روزنامه الرایه: آمریکا از سوریه چه می خواهد؟
August 12, 2025

روزنامه الرایه: آمریکا از سوریه چه می خواهد؟

Al Raya sahafa

2025-08-13

روزنامه الرایه: آمریکا چه می خواهد

از سوریه؟

از زمان آغاز انقلاب شام در اوایل مارس 2011، تا پایان حکومت اسد در 8 دسامبر 2024، اهداف آمریکا در مورد سوریه واضح بود و عبارت بود از جلوگیری از صدور انقلاب و عدم سقوط رژیم سوریه با انجام یک عمل جراحی زیبایی برای آن، و این اهداف تا این لحظه تغییر نکرده است، اما تغییرات تنها در وسایل و روش ها بوده است و اصلاً برای خدمت به اهداف یافت شده اند، پس اگر نقش خود را از دست بدهند، تغییر آنها ضروری است، اما مسئله نفوذ آمریکا در سوریه مورد بحث نبود، زیرا در آنجا درگیری بین المللی وجود نداشت و همه زیر خط آمریکا بودند، مگر تلاش برخی از آنها برای ایجاد اختلال فقط، نه درگیری، و روسیه و دیگران چیزی جز اوراق و ابزاری برای تحقق استراتژی آمریکا نبودند.

به محض گشایش آمریکا، اتحادیه اروپا تحریم های خود را علیه سوریه لغو کرد، از جمله لغو محدودیت ها بر بخش های مالی و انرژی و حذف بانک مرکزی سوریه از فهرست تحریم ها. در روسیه، معاون وزیر امور خارجه سرگئی ورشینین به ادامه مذاکرات روسیه با دولت سوریه در مورد وضعیت پایگاه های نظامی روسیه در سوریه اشاره کرد. گیدئون ساعر، وزیر خارجه رژیم یهود، پس از دیدار الشرع با ترامپ گفت که تل آویو خواهان روابط خوب با رژیم جدید سوریه است، این پیام مثبتی برای ترامپ است که می تواند نشان دهنده تمایل اشغالگران برای عقد معامله با سوریه تحت حمایت وی باشد. از سوی دیگر، باراک پیشنهاد کرد مذاکراتی بین اشغالگران و سوریه برای انعقاد توافقنامه عدم تجاوز انجام شود.

بلکه درگیری واقعی بین امت و کل غرب به رهبری آمریکا بود، کنگره میلیون ها دلار برای حمایت از مبارزان سوری که با رژیم اسد می جنگیدند، اختصاص داد و دو اتاق برای آن در شمال و جنوب ایجاد کرد و جنبش انقلابیون را به آن پیوند داد و برای این کار از بسیاری از کشورها، سازمان ها و افراد استفاده کرد.

سوریه یک گذرگاه اصلی برای غرب آسیا به دریای مدیترانه و یک پل ارتباطی بین منطقه خلیج عربی و اروپا از طریق خشکی و دریا و دروازه ای برای انتقال انرژی از منطقه خلیج فارس و ایران به اروپا محسوب می شود، طبیعت جغرافیایی مسطح سوریه "تقریباً عاری از موانع طبیعی مانند کوه ها" ساخت شبکه های لوله انتقال نفت و گاز را آسان تر و ارزان تر از ترکیه با طبیعت کوهستانی خود می کند، ترکیه ای که آرزو دارد مرکز انتقال انرژی به اروپا باشد، بنابراین سوریه یک نقطه عبور و گذرگاه طبیعی برای منابع انرژی در خاورمیانه "ایران و منطقه خلیج عربی" به اروپا است.

همچنین سوریه دارای میدان های گاز طبیعی مهمی است و منطقه ای است که دارای ارتباط و دیدگاه تاریخی و استعماری با توجه به تاریخ اسلامی، نقش و ارتباط آن با اروپا و همچنین دیدگاه آینده آن است، و آنچه در آن از روایاتی مربوط به شام و برتری و نقش آن در تغییر ذکر شده است، بنابراین کل غرب به منطقه شام نگاهی متفاوت و متمایز از سایر مناطق دارد، اگرچه همه کشورهای مسلمان دارای همان اصل هستند، اما شام با ویژگی های مختلف متمایز شده است. به همین دلیل، ایالات متحده به انقلاب سوریه توجه نشان داد، علاوه بر ماهیت انقلاب آن که کاملاً با انقلاب های بهار عربی متفاوت بود، زیرا پرچم رسول خدا ﷺ را برافراشت و خواستار اجرای اسلام شد و جنبش هایی با ایده های اسلامی تولید کرد، و مسلمانان از سراسر کشورهای جهان برای یاری انقلاب شام شتافتند.

وقتی بشار سقوط کرد، آمریکا می خواست رژیم را حفظ کند، حتی اگر سرش سقوط کند، بنابراین این مأموریت را به ترکیه واگذار کرد و پیش از آن نقش بزرگی در سوریه به آن داده بود، تا اینکه کار به جایی رسید که ترکیه برخی از کسانی را انتخاب کند که آمریکا آنها را دشمن خود می داند، بلکه احکام و مطالبات بین المللی علیه آنها صادر شده است، اما به نظر می رسد آماده سازی ترکیه از مدت ها پیش آغاز شده بود و روابط بین آن و جولانی تا حدودی قدیمی است و رابطه بین آنها و حمایت نظامی و پذیرش ترکیه پس از انقلاب پنهان نیست و نقش ترکیه مشخص است و کسی آن را نمی داند.

پس از سقوط بشار، اوضاع تغییر کرد و حوادث سرعت گرفت و اختلافات بسیار زیادی در سوریه ظاهر شد، چه مربوط به داخل سوریه باشد و چه مربوط به خارج آن، و در اینجا شکی نیست که دیدگاه ها و طرح ها بین خواسته های بستر انقلابی و بین آمریکا، صاحب نفوذ، و بین یک بازیگر جدید، یعنی رژیم یهود، متفاوت شد، اما حرف آخر با آمریکا باقی می ماند. پس آمریکا چه می خواهد؟

خواسته های آمریکا از دولت جدید متعدد و بسیار است، برخی از آنها مربوط به داخل سوریه است و برخی مربوط به خارج آن:

اما آنچه مربوط به داخل است، در رأس آن اسلام، قانون اساسی، شکل مدنی، قومیت های کوچک و نقش آنها در حکومت و اداره و رابطه آنها با دمشق، شکل نظام حکومت، فدرالیسم، تشکیل ارتش، ادغام انقلابیون، کنترل سلاح و محدود کردن آن به دست دولت، و موضوع مبارزان خارجی و اخراج برخی از آنها و راندن و تبعید مبارزان فلسطینی است، جایی که وزارت دفاع اعلام کرد "ادغام 3500 مبارز خارجی در فرقه 84 که به تازگی تشکیل شده است. و موضع آمریکا تغییر کرد، جایی که باراک، فرستاده آن، اظهار داشت که بهتر است مبارزان خارجی را زیر چتر دولت نگه داشت تا اینکه آنها را حذف کرد تا از پیوستن آنها به گروه های جهادی جلوگیری شود".

همچنین خصوصی سازی و سرمایه گذاری و نقش شرکت های آمریکایی به ویژه در ارتباط با نفت و گاز، دولت سوریه در 29 مه توافقنامه ای به ارزش 7 میلیارد دلار با شرکت های بین المللی در بخش انرژی امضا کرد، از جمله شرکت های UCC Holding، Power International، اورباكون القابضة قطر، کیلن جی ای اس انرجی یاتیریملاری و جنکیز انرجی ترکیتان.

اما آنچه مربوط به خواسته های خارجی است، خواسته هایی مربوط به عادی سازی روابط با رژیم یهود و عدم ایجاد خطر برای آن و همسویی با توافقنامه های ابراهیم وجود دارد، و در مقاله ای در الجزیره با عنوان: (آمریکا از سوریه جدید چه می خواهد؟) آمده است: "اما دیدار ترامپ و الشرع تنها تحول از سوی ترامپ در قبال سوریه نبود، زیرا رئیس جمهور آمریکا عزم خود را برای لغو تدریجی تحریم های آمریکا علیه سوریه اعلام کرد. ترامپ این تحریم ها را "وحشیانه" و "بازدارنده" توصیف کرد و تأکید کرد که زمان آن فرا رسیده است که سوریه دوباره "قد علم کند". این اعلامیه پس از بیش از یک دهه تحریم های شدید که سوریه را به طور کامل از سیستم مالی جهانی منزوی کرد، صادر شد. واضح است که واشنگتن رویکرد جدیدی را در تعامل با دولت جدید سوریه اتخاذ کرده است، که در آن از سیاست انزوا و مجازات به سیاست مشارکت مشروط و حمایت محتاطانه منتقل می شود، مقامات آمریکایی آمادگی خود را برای همکاری با مقامات انتقالی دمشق در صورت پایبندی به مسیر حل و فصل سیاسی و رعایت خواسته های بین المللی نشان داده اند".

در برابر این خواسته های فراوان و متعدد، می بینیم که دولت جدید تا حد زیادی با خواسته های آمریکا همسو است، بلکه به آن دوستی، پذیرش و تسلیم نشان می دهد و در مذاکرات با یهودیان شرکت کرده است و تسلیم خفت بار خود را در پرونده سویدا و پیش از آن مبارزان خارجی و بستر انقلابی نشان داده است.

خلاصه کلام این است که ایالات متحده توانست رژیم را حفظ کند و یک مزدور را با یک مزدور دیگر جایگزین کرد تا آنچه را که سلفش انجام نداده بود، انجام دهد، پس آیا انقلابیون می دانند که پشت سر چه کسی جمع می شوند؟ و آیا از دستکاری و گمراه سازی فکری گروه جولانی و پشت سر او با طرح های مطرح شده در شام در مورد ضروریات واقعیت و مجوزهای موجود آگاه هستند؟ صلح حدیبیه و غیره از آنچه مطرح می شود؟

نویسنده: استاد عبدالحکیم عبدالله

منبع: روزنامه الرایه

More from اخبار

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

بیانیه مطبوعاتی

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است

که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

این هم جنایتکار جنگی نتانیاهو که آن را به صراحت و بدون تأویلی که به نفع حاکمان عرب سازشکار و بلندگوهایشان باشد، اعلام می‌کند و در مصاحبه با کانال عبری i24 می‌گوید: «من در مأموریت نسل‌ها و با تفویض تاریخی و روحانی هستم، من به شدت به رؤیای اسرائیل بزرگ، یعنی رؤیایی که شامل فلسطین تاریخی و بخش‌هایی از اردن و مصر می‌شود، باور دارم.» پیش از او جنایتکار سموتریچ نیز با اظهارات مشابه بخش‌هایی از کشورهای عربی اطراف فلسطین از جمله اردن را ضمیمه کرده بود، و در همین راستا، دشمن اول اسلام و مسلمانان، رئیس جمهور آمریکا، ترامپ، به او چراغ سبز برای گسترش داد و گفت: «اسرائیل در مقایسه با این توده‌های عظیم زمینی، لکه کوچکی است و تعجب کردم که آیا می‌تواند زمین‌های بیشتری به دست آورد، زیرا واقعاً بسیار کوچک است.»

این اظهارات پس از اعلام رژیم یهود مبنی بر قصد خود برای اشغال نوار غزه پس از اعلام کنست مبنی بر الحاق کرانه باختری و گسترش شهرک سازی و بدین ترتیب، پایان دادن به راه حل دو دولتی در واقعیت، و همچنین اظهارات امروز سموتریچ در مورد طرح شهرک سازی عظیم در منطقه "E1" و اظهارات او در مورد جلوگیری از تشکیل دولت فلسطین است که به هر امیدی به یک کشور فلسطینی پایان می‌دهد.

این اظهارات به منزله اعلام جنگ است، این رژیم مسخره جرات انجام آن را نداشت اگر رهبرانش کسی را می‌یافتند که آنها را ادب کند و به تکبرشان پایان دهد و پایانی برای جنایات مستمر آنها از زمان ایجاد رژیمشان و گسترش آن با کمک غرب استعمارگر و خیانت حاکمان مسلمان بگذارد.

دیگر نیازی به بیانیه‌هایی نیست که دیدگاه سیاسی او را واضح‌تر از آفتاب در رابعه النهار نشان دهد، و آنچه در واقعیت در حال وقوع است با پخش مستقیم تجاوزات رژیم یهود در فلسطین و تهدید به اشغال بخش‌هایی از سرزمین‌های مسلمانان در اطراف فلسطین از جمله اردن، مصر و سوریه و اظهارات رهبران جنایتکار آن، تهدیدی جدی است که نباید ادعاهای بیهوده‌ای تلقی شود که تندروها در دولت او آن را پذیرفته‌اند و وضعیت بحرانی آن را منعکس می‌کند، همانطور که در بیانیه وزارت خارجه اردن آمده است که طبق معمول به محکوم کردن این اظهارات بسنده کرد، همانطور که برخی از کشورهای عربی مانند قطر، مصر و عربستان سعودی انجام دادند.

تهدیدات رژیم یهود، بلکه جنگ نسل کشی که در غزه مرتکب می‌شود و الحاق کرانه باختری و نیاتش برای گسترش، متوجه حاکمان اردن، مصر، عربستان سعودی، سوریه و لبنان است، همانطور که متوجه مردم این کشورهاست. اما حاکمان، امت حداکثر واکنش‌های آنها را که محکومیت و استنکار و درخواست از نظام بین‌المللی و همسویی با معاملات آمریکایی برای منطقه است، به رغم مشارکت آمریکا و اروپا در جنگ رژیم یهود علیه مردم فلسطین، شناخته‌اند و آنها جز اطاعت از آنها چیزی ندارند و عاجزتر از آن هستند که بدون اجازه یهود قطره‌ای آب به کودک در غزه برسانند.

اما مردم خطر و تهدیدات یهود را واقعی می‌دانند و نه اوهام بیهوده‌ای که وزارت خارجه اردن و عربی برای شانه خالی کردن از پاسخ واقعی و عملی به آن ادعا می‌کنند و حقیقت وحشیگری این رژیم را در غزه می‌بینند، پس برای این مردم و به ویژه اهل قدرت و بازدارندگی در آن و به طور خاص ارتش‌ها جایز نیست که در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود حرفی نداشته باشند، اصل در ارتش‌ها همانطور که روسای ستاد آنها ادعا می‌کنند این است که برای حفاظت از حاکمیت کشورشان هستند، به ویژه هنگامی که می‌بینند حاکمانشان با دشمنانشان که کشورشان را به اشغال تهدید می‌کنند، همدستی می‌کنند، بلکه باید از 22 ماه پیش به یاری برادران خود در غزه می‌شتافتند، مسلمانان یک امت واحد هستند بدون مردم که مرزها و تعدد حاکمان آنها را از هم جدا نمی‌کند.

خطابه‌های مردمی جنبش‌ها و عشایر در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود، تا زمانی که پژواک خطابه‌هایشان باقی بماند باقی می‌ماند و سپس به سرعت از بین می‌رود، به ویژه هنگامی که با واکنش‌های محکومیت توخالی وزارت خارجه و حمایت از نظام همسو شود، اگر نظام برای انجام اقدامی عملی که منتظر دشمن در خانه خود نباشد، بلکه خود برای نابودی آن و کسانی که بین او و آنها حائل می‌شوند حرکت کند، مهار نشود، خداوند متعال فرمود: ﴿وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ﴾ و کمترین کاری که کسی که ادعا می‌کند در کمین رژیم یهود و تهدیدات آن است، می‌تواند انجام دهد این است که با لغو پیمان خائنانه وادی عربه و قطع همه روابط و توافقنامه‌ها با آن، نظام را مهار کند، در غیر این صورت خیانت به خدا و رسول و مسلمانان است، با این حال، راه حل مسائل مسلمانان برپایی دولت اسلامی آنها بر منهج نبوت است، نه تنها برای از سرگیری زندگی اسلامی، بلکه برای نابودی استعمارگران و حامیان آنها.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ

دفتر رسانه‌ای حزب التحریر

در ولایت اردن

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

الرادار شعار

2025-08-14

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

به قلم استاد/غاده عبدالجبار (ام اواب)

هفته گذشته، دانش‌آموزان مدارس ابتدایی در شهر کریمه در ایالت شمالی، در اعتراض به قطع برق برای چندین ماه در یک تابستان سوزان، تحصن مسالمت‌آمیزی برگزار کردند که منجر به فراخوانی معلمان توسط سازمان اطلاعات عمومی در کریمه در منطقه مروی در شمال سودان در روز دوشنبه شد، پس از مشارکت آنها در تحصن در اعتراض به قطع برق برای حدود 5 ماه در این منطقه. عایشه عوض، مدیر مدرسه عبیدالله حماد، به سودان تریبون گفت: «سازمان اطلاعات عمومی او و 6 معلم دیگر را احضار کرده است» و اظهار داشت که اداره آموزش در واحد کریمه، تصمیمی برای انتقال او و وکیل مدرسه، مشاعر محمد علی، به مدارس دیگری که در فواصل دور از واحد قرار دارند، به دلیل شرکت در این تحصن مسالمت‌آمیز، صادر کرده است، و توضیح داد که مدرسه ای که او و وکیل مدرسه به آن منتقل شده اند، برای رسیدن به آن روزانه به 5000 (واحد پول) برای جابجایی نیاز است، در حالی که حقوق ماهانه او 140 هزار (واحد پول) است. (سودان تریبون، 2025/08/11)

توضیح:


چه کسی مسالمت آمیز شکایت کند و با احترام در مقابل دفتر مسئول بایستد و پلاکاردها را بالا ببرد و خواستار ساده ترین عناصر زندگی شرافتمندانه شود، تهدیدی برای امنیت تلقی می شود، پس احضار می شود و مورد تحقیق قرار می گیرد و به طریقی مجازات می شود که طاقت آن را ندارد، اما چه کسی سلاح حمل کند و با خارجیان تبانی کند، پس بکشد و حریم ها را نقض کند و ادعا کند که می خواهد حاشیه نشینی را از بین ببرد، این جنایتکار مورد تکریم قرار می گیرد و وزیر می شود و سهمیه ها و سهم ها در قدرت و ثروت به او داده می شود! آیا در میان شما مرد رشیدی نیست؟! چه شده است شما را، چگونه قضاوت می کنید؟! این چه اختلالی در موازین است و این چه معیارهای عدالتی است که این افراد که ناگهانی بر کرسی های قدرت نشسته اند، دنبال می کنند؟


اینها هیچ ارتباطی با حکومت ندارند و هر فریادی را علیه خود می دانند و فکر می کنند که ترساندن رعیت بهترین راه برای تداوم حکومت آنهاست!


سودان از زمان خروج ارتش انگلیس، با یک نظام واحد با دو چهره حکومت کرده است، نظام سرمایه داری است و دو چهره آن دموکراسی و دیکتاتوری هستند، و هیچ یک از این دو چهره به آنچه اسلام رسیده است، نرسیده است، اسلامی که به همه رعایا؛ مسلمان و کافر، اجازه می دهد از سوء سرپرستی شکایت کنند، بلکه به کافر اجازه می دهد از سوء اجرای احکام اسلام بر او شکایت کند و رعیت باید حاکم را برای کوتاهی اش محاسبه کند، همانطور که باید احزاب را بر اساس اسلام برای محاسبه حاکم ایجاد کند، پس کجا هستند این متنفذین، که امور رعیت را با ذهنیت جاسوسانی که با مردم دشمنی می ورزند، اداره می کنند، از سخن فاروق رضی الله عنه: (خداوند رحمت کند کسی را که عیب هایم را به من هدیه دهد)؟


و با داستانی از خلیفه مسلمین معاویه به پایان می برم تا برای امثال اینها که معلمان را به خاطر شکایتشان مجازات می کنند، باشد که چگونه خلیفه مسلمین به رعیت خود می نگرد و چگونه می خواهد آنها مرد باشند، زیرا قدرت جامعه قدرت دولت است و ضعف و ترس آن ضعف دولت است اگر بدانند؛


روزی مردی به نام جاریه بن قدامه سعدی بر معاویه وارد شد و او در آن زمان امیرالمومنین بود و سه وزیر از قیصر روم نزد معاویه بودند، معاویه به او گفت: "آیا تو با علی در تمام مواضعش تلاش نکردی؟" جاریه گفت: "علی را رها کن، خدا روی او را گرامی بدارد، ما از زمانی که او را دوست داشتیم از او متنفر نشدیم و از زمانی که به او نصیحت کردیم به او خیانت نکردیم". معاویه به او گفت: "وای بر تو ای جاریه، چقدر نزد خانواده ات خوار بودی که تو را جاریه نامیدند...". جاریه در پاسخ به او گفت: "تو نزد خانواده ات خوارتر هستی که تو را معاویه نامیدند، و او سگی است که جفت گیری کرد و زوزه کشید، پس سگ ها زوزه کشیدند". معاویه فریاد زد: "ساکت باش مادر نداشته باشی". جاریه پاسخ داد: "بلکه تو ساکت باش ای معاویه، مادری دارم که مرا برای شمشیرهایی به دنیا آورده است که با آنها با تو روبرو شدیم، و ما به تو گوش و اطاعت دادیم تا در میان ما بر اساس آنچه خداوند نازل کرده است، حکومت کنی، پس اگر وفا کنی، به تو وفا می کنیم، و اگر روی گردانی، پس ما مردانی سخت و زره هایی گشاده را ترک کرده ایم، آنها تو را رها نمی کنند که به آنها تعدی کنی یا آزارشان دهی". معاویه بر سر او فریاد زد: "خداوند امثال تو را زیاد نکند". جاریه گفت: "ای مرد، حرف خوبی بزن و ما را رعایت کن، زیرا بدترین چوپانان نابودگر هستند". سپس خشمگینانه بدون اجازه بیرون رفت.


سه وزیر به معاویه نگاه کردند، یکی از آنها گفت: "قیصر ما را هیچ یک از رعایایش جز در حالی که رکوع می کند و پیشانی اش را به پایه های تختش می چسباند، خطاب نمی کند، و اگر صدای بزرگترین خواصش بلند شود، یا نزدیکترین خویشاوندش را ملزم کند، مجازاتش قطعه قطعه کردن عضو یا سوزاندن است، پس چگونه این بادیه نشین جلف با رفتارش خشن است، آمده است تو را تهدید می کند، گویا سرش از سر توست؟". معاویه لبخندی زد، سپس گفت: "من مردانی را اداره می کنم که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند، و همه قوم من مانند این بادیه نشین هستند، در میان آنها کسی نیست که برای غیر خدا سجده کند، و در میان آنها کسی نیست که بر ستم سکوت کند، و من بر کسی فضیلتی ندارم مگر به تقوا، و من مرد را با زبانم آزار دادم، پس از من انتقام گرفت، و من آغازگر بودم، و آغازگر ستمکارتر است". بزرگترین وزیران روم گریست تا اینکه ریشش خیس شد، معاویه از او در مورد دلیل گریه اش پرسید، او گفت: "ما تا امروز خودمان را در بازدارندگی و قدرت همتای شما می دانستیم، اما اکنون که در این مجلس آنچه را که دیدم، می ترسم که روزی سلطنت خود را بر پایتخت پادشاهی ما بگسترانید...".


و آن روز در واقع فرا رسید، بیزانس زیر ضربات مردان فرو ریخت، گویی خانه عنکبوت بود. آیا مسلمانان دوباره مرد می شوند، که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند؟


فردا برای بیننده نزدیک است، زمانی که حکومت اسلام بازگردد، زندگی زیر و رو می شود و زمین با نور پروردگارش با خلافت راشده بر منهاج نبوت روشن می شود.

آن را برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر نوشتم
غاده عبد الجبار - ایالت سودان

منبع: الرادار