روزنامه الرایه: سکولارسازی جامعه در مغرب، سیاستی که باید افشا و نظام به خاطر آن مورد حسابرسی قرار گیرد
August 12, 2025

روزنامه الرایه: سکولارسازی جامعه در مغرب، سیاستی که باید افشا و نظام به خاطر آن مورد حسابرسی قرار گیرد

Al Raya sahafa

2025-08-13

روزنامه الرایه: سکولارسازی جامعه در مغرب

سیاستی که باید افشا و نظام به خاطر آن مورد حسابرسی قرار گیرد

کانال فرانسوی‌زبان "میدی 1 تی وی" در برنامه خود با عنوان "جبهه‌ها" قسمتی را ارائه کرد که توسط یک روزنامه‌نگار این کانال ارائه شد و موضوع آن "سکولارسازی جامعه مغرب" بود...

این دهه شاهد کارزاری دیوانه‌وار و دُز سمی اضافه‌ای برای سکولارسازی زندگی مسلمانان در مغرب بود، که سیاستی دولتی و ترجمه‌ای از مشارکت فراگیر این کشور در جزئیات جنگ تمدنی غرب علیه اسلام و امت آن است. مغرب نمونه‌ای برای اجرای طرح‌های این جنگ و سپس صادر کردن آن به مسلمانان به شمار می‌رود.

این سکولارسازی شامل تمام جوانب زندگی و تمام مفاصل جامعه می‌شود؛ حکومت، سیاست، اجتماع، اقتصاد، آموزش، قضا، رسانه، اندیشه و فرهنگ.

در سطح حکومت، قانون اساسی 2011 نظام حکومتی را به طور ریشه‌ای و بدون ابهام سکولار کرد. فصل 41 و 42 به طور واضح اداره روحانیت را از سیاست دولت جدا کرد. فصل 41 مربوط به اداره روحانیت به صورت سکولار است، اما فصل 42 تصریح می‌کند که سیاست دولت و جامعه از صلاحیت حاکم به عنوان رئیس دولت است و هرگونه عنوانی را که به یک مرجع دینی فراتر از سکولاریسم اشاره دارد، رد می‌کند.

همچنین، قانون اساسی که نظام آن را تصویب و تحمیل کرد، حقوق بشر سکولار غربی را تثبیت می‌کند و آن را اساس نظام قانونی قرار می‌دهد. دادگاه قانون اساسی در مغرب نقشی در نظارت بر قانون اساسی بودن قوانین و میزان احترام آنها به حقوق بشر دارد و قانون اساسی حقوق بشر را طبق الزامات ماده 19 و توافقات بین‌المللی که در این چارچوب امضا و تصویب کرده است، حاکم بر قوانین محلی قرار می‌دهد.

در سطح آموزش، اندیشه و فرهنگ، تغییراتی که به بهانه تجدید گفتمان دینی و نوسازی در برنامه‌های درسی اعمال شد، برنامه‌ها، نظام‌ها، مواد و مقررات را سکولار کرد. مواد اندیشه سکولار به طور فشرده در برنامه‌ها و مواد آموزشی گنجانده شد و روایت‌های آن همراه با امتحانات سطوح راهنمایی، دبیرستان و دانشگاهی همراه شد و پژوهش‌ها و پایان‌نامه‌های آموزش عالی را در بر گرفت و به طور فشرده مدارس و مؤسسات علوم شرعی را هدف قرار داد.

در سطح اجتماع، کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان (سیداو) به عنوان یک نظام اجتماعی تصویب شد و به عنوان قانون جامعه (قانون خانواده) به تصویب رسید و قانون مالی و نظام ارث شرعی تعدیل شد و قوانین سکولار جایگزین آن شد و قانون مجازات برای انطباق با الزامات سکولارسازی فراگیر که نظام در آن مشارکت داشت، تعدیل شد.

رسانه به عنوان پل رسمی و معتبر در عبور مفاهیم سکولارسازی فراگیر به بدنه جامعه باقی می‌ماند. مدرسه و دانشگاه با 12 میلیون نفر صحبت می‌کنند، اما رسانه با همه صحبت می‌کند. برنامه‌ها، سریال‌ها، تبلیغات و جشنواره‌های آن، ماشین سکولارسازی هستند که غرایز را برای عادی‌سازی روش‌ها و الگوهای زندگی سکولار غربی زننده و حمل افکار و مفاهیم آن و تزریق فشرده آن در بین مردم مورد خطاب قرار می‌دهند.

این هرزه‌نگاری آشکار امروز در انتشار سکولاریسم غرب با کفر، الحاد و فحشای آن، سیاست دولت است و نه برنامه دولت یا حزب یا فقط یک برنامه در یک کانال، بلکه اجرای الزامات جنگ تمدنی غرب در سکولارسازی جوامع در کشورهای اسلامی به صورت سکولارسازی فراگیر برای مقابله با اسلام است و مغرب الگو است و نظام حاکم ابزار اجرای آن است.

این کارزار دیوانه‌وار در سکولارسازی آشکار و کافرانه زندگی ما، سیاست دولت است و برای پیشگامان مسائل کشور از غیرتمندان نسبت به اسلام و امت آن، جایز نیست که در مغالطات نظام سکولار سقوط کنند که هدف آن تحریف حقایق و عبور سیاست‌های سکولار و کافرانه خود است. اینها تله‌هایی هستند که نظام نصب کرده است و متأسفانه بسیاری از فرزندان اسلام که در مسئله سکولاریسم در مغرب و مسائل داغ دیگر پیشگام شدند، در آن سقوط کردند.

برای روشن شدن برخی از حقایق لازم برای پرداختن به مسئله سکولاریسم و سکولارسازی در مغرب که باید درک شود و تصور آن شکل گیرد و مفاهیم آن هضم شود:

* سکولاریسم و سکولارسازی در مغرب سیاست نظامی است که در جنگ با اسلام شرکت کرده است و این سیاست باید به صورت سیاسی با افشاگری و حسابرسی مبارزه شود.

* آگاهی سیاسی از توطئه‌های نظام که از طریق آن به دنبال سرپوش گذاشتن بر سیاست‌های سکولار و کافرانه خود است و عبور دادن آن از طریق تصویرسازی آن به عنوان یک درگیری اجتماعی بین سکولارها و اسلام‌گراها و اینکه سکولاریسم یک گزینه اجتماعی و پاسخی به یک نیاز و خواسته اجتماعی است، علاوه بر تصویرسازی سکولاریسم و سکولارسازی در مغرب به عنوان یک روند طبیعی برای جامعه در مغرب و سپس توجیه آن از طریق یک پوشش اسلامی و تهمت فقهی در قالب آنچه که نظام آن را اجتهادی باز می‌نامد و فقهای دربار در مشروعیت بخشیدن به آن دروغ می‌گویند.

سکولارسازی جامعه در مغرب که رسانه‌ها به طور آشکار آن را مطرح کردند، آن را به عنوان موضوع مناظره و بحث مطرح نکردند، بلکه در قالب فرمول‌بندی و شکل‌دهی افکار عمومی بر اساس قالب‌های سکولار و تاکتیک سیاسی برای بازاریابی و ترویج دیدگاه‌های سکولار و سیاست‌های استعماری که اجرای آن به نظام واگذار شده است، به عنوان بخشی از حوزه فکری، فرهنگی و سیاسی برای الگوبرداری از افکار عمومی بر اساس آن و عادی‌سازی آن به عنوان دیدگاه‌های فرهنگی و سیاسی بی‌طرف و نه به عنوان بخشی از پروژه استعماری غرب و ماده تهاجم فکری و فرهنگی سکولار و نفوذ سیاسی که هدف آن جدا کردن کامل ما از اسلام بزرگمان است.

متأسفانه مسئله محوری و مرکزی در نزد بسیاری از پیشگامان مسائل داغ امت غایب است، بلکه در گرداب بحثی که نظام دایره و سقف آن را تعیین کرده است، که یک دایره و سقف سکولار است، درگیر می‌شوند.

یکی از آسیب‌های فرهنگی در پرداختن به مسئله سکولاریسم و ​​اختلال فکری مخرب و به ویژه برای مسلمانی که در مسائل اسلام و امت آن پیشگام است، عدم درک حقیقت موضوعاتی است که با آن سروکار دارد. اینکه فریب این را بخورد که قانون اساسی در مغرب یک قانون اساسی اسلامی است، زیرا ماده سوم تصریح می‌کند که دین دولت اسلام است، مصیبتی بزرگ است، زیرا عیب است که صاحب مسئله به فلسفه قانون‌گذاری آگاه نباشد و بداند که قانون اساسی، قانونی برای قواعد حقوقی اساسی است و قانون‌گذاری قانون اساسی ریشه و منبع قانونی خود را دارد. هنگام قضاوت درباره یک قانون اساسی، نباید از یک ماده آن برای صدور حکم درباره کل آن استفاده کرد، بلکه باید به ریشه و منبع قانون‌گذاری که همه مواد از آن ناشی شده است، نگاه کرد و هیچ‌یک از فقهای قانون اساسی ادعا نکرده‌اند که مرجع قانون اساسی در مغرب کتاب و سنت است، بلکه قطعی است که ریشه و منبع قانون‌گذاری آن، قانون اساسی جمهوری پنجم فرانسه، سکولار خالص است. اما "دین دولت اسلام" حتی در سطح صیغه قانونی هم به سطح یک ماده قانون‌گذاری نمی‌رسد، چه رسد به اینکه معیار و قاعده قانون‌گذاری باشد، اما وظیفه آن در قانون اساسی، سرپوش گذاشتن بر سکولاریسم فجیع قانون اساسی است.

این نقص معرفتی در عدم درک حقیقت قانون اساسی نظام در مغرب و مرجع سکولار آن، بلکه اتخاذ آن به عنوان مرجع و معیار برای نقد و رد سکولاریسم، خدشه در روش بحث از اساس است، بلکه اسلام را به عنوان یک اصل و مرجع سازماندهی کننده و حاکم بر قانون اساسی سکولار و ناقض و منسوخ کننده قوانین آن و سیاست نظام در سکولارسازی فراگیر زندگی مردم مغرب مسلمان غایب می‌کند.

سقوط در دام قانون اساسی سکولار در مغرب و اتخاذ آن به عنوان مرجع و معیار، در واقع سقوط در دام و مرداب سکولاریسم است و هر بحثی پس از آن نه چاق می‌کند و نه گرسنگی را برطرف می‌کند!

برنامه در کانال فرانسوی‌زبان درباره "سکولارسازی جامعه مغرب" فصلی از یک درگیری تمدنی سخت علیه اسلام بزرگ و پروژه تمدنی منحصربه‌فرد و متمایز آن است و بازیافت پروژه‌ای سکولار و استعماری ورشکسته و شکست‌خورده است که برای یک قرن در سرزمین‌های مسلمانان حلول کرده و با آن خرابی، انحطاط، ویرانی، مزدوری، خیانت سیاسی، غارت ثروت‌ها، غرق شدن در مرداب بدهی‌ها و انحلال ارزشی حلول کرده است و امروز، برای فرار از مطالبات جنایت سکولار و استعماری، غرب و مزدورانش جز سموم بیشتر سکولاریسم برای مقابله با غول اسلامی که در آستانه رهایی از غل و زنجیرهایش است، کاری نکردند. پروژه اسلام بزرگ هدف این سکولارسازی فراگیر زندگی همه مسلمانان و تبدیل آنها به مسخ‌های غربی و آسیب‌های فرهنگی چسبیده به دُم غرب با جدا شدن کامل آنها از اسلام بزرگشان است تا سکولارسازی فراگیر شرایط خود را در نابودی و فنای ما برآورده کند.

مسئله نابودی سکولاریسم و ​​نسف پروژه استعماری و آزادسازی امت با اسلام از طریق رسانه‌های ننگین خدمتگزار استعمار و نه از طریق بحث با برده‌ای از بردگان استعمار، بلکه از طریق مبارزه سیاسی و درگیری فکری با صاحب ایده و سیاست به طور مستقیم برای رهبری افکار عمومی با اسلام و پروژه تمدنی آن انجام خواهد شد.

همچنین، مسئله در بحث درباره موضوع سکولاریسم و ​​سکولارسازی نیست، بلکه در حسابرسی از نظامی است که بر آن استوار است و تمام کفر سکولار را جلب کرده و آن را بر مردم مغرب مسلمان تحمیل کرده و خرابی را در سرزمین‌هایشان حلول داده است، ﴿آیا ندیدی کسانی را که نعمت خدا را به کفر تبدیل کردند و قوم خود را به سرای هلاکت فرود آوردند [همان] جهنمی که در آن درآیند و چه بد قرارگاهی است﴾.

بقلم: استاد مناجی محمد

منبع: روزنامه الرایه

More from اخبار

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

بیانیه مطبوعاتی

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است

که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

این هم جنایتکار جنگی نتانیاهو که آن را به صراحت و بدون تأویلی که به نفع حاکمان عرب سازشکار و بلندگوهایشان باشد، اعلام می‌کند و در مصاحبه با کانال عبری i24 می‌گوید: «من در مأموریت نسل‌ها و با تفویض تاریخی و روحانی هستم، من به شدت به رؤیای اسرائیل بزرگ، یعنی رؤیایی که شامل فلسطین تاریخی و بخش‌هایی از اردن و مصر می‌شود، باور دارم.» پیش از او جنایتکار سموتریچ نیز با اظهارات مشابه بخش‌هایی از کشورهای عربی اطراف فلسطین از جمله اردن را ضمیمه کرده بود، و در همین راستا، دشمن اول اسلام و مسلمانان، رئیس جمهور آمریکا، ترامپ، به او چراغ سبز برای گسترش داد و گفت: «اسرائیل در مقایسه با این توده‌های عظیم زمینی، لکه کوچکی است و تعجب کردم که آیا می‌تواند زمین‌های بیشتری به دست آورد، زیرا واقعاً بسیار کوچک است.»

این اظهارات پس از اعلام رژیم یهود مبنی بر قصد خود برای اشغال نوار غزه پس از اعلام کنست مبنی بر الحاق کرانه باختری و گسترش شهرک سازی و بدین ترتیب، پایان دادن به راه حل دو دولتی در واقعیت، و همچنین اظهارات امروز سموتریچ در مورد طرح شهرک سازی عظیم در منطقه "E1" و اظهارات او در مورد جلوگیری از تشکیل دولت فلسطین است که به هر امیدی به یک کشور فلسطینی پایان می‌دهد.

این اظهارات به منزله اعلام جنگ است، این رژیم مسخره جرات انجام آن را نداشت اگر رهبرانش کسی را می‌یافتند که آنها را ادب کند و به تکبرشان پایان دهد و پایانی برای جنایات مستمر آنها از زمان ایجاد رژیمشان و گسترش آن با کمک غرب استعمارگر و خیانت حاکمان مسلمان بگذارد.

دیگر نیازی به بیانیه‌هایی نیست که دیدگاه سیاسی او را واضح‌تر از آفتاب در رابعه النهار نشان دهد، و آنچه در واقعیت در حال وقوع است با پخش مستقیم تجاوزات رژیم یهود در فلسطین و تهدید به اشغال بخش‌هایی از سرزمین‌های مسلمانان در اطراف فلسطین از جمله اردن، مصر و سوریه و اظهارات رهبران جنایتکار آن، تهدیدی جدی است که نباید ادعاهای بیهوده‌ای تلقی شود که تندروها در دولت او آن را پذیرفته‌اند و وضعیت بحرانی آن را منعکس می‌کند، همانطور که در بیانیه وزارت خارجه اردن آمده است که طبق معمول به محکوم کردن این اظهارات بسنده کرد، همانطور که برخی از کشورهای عربی مانند قطر، مصر و عربستان سعودی انجام دادند.

تهدیدات رژیم یهود، بلکه جنگ نسل کشی که در غزه مرتکب می‌شود و الحاق کرانه باختری و نیاتش برای گسترش، متوجه حاکمان اردن، مصر، عربستان سعودی، سوریه و لبنان است، همانطور که متوجه مردم این کشورهاست. اما حاکمان، امت حداکثر واکنش‌های آنها را که محکومیت و استنکار و درخواست از نظام بین‌المللی و همسویی با معاملات آمریکایی برای منطقه است، به رغم مشارکت آمریکا و اروپا در جنگ رژیم یهود علیه مردم فلسطین، شناخته‌اند و آنها جز اطاعت از آنها چیزی ندارند و عاجزتر از آن هستند که بدون اجازه یهود قطره‌ای آب به کودک در غزه برسانند.

اما مردم خطر و تهدیدات یهود را واقعی می‌دانند و نه اوهام بیهوده‌ای که وزارت خارجه اردن و عربی برای شانه خالی کردن از پاسخ واقعی و عملی به آن ادعا می‌کنند و حقیقت وحشیگری این رژیم را در غزه می‌بینند، پس برای این مردم و به ویژه اهل قدرت و بازدارندگی در آن و به طور خاص ارتش‌ها جایز نیست که در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود حرفی نداشته باشند، اصل در ارتش‌ها همانطور که روسای ستاد آنها ادعا می‌کنند این است که برای حفاظت از حاکمیت کشورشان هستند، به ویژه هنگامی که می‌بینند حاکمانشان با دشمنانشان که کشورشان را به اشغال تهدید می‌کنند، همدستی می‌کنند، بلکه باید از 22 ماه پیش به یاری برادران خود در غزه می‌شتافتند، مسلمانان یک امت واحد هستند بدون مردم که مرزها و تعدد حاکمان آنها را از هم جدا نمی‌کند.

خطابه‌های مردمی جنبش‌ها و عشایر در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود، تا زمانی که پژواک خطابه‌هایشان باقی بماند باقی می‌ماند و سپس به سرعت از بین می‌رود، به ویژه هنگامی که با واکنش‌های محکومیت توخالی وزارت خارجه و حمایت از نظام همسو شود، اگر نظام برای انجام اقدامی عملی که منتظر دشمن در خانه خود نباشد، بلکه خود برای نابودی آن و کسانی که بین او و آنها حائل می‌شوند حرکت کند، مهار نشود، خداوند متعال فرمود: ﴿وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ﴾ و کمترین کاری که کسی که ادعا می‌کند در کمین رژیم یهود و تهدیدات آن است، می‌تواند انجام دهد این است که با لغو پیمان خائنانه وادی عربه و قطع همه روابط و توافقنامه‌ها با آن، نظام را مهار کند، در غیر این صورت خیانت به خدا و رسول و مسلمانان است، با این حال، راه حل مسائل مسلمانان برپایی دولت اسلامی آنها بر منهج نبوت است، نه تنها برای از سرگیری زندگی اسلامی، بلکه برای نابودی استعمارگران و حامیان آنها.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ

دفتر رسانه‌ای حزب التحریر

در ولایت اردن

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

الرادار شعار

2025-08-14

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

به قلم استاد/غاده عبدالجبار (ام اواب)

هفته گذشته، دانش‌آموزان مدارس ابتدایی در شهر کریمه در ایالت شمالی، در اعتراض به قطع برق برای چندین ماه در یک تابستان سوزان، تحصن مسالمت‌آمیزی برگزار کردند که منجر به فراخوانی معلمان توسط سازمان اطلاعات عمومی در کریمه در منطقه مروی در شمال سودان در روز دوشنبه شد، پس از مشارکت آنها در تحصن در اعتراض به قطع برق برای حدود 5 ماه در این منطقه. عایشه عوض، مدیر مدرسه عبیدالله حماد، به سودان تریبون گفت: «سازمان اطلاعات عمومی او و 6 معلم دیگر را احضار کرده است» و اظهار داشت که اداره آموزش در واحد کریمه، تصمیمی برای انتقال او و وکیل مدرسه، مشاعر محمد علی، به مدارس دیگری که در فواصل دور از واحد قرار دارند، به دلیل شرکت در این تحصن مسالمت‌آمیز، صادر کرده است، و توضیح داد که مدرسه ای که او و وکیل مدرسه به آن منتقل شده اند، برای رسیدن به آن روزانه به 5000 (واحد پول) برای جابجایی نیاز است، در حالی که حقوق ماهانه او 140 هزار (واحد پول) است. (سودان تریبون، 2025/08/11)

توضیح:


چه کسی مسالمت آمیز شکایت کند و با احترام در مقابل دفتر مسئول بایستد و پلاکاردها را بالا ببرد و خواستار ساده ترین عناصر زندگی شرافتمندانه شود، تهدیدی برای امنیت تلقی می شود، پس احضار می شود و مورد تحقیق قرار می گیرد و به طریقی مجازات می شود که طاقت آن را ندارد، اما چه کسی سلاح حمل کند و با خارجیان تبانی کند، پس بکشد و حریم ها را نقض کند و ادعا کند که می خواهد حاشیه نشینی را از بین ببرد، این جنایتکار مورد تکریم قرار می گیرد و وزیر می شود و سهمیه ها و سهم ها در قدرت و ثروت به او داده می شود! آیا در میان شما مرد رشیدی نیست؟! چه شده است شما را، چگونه قضاوت می کنید؟! این چه اختلالی در موازین است و این چه معیارهای عدالتی است که این افراد که ناگهانی بر کرسی های قدرت نشسته اند، دنبال می کنند؟


اینها هیچ ارتباطی با حکومت ندارند و هر فریادی را علیه خود می دانند و فکر می کنند که ترساندن رعیت بهترین راه برای تداوم حکومت آنهاست!


سودان از زمان خروج ارتش انگلیس، با یک نظام واحد با دو چهره حکومت کرده است، نظام سرمایه داری است و دو چهره آن دموکراسی و دیکتاتوری هستند، و هیچ یک از این دو چهره به آنچه اسلام رسیده است، نرسیده است، اسلامی که به همه رعایا؛ مسلمان و کافر، اجازه می دهد از سوء سرپرستی شکایت کنند، بلکه به کافر اجازه می دهد از سوء اجرای احکام اسلام بر او شکایت کند و رعیت باید حاکم را برای کوتاهی اش محاسبه کند، همانطور که باید احزاب را بر اساس اسلام برای محاسبه حاکم ایجاد کند، پس کجا هستند این متنفذین، که امور رعیت را با ذهنیت جاسوسانی که با مردم دشمنی می ورزند، اداره می کنند، از سخن فاروق رضی الله عنه: (خداوند رحمت کند کسی را که عیب هایم را به من هدیه دهد)؟


و با داستانی از خلیفه مسلمین معاویه به پایان می برم تا برای امثال اینها که معلمان را به خاطر شکایتشان مجازات می کنند، باشد که چگونه خلیفه مسلمین به رعیت خود می نگرد و چگونه می خواهد آنها مرد باشند، زیرا قدرت جامعه قدرت دولت است و ضعف و ترس آن ضعف دولت است اگر بدانند؛


روزی مردی به نام جاریه بن قدامه سعدی بر معاویه وارد شد و او در آن زمان امیرالمومنین بود و سه وزیر از قیصر روم نزد معاویه بودند، معاویه به او گفت: "آیا تو با علی در تمام مواضعش تلاش نکردی؟" جاریه گفت: "علی را رها کن، خدا روی او را گرامی بدارد، ما از زمانی که او را دوست داشتیم از او متنفر نشدیم و از زمانی که به او نصیحت کردیم به او خیانت نکردیم". معاویه به او گفت: "وای بر تو ای جاریه، چقدر نزد خانواده ات خوار بودی که تو را جاریه نامیدند...". جاریه در پاسخ به او گفت: "تو نزد خانواده ات خوارتر هستی که تو را معاویه نامیدند، و او سگی است که جفت گیری کرد و زوزه کشید، پس سگ ها زوزه کشیدند". معاویه فریاد زد: "ساکت باش مادر نداشته باشی". جاریه پاسخ داد: "بلکه تو ساکت باش ای معاویه، مادری دارم که مرا برای شمشیرهایی به دنیا آورده است که با آنها با تو روبرو شدیم، و ما به تو گوش و اطاعت دادیم تا در میان ما بر اساس آنچه خداوند نازل کرده است، حکومت کنی، پس اگر وفا کنی، به تو وفا می کنیم، و اگر روی گردانی، پس ما مردانی سخت و زره هایی گشاده را ترک کرده ایم، آنها تو را رها نمی کنند که به آنها تعدی کنی یا آزارشان دهی". معاویه بر سر او فریاد زد: "خداوند امثال تو را زیاد نکند". جاریه گفت: "ای مرد، حرف خوبی بزن و ما را رعایت کن، زیرا بدترین چوپانان نابودگر هستند". سپس خشمگینانه بدون اجازه بیرون رفت.


سه وزیر به معاویه نگاه کردند، یکی از آنها گفت: "قیصر ما را هیچ یک از رعایایش جز در حالی که رکوع می کند و پیشانی اش را به پایه های تختش می چسباند، خطاب نمی کند، و اگر صدای بزرگترین خواصش بلند شود، یا نزدیکترین خویشاوندش را ملزم کند، مجازاتش قطعه قطعه کردن عضو یا سوزاندن است، پس چگونه این بادیه نشین جلف با رفتارش خشن است، آمده است تو را تهدید می کند، گویا سرش از سر توست؟". معاویه لبخندی زد، سپس گفت: "من مردانی را اداره می کنم که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند، و همه قوم من مانند این بادیه نشین هستند، در میان آنها کسی نیست که برای غیر خدا سجده کند، و در میان آنها کسی نیست که بر ستم سکوت کند، و من بر کسی فضیلتی ندارم مگر به تقوا، و من مرد را با زبانم آزار دادم، پس از من انتقام گرفت، و من آغازگر بودم، و آغازگر ستمکارتر است". بزرگترین وزیران روم گریست تا اینکه ریشش خیس شد، معاویه از او در مورد دلیل گریه اش پرسید، او گفت: "ما تا امروز خودمان را در بازدارندگی و قدرت همتای شما می دانستیم، اما اکنون که در این مجلس آنچه را که دیدم، می ترسم که روزی سلطنت خود را بر پایتخت پادشاهی ما بگسترانید...".


و آن روز در واقع فرا رسید، بیزانس زیر ضربات مردان فرو ریخت، گویی خانه عنکبوت بود. آیا مسلمانان دوباره مرد می شوند، که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند؟


فردا برای بیننده نزدیک است، زمانی که حکومت اسلام بازگردد، زندگی زیر و رو می شود و زمین با نور پروردگارش با خلافت راشده بر منهاج نبوت روشن می شود.

آن را برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر نوشتم
غاده عبد الجبار - ایالت سودان

منبع: الرادار