هشاشة النظام اللبناني وسطحية القيمين عليه
هشاشة النظام اللبناني وسطحية القيمين عليه

الخبر:   لقاء في دارة وليد جنبلاط في كليمنصو ضم كلاً من رئيس الوزراء سعد الحريري ورئيس مجلس النواب نبيه بري واتفاق على أهمية الاستقرار. (موقع جريدة النهار)

0:00 0:00
Speed:
October 11, 2017

هشاشة النظام اللبناني وسطحية القيمين عليه

هشاشة النظام اللبناني وسطحية القيمين عليه

الخبر:

لقاء في دارة وليد جنبلاط في كليمنصو ضم كلاً من رئيس الوزراء سعد الحريري ورئيس مجلس النواب نبيه بري واتفاق على أهمية الاستقرار. (موقع جريدة النهار)

التعليق:

عُقد الاجتماع هذا في ظل أحداث عدة منها داخلية وأخرى خارجية. أما الملف الداخلي الأهم فهو يتمحور حول دعوة كلّ من حزب إيران وتيار رئيس الجمهورية للتنسيق مع النظام النصيري المجرم تحت عنوان "عودة النازحين السوريين". مع العلم أن النظام السوري الذي ارتكب المجازر بحق شعبه يعتبر عودة الهاربين من بطشه وإجرامه خطراً عليه. لذلك يُفهم أن الدعوة للتنسيق معه إنما هي محاولة عبثية لتعويمه سياسياً وبهدف كسب نقاط إضافية في مسلسل التنازلات التي قدمها رئيس الحكومة سعد الحريري لحزب إيران.

سبق هذا الاجتماع زيارة كل من رئيس حزب القوات اللبنانية سمير جعجع ورئيس حزب الكتائب اللبنانية النائب سامي الجميل للسعودية. وكان قد هاجم وزير الدولة السعودي لشؤون الخليج ​ثامر السبهان حزب إيران حيث غرّد على موقع التويتر: "العقوبات الأمريكية ضدّ "الحزب المليشياوي الإرهابي" في لبنان جيدة، ولكن الحلّ بتحالف دولي صارم لمواجهته ومَن يعمل معه لتحقيق الأمن والسلام الإقليمي" (النهار 8 تشرين الأول). لكن مصادر رئيس الحكومة قالت بعد تغريدة السبهان​ إن "السعودية لا تريد التصعيد في لبنان، وكل المعلومات تؤكّد أن لبنان لا يزال محيّداً عن التصعيد في المنطقة، وكلام الوزير ​ثامر السبهان​ يبقى كلاماً ولا يعكس قراراً رسميّاً بالتصعيد". (موقع النشرة 9 تشرين الأول)

وهكذا يُفهم من التحرك السعودي وما لحقه من اجتماع في كليمنصو أن الهدف هو تخفيف من حدة التصعيد السياسي الكلامي في لبنان وأيضاً تخفيف الضغط السياسي عن رجل السعودية سعد الحريري وتمهيد لإرساء تحالف سياسي ثلاثي (وليد جنبلاط – نبيه بري – سعد الحريري) أو حتى رباعي استعدادا للانتخابات النيابية المقبلة. أقول رباعياً كون حزب إيران مع أنه لم يكن حاضراً في اجتماع كليمنصو إلا أنه لم يكن بعيداً عنه. فهو ولو كان يصعد كلامياً ضد كلام السبهان ويكرر الدعوة للتنسيق مع النظام إلا أنه في خطاب زعيمه نهار الأحد 8 تشرين الأول جدد فيه الدعم للحكومة والحفاظ على الاستقرار وعدم جر الاشتباك الإقليمي (السعودي الإيراني) إلى الداخل حسب كلام زعيم حزب إيران.

يُذكر أن هذه المناكفات السياسية تشبه إلى حد كبير ما كان يحصل قبل انسحاب الجيش السوري من لبنان سنة 2005. وفي وقتها كان النظام السوري يتدخل بشكل مستمر لضبط المناكفات السياسية بين الأطراف. لكن ما يهمنا هو أن هذه المناكفات تكشف عن مستوى التعاطي السياسي المنحط في البلد. فبالرغم من عدم وجود أي صراع دولي على لبنان إلا أن المناكفات السياسية تبقى محتدمة وتتطلب من فترة إلى أخرى تدخلاً من قبل دولة إقليمية أو من السفارة الأمريكية.

ولم يقتصر هبوط المستوى الخطابي والأداء السياسي في المناكفات بين الأطراف بل يتجلى في مناسبات أخرى. ففي نهار الأحد 8 تشرين الأول صرح وزير خارجية لبنان جبران باسيل متفاخراً بعنصريته ليقول: "نحن عنصريون بلبنانيتنا مشرقيون بانتمائنا عالميون بانتشارنا" وكان كلامه موجها ضد أهل سوريا. مع أننا نستطيع أن نكتفي بوصف هذا الكلام بـ"غير إنساني" لكن الأمر حقيقةً يتخطى هذا الوصف. إذ إن القاصي والداني يعلم أنه لو كان أهل الهاربين من إجرام النظام السوري هم من النصارى ما تكلم جبران باسيل بهذا الشكل. بل سيدافع عن وجودهم في لبنان بشراسة تحت شعار الدفاع عن (الأقليات) في الشرق الأوسط وينسى "عنصريته اللبنانية"! ومع أن هذا الخطاب السياسي الطائفي العنصري المقيت هو أحد الأسباب غير المباشرة لاندلاع الحرب الأهلية في لبنان سنة 1975 لكن يأبى البعض إلا أن لا يتعلموا من الماضي!

كل هذه الأحداث والتصريحات تكشف مدى هشاشة النظام اللبناني ومدى سهولة اختراقه والتلاعب به، فحكام لبنان ليسوا رجال دولة ولا سياسيين، بل زعماء عصابات تتحكم بهم عقلية رجل العصابات فلا يرون أبعد من أرنبة أنوفهم، وشرعية وجودهم مستمدة من قوة الاستعمار فقط فهم مجرد قشور لا جذور لها، وبمجرد أن تقوم دولة الخلافة الراشدة على منهاج النبوة ستخرج عليهم الناس دفعة واحدة لتتخلص منهم!

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

عبد اللطيف داعوق

رئيس المكتب الإعلامي لحزب التحرير في ولاية لبنان

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان