أمريكا لم تعد القوة العظمى التي كانت عليها من قبل
أمريكا لم تعد القوة العظمى التي كانت عليها من قبل

الخبر: يقول الأوروبيون إنهم يريدون التعاون مع واشنطن. أحدث أفعالهم تتحدث لغة مختلفة". (فورين بوليسي) التعليق: بين الديمقراطيين، كان من الواضح أن انتخاب جو بايدن سيثير هتافات مدوية في جميع أنحاء العالم وتعبيرات عن خالص الامتنان لأن أمريكا كانت تستأنف دورها التاريخي كزعيم للعالم الحر. ولكن لم يحدث ذلك.

0:00 0:00
Speed:
March 11, 2021

أمريكا لم تعد القوة العظمى التي كانت عليها من قبل

أمريكا لم تعد القوة العظمى التي كانت عليها من قبل
(مترجم)


الخبر:


يقول الأوروبيون إنهم يريدون التعاون مع واشنطن. أحدث أفعالهم تتحدث لغة مختلفة". (فورين بوليسي)

التعليق:


بين الديمقراطيين، كان من الواضح أن انتخاب جو بايدن سيثير هتافات مدوية في جميع أنحاء العالم وتعبيرات عن خالص الامتنان لأن أمريكا كانت تستأنف دورها التاريخي كزعيم للعالم الحر. ولكن لم يحدث ذلك.


على الرغم من أن حلفاء أمريكا وأعداءها ذرفوا دموعاً قليلة على الزوال الانتخابي لدونالد ترامب، فمن الواضح تماماً أن هناك تفسيرات أعمق لحقيقة أن العالم اليوم ينظر إلى أمريكا من خلال عيون مختلفة تماماً، وهو إعادة تقييم تسارعت بشكل كبير خلال الأحداث المذهلة التي ميزت الولايات المتحدة "بالسنة المرعبة" لعام 2020.


تم العثور على دليل على هذا التغيير الملحوظ في المواقف في الاستطلاع الأخير الذي أجراه المجلس الأوروبي للعلاقات الخارجية للرأي العام في الدول الأعضاء البالغ عددها 11 دولة. النتيجة الأكثر إثارة للدهشة في هذا الاستطلاع هي أن "الأغلبية في الدول الأعضاء الرئيسية تعتقد الآن أن النظام السياسي الأمريكي محطم، وأن الصين ستكون أقوى من الولايات المتحدة في غضون عقد من الزمن، وأن الأوروبيين لا يمكنهم الاعتماد على الولايات المتحدة للدفاع عنها". المثير للقلق بشكل خاص هو أنه من بين أقرب حلفاء أمريكا تاريخياً، فإن الاقتناع بأن النظام السياسي الأمريكي "معطوب" هو الأقوى - 66 في المائة من الفرنسيين، و71 في المائة من الألمان، و81 في المائة من البريطانيين.


في ضوء هذه الأرقام، ليس من المفاجئ أنه من خلال هوامش تزيد عن 50%، فإن الرأي العام الأوروبي هو أنه في النزاعات بين الولايات المتحدة والصين، أو روسيا، يجب أن تظل بلدانهم محايدة.


تجلت النتيجة العملية لهذا الواقع الجديد بشكل جيد من خلال الاستقبال الفاتر الذي لقيه الرئيس بايدن في مؤتمر ميونيخ الأمني الأخير، حيث أوضحت الزعيمة الرئيسية للاتحاد الأوروبي، المستشارة الألمانية أنجيلا ميركل، أن الاتحاد الأوروبي ملتزم بالاتفاق التجاري الأخير مع الصين وأن ألمانيا ملتزمة تماماً باستكمال خط أنابيب الغاز الطبيعي نورد ستريم 2 مع روسيا، على الرغم من الاعتراضات الأمريكية الشديدة. زاد الرئيس الفرنسي إيمانويل ماكرون من تفاقم الوفد الأمريكي بتجديد دعوته لـ"الحكم الذاتي الاستراتيجي" الأوروبي، والذي سيشمل جيشاً أوروبياً منفصلاً بعيداً عن الناتو. في خطاب لاحق، أضاف ماكرون إهانة للضرر من خلال إدانته بشدة للظواهر السياسية والثقافية الأمريكية المتمثلة في "الانحدار" باعتبارها تهديداً خطيراً لأوروبا.


خشية أن يعتقد أي شخص أن مشاكل أمريكا مع أوروبا وحدها، لاحظ الرفض الحاد الذي تلقته الولايات المتحدة في آسيا وأمريكا اللاتينية والشرق الأوسط.


الاشتباكات مع الهند بسبب رفض الأخيرة الانضمام إلى العقوبات الأمريكية ضد ميانمار المجاورة، وهو الوضع الذي تفاقم بسبب الغضب الشعبي من دعم ابنة أخت نائب الرئيس هاريس الواضح للمتظاهرين المناهضين للحكومة. وفي الشرق الأوسط، فشل ميل بايدن نحو إيران في جذب انتباههم، لكنه أثار حفيظة كيان يهود والأنظمة الملكية العربية المحافظة. أيضاً، لا يزال الرئيس التركي أردوغان يشعر بالذعر حيال وعد حملة بايدن بمساعدة معارضته، فضلاً عن الانتقادات الأخيرة لسوء معاملته للمتظاهرين من مجتمع الميم.


في نصف الكرة الغربي، واجهت الإدارة الجديدة صراعات؛ مع البرازيل حول إزالة الغابات في الأمازون، ومع المكسيك حول التعاون للسيطرة على تهريب المخدرات، ومع كندا بشأن إلغاء خط أنابيب كيستون.


وسط كل هذه الأعلام الحمراء، ليس هناك ما هو أكثر إثارة للقلق من الاستطلاع المذكور أعلاه للمواقف العامة الأوروبية تجاه الولايات المتحدة. لا شك أن هذه المواقف المتغيرة قد لاحظتها معظم الحكومات الأخرى في جميع أنحاء العالم، وبعضها توصل حتما إلى استنتاجات مماثلة.


يتشكل الرأي العالمي حول الولايات المتحدة، إلى حد كبير، من خلال التقارير الإخبارية في أمريكا. هل من المرجح أن يثق الأجانب في بلد أصبح خلال العام الماضي بانوراما لمدن مشتعلة مزقتها أعمال الشغب مع خلفية من جلد الذات السياسي والثقافي؟ هل سيثقون في هذا البلد عندما تعلن صحيفة نيويورك تايمز، من خلال "مشروع 1619" الذي ردده آخرون في وسائل الإعلام الرئيسية، أن العبودية ليست عنصراً من عناصر التاريخ الأمريكي، بل بالأحرى صفتها المميزة؟


من الواضح أن حلفاء الولايات المتحدة ينظرون بقلق إلى أمريكا على أنها دولة "محطمة للذات"، هائمة وغير موثوقة. يرى خصوم الولايات المتحدة اللدودون، ولا سيما الصين وروسيا، الضعف والانحدار - والفرص المتاحة لهم لتحدي الولايات المتحدة في الأوقات والأماكن التي يختارونها، في الأيام المحفوفة بالمخاطر لتأسيس الأمة.


ومن الغريب أن الوضع الحالي في الولايات المتحدة قد دعا إلى عدد كبير من المقالات حول تراجعها. في الماضي، تحدث مفكر داخل أمريكا وخارجها عن تراجع القوة العظمى مع أفغانستان والعراق وركود عام 2008، يضاف إلى نوبات الانخفاض هذه موجة أخرى اشترتها أزمة كوفيد-19 وانقلاب ترامب الناعم. سواء أكان انهيار أمريكا وشيكاً أم لا، هناك شيء واحد مؤكد وهو أن الولايات المتحدة لم تعد القوة العظمى التي كانت عليها من قبل. يشهد العالم زوالا متسارعا للسياسة الأمريكية والديمقراطية والأولوية العالمية. يقول الله تعالى: ﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ﴾.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير
محمد عادل

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان