أصداء اغتيال الإعلامية شيرين أبو عاقلة
أصداء اغتيال الإعلامية شيرين أبو عاقلة

  الخبر: تناقلت وسائل الإعلام العربية والعالمية، خبر مقتل مراسلة الجزيرة في فلسطين، الإعلامية شيرين أبو عاقلة، بعد قنصها على يد جنود كيان يهود، وإصابة زميلها علي السمودي في ظهره، أثناء تغطيتهم لاجتياح قوات كيان يهود المجرم لمخيم جنين. واتهم شهود عيان في مقابلات تلفزيونية قناصي يهود، بأنهم تعمدوا استهداف الطاقم الإعلامي بدم بارد رغم معرفتهم بانتمائهم للوسط الإعلامي، وأعلنت جهات مختلفة عن نيتها رفع قضية ضد جيش الكيان وحكومته.

0:00 0:00
Speed:
May 12, 2022

أصداء اغتيال الإعلامية شيرين أبو عاقلة

أصداء اغتيال الإعلامية شيرين أبو عاقلة

الخبر:

تناقلت وسائل الإعلام العربية والعالمية، خبر مقتل مراسلة الجزيرة في فلسطين، الإعلامية شيرين أبو عاقلة، بعد قنصها على يد جنود كيان يهود، وإصابة زميلها علي السمودي في ظهره، أثناء تغطيتهم لاجتياح قوات كيان يهود المجرم لمخيم جنين.

واتهم شهود عيان في مقابلات تلفزيونية قناصي يهود، بأنهم تعمدوا استهداف الطاقم الإعلامي بدم بارد رغم معرفتهم بانتمائهم للوسط الإعلامي، وأعلنت جهات مختلفة عن نيتها رفع قضية ضد جيش الكيان وحكومته.

كما أثار العلمانيون زوبعة من الجدال، على موقع التواصل الإلكتروني، حول مشروعية ترحم المسلمين على المغدورة شيرين أبو عاقلة ووصفها بالشهيدة، رغم كونها تدين بالنصرانية، وفي المقابل طالب كثيرون بترك البحث في هذه المسألة، والتركيز فقط على فضح جرائم الكيان المجرم.

التعليق:

في هذا المقام نستحضر مسائل مهمة يجب ألاّ تغيب عن ذهن المسلم حين النظر إلى مختلف القضايا والأحداث:

أولا: إن دماء الصحفي المشهور ليست أولى من دماء العامي المغمور، وإن من المنكر بروز التباين في ردة الفعل عند وسائل الإعلام والمثقفين، حيث يمرون على خبر مقتل شباب ونساء فلسطين والشام واليمن وغيرها من بلاد المسلمين مرورا باردا مقتضبا، يعدون عنده الأرقام ويحصون الضحايا، ثم يطوون الأوراق لتلاوة أخبار الاقتصاد أو الرياضة ونحوها، بينما يثيرون صخبا عاليا، ويرفعون عقيرتهم عند مقتل شخص مشهور أو اغتيال إعلامي معروف، ما يصنع رأيا عاما وانطباعا عند الناس برخص الدماء البريئة لذاتها، وأن أهمية الدم من أهمية وظيفة ومركز صاحبه، أو ما يمثله من صلة بالوسط الإعلامي والسياسي، ويغيَّب الوعي العام عن مفهوم الإسلام بعظم سفك الدم الحرام كائنا من كان صاحبه.

ثانيا: إن واجب الأمة تجاه الدماء الحرام البريئة، التي يريقها أعداء أمتنا على أرضنا، سواء من المسلمين أو من غيرهم من أبناء بلادنا، هو القصاص والقتال والجهاد ضد من يستخفون بحرماتنا وعلى رأسهم كيان يهود، وإن مسؤولية حماية غير المسلمين ممن هم في حكم ذمة الأمة ورسولها ﷺ، تقع على عاتقنا نحن، ولولا تقصيرنا في توحيد كلمتنا وقوتنا وجيوشنا على الإسلام ودولته، لما وقفنا مصعوقين مشلولين أمام كل ضحية تسقط بيد أجبن الناس يهود، وإن الواجب هو قلع هذا الكيان من جذوره وليس الاستجارة من الرمضاء بالنار، برفع القضايا إلى محاكم الغرب، التي تكيل بمكيالين في تعاملها مع قضايانا ودمائنا ودماء أهل ذمتنا، بينما تستفز ملياري مسلم بوقاحة منقطعة النظير، في تعاطيها مع الملف الأوكراني بكل جوانبه.

ثالثا: إن عقيدة الإسلام وأحكامه، ليست محل مساومة أبدا، ورغم محاولة العلمانيين النيل من عقائدنا وأحكام ديننا، واستغلال الحالة المشاعرية والعاطفية في مطالبتهم بتقديم مفاهيم العلمانية والوطنية على مفاهيم الإسلام وأحكامه، فإن المسلم لا يجوز أن تأخذه في دين الله لومة لائم، ولا أن يبيع من دينه شيئا يسترضي به الذين كرهوا ما أنزل الله، فدعاة الترحم على من مات أو قتل من غير المسلمين، لا يسعون إلى تعزيز "الوحدة الوطنية" كما يزعمون، ولا إلى رصِّ الصفوف ضد الأعداء، بل غايتهم نسف أحكام الولاء والبراء في الإسلام، وصرف المسلمين عن استحضار الإيمان بالعقيدة ومنها الإيمان بالآخرة، أو جعله مقياسا للأقوال والأفعال.

 ولأن الترحم على الميت في الإسلام ينصرف الى الرحمة الخاصة التي أعدها الله للمؤمنين دون غيرهم، وهي المغفرة ودخول الجنة، فلا يجوز للمسلم الترحم على من مات على غير الإسلام، ولا يعني ذلك عدم تعزية أهلها أو ذكر ما كان من صفاتها ومواقفها الجيدة، ولا يعني ذلك التبرؤ من دمائها البريئة وترك القصاص لها، ولا شأن لذلك بوحدة الموقف في وجه القتلة المجرمين.

 بل الواقع يثبت أن غير المسلمين لا يبالون إن لم يترحم المسلمون على موتاهم، كما لا يبالي المسلم إن لم يترحم غير المسلم على موتاه، ولم تشكل هذه القضية مشكلة عند المسلمين وغيرهم على مدى التاريخ، وإنما يثيرها العلمانيون طعنا في الإسلام، وتحريشا بين المسلمين وغيرهم، ليمرروا عقيدتهم في فصل الدين عن الحياة.

وأما الشهادة في الإسلام، فهي منزلة تكون للمسلمين الذي قتلوا في طاعة الله، فنلزمها كما هي، ولا نجاوزها إلى مقاييس العلمانيين الوطنية، التي لا تغني من الحق شيئا.

وأما الدعوة لترك بيان الحكم الشرعي في هذه المسألة بدعوى وحدة الصف، فكان الأولى أن توجه للعلمانيين الذين يستغلون عاطفة الناس وأحزانهم، للهجوم الخسيس والرخيص على أصول الإسلام وأحكامه، وليس على من يهب للذود عن أغلى ما يملك المسلم، عقيدته ودينه، فهذه الدعوة ظاهرها الحرص على تركيز الحراب إلى صدور القتلة، ولكنها تدعو دون قصد إلى كشف نحورنا لطعنات أشد فتكا من رصاص المعتدين وقذائفهم، وترك الباب مشرعا أمام العلمانيين لتمرير مفاهيمهم الناسفة لأصل من أصول الدين.

نسأل الله تعالى أن يبصرنا بأمور ديننا، وأن يعيننا على نصرة دينه ونصرة المستضعفين.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

عدنان مزيان

عضو المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان