2025-11-05
روزنامه الرایه: دام اوکراین و آینده ناتو
طرح های جنگی برای مهار روسیه و محاصره چین
پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) شروع به تدوین طرح های جنگی و مطالعات آینده در مورد جنگ بین خود و روسیه کرده است و کشورهای ناتو "هزاران صفحه از طرح های نظامی" را که "محرمانه" توصیف شده اند، تصویب و آماده کرده اند که مربوط به رویارویی احتمالی با مسکو است. این طرح ها شامل جزئیات یک رویارویی نظامی احتمالی با روسیه برای اولین بار در دهه های اخیر است و متخصصان می گویند: "این به این دلیل است که ناتو پس از شروع جنگ روسیه علیه اوکراین، سیاست خود را در قبال فدراسیون روسیه که برای مدت طولانی آن را تهدیدی وجودی برای این ائتلاف نمی دانست، بازنگری کرد."
در ابتدا، روسیه تلاش کرد به ناتو بپیوندد و با آن توافق نامه هایی منعقد کرد، به طوری که در سال 1997 قانون تأسیس روابط بین آنها را امضا کرد، که آنها را ملزم می کند تا با هم برای صلح، دموکراسی و امنیت کار کنند. استقرار دائمی نیروهای جنگنده اضافی ناتو در کشورهای ائتلاف نیز محدود شد، اما در صورت دفاع و در صورت وجود تهدید، مجاز بود. آنها همچنین در مورد همکاری سیاسی بلندمدت به توافق رسیدند و شورای ناتو و روسیه به عنوان یک مجمع مشورت مشترک تشکیل شد.
اما امتناع کشورهای ناتو از پذیرش روسیه و سپس اتخاذ سیاست "درهای باز" و گسترش به سمت شرق، باعث شد روسیه پس از صحبت از اطمینان های محرمانه ای که با رهبران غرب در مورد عدم گسترش به سمت شرق و عدم الحاق اوکراین وجود داشت، احساس خیانت و تحقیر کند. اما غرب آنها را فریب داد، همانطور که پوتین در سخنرانی اعلام جنگ علیه اوکراین در فوریه 2022 گفت: "شما در دهه نود به ما قول دادید که ناتو یک قدم به سمت شرق حرکت نخواهد کرد. شما بی شرمانه ما را فریب دادید. تاکنون پنج موج از گسترش ناتو (رخ داده) است."
در هجدهم ماه مه 2022، فنلاند و سوئد درخواست رسمی برای پیوستن به ناتو و کنار گذاشتن سیاست بی طرفی که برای دهه ها به آن پایبند بودند، ارائه کردند.
آمریکا با به دام انداختن روسیه در دام اوکراین، تحقق اهداف بزرگ را دید، زیرا جنگ روسیه و اوکراین به طور طبیعی به وجود نیامد، بلکه توسط آمریکا برای اهداف استراتژیک بزرگ از طریق ورود روسیه به جنگ پس از صحبت از الحاق اوکراین به ناتو و طولانی کردن آن تا رسیدن به اهداف مورد نظر ایجاد شد.
(برآوردهای نظامی نزدیک به کرملین نشان می داد که عملیات نظامی بیش از چند روز طول نخواهد کشید تا مأموریت محوله به آن، که مربوط به الحاق برخی از استان های اوکراین به روسیه است، به پایان برسد. اما دولت جو بایدن، رئیس جمهور سابق آمریکا، دیدگاه متفاوتی داشت، زیرا اهداف ژئوپلیتیکی خود را در جنگ در شرق اوکراین یافت، بنابراین در گشودن پل های پشتیبانی نظامی، اطلاعاتی و لجستیکی به کییف برای جلوگیری از حمله روسیه تردید نکرد) (الجزیره)
جیمز لاندال، خبرنگار امور دیپلماتیک در بی بی سی، در این باره نوشت: "شاید اهداف جنگ علیه روسیه مهمترین منبع تنش باشد. در حال حاضر، غرب پشت شعار دفاع از اوکراین متحد شده است و از این کشور حمایت اقتصادی و نظامی می کند تا به مقاومت کمک کند، اما هدف در درازمدت چیست؟"
مجله نشنال اینترست آمریکا گزارش داد: "ایالات متحده رویکردی سنجیده در جنگ اوکراین اتخاذ کرده است، با دور نگه داشتن نیروهای خود از درگیری مستقیم و انتخاب حمایت از کییف به عنوان یک نیروی نیابتی در چارچوب یک استراتژی گسترده تر که هدف آن تضعیف قابلیت های نظامی سنتی روسیه است، بدون اینکه جان سربازان آمریکایی را به خطر بیندازد یا در یک درگیری مستقیم بین ناتو و روسیه درگیر شود."
سی جی اتکینز، مدیر تحریریه نشریه عالم الناس، در مقاله ای درباره دام اوکراین، اشاره می کند که بهره برداری از نگرانی های امنیتی مشروع روسیه، همراه با جاه طلبی های امپریالیستی دولت پوتین، به دام انداختن را نسبتاً ساده کرد، اگر ساده نباشد. (العربی الجدید)
پوتین، طبق معمول روس ها که به سطحی نگری و حماقت سیاسی معروف هستند، در این دام افتاد و فکر کرد که جنگ اوکراین طولانی نخواهد شد، اما واقعیت این است که اوکراین طعمه ای بود که خرس روسی بدون اینکه ویژگی های سیاست آمریکا و اهداف آن را درک کند، بلعید.
آمریکا از جنگ اوکراین قصد دارد سه هدف را محقق کند:
1. فرسایش روسیه نه پایان دادن به آن.این موضوع به صراحت توسط مقامات ارشد غربی، در راس آنها لوید آستین، وزیر دفاع آمریکا، بیان شد که گفت "هدف این است که روسیه را در وضعیت ضعیف تری ببینیم". بله، روسیه در دام افتاد و فکر کرد که اوکراین در عرض چند روز سقوط می کند و حمایت غرب محو می شود. "اما این رویکرد با واقعیت متفاوتی روبرو شد، به جای فروپاشی، صف اوکراین متحد شد و بسیج مردمی و پوشش رسانه ای بین المللی از آن حمایت کرد، که حمله سریع را ناکام گذاشت و نیروهای روسیه را مجبور به عقب نشینی کرد و درگیری به یک جنگ فرسایشی طولانی تبدیل شد."
2. اهریمن جلوه دادن روسیه و ترساندن اروپا برای اینکه تحت حمایت آمریکا باقی بماند و به فکر ایجاد یک سیستم دفاعی برای خود نباشد.بایدن موفق شد روسیه را به عنوان بزرگترین تهدید برای غرب نشان دهد و در نتیجه آن تلاش ها برای ایجاد روابط پایدار اروپایی-روسی به دلیل تضاد دیدگاه های استراتژیک بین دو طرف از بین رفت. مجله نشنال اینترست گزارش داد که جنگ روسیه به احیای ناتو کمک کرد، که در دهه های پس از جنگ سرد دچار رکود شده بود. این امر منجر به افزایش هزینه های دفاعی متحدان اروپایی و پیوستن کشورهای بی طرف سابق مانند سوئد و فنلاند به این ائتلاف شد، که انسجام و نقش امنیتی آن در قاره اروپا را تقویت کرد، بلکه این ائتلاف بودجه غیرنظامی خود را 27.8٪ افزایش داد و به بیش از 370 میلیون یورو رساند و بودجه نظامی خود را 25.8٪ افزایش داد و به نزدیک به 2 میلیارد یورو رساند. در نهایت، جنگ نشان داد که اروپا همچنان به چتر امنیتی واشنگتن و بازدارندگی آن در برابر درگیری های اروپایی-اروپایی و رهبری آن در این ائتلاف نیاز دارد.
3. قطع رابطه بین روسیه و چین، بلکه تلاش برای پیوستن روسیه پس از مهار آن برای اینکه بخشی از استراتژی مهار چین باشد.تضعیف روسیه و تحلیل بردن قدرت آن در جنگ، تضعیف چین نیز محسوب می شود، که آمریکا از آن سود می برد. به دلیل جنگ در اوکراین، چین ممکن است یک متحد مهم خود را که از آن در سطح بین المللی حمایت می کرد و مواضع دیپلماتیک را با آن هماهنگ می کرد، از دست بدهد و در نتیجه ارزیابی نادرست پوتین از جنگ منجر به درگیر شدن چین با آن، تا حدودی، در باتلاق اوکراین شد.
این مجله در ادامه افزود: "به همین دلیل، واشنگتن در دوره اخیر از این اعتقاد بهره برداری زیادی کرد و برای افزایش سرعت هماهنگی نظامی و تبادل تجربیات بین اعضای ناتو در اروپا و متحدانش در شرق آسیا مانند ژاپن، کره جنوبی و استرالیا تلاش کرد و این هماهنگی استراتژیک منجر به گسترش نفوذ واشنگتن و افزایش توانایی های آن در مقابله با مسکو و پکن می شود."
بنابراین، آمریکا نمی خواهد به بهانه گسترش دامنه جنگ و ترس از جنگ هسته ای به روسیه پایان دهد، بنابراین به حمایت محتاطانه از اوکراین ادامه داد، اما سلاح های مرگبار و تهاجمی در اختیار آن قرار نداد، کمک ها به اندازه معینی برای تحقق اهداف جنگ بود.
در نتیجه طولانی شدن جنگ، گرایش های اروپایی و آمریکایی متفاوت شد، اما اروپا حتی در مورد امنیت خود و نه در مورد جنگ اوکراین تصمیمی ندارد، بلکه صاحب تصمیم سیاسی نیست، زیرا مذاکرات بین روسیه و آمریکا است. اروپا خواهان توقف جنگ و بدون پیش شرط است زیرا از آتش، اثرات و پیامدهای آن می سوزد. روسیه که اعتبار خود را از دست داده و طبق آمار غربی بیش از یک چهارم میلیون جنگنده را از دست داده است، به دنبال ترامپ می دود تا دیداری برای حفظ آبروی خود داشته باشد و ترامپ از تلاش برای تحقق هدف سوم در مورد مهار چین خودداری می کند.
روزنامه تلگراف بریتانیا تحلیلی را با عنوان: "افسانه قدرت پوتین در حال فروپاشی است.. شاید پایان نزدیکتر از آن چیزی باشد که فکر می کنید" منتشر کرد که توسط مارک برولین، متخصص در امور استراتژیک ژئوپلیتیکی نوشته شده است، که در آن ادعا کرد که افسانه قدرت ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه شروع به فروپاشی کرده است و پایان نظام او ممکن است نزدیکتر از آن چیزی باشد که بسیاری تصور می کنند، و اول از همه خود پوتین، با این باور که تغییر اخیر در موضع دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در قبال مسکو می تواند به پایان جنگ در اوکراین و شاید فروپاشی خود نظام روسیه سرعت بخشد.
نویسنده: استاد حسن حمدان
منبع: روزنامه الرایه