إطلاق جزء من مشروع كاسا-1000 في آسيا الوسطى
إطلاق جزء من مشروع كاسا-1000 في آسيا الوسطى

الخبر: بدأ في 31 آذار/مارس تشغيل شبكة "داتكا-سوغد"، بقدرة 500 كيلوفولت التي تم بناؤها كجزء من مشروع كاسا-1000. شارك رئيس قرغيزستان صدر جباروف ورئيس طاجيكستان إمام علي رحمانوف في حفل إطلاق "داتكا-سوغد" عبر مؤتمر فيديو.

0:00 0:00
Speed:
April 08, 2025

إطلاق جزء من مشروع كاسا-1000 في آسيا الوسطى

إطلاق جزء من مشروع كاسا-1000 في آسيا الوسطى

الخبر:

بدأ في 31 آذار/مارس تشغيل شبكة "داتكا-سوغد"، بقدرة 500 كيلوفولت التي تم بناؤها كجزء من مشروع كاسا-1000. شارك رئيس قرغيزستان صدر جباروف ورئيس طاجيكستان إمام علي رحمانوف في حفل إطلاق "داتكا-سوغد" عبر مؤتمر فيديو.

وفقا للتقارير فإن طول الخط يبلغ 485 كيلومتراً، وسيوفر الفرصةَ لتصدير الكهرباء إلى أفغانستان وباكستان في المستقبل. صُمم مشروع كاسا-1000 الدولي لتصدير الكهرباء من قرغيزستان وطاجيكستان وتعزيز تكامل الطاقة في آسيا الوسطى وجنوب آسيا. ويشمل هذا المشروع قرغيزستان وطاجيكستان وأفغانستان وباكستان. وقد ثبّت العديدُ من المنظمات المانحة الدولية على مرحلته الأولى عام 2014. وتقدر تكلفته الإجمالية بنحو 1.17 مليار دولار. وحصلت قرغيزستان لتحقيق ذلك على قرض بقيمة 38.25 مليون دولار من المؤسسة الدولية للتنمية التابعة للبنك الدولي، و70 مليون يورو من البنك الأوروبي للاستثمار، و50 مليون دولار من البنك الإسلامي للتنمية.

التعليق:

إن قرغيزستان وطاجيكستان في آسيا الوسطى تعدان من البلاد التي تمتلك أكبر احتياطيات من المياه في العالم. في كل عام، تمتلئ الأنهار بمياه ذوبان الجبال الجليدية الكبرى. أكثر من 75% من أراضي قرغيزستان تتكون من الجبال التي يصل ارتفاعها إلى 7439 متراً، في حين إن 93% من أراضي طاجيكستان تتكون من الجبال العالية التي يصل ارتفاعها إلى 7495 متراً. وتسمح هذه المميزات الطبيعية لهما بإنتاج الكهرباء دون بذل أي جهد تقريباً. على الرغم من إنشاء محطات الطاقة الكهرومائية وتطور إنتاج الكهرباء على نطاق واسع في آسيا الوسطى، لا يزال الناس يعانون من نقص الكهرباء في الصيف والشتاء! علاوة على ذلك، فإن أسعار الكهرباء ترتفع باستمرار. ويبدو للوهلة الأولى أن هذا العمل يهدف إلى تلبية احتياجات أهل أفغانستان البالغ عددهم 40 مليون نسمة، وأهل باكستان البالغ عددهم أكثر من 190 مليون نسمة، من الكهرباء. في الحقيقة هذا المشروع هو مشروع الدول المستعمرة مثل أمريكا وبريطانيا اللتين لهما نفوذ عسكري في المنطقة. تم توفير التمويل لهذا المشروع من العديد من المنظمات المانحة الغربية، بما في ذلك البنك الدولي، والبنك الإسلامي للتنمية، والوكالة الأمريكية للتنمية الدولية، ووزارة التعاون الدولي البريطانية. وهدف هذه المنظمات هو تحرير المنطقة من النفوذ الروسي عبر دعم المشروع، حيث إن الموارد الطبيعية في آسيا الوسطى تُؤدي إلى زيادة المنافسة بين الدول الكبرى الجشعة على النفوذ فيها. إذا تم تحقيق الاستقرار في أفغانستان وانضمت حركة طالبان إلى السياسة الدولية التي تقودها أمريكا، فإن أفغانستان ستصبح ممرا للنفط والموارد المعدنية في آسيا الوسطى. وهذا يعني أن آلاف الأطنان من الذهب والمعادن الثمينة الأخرى واحتياطيات الغاز والنفط الضخمة في آسيا الوسطى سيتم نقلها عبر أفغانستان. وفي حالة تنفيذ مشروع كاسا-1000، سيتم استخدام الكهرباء المصدرة من قرغيزستان وطاجيكستان لاستخراج الموارد الطبيعية في أفغانستان وباكستان ونقلها إلى الغرب.

إن الهدف الرئيسي لمشروع كاسا-1000 هو استخدام جزء كبير من الطاقة المنقولة عبر أفغانستان إلى باكستان لتشغيل المصانع التي ستعيد تدوير الموارد الطبيعية في المنطقة وتخدم الغرب المستعمر. ويتم نقل المنتجات النهائية عن طريق السفن، والأرباح الضخمة الناتجة عن ذلك ستذهب إلى جيوب الرأسماليين الأجانب.

باختصار، تستغل الدول الغربية الاستعمارية الموارد الطبيعية لبلدان آسيا الوسطى بشكل جيد من خلال تطوير المشاريع. مهما كان المشروع الذي يخطط له المستعمرون للمنطقة فإن فوائده لم ولن تصل إلى شعوب آسيا الوسطى أو جنوب آسيا، وستظل شعوبها بحاجة إلى الطاقة، كما كانت في السابق!

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

ممتاز ما وراء النهري

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان