أزمة الفيضانات تُربك القيادة الباكستانية الفاشلة
أزمة الفيضانات تُربك القيادة الباكستانية الفاشلة

الخبر:   لم تتسبب الفيضانات الأخيرة في باكستان في إحداث الفوضى فحسب، بل تجاوز حجم الكارثة فيضانات 2010 السابقة والزلزال في عام 2004. فما يزيد قليلاً عن ثلث البلاد غارقة تحت المياه ونزح أكثر من 33 مليون شخص [CNN]. وقد تجاوز عدد القتلى بالفعل علامة 1000، وظهور المرض ونقص الغذاء وشح المياه العذبة والمأوى غير الملائم، يعني أن الرقم النهائي سيكون أعلى من ذلك بكثير. وكان رد المجتمع الدولي سيئاً جدا على أقل تقدير، ولكن هذا الأمر طغت عليه لعبة اللوم المحلية بين القيادة المدنية والعسكرية لعدم القيام بما يكفي لمساعدة الأشخاص الأكثر تضرراً.

0:00 0:00
Speed:
September 11, 2022

أزمة الفيضانات تُربك القيادة الباكستانية الفاشلة

أزمة الفيضانات تُربك القيادة الباكستانية الفاشلة

(مترجم)

الخبر:

لم تتسبب الفيضانات الأخيرة في باكستان في إحداث الفوضى فحسب، بل تجاوز حجم الكارثة فيضانات 2010 السابقة والزلزال في عام 2004. فما يزيد قليلاً عن ثلث البلاد غارقة تحت المياه ونزح أكثر من 33 مليون شخص [CNN]. وقد تجاوز عدد القتلى بالفعل علامة 1000، وظهور المرض ونقص الغذاء وشح المياه العذبة والمأوى غير الملائم، يعني أن الرقم النهائي سيكون أعلى من ذلك بكثير. وكان رد المجتمع الدولي سيئاً جدا على أقل تقدير، ولكن هذا الأمر طغت عليه لعبة اللوم المحلية بين القيادة المدنية والعسكرية لعدم القيام بما يكفي لمساعدة الأشخاص الأكثر تضرراً.

التعليق:

لا يمكن أن تأتي الفيضانات في وقت أسوأ من هذا بالنسبة لباكستان. فقد كانت البلاد تعاني بالفعل من أزمة اقتصادية يغذيها التضخم العالمي وأسعار الطاقة المرتفعة وعجز ميزان المدفوعات وشروط صندوق النقد الدولي. يضاف إلى هذا المزيج النمو الاقتصادي الضعيف الذي حققته الدولة خلال حقبة كوفيد-19، ومع ذلك، فإن كلاً من كوفيد-19 والأزمة الاقتصادية لم تدمر الاقتصاد الزراعي في باكستان، والذي يعد الدعامة الأساسية للناتج المحلي الإجمالي لها. أدى وصول الفيضانات الحالية إلى تدمير مساحات شاسعة من المحاصيل بشكل كامل، ما كان له تأثيران رئيسيان؛ أولاً، لن يتمكن ملايين الأشخاص من إطعام أنفسهم، وسيضع ذلك عبئاً ثقيلاً على الحكومة الفيدرالية. وثانياً، سيتم تقليص صادرات الأغذية الأساسية بشدة وسيؤثر ذلك على قدرة باكستان على كسب ما يكفي من العملة الصعبة لسداد العوائد المتراكمة على الديون الربوية.

ولزيادة الطين بلة، فإن المساعدات الخارجية القادمة من الخارج لا تستحق الكتابة عنها. فقد قدمت أمريكا 30 مليون دولار، وهو ما يعادل أقل من دولار واحد لكل شخص من النازحين البالغ عددهم 33 مليوناً، وقدمت كندا 5 ملايين دولار، وهذا أقل من 20 سنتاً لكل نازح! في غضون ذلك، سلمت بريطانيا أكثر من 800 ألف جنيه إسترليني، أي ما يعادل بنسين للفرد. وبالمقارنة، تلقت أوكرانيا التي يبلغ عدد سكانها 44 مليون نسمة مساعدات بمليارات الدولارات.

لا يقتصر النفاق الغربي على المساعدة الضئيلة التي تُمنح لباكستان. فتحت وصاية الغرب، فرض صندوق النقد الدولي على مدى العقود الأربعة الماضية ظروفاً اقتصادية صارمة أضعفت الأرضية الصناعية لباكستان، وقوضت سيادتها الاقتصادية وزادت عبء ديونها الخارجية إلى 132 مليار دولار. الغالبية العظمى من هذا الدين مملوكة للغرب ومنظماته متعددة الأطراف مثل صندوق النقد والبنك الدوليين.

إذا كان الغرب صادقاً في نيته مساعدة باكستان خلال هذه الأوقات العصيبة، فإن أقل ما يمكن أن يفعله هو التنازل عن هذا الدين، حيث سيؤدي هذا إلى تحويل مليارات الدولارات المخصصة لمدفوعات الربا إلى الأموال التي تمس الحاجة إليها لجهود الإغاثة الجارية.

إن القيادة المدنية والعسكرية مذنبة أكثر من الغرب في الوضع الذي وصلت باكستان إليه. فلو تبنت القيادة الباكستانية مسار الاكتفاء الذاتي الاقتصادي وتجنب برامج التكيف الهيكلي لصندوق النقد الدولي، لكانت الأسس الاقتصادية للبلاد أكثر مرونة في التعامل مع مثل هذه الكوارث. علاوة على ذلك، لم تفعل القيادة الباكستانية سوى القليل جداً للتحضير لاحتمال مثل هذا الوضع الحالي؛ فلم يكن ينبغي أبداً السماح للناس بالإقامة بالقرب من المناطق المعرضة للفيضانات، وكان ينبغي استثمار موارد أكبر في مساعي إدارة الكوارث. بالإضافة إلى ذلك، كان ينبغي للدروس المستفادة من الكوارث السابقة أن تؤدي إلى اتخاذ تدابير ملموسة للتخفيف من هذه الكوارث.

ومع ذلك، فإن الأمر الأكثر إثارة للقلق هو الخلاف المستمر بين جميع عناصر القيادة الباكستانية للحصول على الفضل في جهود الإغاثة المتواضعة من الفيضانات على حساب مساعدة الأشخاص الذين يستحقونها أكثر من غيرهم! لقد آن الأوان لشعب باكستان أن يضع حدا لنظام الدولة القومية الذي جعل القيادة الباكستانية عاجزة خلال الأزمات المتكررة، والأسوأ من ذلك جعلها خاضعة إلى الأبد للقوى الأجنبية. ولا يمكن تحقيق ذلك إلا بإقامة الخلافة الراشدة.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

عبد المجيد بهاتي

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان