برکناری نخست وزیر مالزی بدون انتخابات عمومی راه حل واقعی نیست. اسلام تنها راه حل مشکلات امت است.
برکناری نخست وزیر مالزی بدون انتخابات عمومی راه حل واقعی نیست. اسلام تنها راه حل مشکلات امت است.

در ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵، مالزی شاهد تظاهرات گسترده‌ای بود که خواستار استعفای نخست وزیر داتوک سری انور ابراهیم بودند. حامیان اپوزیسیون، سازمان‌های غیردولتی و افراد عادی ناراضی از آنچه که ناکامی در رهبری می‌دانستند، در این تظاهرات شرکت کردند. بسیاری بر این باور بودند که انور ابراهیم مسئول تشدید مشکلاتی است که مردم با آن مواجه هستند. در حالی که برخی استدلال می‌کردند که نخست وزیر را تنها از طریق انتخابات می‌توان تغییر داد، نخست وزیر سابق دکتر مهاتیر محمد اصرار داشت که هر نخست وزیری را می‌توان بدون انتظار برای انتخابات عمومی برکنار کرد. اظهارات وی جنجال گسترده‌ای را برانگیخت و شکاف‌های سیاسی بین حامیان دولت و اپوزیسیون را تشدید کرد.

0:00 0:00
Speed:
August 02, 2025

برکناری نخست وزیر مالزی بدون انتخابات عمومی راه حل واقعی نیست. اسلام تنها راه حل مشکلات امت است.

برکناری نخست وزیر مالزی بدون انتخابات عمومی راه حل واقعی نیست

اسلام تنها راه حل مشکلات امت است

(مترجم)

خبر:

در ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵، مالزی شاهد تظاهرات گسترده‌ای بود که خواستار استعفای نخست وزیر داتوک سری انور ابراهیم بودند. حامیان اپوزیسیون، سازمان‌های غیردولتی و افراد عادی ناراضی از آنچه که ناکامی در رهبری می‌دانستند، در این تظاهرات شرکت کردند. بسیاری بر این باور بودند که انور ابراهیم مسئول تشدید مشکلاتی است که مردم با آن مواجه هستند. در حالی که برخی استدلال می‌کردند که نخست وزیر را تنها از طریق انتخابات می‌توان تغییر داد، نخست وزیر سابق دکتر مهاتیر محمد اصرار داشت که هر نخست وزیری را می‌توان بدون انتظار برای انتخابات عمومی برکنار کرد. اظهارات وی جنجال گسترده‌ای را برانگیخت و شکاف‌های سیاسی بین حامیان دولت و اپوزیسیون را تشدید کرد.

نظر:

اعتراضات نارضایتی عمیق در بین مالزیایی ها را برجسته کرد، اما جایگزینی نخست وزیر مالزی بدون رسیدگی به ریشه مشکلات ملی بحران را حل نمی کند. یک رهبر در چارچوب یک نظام حکومتی عمل می کند، و اگر خود نظام فاسد باشد، هیچ فردی - صرف نظر از صداقت یا حسن نیت او - نمی تواند اصلاحات واقعی ایجاد کند. تاریخ مالزی، که شاهد پانزده انتخابات عمومی بوده است، نشان می دهد که تغییرات رهبری به طور مداوم در حل مشکلات فوری در اقتصاد، سیاست، آموزش و زندگی اجتماعی با شکست مواجه شده است. هر دولت جدیدی با وعده بهبود می آید، اما واقعیت مردم تا حد زیادی به همان شکل باقی می ماند، زیرا نظام موجود به تولید همان نتایج ادامه می دهد. برخی به تظاهرات و آنچه به اصطلاح قدرت مردم خوانده می شود به عنوان جایگزینی برای تغییر نگاه می کنند. با این حال، تجربیات سایر کشورهای دارای اکثریت مسلمان نقاط ضعف این مسیر را آشکار می کند. بهار عربی و رویدادهای بنگلادش نظام‌ها را سرنگون کردند، اما عدالت یا ثبات را برقرار نکردند، زیرا مبتنی بر اسلام نبودند. سقوط یک دولت راه را برای دیگری باز کرد، در حالی که فساد، سرکوب و شکست های سیستمی ادامه یافت. علاوه بر این، تظاهرات اغلب گروه های متنوعی را با اهداف متضاد متحد می کند، که تدوین یک مسیر روشن و متحد پس از موفقیت را غیرممکن می کند. در بسیاری از موارد، قدرت های خارجی از بی ثباتی ناشی از آن برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند و مردم را بدون هیچ پیشرفت واقعی رها می کنند.

برای دستیابی به تحولی واقعی، تمرکز باید از افراد به خود نظام تغییر کند. الگوی نبوی برای تغییر تنها هدایت واقعی را ارائه می دهد. هنگامی که پیامبر ﷺ دعوت خود را در مکه آغاز کرد، خواستار سرنگونی خشونت آمیز نظام قریش نشد، بلکه بر ایجاد عقیده صحیح و تربیت افراد با اعتقادی راسخ تمرکز کرد. حکومت اسلامی به طور کامل ظاهر نشد مگر پس از آنکه مردم مدینه منوره او را به عنوان رهبر خود پذیرفتند. این دولت، که توسط وحی هدایت می شد، ظلم جاهلیت را با عدالت، انصاف و رفاه جایگزین کرد، و نزدیک به ۱۳۰۰ سال دوام آورد، که مسلمانان و غیرمسلمانان به طور یکسان از آن بهره مند شدند.

درس آموخته شده برای مالزی واضح است و آن این است که تغییر رهبران یا احزاب بحران هایی را که امت از آن رنج می برد حل نمی کند، زیرا چارچوب اساسی حکومت به همان شکل باقی می ماند. تظاهرات یا انتخابات، اگرچه دریچه ای موقت برای خشم عمومی فراهم می کند، اما نمی تواند عیوب ساختاری را از بین ببرد. راه حل های واقعی و پایدار را تنها با احیای نظام حکومت اسلامی مبتنی بر روش پیامبر ﷺ می توان به دست آورد. این مسیر نیازمند صبر، یقین و تعهد به دعوت سیاسی همراه با توکل قوی بر خداوند متعال است، اما این تنها مسیری است که عدالت، ثبات و رفاه واقعی را برای مردم تضمین می کند.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع رسانی مرکزی حزب التحریر

د. محمد – مالزی

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان