2025-09-10
روزنامه الرایه: چه تفاوت بزرگی است بین بیانیه استانبول
و فتاوای پیشین!
علمای گرد آمده به میزبانی اردوغان در پایان کنفرانس خود که آن را "غزه مسئولیت اسلامی و انسانی" نامیدند و به مدت شش روز در استانبول برگزار شد، بیانیه پایانی صادر کردند که با آیات آماده سازی و جهاد در راه خدا آغاز شد تا جایی که هر کس آن را می خواند، گمان می کرد آنچه پس از آن از بندها و تصمیمات خواهد آمد، چیزی جز بیانیه ای عملی برای نحوه مشارکت فوری در جهادی نخواهد بود که نه تنها به غزه امداد می رساند، بلکه فلسطین و مسجد الاقصی را آزاد می کند. اما وضعیت برخلاف این بود، تصمیمات، توصیه ها و دعوت ها طوری بود که انگار به زبان نظام بینالملل و مطابق با قوانین بینالمللی و مطابق با آنچه نظام های طرفدار آمریکا و غرب بیان می کنند نوشته شده است و می توان آن را تلاشی مذبوحانه برای شستن ننگ حاکمان و در راس آنها اردوغان پس از سستی و تبانی آنها در یاری غزه، و پس از حبس کردن امت با هر وسیله ای برای انجام وظیفه شان توصیف کرد.
و ما به این علما تهمت نمی زنیم وقتی می گوییم نمی دانیم کدام یک خطرناک تر است: آنچه در بیانیه استانبول آمده یا آنچه از آن غایب است؟! برای توضیح این موضوع، ما از باب قیاس امر به نظیرش، در اینجا مقایسه ای ساده و سریع بین آنچه در بیانیه استانبول آمده و آنچه قبل از آن از فتواها به طور خاص از زمان عملیات طوفان الاقصی آمده، یعنی در طول دو سال اخیر، انجام می دهیم، و آن را به اختصار "فتاوای پیشین" می نامیم، و این فتواها با نهادها، علما و تاریخ صدورشان مستند شده و منتشر و مستند شده است و می توان به آنها مراجعه کرد، و این مقایسه ای منصفانه است: در مقابل بیانیه استانبول که توسط علما صادر شده، اینها نیز فتواهایی هستند که توسط علما صادر شده است، اما مواضع و اعمال متفاوتی بر اساس آنها ساخته می شود با آنچه که می توان بر اساس بیانیه استانبول بنا کرد.
اما فتاوای پیشین، چه با ابتکار علما آمده باشد و چه در پاسخ به دعوت ها، استغاثه ها و یاری طلبی های مردم غزه و مجاهدانش که امت، ارتش ها و علمای خود را مورد خطاب قرار دادند تا در نبرد طوفان شرکت کنند تا نبرد آزادی کامل باشد، آن فتاوای پیشین بر اساس آنچه در کتاب خداوند متعال و سنت رسولش ﷺ آمده است، تصریح می کند که به وجوب به حرکت درآوردن ارتش ها برای جهاد در راه خدا برای آزادی کامل فلسطین، و اینکه این فریضه بر تمام امت مسلمان واجب است، و سزاوارترین مردم به آن، ارتش ها هستند به دلیل سلاح و نیرویی که در دست دارند و به دلیل سربازان آموزش دیده ای که در صفوف خود دارند، و فتاوای علما تصریح می کند که اطاعت سربازان از فرماندهان خود در عدم انجام آن حرام است، همانطور که برخی از فتواها تصریح می کند که خروج بر حاکمان واجب است به دلیل ثابت شدن تبانی، سستی و حبس کردن آنها امت را از یاری غزه و آزادی فلسطین، و فتواها تصریح می کند که آنچه حاکمان و دستیارانشان از تبانی و سستی انجام می دهند، موجب خشم و عذاب خداوند در دنیا و آخرت می شود، و اینکه این امر پیوندهای ولاء و براء را نقض می کند، و علما از امت خواستند که موانع را با هجوم و جهاد در راه خدا برای یاری غزه و مردمش درهم بشکنند و منتظر اجازه از حاکمان نباشند، و تصریح کردند که دعوت های علمای دین به نظام ها و حاکمان فقط از باب عذرخواهی به درگاه خداست و حاکمان پس از این همه تبانی کاری نخواهند کرد. این علاوه بر آنچه که آن فتواها از سخنان حقی شامل می شود که بدن مومنان از آن به لرزه می افتد، مانند اینکه امت و علمای آن تحمل نمی کنند که در روز قیامت در پیشگاه خداوند متعال، خصم مردم غزه از مجاهدان و مرابطان باشند، و اینکه مرگ برای آنها از این خصومت آسان تر است.
با نگاهی سریع و مختصر، کارهایی که بر اساس فتاوای پیشین انجام می شود، امت را به شکستن بند خود و رهایی از حاکمانش و بازپس گیری کنترل بر قدرت و ارتش هایش و سرازیر شدن برای انجام وظیفه اش و انجام فرض پروردگارش تا آزادی تمام فلسطین با وجود نظام ها و دستیارانش سوق می دهد.
اما بیانیه استانبول از تمام این دعوت ها خالی بود: نه به به حرکت درآوردن ارتش ها دعوت کرد، نه به سرازیر شدن، نه به شکستن بند امت از حاکمانش، و نه حتی به آزادی فلسطین دعوت کرد! و به جای همه اینها، از دعوت های اردوغان برای تشکیل ائتلاف اسلامی که آن را "انسانی" توصیف کرد و هدف آن را "توقف تجاوز و پیگرد مجرمان" تعیین کرد، حمایت کرد! و بیانیه استانبول که با ذکر "سکوت بین المللی و تبانی منطقه ای" آغاز شد، در جهت دادن دعوت ها به همدستان از کشورهای جهان و کشورهای موجود در سرزمین های مسلمانان ادامه داد، و به ضرورت ارتباط با آنها برای اعمال فشار بر آنها برای اتخاذ مواضع دعوت کرد، و همچنین به ائتلاف جهانی حقوقی و پارلمانی دعوت کرد، و از نهادهای مسیحی و در راس آنها پاپ واتیکان دعوت کرد، و حتی از نهادهای یهودی برای نجات غزه دعوت کرد!!! و به جای اجرای شریعت خدا و حکم او در مورد کسانی که با مسلمانان می جنگند و سرزمین آنها را غصب می کنند، به فعال کردن تصمیمات دادگاه بین المللی دادگستری و دادگاه کیفری بین المللی دعوت کرد.
و اما در مورد مسلمانان، بیانیه استانبول وظیفه آنها را به اختصاص دادن کمک های مالی و بخشی از زکات سال آینده برای امدادرسانی به غزه و بازسازی آن پس از پایان جنگ به جای دعوت به اعلام جنگ آزادی محدود کرد، و هنگام صحبت از رفع محاصره، دعوت را به وسایل موجود از جمله حمایت از ناوگان آزادی با کشتی به جای دعوت به به حرکت درآوردن ناوگان نظامی و ارتش ها محدود کرد.
بیانیه استانبول بین شریعت اسلامی و قوانین بین المللی به عنوان مرجع هنگام دعوت به قطع روابط با رژیم یهود قرابت برقرار کرد، به جای دعوت به ریشه کن کردن غده سرطانی. سپس پس از آن بر قداست بت ملی گرایی تاکید کرد، زمانی که مسئولیت مقابله با طرح های "اسرائیل بزرگ" را منحصراً بر عهده کشورهای هدف قرار داد.
سپس بیانیه استانبول با شهادت دروغ در ملاء عام با تشکر و قدردانی از اردوغان به پایان رسید و دولت او را رشید توصیف کرد.
با این بررسی مختصر، کارهایی که می توان بر اساس بیانیه استانبول انجام داد روشن می شود، این کارها فراتر از جمع آوری کمک های مالی و هدایت دعوت ها به دشمنان برای توقف جنگ نیست، و علاوه بر این، حاکمان و نظام ها را از جرم تبانی و سستی تبرئه می کند و اجرای تصمیمات و دعوت های خود را به این حاکمان واگذار می کند، با وجود اینکه حقیقت توطئه و تبانی آنها روشن است.
شایسته بود "علمای استانبول" که تحت اتحادیه جهانی علمای مسلمان و تحت وقف علمای اسلام در ترکیه گرد آمده بودند و صدها نفر از آنها بر سر سفره اردوغان جمع شدند، مواضع عملی داشته باشند که تمام امت و ارتش های آن را درگیر اقدامی فوری کند که نه تنها منجر به امدادرسانی به غزه و توقف جنگ شود، بلکه به آزادی تمام سرزمین فلسطین منجر شود، و شایسته بود که مواضع آنها دعوت کننده به این باشد که مردم و سربازان هنگام انتقال بیانیه های آنها توسط رسانه ها، مشاغل خود را رها کنند و منتظر شنیدن دستورالعمل های عملی باشند که امت را به سوی آن هدایت می کنند، و شایسته بود که جهان نفس خود را حبس کند و تمام کافران از صرف ذکر اجتماع آنها به لرزه بیفتند، اما دریغ که آنها از اینکه شایسته این باشند امتناع کردند!
و در پایان، دو سوالی که شایسته است در سایه این خروجی های کنفرانس استانبول مطرح شود، این است: آیا واقعاً این کنفرانس برای یاری غزه برگزار شد؟ یا اینکه برای تلاش برای از بین بردن هر اقدام مهمی که می تواند بر اساس فتاوای پیشین علما انجام شود برگزار شد؟؟
و پس از بیانیه استانبول، می خواهید دشمن پست ما از ما چه بفهمد؟ کشتار، ویرانی، تکه پاره شدن بدن ها و آوارگی بیشتر؟ آیا غیر از این می فهمد که این نهایت کاری است که یک امت دو میلیاردی می تواند انجام دهد یا حتی به آن فکر کند؟!
به قلم: استاد عبدالله حمد الوادی – سرزمین مبارک (فلسطین)
منبع: روزنامه الرایه