January 24, 2008

بيان صحفي مشروع قانون الانتخابات لا يقوم على أساس الإسلام

تنتهي اليوم المهلة التي حُدّدت من قِبَل المفوضية الدستورية لكافة القوى السياسية لتحديد موقفها من نقاط الاختلاف حول قانون الانتخابات. فكان لا بد أن نبين ما هو هذا المشروع، وما هو الأساس الذي يقوم عليه، وحكم الإسلام فيه، حتى يتبين الناس الحق من الباطل.
أولاً: إن الأساس الذي بُني عليه مشروع قانون الانتخابات- حسب المادة (1) من المشروع- هو الدستور الانتقالي لسنة 2005م، ومعلوم أن هذا الدستور غير قائم على أساس الإسلام، ويجعل التشريع للبشر بالأغلبية في المجلس الوطني ومجلس الولايات والمجالس التشريعية الولائية، كما أنه- أي الدستور- يؤسس لانفصال جنوب السودان، ويهيء بقية الولايات للانفصال.
ثانياً: سار القانون كما الحال في الدستور الانتقالي وقانون الأحزاب في تركيز فصل جنوب السودان عن شماله؛ بالحديث عنه في جميع فقرات القانون وكأنه كيان قائم بذاته.
ثالثاً: ركّز القانون بشكل كثيف على (السودانية) ضمن الشروط التي اشترطها للترشح لرئاسة الجمهورية أو ولاة الولايات، أو لعضوية الهئية التشريعية القومية أو الولائية... إلخ.
إن الانتخابات بوصفها اسلوباً لاختيار شخص أو أشخاصٍ للقيام بأعمال محددة جائز شرعاً، على شرط أن يكون العمل نفسه جائزٌ شرعاً.
أما هذا القانون فهو يُستخدم لعمل غير شرعي؛ وهو انتخاب رئيس جمهورية، وليس في الإسلام رئاسة جمهورية وإنما خلافة للمسلمين، يقول الرسول صلى الله عليه وآله وسلم: "وَإنّهُ لاَ نَبِيّ بَعْدِي. وَسَتَكُونُ خُلَفَاءُ ...." كما أنه يٌستخدم لانتخاب هيئات تشريعية تشرّع من دون الله، والتشريع في الإسلام لله وحده وليس للبشر، يقول الله عز وجل: {إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ }ويقول: {وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}. ثم إن فصل جنوب السودان عن شماله حرام ولا يجوز لقوله صلى الله عليه وآله وسلم: "مَنْ أَتَاكُمْ، وَأَمْرُكُمْ جَمِيعٌ، عَلَىَ رَجُلٍ وَاحِدٍ، يُرِيدُ أَنْ يَشُقّ عَصَاكُمْ، أَوْ يُفَرّقَ جَمَاعَتَكُمْ، فَاقْتُلُوهُ".. أما الحديث عن (السودانية) وجعلها شرطاً، فهو شرطٌ باطل وتكريسٌ لتجزئة المسلمين على أساس وطني صنعه الكافر المستعمر، وحافظ عليه عملاؤه من بعده، فالأصل أن المسلمين إخوة مهما تباعدت أقطارهم وبلادهم، يقول سبحانه وتعالى: {إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ} إضافة إلى أن هذا القانون- كما ذكرنا- لم يؤسس على الإسلام وإنما على أساس اتفاقيات نيفاشا والله سبحانه وتعالى يقول: {أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}.
من كل ذلك يتبين أن هذا القانون باطل شرعاً.
إن الواجب على الأحزاب السياسية، والقوى الحية في المجتمع، بل وكل مسلم في هذا البلد أن يرفض هذا المشروع والأساس الذي بُني عليه، وأن يسـعى الجميع لبناء الدولة والمجتمع على أسـاس الإسـلام وأحكامه؛ عبر السعي لإقامة الخلافة التي بشّر بها النبي صلى الله عليه وآله وسلم والتي فيها عزكم ومرضاة ربكم والقضاء على عدوكم.
يقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}.

إبراهيم عثمان (أبو خليل)
الناطق الرسمي لـحزب التحرير
في الســودان

More from null

پاسخ به افتراهای نویسنده ابراهیم هبانی بر خلافت

پاسخ به افتراهای نویسنده ابراهیم هبانی بر خلافت

مقاله‌ای از نویسنده ابراهیم هبانی در سایت روزنامه التغییر را دیدیم، روز جمعه 16 جمادی الاولی 1447 هـ.ق. برابر با 2025/11/7 میلادی با عنوان: «اخوان المسلمین پروژه‌ای برای نابودی جهان»، در آن آمده است: (زمان آن فرا رسیده است که جهان حقیقت را آنگونه که هست ببیند، تشکیلات اسلام سیاسی پروژه‌ای اصلاحی نیست، بلکه پروژه‌ای برای از هم پاشاندن کشورها از درون است، با شعار دینی آغاز می‌شود و به قدرت مطلقه ختم می‌شود). سپس می‌گوید: (خطر اسلام سیاسی دیگر تهدیدی برای یک کشور نیست، بلکه تهدیدی برای کل بشریت است، نه تنها با دیگران دشمنی می‌کند، بلکه با ایده دولت مدرن نیز دشمنی می‌کند)، تا جایی که می‌گوید: (از خارطوم پیامی می‌فرستیم و می‌گوییم، ملت‌ها را از توهمات خلافت که تخریب را به نام خدا مشروعیت می‌بخشد، نجات دهید و دین را از تاجران شعارها که آن را نردبانی برای رسیدن به قدرت قرار داده‌اند، حفظ کنید).

در پاسخ به افتراهای نویسنده به اسلام و نظام خلافت آن می‌گوییم:

اولاً: بسیارند بلندگوهایی که از رفتارهای برخی تشکیلات اسلامی به عنوان پوششی برای حمله به اسلام و نظام سیاسی آن استفاده می‌کنند و به نظر می‌رسد که هبانی یکی از این نویسندگان است، وگرنه چرا خلافت را وارد موضوع کرد؟! آیا کسانی که از آنها صحبت کرد، دولت خلافت را برپا کردند یا اینکه با نظام‌های دولت مدرن که دشمنی با آن را عیب می‌دانند، حکومت کردند؟ با اینکه او می‌داند و شاید چشم‌پوشی می‌کند از اینکه این دولت مدرن ساخته دست کافر استعمارگر است و دولتی وظیفه‌ای است و وظیفه‌اش اجرای سیاست‌های ساخته دست او پس از نابودی خلافت است؛ کیان سیاسی جمع کننده همه مسلمانان؟

ثانیاً: کسی که جنگ‌ها را در کشورهای ما می‌سازد و برای تجزیه آنها تلاش می‌کند، همان کسی است که آنها را در سایکس پیکو تجزیه کرد، آیا نویسنده نمی‌داند که بریتانیا جنگ را در سودان جنوبی برای جدا کردن آن از شمال شعله‌ور کرد؟! سپس آمریکا این موضوع را پس از آن بر عهده گرفت تا اینکه آن را عملاً با اعتراف و تبریک اکثر نیروهای سیاسی در سودان جدا کرد و اکنون این جنگ نفرین شده جاری در سودان، یکی از اهدافش جدا کردن دارفور از سودان به نام صلح ادعایی است و جده و چهارجانبه و سوئیس و غیره چیزی نیست جز ایستگاه‌هایی برای توطئه مانند میشاکوس و نایروبی و نیواشا، آیا هبانی نمی‌داند که جنوب به نام صلح و با توافقنامه صلح نیواشا جدا شد؟!

ثالثاً: خلافت ای نویسنده توهم نیست، بلکه نظام پروردگار جهانیان است که آن را برای بشریت تشریع کرده است، زیرا احکام و قانون اساسی و قوانین آن احکام شرعی از خالق همه بشر است و خلافت برادر گرامی، همان است که کشورها را متحد می‌کند، نه اینکه آنها را از هم می‌پاشاند و همان است که عزت و کرامت از دست رفته امروز را به امت اسلامی باز می‌گرداند و شما ناتوانی دولت مدرن، ساخته دست غرب کافر را می‌بینید، ناتوانی آن از ایستادگی در برابر آمریکا و دست پرورده‌اش رژیم یهود و اگر خلافت وجود داشت، آمریکا از طریق مزدورانش، هر که بودند، نمی‌توانست جنوب سودان را جدا کند و رژیم یهود نمی‌توانست ده‌ها هزار مسلمان را در غزه بکشد و غزه را با خاک یکسان کند و بدترین عذاب‌ها را به مردمش بچشاند، در حالی که حاکمان دولتک‌های ضرار مدرن هیچ حرکتی نمی‌کنند، بلکه برخی از آنها به طور پنهانی و آشکار به او کمک می‌کنند و اگر خلافت وجود داشت، این جنگ کنونی در سودان رخ نمی‌داد و نیازی به چهارجانبه یا غیر آن نداشتیم.

 در پایان، به نویسنده می‌گوییم، خلافت را که شما توهم می‌دانید، غرب کافر استعمارگر برای آن تدارک می‌بیند و برای جلوگیری از برپایی آن تلاش می‌کند و مراکز مطالعات استراتژیک وابسته به آن، طرح‌هایی را برای جلوگیری از برپایی آن تدوین می‌کنند، بلکه سیاست‌هایی را برای چگونگی برخورد با آن در هنگام برپایی تدوین کرده‌اند. و جنگ علیه تروریسم (اسلام) چیزی نیست جز یکی از این وسایلی که غرب برای جلوگیری از برپایی آن استفاده می‌کند. همانطور که از مزدوران فکری و سیاسی و رسانه‌ای، متاسفانه از فرزندان مسلمانان، برای ضربه زدن به ایده خلافت استفاده می‌کند.

اما به همه اینها می‌گوییم، هیهات هیهات! خلافت با وجود میل غرب کافر و مزدورانش خواهد آمد، زیرا این وعده خداوند سبحان است که می‌فرماید: ﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ﴾ و این بشارت حبیب محمد ﷺ است که بیان کرد خلافت پس از حکومت جبری که امروز در آن زندگی می‌کنیم، دوباره به صورت راشده بر اساس منهج نبوت باز خواهد گشت، پیامبر ﷺ در حدیثی که امام احمد در مسندش روایت کرده است می‌فرماید: «ثُمَّ تَكُونُ مُلْكاً جَبْرِيَّةً فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا اللهُ إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ».

حزب التحریر، ای نویسنده برای برپایی خلافت تلاش می‌کند و جوانانش شب و روز برای تحقق این بشارت تلاش می‌کنند و به زودی به اذن خدا محقق خواهد شد.

ابراهیم عثمان (ابو خلیل)

سخنگوی رسمی حزب التحریر

در ایالت سودان

آمریکا در تلاش برای جدا کردن دارفور، مسئله ابیی را برمی‌انگیزد و تهدید می‌کند!

بیانیه مطبوعاتی

آمریکا در تلاش برای جدا کردن دارفور، مسئله ابیی را برمی‌انگیزد و تهدید می‌کند!

پس از جدا شدن سودان جنوبی از سودان شمالی در سال 2011 میلادی، منطقه ابیی مورد مناقشه باقی ماند و وابستگی آن به هیچ یک از طرفین، جنوب و شمال، تعیین نشد. قرار بود در سال 2011 همزمان با همه پرسی سودان جنوبی، یک همه پرسی عمومی در ابیی برگزار شود تا وابستگی منطقه به شمال یا جنوب تعیین شود، اما این همه پرسی به دلیل اختلاف دو کشور بر سر حق رای در همه پرسی انجام نشد! زیرا در این منطقه قبایلی وابسته به جنوب به نام دینکا نقوک و قبایل دیگری وابسته به شمال به نام مسیره زندگی می‌کنند. طبیعتاً دینکاها راضی نخواهند شد از محیط قبیله‌ای خود جدا شده و با کشور شمال باشند، زیرا در کشور سودان حلقه ضعیف‌تری خواهند بود و مسیره نیز نمی‌پذیرد از محیط قبیله‌ای خود جدا شده و با کشور جنوب باشند، زیرا آنها نیز در کشور حلقه ضعیف‌تری خواهند بود.

سپس در سال 2012 جنگ کوتاهی در این منطقه درگرفت، اما با ایجاد نیروهای امنیتی موقت سازمان ملل متحد برای ابیی (یونیسفا) حل شد. در نوامبر 2020، شورای امنیت سازمان ملل متحد نشستی را در مورد اجرای قطعنامه 2046 خود در مورد مسائل دوجانبه معلق بین سودان و سودان جنوبی و وضعیت در ایالات کردفان جنوبی و نیل آبی برگزار کرد، بدون اینکه تصمیم روشنی در مورد ابیی اتخاذ شود.

سپس آخرین نشست دیروز چهارشنبه 5/11/2025 برگزار شد که در آن سفیر آمریکا، مایکل والتز، سودان شمالی و جنوبی را تهدید کرد که با تمدید مأموریت نیروهای حافظ صلح سازمان ملل (یونیسفا) که در 15 نوامبر جاری به پایان می‌رسد، مخالفت خواهد کرد، مگر اینکه دو طرف به تعهدات خود در قبال توافقنامه صلح که بر اساس آن سودان جنوبی جدا شد، عمل کنند.

ما در حزب التحریر/ولایت سودان، پیشتر طی بیانیه مطبوعاتی در 21/5/2011، نسبت به خطر توافقنامه نیواشا هشدار داده بودیم و تاکید کردیم که منطقه ابیی (کشمیر سودان) خواهد بود. یک مسئله مرزی معلق، و اکنون بیش از 14 سال از این گفته ما می گذرد، و مسئله ابیی هنوز در جای خود باقی مانده است، و این برای کشورهای استعماری عجیب نیست، زیرا مناطق مورد مناقشه بین کشورهای اسلامی وجود دارد. به ویژه منطقه عربی که در سال 1916 از طریق توافقنامه شوم سایکس پیکو تقسیم شد و مسئله مناقشه بر سر آن حل نشده است، زیرا این امر برای خود مقصود است و بهترین مثال برای آن مسئله مناقشه بر سر حلایب و شلاتین بین مصر و سودان است.

این مسائل که اصالتاً در داخل مرزهای کشورهای مسلمان قرار دارند، تنها با برپایی دولت خلافت حل می‌شوند که همه کشورهای مسلمان را متحد می‌کند، زیرا در آنجا اختلافی بر سر مرزها وجود نخواهد داشت، زیرا زمین، زمین اسلامی خراجی یا عشری است، و این امر مستلزم آن است که امت برای برپایی آن به صورت راشده بر اساس روش پیامبری فراخوانده شود تا دست کافر استعمارگر بازیگر را از کشورهایمان قطع کند.

ابراهیم عثمان (ابو خلیل)

سخنگوی رسمی حزب التحریر

در ولایت سودان