الزواج بالتراضي وإسقاط الولاية، وذكر أن هذه التعديلات تفتح الباب للتشيع والإلحاد.

لكن حزب المؤتمر الشعبي دافع عن هذه التعديلات على لسان أمين الدائرة العدلية أبو بكر عبد الرازق، حيث وصف الذين يهاجمونها بأنهم يقدمون نموذجاً كهنوتياً مرفوضا. وقد تمسك بها زعيم كتلة النواب المستقلين أبو القاسم برطم، واعتبرها من مخرجات الحوار الوطني، ولا يحق حتى للبرلمان أن يجري أي تعديل عليها.

هذه نماذج من المعارك حول التعديلات الدستورية؛ التي اقتصرت مناقشاتها حول النقطتين السابقتين، وعن مخالفتهما للإسلام، وهو أمر جيد أن يتم تناولهما من زاوية العقيدة الإسلامية، ولكن المثير للاستغراب حقاً، هو أن يتم التركيز عليهما، بينما الدستور برمته لا علاقة له بالإسلام، بل إن واضعيه قد عمدوا إلى أن لا يكون للدولة دين رسمي تتبناه. فلماذا إذن التركيز حول هاتين النقطتين فقط؟ إن هذا الجدل يذكر بالجدل الذي دار حول دستور عام 1998م، والذي تركز النقاش فيه على مسألة (التوالي السياسي) ومعانيه، وتناسوا أصل الدستور، ومصادر التشريع فيه، حتى تم تمريره كما هو. إنها من باب سياسة صرف النظر عن القضايا الأساسية، والانصراف إلى قضايا فرعية، لتمرير مؤامرات تفتك بالأمة، من تحت الجسر، دون أن يعبأ بها أحد، أو أن يلتفت إلى خطورتها أحد.

إن الدستور هو القانون الأساس الذي تؤسس عليه حياة الناس، فإذا أريد له أن يكون دستوراً دائماً وراسخاً ومحترماً عند الناس، فلا بد أن يكون مبنياً على عقيدتهم، كما هو حال سائر الأمم العريقة، وإذا دعت الضرورة إلى تعديله، أو إضافة أي مادة فيه، فلا بد من الرجوع إلى العقيدة الإسلامية، فيكون دستوراً مبدئياً ينهض بالأمة، ويحدث الرقي والتقدم، لا كما هو الحال اليوم في بلاد المسلمين، تجرى التعديلات والإضافات والإلغاء أحياناً لتناسب هوى الحاكم واستمراره في السلطة، أو لتمرير مؤامرة، أو لتقوية نفوذه إذا أحس بضعف ملكه أو تهديد كرسيه.

إن أول وثيقة وضعها المسلمون لتكون دستوراً لهم، هي وثيقة المدينة، التي جعلت كل شيء مرده إلى الله ورسوله، وقد أحكم المسلمون بعدها، ولقرون عديدة متتالية، هذه الوثيقة، فجعلوها نبراساً لحكمهم، فقادوا العالم وسادوا الدنيا. وما تنكب المسلمون الطريق، إلا بعد أن جعلناها وراء ظهورنا. فلا بد من العودة إليها، فوحدها هي طريق العزة والنهضة.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

المهندس/ حسب الله النور

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان