استئناف المباحثات مع الهند خطة أمريكية لإضعاف الأمة
استئناف المباحثات مع الهند خطة أمريكية لإضعاف الأمة

 صرّحت وزيرة الشئون الخارجية الهندية (سوشما سواراج)، في التاسع من كانون الأول/ديسمبر 2015م، على هامش مؤتمر قلب آسيا، أن الهند وباكستان قد قررتا استئناف الحوار بينهما،

0:00 0:00
Speed:
December 19, 2015

استئناف المباحثات مع الهند خطة أمريكية لإضعاف الأمة

استئناف المباحثات مع الهند خطة أمريكية لإضعاف الأمة

الخبر:

صرّحت وزيرة الشئون الخارجية الهندية (سوشما سواراج)، في التاسع من كانون الأول/ديسمبر 2015م، على هامش مؤتمر قلب آسيا، أن الهند وباكستان قد قررتا استئناف الحوار بينهما، حيث قالت: "لقد حان الوقت لكي تمارس باكستان والهند أعمالًا تجارية مع بعضهما البعض... العالم كله يراقبنا، ويجب علينا ألا نخيب آماله" وقالت أيضًا: "لا يمكن أن تستفيد أفغانستان أكثر من الوصول الكامل والمباشر إلى الأسواق الهندية لتمكينها من الاستفادة من نظام الرسوم الجمركية"، وفي الختام أشارت "سواراج" إلى طريق "جراند" التاريخي الذي شُيّد من قبل "شير شاه سوري" منذ 450 عامًا، والذي يربط بين كولكاتا وكابول، وأضافت: "هذا الطريق موجود لغاية اليوم، وهو يذكرنا بمصيرنا المشترك."

التعليق:

زيارة وزيرة الشئون الخارجية الهندية إلى باكستان وتعليقاتها بشأن السلام والحوار فاجأت الجميع تقريبًا في باكستان، لأنه ومنذ 26 من أيار/ مايو 2014م، أي منذ تولي حزب بهاراتيا جاناتا السلطة في الهند، كانت حكومة مودي عدائية جدًا تجاه باكستان، ما أسفر عن مقتل مدنيين وجنود عبر خط السيطرة بين كشمير المحتلة وباكستان، وهي الحدود الفعلية المجاورة، وقد تم إلغاء لقاءات على مستوى وزراء الخارجية. ومع ذلك، لم تكن هذه هي الحادثة الأولى التي تفاجئ المراقبين السياسيين، فقبل زيارة سوشما، تبادل رئيس الوزراء الباكستاني (نواز شريف)، ونظيره الهندي (نارندرا مودي)، في 30 من تشرين الثاني/ نوفمبر 2015م، المجاملات على هامش المؤتمر الواحد والعشرين للأمم المتحدة لتغير المناخ في باريس، والذي أعقبه محادثات مستشاري الأمن القومي الهندي والباكستاني في بانكوك، في السادس من كانون الأول/ ديسمبر 2015م، في مؤتمر صحفي مشترك بين وكالة الأمن القومي الباكستاني، بقيادة الفريق الركن المتقاعد (نصير خان جانجوا)، ووزير الخارجية الباكستاني (عزيز أحمد شودري)، والهندي (جاشينكار)، الذين قالوا في المؤتمر أن المباحثات "غطت قضية السلام والأمن والإرهاب وجامو وكشمير، وغيرها، بما في ذلك الهدوء على طول خط السيطرة"، وقد أثار هذا الاجتماع من قبل مستشاري الأمن القومي الدهشةَ أكثر من اجتماع نواز ومودي؛ لأن الجنرال رحيل أعرب قبل هذا الاجتماع في وسائل الإعلام أنه ليس مع سياسة نواز المتعلقة بالملف الهندي، بل وكان يزعم أنه يريد موقفًا قويًّا من الجانب السياسي للحكومة، ولكن بعد تعيينه اللفتنانت الجنرال "المتقاعد" (نصير خان جانجوا)، وهو مساعد مقرب منه، مستشارًا للأمن القومي، تكشف أن الجنرال رحيل لا يهتم بمشاعر أهل باكستان المناهضة للهند.

هذه البداية المفاجئة للقاءات بين الخصمين اللدودين ليست بدافع ذاتي منهما، بل هي بدفع من أمريكا، حيث ذكرت إحدى الصحف الناطقة بالإنجليزية في باكستان على صفحتها الأولى، في 11 من كانون الأول/ ديسمبر 2015م، تقريرًا ورد فيه أن "البلدين، وبمساعدة الولايات المتحدة وبريطانيا وألمانيا، تقدما سريعًا في الأيام العشرة الماضية، لإذابة الجليد في باريس، والتوصل لاتفاق في إسلام أباد؛ لاستئناف الحوار بعد توقف دام ما يقرب من عامين.

بعد تغيير الهند لموقفها، أعلنت السعودية عن تشكيل تحالف عسكري من 34 بلدًا إسلاميًا لمحاربة "الإرهاب" في سوريا والعراق وأفغانستان وليبيا، وليس مفاجئًا أن تكون باكستان جزءًا منه؛ لأن الجنرال رحيل قد قام بالفعل بعدة زيارات إلى السعودية في تشرين الأول/ أكتوبر هذا العام. لذلك يبدو أن الخونة في القيادة السياسية والعسكرية الباكستانية أرادوا تبرير مهمة اشتراكهم في الحلف العسكري بأن الجبهة الهندية باردة ولا حاجة للحشد إلى الحدود الشرقية، من أجل ذلك أمرت أمريكا الهند بالتخفيف من حدة الخطاب العدواني بشكل كبير وعلى الفور. أما الهند، فإن تغير موقفها المفاجئ ليس من دون مقابل، فقد كان أجرها السماح لها بتدشين خط أنابيب الغاز الواصل بين تركمانستان وباكستان وأفغانستان والهند "TAPI"، وهو خط مهم جدًا للاقتصاد الهندي، فهي بحاجة ماسّة للطاقة، ويفتح لها أسواق المسلمين من لاهور إلى آسيا الوسطى.

إن أي مراقب للتنافس بين باكستان والهند يعلم أن باكستان لن تحصل على أي شيء من الحوار مع الهند، فالهند لن تترك كشمير، أو سياتشن، أو سير كريك، أو تحل أية مسألة أخرى مثيرة للقلق؛ لأن أمريكا لن تسمح بذلك أبدًا. إن الطريق نحو التقدم والازدهار الاقتصادي يكمن في توحيد باكستان وبنغلادش وأفغانستان وبلدان آسيا الوسطى في ظل دولة الخلافة الراشدة على منهاج النبوة، التي ستشكّل قوة اقتصادية وعسكرية قوية ومهيمنة في المنطقة، وعندها فإن حاجة الهند للطاقة لن تمكنها من الاحتفاظ بكشمير وسياتشن وسير كريك. ويمكن القيام بهذا بسهولة جدًا، فالمسلمون في المنطقة لديهم رغبة قوية جدًا في الوحدة، ومع ذلك، فإن الأمر بحاجة إلى بعض أبناء الأمة المخلصين في القوات المسلحة الباكستانية لاقتلاع الخونة في القيادة السياسية والعسكرية، وإعطاء النصرة لحزب التحرير؛ لإقامة الخلافة على منهاج النبوة.

﴿فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

شاهزاد شيخ

نائب الناطق الرسمي لحزب التحرير في ولاية باكستان

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان