2025-09-03
روزنامه الرایه: حاکمیت دیجیتال
چیست و چه کسی مالک آن است؟
وقتی از حاکمیت صحبت میکنیم، مرزها، نقشهها و ارتشها به ذهن متبادر میشوند. اما در عصر شبکههای الکترونیکی و تحول دیجیتال، نوع دیگری از حاکمیت پدیدار شده است که به عنوان حاکمیت دیجیتال شناخته میشود. و آن توانایی کشورها برای تصمیمگیری بدون سرپرستی هیچ طرفی است که زیرساخت دیجیتال چگونه ساخته شود؟ دادههای آن کجا ذخیره شود؟ چه معیارهایی را اتخاذ کند؟ و چگونه از اقتصاد و اتباع خود در برابر حملاتی که با چشم دیده نمیشوند محافظت کند؟ کسی که این توانایی را داشته باشد، نه تنها از فضای الکترونیکی خود محافظت میکند، بلکه نفوذ سیاسی و اقتصادی فراتر از جغرافیا را نیز به دست میآورد.
داستان حاکمیت دیجیتال (سایبری) از اموری آغاز میشود که در نگاه اول فنی و خشک به نظر میرسند: کابلهای دریایی که هزاران کیلومتر امتداد دارند، مراکز دادهای که رودخانهها آنها را خنک میکنند، و سیستمهای نام دامنه سایبری (DNS) که نام وبسایت را به آدرس دیجیتال آن مرتبط میکنند. و بر روی این زمین، ابر دیجیتال، پلتفرمهای غولپیکر، فروشگاههای اپلیکیشن و سیستمهای هوش مصنوعی کار میکنند. و بین هر لایه و لایه دیگر، نقاط خفگی حساسی وجود دارد که گلوگاه را تشکیل میدهند، و ابزارهای طراحی تراشههای الکترونیکی که بدون آنها تراشهها طراحی نمیشوند، و تجهیزات تولید پیشرفته که فقط تعداد کمی آن را میفروشند، و استانداردهای فنی که هر کس آنها را بنویسد، بعداً بازار را برنده میشود. دقیقاً در اینجا حاکمیت دیجیتال تجسم مییابد: اینکه سازنده قاعده باشی نه فقط یک مصرفکننده آن.
در این صحنه، سه بلوک بزرگ پیشروی میکنند که هر کدام سبک و امکانات خود را دارند:
ایالات متحده که به عنوان مهندس سیستم دیجیتال جهانی عمل میکند. وزنههای سنگینی در ابر الکترونیکی، پلتفرمها، نرمافزارها و هوش مصنوعی دارد و ابزارهای طراحی تراشه پرکاربردتر را در اختیار دارد. در حالی که قدرت آن فقط در فناوری متوقف نمیشود، بلکه به قانون (توانایی دسترسی به دادههای شرکتهای خود حتی در خارج از کشور با معاهدات و چارچوبهای قانونی) و به ائتلافهایی گسترش مییابد که بسیاری از کشورها را به اتخاذ استانداردهای خود سوق میدهد. و در امنیت، قابلیتهای اطلاعاتی و مشارکتهای عمیقی دارد که به آن چشمی باز بر فضای سایبری میدهد.
چین روایت خاص خود را میسازد: یک بازار داخلی غولپیکر همراه با تولید گسترده، و "جاده ابریشم دیجیتال" که به خارج امتداد دارد، و تلاش مستمر برای جایگزینی واردات در تراشهها، هوش مصنوعی و پرداختها. و چین هنوز با شکافها و چالشهایی در تجهیزات تولید تراشه پیشرفته مواجه است، اما در تلاش است تا با سرمایهگذاری حاکمیتی، تزریق مالی بزرگ و زنجیره تأمینی که سال به سال یکپارچه میشود، این شکافها را پر کند.
اتحادیه اروپا سلاح متفاوتی دارد که عبارت است از سازماندهی و استانداردهای خاص در حفاظت از دادهها، تنظیم پلتفرمها، امنیت سایبری و هویت دیجیتال، جایی که اروپاییها در این زمینهها قواعد بازی را مینویسند. اما بزرگترین چالش اروپاییها نه در قانون، بلکه در صنعت است، و اینکه چگونه قدرت نظارتی آنها به پلتفرمها و محصولات جهانی تبدیل میشود که با بزرگان رقابت میکنند؟
همچنین بازیگران نوظهوری در این زمینه وجود دارند مانند هند که تجربه دولت را از طریق یک پلتفرم دیجیتال ارائه میدهد که عبارت است از هویت دیجیتال و خدمات دولتی دیجیتال که صدها میلیون نفر را لمس میکند، و جاهطلبی فزاینده در تراشهها و نرمافزارهای باز. همچنین کره، تایوان و ژاپن وجود دارند که مفاصل دقیقی را در زنجیرههای تأمین از مواد اولیه تا تجهیزات در دست دارند. و روسیه وجود دارد، و با وجود محدودیتهای اقتصادی، تواناییهای تهاجمی سایبری دارد که در ترازوی بازدارندگی محاسبه میشود.
اما اهمیت امنیت سایبری به طور خاص در این نهفته است که اقتصاد مدرن به تداوم متکی است، که به نوبه خود به دیجیتالیسازی اقتصاد در تمام مراحل آن از تولید تا مصرف متکی است. و هرگونه حمله سایبری به شبکه برق، یا یک بانک بزرگ، یا یک ارائهدهنده ارتباطات ممکن است کل یک شهر را منجمد کند. و اتفاق افتاده است که آمریکا مورد حمله سایبری روسیه قرار گرفته است که به شبکههای دفاعی از جمله ابزارهای کنترل سلاح هستهای رسیده است، که از طریق دیداری بین رئیس جمهور پوتین و رئیس جمهور سابق آمریکا بایدن کنترل شده است. و در اینجا معادله حاکمیت نهفته است، که عبارت است از دولتی که دفاعهای چند لایه را در دست دارد، زنجیره تأمین خود را رصد میکند، شکافهای خود را به سرعت میبندد و اعتمادی را در بین اتباع و بازارهای مالی خود ایجاد میکند. و اعتماد یک سرمایه سیاسی و اقتصادی است که ارزش آن کمتر از نفت و گاز نیست.
چه کسی امروز قدرت بزرگ را در زمینه حاکمیت دیجیتال دارد؟
- از نظر فنی کفه ترازو به سمت ایالات متحده در ابر، پلتفرمها، نرمافزارها، هوش مصنوعی و ابزارهای طراحی تراشه سنگینی میکند. اما چین دارای یک جنبش تولیدی داخلی عظیم و پیشرفت سریع در برنامهها است، همراه با تلاش برای عبور از آستانه تجهیزات پیشرفته. و قدرت اروپا در استانداردها و برخی از حلقههای تجهیزات و نوآوری صنعتی نهفته است، اما به دنبال پلتفرمهایی است که با غولهای جهان رقابت کنند.
- از نظر مالی آمریکا مرکز ثقل سرمایه مخاطرهپذیر و بازارهای تأمین مالی نوآوری را حفظ میکند، در حالی که چین قدرت خود را از طریق تأمین مالی حاکمیتی متراکم ایجاد میکند و اروپا با سیاستهای صنعتی هدفمند آن را متعادل میکند.
- از نظر سیاسی آمریکا به یک شبکه ائتلاف گسترده متکی است که از استانداردهای آن حمایت میکند، و چین از طریق پروژههای زیرساخت دیجیتال و تأمین مالی خارجی گسترش مییابد، در حالی که اتحادیه اروپا قدرت استانداردسازی را اعمال میکند که رفتار شرکتهای جهانی را در داخل بازار خود تغییر میدهد.
برای کشورهای متوسط، این نقشه به معنای تسلیم شدن نیست. حاکمیت دیجیتال "یا همه یا هیچ" نیست، بلکه یک فرآیند سازنده است که لایه به لایه ساخته میشود. یک کشور میتواند انتخاب کند که چه چیزی را میخواهد به صورت محلی داشته باشد مانند هویت دیجیتال ملی، یا ابر حاکمیتی برای بخشهای حساس، و مراکز داده در داخل مرزها، و آنچه را که میتوان از خارج خریداری کرد که ساخت آن در حال حاضر دشوار است. همچنین میتواند ارائهدهندگان تراشه، ابر و کابل را متنوع کند، و قوانین متوازنی را برای حفاظت از دادهها و انتقال آن در سراسر مرزها وضع کند، و سرمایه انسانی را ایجاد کند که از فضای سایبری محافظت کند و هوش مصنوعی را توسعه دهد. و مهمتر از همه حضور فعال در نهادهای تدوین استاندارد است. کسی که امروز استاندارد را مینویسد، فردا محصول را میفروشد.
و کشورهایی در جهان وجود دارند مانند کشورهای موجود در آفریقا، آمریکای لاتین و کشورهای اسلامی، که هنوز در زمره کشورهای مصرفکننده محصولات آمریکا، اروپا، چین، ژاپن و کره هستند، با مقدار محدودی از تولید نرمافزار که در کار خود به کشورهای مالک صنایع در محصولات، دستگاهها و سیستمعامل و ذخیرهسازی متکی هستند.
و با اینکه صحبت در اینجا فنی به نظر میرسد، اما در اصل یک سؤال حاکمیتی است: چه کسی مالک تصمیمگیری دادهها است؟ چه کسی پلتفرمها را کنترل میکند؟ چه کسی امنیت آن را بدون باجگیری فنی تضمین میکند؟ در دنیایی که تجارت، سیاست و خدمات از طریق شبکهها اداره میشوند، پاسخ به این سؤالات معیاری برای جایگاه و نفوذ کشورها میشود. حاکمیت دیجیتال نه یک شعار است و نه یک تجمل؛ بلکه یک طرح دولتی است: سرمایهگذاریهای حسابشده، ائتلافهای هوشمندانه، قوانین روشن و ایجاد تواناییهایی که با اولین حمله فرو نریزد.
از اینجا باید به طور جدی در این زمینه استراتژیک فکر کرد، به ویژه هنگامی که مربوط به ظهور قریب الوقوع دولت خلافت باشد، که از نظر شرعی عقیدتی و از نظر سیاسی باید دارای حاکمیت مطلق در همه جنبهها باشد. آیا دولت خلافت هنگام تأسیس، پیشنیازهای لازم برای داشتن حاکمیت دیجیتال را به عنوان بخشی اصلی از حاکمیت مطلق که خداوند به آن امر کرده است، دارد؟ و خداوند متعال میفرماید: ﴿و هرگز خداوند برای کافران بر مؤمنان راهی قرار نخواهد داد﴾.
به قلم: دکتر محمد جیلانی
منبع: روزنامه الرایه