دروس من فشل الإسلاميين (مترجم)
دروس من فشل الإسلاميين (مترجم)

الخبر:   بعد سنوات من المنفى وسنوات من الدعوة إلى الإسلام شهدت الأسابيع الماضية تخلي حزب النهضة عن الإسلام. كانت تونس شعلة الربيع العربي الذي بشّر بتغيير غير مسبوق في الشرق الأوسط ولكن في مؤتمر عقد مؤخرًا، أدار حزب النهضة ظهره للإسلام وسياسته مقابل الحكم بالعلمانية. وأوضح زعيم حزب النهضة راشد الغنوشي "بعد ثورة 2011 وتبني الدستور الجديد عام 2014 لا يوجد حاجة إلى حزب في تونس يدعو إلى مصطلح الإسلام السياسي"، وأضاف "أن الحزب سوف يسعى لتسمية نفسه بالحركة المدنية والديمقراطية".

0:00 0:00
Speed:
June 23, 2016

دروس من فشل الإسلاميين (مترجم)

دروس من فشل الإسلاميين

(مترجم)

الخبر:

بعد سنوات من المنفى وسنوات من الدعوة إلى الإسلام شهدت الأسابيع الماضية تخلي حزب النهضة عن الإسلام. كانت تونس شعلة الربيع العربي الذي بشّر بتغيير غير مسبوق في الشرق الأوسط ولكن في مؤتمر عقد مؤخرًا، أدار حزب النهضة ظهره للإسلام وسياسته مقابل الحكم بالعلمانية. وأوضح زعيم حزب النهضة راشد الغنوشي "بعد ثورة 2011 وتبني الدستور الجديد عام 2014 لا يوجد حاجة إلى حزب في تونس يدعو إلى مصطلح الإسلام السياسي"، وأضاف "أن الحزب سوف يسعى لتسمية نفسه بالحركة المدنية والديمقراطية".

التعليق:

بالإعلان رسميًا عن التخلي عن الإسلام السياسي يكون حزب النهضة قد اتبع العديد من المنظمات الإسلامية السياسية والتي فشلت أيضًا. هذه الجماعات وقعت في نفس الأخطاء وخذلت ملايين الناس الذين ضحّوا بدمائهم من أجل التغيير. ومع أننا لا نشكّك في إخلاص العديد من هذه الجماعات التي عملت حسب تبنّياتها للإسلام السياسي، إلاّ أننا نقدم بعض أسباب فشل هذه المنظمات الذريع بعد وصولهم إلى السلطة.

  • إنه ليس الإنسان، إنه النظام الخطأ الأول لهذه الأحزاب الذي جعل الناس يعتقدون أن مشاكل المجتمع تعود إلى الحاكم فقط. في الواقع لا يوجد حاكم يحكم بمفرده، إنهم بحاجة إلى قوة البطش وعندهم نظام كامل لتحقيق ذلك. وكان هذا واضحًا عندما انقلب الحرس الجمهوري على محمد مرسي عام 2013. وهكذا هي الحال في معظم البلدان الإسلامية، حيث صمّم الغرب تلك الأنظمة لضمان إبقاء القوة بيد النخبة العلمانية. وإقامة نظام إسلامي من خلال النظام العلماني الفاسد هو أمر محتوم بالفشل.
  • إرضاء الغير لن يوصلك إلى مكان. معظم تلك الأحزاب قد حكمت من منطلق ضعيف حيث إنهم ركّزوا على إرضاء الآخرين عوضًا عن تنفيذ تطلعاتهم. النهضة على سبيل المثال طمأن باستمرار الأحزاب العلمانية في تونس مما سمح لأفراد من النظام السابق للترشح في الانتخابات البرلمانية. وتبنى الإخوان المسلمون نفس المنهج ولكن هذه المرّة مع القوى العالمية بذريعة "حماية السياحة" من خلال توقيع اتفاقيات أمنية مع كيان يهود. ولم يلاحظ كلا الحزبين أن هذه السياسة تجعلك تبدو ضعيفًا وعاجزًا.
  • امتلك خطة. العديد من هذه الأحزاب موجودة منذ عقود وكانت عندها الفرصة للتحضير ليوم تصل فيه إلى الحكم. ويكون الاستعداد على شكل وضع دستور وخطة طريق سياسية أو سياسات فردية يسعى من أجلها. وللأسف فإن كلا من النهضة والإخوان المسلمين افتقدوا لجميع ما ذكرنا مما أدى إلى تفاقم المشاكل الاجتماعية والاقتصادية والإنشائية طوال فترة وجودهم في السلطة. مصر على سبيل المثال يعيش 40% من سكانها تحت خط الفقر. وعوضًا عن العمل لإعادة بناء وتوزيع الثروات الضخمة الموجودة في مصر، اتخذ الإخوان المسلمون قرار الاستدانة من صندوق النقد الدولي المعروف بفرض سياسات تجعل الدول أكثر مديونية وأكثر فقرًا.
  • أعطِ الناس ما انتخبوك لأجله. من الواضح أنه في ذروة الربيع العربي أراد الناس في العالم العربي الحكم بالإسلام. وشعر الأكثرية منهم أن القوانين الإسلامية تستطيع حل المشاكل التي يواجهونها ومن أجل ذلك صوّتوا لصالح تلك الأحزاب. ومع ذلك فقد تخلى الحزبان عن وعودهما بالحكم بالإسلام بذريعة "عدم عمليته" في العصر الحديث. لقد قاموا بأعمال غير إسلامية بما فيها تجديد اتفاقيات مع الدول المحاربة والاقتراض بالربا في الوقت الذي يبررون فيه عدم تطبيقهم للإسلام بأعذار المحافظة على السّياحة. لقد استغلّوا المشاعر الإسلامية للناس من أجل تنفيذ برامج سياسية علمانية، الأمر الذي انتبه له الناس بسرعة.
  • غيّر النظام ولا تعمل من خلاله. رفض النبي e في سيرته جميع الفرص للعمل من خلال النظام السياسي الذي كان سائدًا أثناء سيره للتغيير. وكان هذا بسبب أن مستوى التغيير سيكون دائمًا مقيّدًا بحواجز النظام القائم. وعوضًا عن اقتلاع النظام القائم، قامت الأحزاب السياسية بالمساومة والتخلي عن مبادئ الإسلام السياسي وتبنّت الأنظمة العلمانية مكانها عن طريق العمل معها وهذا لا يحقق إلاّ بعث الروح في كيان ميّت فرضته الدول الاستعمارية ولم يأت للمسلمين إلا بالويلات.
  • أسكتوا المعارضة. بالرغم من التأييد الهائل وبالرغم من وصولهم للحكم عن طريق الانتخابات، إلاّ أن كلاً من النهضة والإخوان المسلمين وقفا جامدين أمام النّقاد. وكل من مصر وتونس لم يكن للحرس السابق أن يقبل بالخروج من السلطة وقابلوا كل قرار للحكومات الجديدة بأعمال درامية ومظاهرات في الشوارع. وبدلاً عن مواجهة المعارضة بواسطة التأييد الشعبي الهائل أثبتوا أنهم عاجزون وضعفاء في التعامل مع حركات التمرد. في مصر لم يقم مرسي بالقضاء على المعارضة أو إسكاتهم، وفي النهاية فاوض على منصبه الشخصي من أجل إرضائهم. اليوم يقبع مرسي في السجن بسبب مساوماته. لقد فشل كلٌ من النهضة والإخوان في التعامل مع المعارضة.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

عدنان خان

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان