2025-07-23
روزنامه الرایه:
افول ستاره آمریکا
و ظهور ایده خلافت
رئیس جمهور چهل و هفتم آمریکا، دونالد ترامپ، به مسند قدرت رسید تا با میراثی سنگین از بحرانهای داخلی و خارجی و چالشهای بزرگی که آمریکا با آن مواجه است، روبرو شود که مهمترین آنها متزلزل شدن جایگاه بینالمللی آن است. با این حال، ترامپ، که مردی سرسخت، خودباور و ماهر در مبارزه و درگیری است و ناامید نمیشود، حتی رقبای خود را ترسانده و خود را برای رهبری حزب تحمیل کرد، اکنون برای دومین بار با بازگشتی قوی به کاخ سفید بازمیگردد، با پیروزی قاطع بر کامالا هریس، نامزد دموکرات، مسلح شده است و توسط شرکتهای بزرگ سرمایهداری، با هر دو شاخه سرمایهداری کلاسیک، نمایندگی شده در شرکتهای نفت، اسلحه و راهآهن، و غیره که اصلاً از پایگاههای حزب جمهوریخواه هستند، بلکه از او حمایت میکنند، و حتی شرکتهای سرمایهداری تکنولوژیک، نمایندگی شده در شرکتهای وادی سیلیکون؛ متا، اپل، آمازون و غیره، که از کامالا هریس در انتخابات حمایت کردند، قبل از اینکه برای پیوستن به صف حامیان ترامپ بشتابند، به طوری که بیشتر آنها مبلغ یک میلیون دلار برای مراسم تحلیف ترامپ پرداخت کردند. ترامپ این بار با ایدهها و برنامههای راست محافظهکار به کرسی قدرت آمده است، جریانی سیاسی که از بدو تولد آمریکا شکل گرفته و در دهههای پنجاه قرن گذشته به عنوان جریانی سیاسی تأثیرگذار، که به دنبال حکومت مرد سفیدپوست پروتستان و بازگشت به ارزشهای خانواده است، متبلور شده است، و از مشهورترین چهرههای سیاسی آن رئیسجمهور ریگان است.
از آنجا که مهمترین ویژگی حاکمان آمریکا سرعت تغییر است، و این به دلیل تکیه اصلی آنها بر مطالعات مراکز نظر و اندیشه است، بنابراین سیاستهای ترامپ در این دوره ریاستجمهوری او از بنیاد میراث Heritage Foundation سرچشمه میگیرد، که یک مؤسسه تحقیقاتی و آموزشی است که در سال 1973 تأسیس شده است، و بودجه سالانه آن حدود 80 میلیون دلار است و یکی از مهمترین مراکز نظر راست محافظهکار به شمار میرود، و ایجاد آن واکنشی به پیدایش تعدادی از مراکز فکر لیبرال مانند مؤسسه بروکینگز بود. مطالعات بنیاد میراث نقش برجستهای در پیروزی رئیسجمهور ریگان در جنگ سرد، در دهههای هشتاد قرن گذشته داشت.
سیاستهای فعلی ترامپ از یک مطالعه تحقیقاتی سرچشمه میگیرد که توسط بنیاد میراث محافظهکار در سال 2023 منتشر شده است، که به عنوان پروژه انتقال ریاستجمهوری 2025 شناخته میشود، و برنامههای پروژه در کتابی حاوی توصیههای سیاسی با عنوان: [Mandate For Leadership: The Conservative Promise. "ماموریت رهبری، وعده محافظهکار"] تنظیم شده است. این مطالعه، که هزینه تهیه آن به 22 میلیون دلار رسیده است، و سیاستهای ترامپ آن را عملاً ترجمه میکنند، هدفش از بین بردن دولت عمیق، بازگرداندن قدرت به مردم، حل و فصل شکاف سیاسی آمریکا به نفع جریان راست محافظهکار، ترمیم شکافهای داخلی و درمان بدهی فدرال است که به 36.2 تریلیون دلار رسیده است، و در خارج تقویت جایگاه بینالمللی آمریکا.
خط مشی کلی که سیاست خارجی ترامپ را اداره میکند کاهش هزینهها، باجگیری و تسخیر دیگران است.
اما در کشورهای مسلمان سیاست ترامپ مبارزه با بازگشت اسلام، به ویژه خلافت است. روش عملی برای تجسم اسلام در یک دولت، بنابراین آمریکا حفظ پایگاه نظامی پیشرفته خود در کشور ما را در اولویت قرار داده است. کیان یهود.
اما در مورد ابزارها و روشها، ترامپ به استفاده از زور سخت یا تهدید به استفاده از آن تکیه میکند، و او کاملاً از قدرت نرم که ویرانگرتر و مخربتر است، چشمپوشی میکند، بنابراین او نسلکشی در غزه را در مقابل دوربینها مرتکب میشود و تلاش میکند آن را از ساکنانش تخلیه کند، و از بازوی خود، کیان یهود، استفاده میکند و به احساسات مسلمانان و نه به احساسات آزادگان در سراسر جهان اهمیتی نمیدهد، بلکه از هواپیماهای خود در حمله به رآکتورهای ایران استفاده میکند، و قوانین بینالمللی و مؤسساتی را که آمریکا برای تجسم رهبری خود در جهان ایجاد کرده است، نادیده میگیرد. بلکه تلاش میکند کشورهای بیشتری از منطقه را به سمت ورود به توافقنامههای ابراهیم برای عادیسازی روابط با کیان یهود سوق دهد، که میخواهد آن را به عنوان برادر بزرگتر برای حاکمان دولتکهای زیانبار مزدور منصوب کند. تلویزیون العربی از ترامپ نقل کرد که گفت: (کشورهای زیادی هستند که میخواهند به توافقنامههای ابراهیم بپیوندند و ایران مشکل بود). بدون شک ترامپ که به نشئه قدرت و تسلیم حاکمان جهان به دیکتههایش مغرور است، از دو نوع حقیقت بیاطلاع است:
اولاً: حقایقی مربوط به آمریکا و سیاست داخلی آن، که عبارتند از:
آمریکا در مسیر انحطاط گام برداشته است و سیاستی که او دنبال میکند استراتژی ضعف است، که از طریق آن تلاش میکند تا دولتش را دوباره مانند شعارش (ماگا) بزرگ کند، و جامعه در آمریکا از شکافهای داخلی رنج میبرد. گاهی بر اساس سیاست و منافع بین دولت و دولت عمیق، و گاهی دیگر بر اساس نژاد بین سفیدپوستان و رنگینپوستان، در حالی که سیاستهای او این شکافها را تقویت میکند، و او به دنبال بازگرداندن حکومت به مرد سفیدپوست بر اساس دیدگاه راست محافظهکار است، همه اینها نشاندهنده تضعیف جامعه و دولت است. همچنین آمریکایی که پس از جنگ جهانی دوم بیرون آمد، خود را به عنوان منبع آزادی و ارزشهای والا معرفی میکند، به عنوان دولتی که مستعمره چندین کشور اروپایی بود، آمریکا اکنون عیبهایش آشکار شده است و مردم دریافتهاند که این اولین دولت استعماری در جهان است، و یک امپراتوری شر مطلق است که هیچ ارزشی ندارد، مانند مغولها و تاتارها که جهان را مباح کردند، و بدین ترتیب صلاحیت خود را برای رهبری جهان جز با قدرت ظالمانه خود از دست داده است.
دوم: حقایقی مربوط به اسلام و مسلمانان، که عبارتند از:
اسلام دین حقی است که از سوی حکیمی آگاه آمده است تا امور انسان را در این زندگی دنیا اصلاح کند، و مسلمانی که ارتقا مییابد بنده خداوند سبحان است، پروردگار و مولایش، و خداوند قوی و عزیز صاحب جبروت و ملکوت است، که مخلوقات در برابر عظمتش خاضع هستند، و خداوند یاور بندگان مؤمن خود در زندگی دنیا و آخرت است: ﴿إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ﴾، این مسلمانی که به مقام بندگی خدای واحد دیان ارتقا مییابد، و به خدا توکل دارد و از خدا مدد و یاری میگیرد، به قدرت آمریکا و نه به عظمت ادعایی آن اهمیتی نمیدهد، و در تاریخ بهترین شاهد است.
و حوادث عظیمی که امت را در طول دهههای گذشته خرد کرده و هنوز هم خرد میکند، طرز تفکری را در آنها ایجاد کرده و توجه آنها را به گذشته درخشان و حال بدبخت خود جلب کرده است، و به حقیقت سخن فاروق عمر رضی الله عنه پی بردهاند که "ما قومی هستیم که خداوند ما را با این دین عزت بخشیده است، پس هرگاه عزت را در غیر آن بجوییم، خداوند ما را خوار میکند"، و دریافتهاند که این دین تا زمانی که در زندگی آنها زنده نباشد، بحرانها و مشکلات آنها را درمان نمیکند، مگر با دولت خلافت بر منهج نبوت، پس ایده خلافت ظهور کرد و همچنان در کشورهای مسلمان با تلاش مخلصان صعود میکند، تا جایی که به یک نظر عام در بین آنها تبدیل شده است، تا جایی که کافر مستعمر به رهبری آمریکا در حال فروپاشی چارهای جز این نیافته است که چند چوب لای چرخ ایده خلافت بگذارد، اما هیهات، و آن در قلب مسلمانان حمل میشود و در ذهن مخلصان متبلور شده است. کسانی که طرح مهندسی برای برپایی آن به صورت راشده بر منهج نبوت را در دست دارند، از حتمی بودن بازگشت آن، وجوب یاری مسلمانان مستضعف زنان و کودکان و پیرمردان در غزه و سایر کشورهای مسلمان، و مشکلات مسلمانان ناشی از زندگی آنها بدون نظامهای اسلام، و نیاز مسلمانان به بازگشت آنها به یک امت از بین مردم، و مزدوری حاکمان مسلمان که آنها را به موارد شرم و ننگ در بین ملتها سوق دادهاند، و غارت ثروتهای مسلمانان که در غزه از گرسنگی میمیرند، و حاشیههای دارفور، همه اینها بازگشت خلافت را ضروری میکند و ظهور ایده آن را تفسیر میکند، که از عقیدهای زنده و پویا نشأت گرفته است، امتی آن را حمل میکند که بهترین امتی است که برای مردم بیرون آورده شده است، ﴿كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللهِ﴾.
به قلم: استاد و وکیل حاتم جعفر
عضو مجلس حزب التحریر در ولایت سودان
منبع: روزنامه الرایه