الذنب الخاص والذنب العام... (مترجم)
الذنب الخاص والذنب العام... (مترجم)

الخبر:   "لا مزيد من قرع الأبواب منتصف الليل ولا مزيد من تحطيم الأبواب من السلطات الدينية التي تحقق في تقارير الخلوات أو غيرها من الأفعال المزعومة". هذا اقتباس مأخوذ من جريدة ستار في شرح موقف الدكتور مجاهد يوسف روا، وهو الوزير في دائرة رئيس الوزراء المكلف بالشؤون الدينية. يصر د. مجاهد على أن ما يفعله المسلمون من وراء الأبواب المغلقة ليس من شأن الحكومة. هذه المناقشة حول قضية "غارات الخلوات" جذبت انتباه رئيس الوزراء الماليزي تون د. مهاتير محمد، فهو يرى بأن "غارات الخلوات" غزوٌ للمساحة الشخصية للأفراد من أجل العثور على أخطاء. ووفقا له، لا يتم تدريس هذا النوع من الأعمال في الإسلام.

0:00 0:00
Speed:
October 27, 2018

الذنب الخاص والذنب العام... (مترجم)

الذنب الخاص والذنب العام...

(مترجم)

الخبر:

"لا مزيد من قرع الأبواب منتصف الليل ولا مزيد من تحطيم الأبواب من السلطات الدينية التي تحقق في تقارير الخلوات أو غيرها من الأفعال المزعومة". هذا اقتباس مأخوذ من جريدة ستار في شرح موقف الدكتور مجاهد يوسف روا، وهو الوزير في دائرة رئيس الوزراء المكلف بالشؤون الدينية. يصر د. مجاهد على أن ما يفعله المسلمون من وراء الأبواب المغلقة ليس من شأن الحكومة. هذه المناقشة حول قضية "غارات الخلوات" جذبت انتباه رئيس الوزراء الماليزي تون د. مهاتير محمد، فهو يرى بأن "غارات الخلوات" غزوٌ للمساحة الشخصية للأفراد من أجل العثور على أخطاء. ووفقا له، لا يتم تدريس هذا النوع من الأعمال في الإسلام.

التعليق:

ينبغي أن يكون واضحا بالنسبة للمسلمين أن أي شكل من أشكال انتهاك أوامر الله وفعل المحظورات يعتبر ذنباً. منع هذه الانتهاكات (المنكرات) هو واجب على المسلمين كما هو مذكور في حديث رواه أبو سعيد الخدري، حينما قال: سمعت رسول الله r يقول: «مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَراً، فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الإِيمَانِ» (رواه مسلم).

لا يقتصر منع المنكر على الأفعال السيئة التي ترتكب علنا ​​مثل السرقة أو شرب الخمر علانية. كما يجب منع المنكر المرتكب في الحياة الخاصة من خلال إجراءات حددها الشرع. السرد الذي يشرحه مجاهد يوسف روا هو سلاح بين أولئك الذين يحملون الأجندة الليبرالية - باستخدام حجة (التجسس)، روا يرى أنه يجب حظر الغارات على "المنكر الخاص". إنهم يسيئون استخدام الآية من القرآن الكريم لتبرير موقفهم حول "منع المنكر الذي يرتكب في الحياة الخاصة" والذي يتضمن التجسس والله حرم التجسس. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ﴾ [الحجرات: 12].

إن التجسس هو في الواقع فعل محظور. في الدولة الإسلامية (الخلافة) التجسس على شخص سواء أكان مسلماً أم ذمياً حرام. ومع ذلك فإن هذا الحظر ليس مطلقاً ولكنه يعتمد على السياق. في الواقع، فإنه يمكن التجسس على الكفار في الحرب - حيث إن التجسس على الكفار الذين يحاربون المسلمين بحكم القانون - هو واجب على الخليفة. وينطبق الأمر ذاته على التجسس ضد أهل الريب - أولئك الذين يُخشى من أن يتسببوا في ضرر للدولة والمجتمع والأفراد - إذا كانت هناك غلبة على الظن بأن الشخص سيسبب الأذى تنفيذاً لمخططات الكفار الحربيين. وقد ناقش العديد من العلماء سابقا الآثار المترتبة على عمليات تجسس نفذت ضد الأعمال غير الأخلاقية التي تتم داخل الحياة الخاصة إذا كان يقوم على أدلة قوية. ويمكن ملاحظة ذلك في مناقشات الإمام ابن حجر (فتح الباري، 482/10) والإمام النووي (شرح صحيح مسلم، 26/2). في الواقع اعتبر علماء مثل الإمام الرملي أنه يجب التجسس إذا كان المسلم مهتماً بمسائل مثل القتل وأعمال الزنا (نهاية المحتاج 47/8). كما أشار الإمام الماوردي في كتابه إلى أنه إذا كان المحتسب (القائم بأعمال الحسبة) تلقى شكوى من شخص موثوق به ويؤدي إلى غلبة الظن في الأمر، فإن التجسس ضروري لمنع الشر. في الإسلام، من الواضح أن ضرورة منع الشر يجب أن تتوافق مع قواعد وأحكام الإسلام. لا يسمح للأنشطة الوقائية المبنية على أساس التجسس العشوائي ولكن التجسس القائم على دليل قوي مع غلبة الظن بأن منكراً سرياً قد يحدث، في هذه الحالة قد يصبح إلزامياً من أجل منع شر أكبر.

إن موجة الليبرالية في ماليزيا تزداد سوءاً، خاصة عندما يكون الأشخاص في السلطة هم أنفسهم حاملي هذه الفكرة الخسيسة، تماشيا مع أن الليبرالية هي الفردية. في هذا السياق، فإن مفهوم "الذنب الشخصي" أي الذنب الذي يرتكب في الحياة الخاصة تتغاضى عنه الجماعات الإسلامية الليبرالية في تبرير "حقوق" الأفراد في إطار الحرية الشخصية للسلوك. ومن ثم فإن عمل الشرطة في تتبع النشاط الأخلاقي لهؤلاء الناس هو خطأ وممنوع لأن المجال الشخصي لا ينبغي أن يقع ضمن اهتمام الحكومة. هذا الوضع بالتأكيد هو حالة محزنة. ومع ذلك فإن هذه الحالة المحزنة ليست سوى نتيجة لحالة مزرية لزمن وهو إهمال الإسلام بوصفه مبدأ الأمة. عندما لا يتم تأسيس عقيدة الإسلام كمرجع للأمة، فماذا نتوقع من السلطة؟

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

د. محمد – ماليزيا

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان