إسقاط طائرة كيان يهود وسياسة العصا والجزرة الأمريكية
إسقاط طائرة كيان يهود وسياسة العصا والجزرة الأمريكية

إسقاط طائرة حربية لكيان يهود بصاروخ روسي إيراني فجر يوم السبت الماضي في 10 شباط/فبراير مما جعل هذا مفاجأة للكثيرين باعتبار أن حكام سوريا لم يتجرأوا على ذلك منذ زمن بعيد. فما الذي تغير يا ترى؟!

0:00 0:00
Speed:
February 16, 2018

إسقاط طائرة كيان يهود وسياسة العصا والجزرة الأمريكية

إسقاط طائرة كيان يهود وسياسة العصا والجزرة الأمريكية

الخبر:

إسقاط طائرة حربية لكيان يهود بصاروخ روسي إيراني فجر يوم السبت الماضي في 10 شباط/فبراير مما جعل هذا مفاجأة للكثيرين باعتبار أن حكام سوريا لم يتجرأوا على ذلك منذ زمن بعيد. فما الذي تغير يا ترى؟!

التعليق:

قبل التعليق على الموضوع لا بد من فهم ما يجري في المنطقة وبخاصة في سوريا ولبنان وفلسطين من أحداث ورسائل تكون بصورة التصاريح أحياناً وبشكل مادي وعسكري أحياناً أخرى.

فما الذي تغير يا ترى؟ ومن يقف وراء إعطاء الأمر بإسقاط الطائرة بعد طول الانتظار؟ وهل المنطقة على طريق الحرب؟ ولأي سبب؟...

أولاً نقول بكل صراحة إن طاغية سوريا لا يمكن له ولم يعودنا أن يأخذ مثل هكذا قرار قد يؤدي إلى حرب مع كيان يهود لولا أن أخذ الضوء الأخضر من أمريكا بالتنسيق والتعاون مع روسيا وإيران وليس تحديا لها من أي محور كما يحاول البعض تصويره في الإعلام للتمويه وذر الرماد في العيون.

وهنا قد يتساءل البعض: وكيف تسمح أمريكا بذلك وهي حليفة كيان يهود وتحميه وتصرح دوماً بالدفاع عنه وعن أمنه ووجوده؟

وجوابا على ذلك نقول:

صحيح أن أمريكا تحمي كيان يهود ولكنها تفعل ذلك من أجل مصالحها، ورغم ذلك فإنها قد تسمح بعمليات صغيرة تأديبية ضده لمنعه من الوقوف في وجه السياسة الأمريكية في المنطقة كما كان الحال في حرب عام 73 عندما سمحت لمصر السادات وحاكم سوريا والد المجرم الحالي بشن حرب لتحريك المفاوضات. كذلك عندما سمحت بالقيام بأعمال عسكرية من لبنان لإرغامها على تنفيذ القرار الدولي 242 بالانسحاب منه كما كانت تريد أمريكا.

وفي الوقت الحاضر نجد أن أمريكا تحاول منذ فترة طويلة إيجاد حل لمشكلة يهود بإيجاد دويلة فلسطينية برضا كيان يهود ولكنها كانت تجابه دوماً بالرفض المباشر أحياناً وبالتسويف واللعب على الوقت أحياناً أخرى وبالحرب لحرق الحلول كما حصل عام 2002 عندما رد المقبور شارون بالحرب على أهل فلسطين هرباً من الحل الأمريكي المطروح فيما سمي وقتها بقمة بيروت والتي طلبت فيها أمريكا من حكام العرب جس نبض كيان يهود إنْ قبل الحل بأنهم على استعداد تام للاعتراف به وإقامة علاقات طبيعية معه بموافقة جميع حكام الدول العربية دون استثناء ومنهم طاغية سوريا وسكوت من إيران وأحزابها...

نقول كل ذلك لفهم ما يجري اليوم بإعطاء الأوامر الأمريكية لأتباعها بالتصدي لكيان يهود عسكرياً حتى يفهم بأن الحرب ستكون مكلفة له إن أراد الهروب من الحل الأمريكي من جهة... ولكن أمريكا ترسل أيضا الرسائل المشجعة لكيان يهود أن جميع حكام المنطقة يرضون بالاعتراف به ومنهم حكام ما يسمى بالممانعة أو من يحالفهم... وهذا يفسر تصريح جبران باسيل على "الميادين" المحسوبة على إيران وحزبها بشكل صريح؛ أنه لا يمانع أن يعيش كيان يهود بسلام وأنه ليس من خلاف عقدي مع يهود... نعم صدر هذا كله من باسيل على قناة الميادين لترسل أمريكا رسالة لكيان يهود أن حلفاء الممانعة على أتم الاستعداد للصلح معكم إن رضيتم بالحل الأمريكي... بل إن الممانعين أنفسهم لن يمانعوا الحل إن قبلتم بدليل سكوتهم عن كلام باسيل وكلامهم عن الحل العادل مؤخراً وقول حكام إيران أكثر من مرة إنهم يقبلون بما يقبل به الفلسطينيون والسوريون.

باختصار فإن أمريكا تعرض العصا والجزرة؛ جزرة الحل ومعه صلح الحكام الخونة، وعصا الحرب لفرض الحل أو لتهيئته... ولكن أمريكا لم تعرف أمرا مهما وهو أن هذه الأمة لا يمكن أن تقبل بالذل والهوان وقد طلب منها رب العالمين أن تكون عزيزة ﴿وَللهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ﴾.

فإلى العزة وإلى العمل الحقيقي الذي يوحد الأمة ويحرر الأرض والشعب ندعوكم للعمل مع حزب التحرير لتكون كلمة الله هي العليا إن شاء الله تعالى في القريب العاجل.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

د. محمد جابر

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان