October 31, 2017

الذكرى المئوية لوعد بلفور والقضية الفلسطينية (مترجم)

الذكرى المئوية لوعد بلفور والقضية الفلسطينية

(مترجم)

الخبر:

تصادف الذكرى المئوية لوعد بلفور في 2 تشرين الثاني/نوفمبر 2017، وهو الوعد بإنشاء كيان ليهود في فلسطين. يتم الاحتفال بالالتزام البريطاني بإنشاء "الوطن القومي اليهودي" في فلسطين وإدانته مع اقتراب ذكرى التقسيم. وكانت رئيسة الوزراء البريطانية تيريزا ماي قد قالت في كانون الأول/ديسمبر الماضي إنه "إحدى أهم الرسائل في التاريخ". وأضافت: "إنه يدل على الدور الفعال لبريطانيا في إيجاد وطن للشعب اليهودي". (الغارديان، 25 تشرين الأول/أكتوبر). وتعتزم السلطة الفلسطينية تنظيم مظاهرة كبيرة في لندن، وستطلب من الحكومة البريطانية الاعتراف بدولة فلسطين على حدود عام 1967 (هآرتس). إن "حملة الاعتذار عن وعد بلفور" بقيادة مركز العودة الفلسطيني التي تتخذ من لندن مقراً لها، تسعى للحصول على اعتذار رسمي من الحكومة البريطانية لإصدار الإعلان "الذي تسبب في الكثير من الأضرار".

التعليق:

بما أن وعد بلفور المشؤوم وصل إلى الذكرى السنوية المائة لإعلانه، فذلك يبين مدى تأثيره على الشعب الفلسطيني وباقي البلدان الإسلامية، وخاصة القدس والمسجد الأقصى والمسجد الإبراهيمي. أما بالنسبة للمظاهرة التي ستنظم بالنيابة عن حكومة السلطة الفلسطينية، فستكون ضمن حدود القيود الدولية، في حين إن حكومة كيان يهود الغاصب لم تحاكم بعد في أي محكمة دولية على أفعالهم الخسيسة المستمرة ضد الرجال والنساء والشباب الفلسطينيين وتدنيس الأراضي المقدسة والمساجد. والكارثة هي الدعوة إلى الاعتراف الدولي بحدود عام 1967! وماذا عن باقي الأراضي من عام 1948... عكا ويافا وحيفا؟ وماذا عن مذبحة دير ياسين المروعة والعديد من القرى التي دمرها كيان يهود بأسلحة بريطانيا؟ ألا يعتبر هذا في بيان السلطة الفلسطينية ضمن الأرض المباركة فلسطين؟!

حقاً لماذا ستنظم السلطة الفلسطينية مظاهرة في لندن؟؟ لماذا يطلبون الاعتراف بهم من المؤسس والداعم الأساسي لكيان يهود منذ نشأته؟ ما الذي يمكن أن يدفع الإمبراطورية البريطانية للتراجع عن مثل هذا الاتفاق الكبير الذي يتماشى مع اتفاقية سايكس بيكو التي قسمت البلاد الإسلامية إلى دويلات عميلة لدولة العدو التي تحارب وسطها؟ أين المنطق في وجود السلطة الفلسطينية التي يتمثل هدفها الرئيسي في حماية حدود العدو والاعتراف بهم على أرض فلسطين؟ وإذا كانت منظمة الشر هذه تعلن الغضب ضد المحتل الذي يقتل شعبها بدم بارد، والذي يعرض القاصرين إلى أساليب تعذيب شديدة لا تنتهي، بما في ذلك الاغتصاب والسياسات التي يسببها الإرهاب، والاستيلاء على الأراضي من الشعب الفلسطيني وإعلانها أرضهم، وحرق أشجار الزيتون وبساتين الأشجار المثمرة. فإذن لماذا يجلس حكام السلطة الفلسطينية ويتفاوضون مع المحتلين؟ ولماذا لا يقوم حكام المسلمين بواجبهم؟... والذي هو ببساطة استئصال وعد بلفور وأي اتفاقية أخرى تعترف وتتعامل مع كيان يهود المغتصب سواء أكانت معاهدات المياه أو صفقات النفط والغاز أو غيرها من المعادن... وبأبسط العبارات القضاء على كيان يهود؟!

كانت الإمبراطورية البريطانية هي التي وعدت فلسطين و(شرق الأردن) باستعادة أراضيهم مقابل التمرد ضد الخلافة العثمانية... ولكن البريطانيين لديهم خطة مدمرة أكثر خبثاً بكثير لتقسيم الخريطة الإسلامية بشكل عميق مما يجعل من المستحيل تقريباً على من مزقتهم الحرب من المسلمين في ذاك الوقت أن يعودوا للتمسك بإيمانهم بنظام الخلافة وأن يقوموا برفض الخطط الاستعمارية الغربية التي تخضعهم لما يملونه عليهم، الأمر الذي تسبب بنتائج مرعبة للغاية كما هو جليّ اليوم.

إنه نموذج على موقف الإمبراطورية البريطانية تجاه غيرهم، فقد رأوا أنه من المناسب إهداء أرض يسكنها بالكامل سكانها الأصليون لشعب أجنبي تم جمعه من أنحاء مختلفة من العالم لاصطناع كيان ملوث جديد والذي أدى إلى المذابح الدموية ونزوح مئات الآلاف من السكان الأصليين. العديد من المنظمات الشعبية تحارب من أجل تحرير فلسطين وحقوق الفلسطينيين، وهي قضية عصية على الاضمحلال على الرغم من الجهود الضخمة للتطبيع مع كيان يهود. ومع ذلك، فإن هذه المشكلة تعتبر مأزقاً مشؤوماً من قبل الأكاديميين والسياسيين ومراكز الفكر المتخصصة، في حين إن الحل الإسلامي واضح للمسلمين، وهو عودة فلسطين وبلاد الشام وغيرها من بلاد المسلمين للتوحد تحت راية الخلافة الراشدة على منهاج النبوة.

كتبته لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

منال بدر

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان