احیای عهد
احیای عهد

خبر:

0:00 0:00
Speed:
June 29, 2025

احیای عهد

احیای عهد

(مترجم)

خبر:

اسحاق دار، معاون نخست وزیر و وزیر امور خارجه پاکستان، در پنجاه و یکمین نشست شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری اسلامی در استانبول، تجاوز اخیر رژیم یهود به ایران را محکوم کرد و آن را نقض آشکار قوانین بین‌المللی و تهدیدی جدی برای ثبات منطقه‌ای توصیف کرد. دار بر ضرورت وحدت کشورهای اسلامی برای مقابله با چالش‌های فزاینده تاکید کرد و از سازمان همکاری اسلامی خواست تا نقشی تعیین‌کننده در رسیدگی به این بحران‌ها ایفا کند.

تفسیر:

اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، یک مسلمان 75 ساله است که در کشوری متولد و زندگی می کند که 77 سال پیش به نام اسلام تأسیس شد، در حال سخنرانی در سازمانی است که 56 سال پیش در پاسخ به حمله سال 1969 به مسجد الاقصی تأسیس شد. سازمان همکاری اسلامی، از نظر ساختار شبیه به سازمان ملل متحد است و ظهور آن تلاشی برای بلند کردن یک صدای اسلامی جمعی به جهان بود. همانطور که سازمان ملل متحد به عنوان پاسخی جهانی پس از دو جنگ جهانی ویرانگر تحت این اعتقاد پدید آمد که جهان اکنون باید به گونه ای متفاوت اداره شود، و جنگیدن باید جرم انگاری شود زیرا این امر منجر به جنگ می شود، و اینکه توانایی جنگیدن باید فقط در دست معدودی برگزیده باقی بماند. مسلمانان، با وجود تقسیم شدن به کشورهای ملی، درد مردم فلسطین را احساس کردند، با این حال 24 سال و دو جنگ بر سر فلسطین طول کشید تا سازمان همکاری اسلامی شکل بگیرد تا اینکه الاقصی واقعاً مورد حمله قرار گرفت.

در این نظام جهانی جدید، مقاومت اغلب به عنوان خیانت به مفهوم مدرن دولت‌های ملی توصیف می‌شود، در حالی که خشونت منحصراً در اختیار کسانی است که با اجماع بین‌المللی مشروع تلقی می‌شوند. دهه‌ها خونریزی و بی‌عدالتی، نه تنها سازمان‌های غربی، بلکه به اصطلاح سازمان همکاری اسلامی را نیز آشکار کرده است که در ایفای هر نقشی ناکام مانده است. وجود اعضای آن در درگیری‌های خود، و سپس وجود اعضای دیگر به عنوان متحد، آن را به نسخه کوچکی از سازمان ملل تبدیل کرده است، جایی که سخنرانی‌ها ایراد می‌شود و تصمیمات گرفته می‌شود، اما هیچ کاری انجام نمی‌شود. دلیلش این است که این سازمان هیچ ماهیت اسلامی ندارد جز اینکه کسانی که در آن شرکت می‌کنند ادعای اسلام دارند.

اهداف و تعهدات اصلی مندرج در منشور تأسیس سازمان همکاری اسلامی عبارتند از بهبود و تقویت دوستی و همبستگی اسلامی بین کشورهای عضو. حمایت و دفاع از چهره واقعی اسلام و جلوگیری از بدنام کردن آن. ترویج گفتگو بین تمدن ها و ادیان؛ و تلاش برای دستیابی به توسعه انسانی یکپارچه و پایدار و تضمین رفاه کشورهای عضو. علاوه بر این، منشور از حق تعیین سرنوشت و عدم مداخله در امور داخلی کشورهای عضو، و همچنین حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی آنها محافظت می کند.

سازمان همکاری اسلامی در هر بحرانی که کشورهای اسلامی از زمان تأسیس با آن روبرو بوده اند، شکست خورده است. حتی اگر نشست هایی برگزار کند و نمایندگان آن ناخشنودی خود را از حملات به ایران یا نسل کشی در غزه ابراز کنند، همچنان یک نهاد ناکام است. مسلمانان نیازی به ایجاد بسترهای جدید بر اساس اصل غربی ندارند، بلکه نیاز به برپایی دولت اسلامی اصیل مطابق با روشی دارند که رسول الله ﷺ در آن گام برداشت.

در اسلام ما نمونه بیعت عقبه را داریم. ابن اسحاق گفت: وقتی برای بیعت جمع شدند، عباس بن عباده بن نضله گفت: آیا می دانید با این مرد بر چه چیزی بیعت می کنید؟ گفتند: بله، گفت: شما با جنگ با سرخ و سیاه مردم بیعت می کنید، و اگر می بینید که مصیبتی اموالتان را نابود می کند و اشرافتان کشته می شوند، او را تسلیم می کنید، پس از همین حالا، به خدا سوگند اگر چنین کنید رسوایی دنیا و آخرت است، و اگر می بینید که به آنچه او را به آن دعوت کرده اید با نابودی اموال و کشتن اشراف وفا می کنید، آن را بگیرید، به خدا سوگند این خیر دنیا و آخرت است. گفتند: به خدا سوگند ما آن را با مصیبت اموال و کشتن اشراف می گیریم، اگر وفا کنیم، ای رسول خدا، چه نصیب ما می شود؟ فرمود: «بهشت»، گفتند: دستت را دراز کن، دستش را دراز کرد و با او بیعت کردند.

عهد در اسلام صرفاً مستلزم کلمات و وعده‌های همزیستی نیست، بلکه مستلزم تعهد است. عهدی که رسول الله ﷺ بست، با حمایت از او به عنوان آخرین پیامبر اسلام بود و این شامل پیام، اجرا و حمایت از آن می شود. مسلمانانی که از اهمیت این عهد آگاه هستند، جرأت بازی با کلمات را نخواهند داشت، و دهه‌ها منتظر نخواهند ماند و دستکاری نخواهند کرد تا وجود اندک خود را با خون مسلمانان بی‌گناه کمی طولانی‌تر کنند. ما مسلمانان همه این وعده‌ها، حرکات و سازمان‌های دروغین را رد می‌کنیم و خواهان تجدید عهدی هستیم که پیامبر محبوبمان محمد ﷺ بسته است و از ارتش‌ها می‌خواهیم برای جهاد حرکت کنند، زیرا هیچ راهی جز این برای جهاد وجود ندارد.

﴿وَقَالُواْ رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدَّنْيَا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى وَلاَ تُظْلَمُونَ فَتِيلاً﴾

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

اخلاق جهان

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان