فروپاشی اقتصاد سودان ناشی از سیاستی است که بانک جهانی دیکته می کند
فروپاشی اقتصاد سودان ناشی از سیاستی است که بانک جهانی دیکته می کند

خبر:

0:00 0:00
Speed:
June 13, 2025

فروپاشی اقتصاد سودان ناشی از سیاستی است که بانک جهانی دیکته می کند

فروپاشی اقتصاد در سودان ناشی از سیاستی است که بانک جهانی دیکته می کند

خبر:

بانک جهانی اعلام کرد که اقتصاد سودان در سال 2024 با 13.5 درصد دیگر کاهش یافته است، پس از آنکه در سال قبل از آن حدود یک سوم کاهش یافته بود، در حالی که انتظار می رود با ادامه درگیری، فقر شدید 71 درصد از جمعیت را در بر گیرد. (سودان تریبیون، 10 ژوئن 2025)

نظر:

این بانک جهانی که کشورها را به پیروی از سیاست های سرمایه داری خود که کشورها را به بردگی می کشاند، ثروت آنها را غارت می کند و با وجود ثروتمند بودن از نظر منابع و ثروت، آنها را دچار فقر می کند، دستور می دهد که از هلاکت ها پیروی کنند، سپس به عنوان واعظی راهنما می آید، مانند شیطان که به انسان گفت کفر بورز، و چون کفر ورزید، گفت من از تو بیزارم!

تنها جنگ دلیل فروپاشی اقتصاد نیست، زیرا اساساً به دلیل پیروی از سیاست های بانک جهانی و نسخه های صندوق بین المللی پول سرمایه داری که اصلاحات اقتصادی نامیده می شود، از هم پاشیده است، که در واقع یک فروپاشی اقتصادی است. گرسنگی سازمان یافته مردم سودان از اولین نسخه شروع شد، جایی که بزرگترین پروژه کشاورزی که دارای یک مدیریت واحد در جهان بود، پروژه الجزیره، آن را به اثری پس از دیدن تبدیل کرد، سپس نسخه ها پی در پی آمد تا اینکه سودان از حداقل شرایط زندگی شرافتمندانه در ازای راضی کردن کشورهای استعماری و موسسات مالی بین المللی، از سوی دولت های پی در پی که نمی توانند با وجود ثروت سودان از نظر منابع آشکار و پنهان، مستقلاً تصمیم بگیرند، محروم شد.

تورمی که به 170 درصد رسیده و سقوط پوند سودان ناشی از ضعف اقتصادی واقعی نیست، بلکه ناشی از تصمیمات سیاسی است که توسط صندوق بین المللی پول دیکته می شود، از جمله آزادسازی نرخ ارز، حذف یارانه سوخت، افزایش مالیات ها و عوارض، و خصوصی سازی آنچه از بخش عمومی باقی مانده است، اگر چیزی برای خصوصی سازی باقی مانده باشد. همه اینها به کاهش کسری بودجه به حساب فقرا کمک می کند، فقیرانی که پس از رها کردن آنها توسط دولت، کسی نیست که از امور آنها مراقبت کند و در کنار آنها بایستد، و فقر و گرسنگی دامنگیرشان شده است، در ازای رویای افزایش درآمدها برای خدمت به بدهی ها، نه برای خدمت به انسانی که قربانی راضی کردن غرب سرمایه دار شده است.

در مقابل، اسلام یک نظام اقتصادی برپا کرده است که برای هر کسی که زیر سایه دولت آن زندگی می کرد، کفایت را محقق کرد، و اساس این نظام، رسیدگی به امور مردم به صورت فردی است. اسلام ربا را به طور قطعی حرام کرده است، که اساس نظام بانکداری جهانی است که امروزه کشورهای شبه دولتی را غرق در بدهی ها کرده است، و آنها را تحت سلطه صندوق بین المللی پول و بانک جهانی قرار داده است تا هلاکت ها و تله های اقتصادی آن را اجرا کنند، همچنین اسلام نفت، گاز و معادن را از دارایی های عمومی قرار داده است، نه از دارایی های دولت، یا شرکت های خصوصی، پیامبر ﷺ فرمودند: «مردم در سه چیز شریک هستند: آب، مرتع و آتش». بنابراین، فروش سوخت و گاز و سود بردن از آنها، چه رسد به آزادسازی قیمت آنها و خصوصی سازی منابع، تجاوز به مالکیت امت و جنایت در حق آن است و اصلاح اقتصادی نیست، آنطور که ادعا می کنند. اما تورم ناشی از افزایش قیمت کالاها، یا چاپ ارز بدون پشتوانه و بی ارزش بودن ارز، سومین مصیبت بزرگ است، همچنین با احکام اسلام مغایرت دارد و دزدی از تلاش ها و پس اندازهای مردم است، در حالی که اسلام پول را طلا و نقره قرار داد، زیرا دارای ارزش ذاتی هستند.

این اندکی از بسیار نظام اقتصادی در اسلام است که اوضاع مردم تغییر نخواهد کرد مگر با اجرای کامل و یکپارچه آن با سایر نظام های اسلام در دولت خلافت راشده دوم بر منهج نبوت که زمانش نزدیک است.

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

غاده عبدالجبار (ام اواب) - ولایت سودان

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان