2025-10-15
روزنامه الرایه: صناعت یاس و دلسردی بین مسلمانان
الحمد لله الذی لا عزة إلا بدینه، ولا حیاة إلا بشرعه، والصلاة والسلام على من حرم الخضوع إلا لله وحده.
راست گفت کسی که گفت "هیچ چیز طاغوت ها را مانند بیداری ملت ها آزار نمی دهد"، و من می افزایم: هیچ چیز مانند آگاهی و فال نیک در بیداری ملت ها سهیم نیست، از این رو کافر مستعمر این حقیقت قاطع را زود دریافت و به جنگ با این دو شبح که وجودش را احاطه کرده بودند، پرداخت.
اما آگاهی، برای آن غزوه های فکری و تغییر برنامه های درسی تربیتی و برنامه های فرهنگی و هیئت ها و گروه های روشنفکر آغشته به فرهنگ غرب و غیره وجود داشت که جنگ های آن تا کنون متوقف نشده است.
اما جنگ برای درهم شکستن روحیه و تلقین فرهنگ شکست و کاشتن یاس بین جوانان، غرب از مزدوران خود از نزدیک و دور، دشمن و دوست کمک گرفت.
غرب هیچ امیدی به حفظ ملت های مسلمان در حالت خواب و تسلیم ندارد، مگر اینکه بتواند مردم را متقاعد کند که ما شایسته پیروزی نیستیم و مقاومت و دعوت و تلاش برای تغییر فایده ای ندارد.
و برای اینکه این هدف را محقق کند و امت را به این گمان برساند، باید کارهای بزرگ و جباری انجام شود.
غرب قدرت قرآن و سنت و داستان های قهرمانان را که صفحات تاریخ مجید ما از آن سرشار است، برای انتشار امید و برانگیختن روحیه در نفوس می داند، به همین دلیل تمام توان خود را در همه زمینه ها برای انتشار فرهنگ شکست و دلسردی در نفوس به کار گرفته است.
و من فقط سه نقش را ذکر می کنم که خطرناک ترین و بیشترین انگیزه را برای فرهنگ دلسردی و یاس بین مردم دارند:
1- نقش روشنفکران و متفکران آغشته به فرهنگ غرب:
و از این جمله کسانی هستند که خطرناک ترین مناصب را به عنوان اساتید مدارس و دانشگاه ها و کانون های فرهنگی و غیره بر عهده دارند. ایده ای که همه آنها با آن توافق داشتند این بود که سعی کنند به نسل مسلمان تلقین کنند که امت آنها از قافله پیشرفت و فرهنگ و مدرنیته عقب مانده است و غرب در همه زمینه ها پیشگام است به طوری که نمی توان به آن رسید یا از آن بی نیاز شد. این گونه بدون اشاره به نقش حاکمانی که غرب برای ایجاد تفرقه و گروگان گرفتن کشور و خیرات آن و سپس تعطیل شریعت که مایه تعالی و پیشرفت است، منصوب کرده است، علاوه بر نقش آنها در حمایت از فساد و مانع تراشی برای مصلحان. و به این ترتیب دانش آموز فارغ التحصیل می شود در حالی که سینه اش از امتش تنگ است و احساس حقارت و ناتوانی و تسلیم در برابر غرب و فرهنگش به او خورانده شده است.
بعد از این عجیب نیست که جوان ناامید و مایوس شود، بلکه اگر به کاری برای تغییر دعوت شود، با آن می جنگد و از آن جلوگیری می کند و ده ها مثال از عقب ماندگی امتش را که در مدارس و دانشکده ها به او تزریق شده است، به عنوان دلیل می آورد.
2- نقش علما و خطبا:
بدون شک علمای بد، بیشترین تاثیر را در انتشار یاس و تحریف فطرت مردم و متقاعد کردن آنها به اینکه شایسته پیروزی نیستند، داشته اند.
مردم هرگاه مصیبتی به آنها می رسد یا حمله کننده ای بر آنها حمله می کند، به مشایخ خود پناه می برند، اما غافلگیر می شوند که از آتش به آتش پناه برده اند، پس مشایخ شکست، علمای شکست خورده از نظر روانی، که اسلام را به روشی تحریف شده و دور از هدایت نبوی صحیح دریافت کرده اند، از آنها استقبال می کنند، یاس خود را در نفس این جوانان می دمند و مسئولیت هر آنچه برایشان اتفاق می افتد را بر دوش آنها می اندازند:
شما خیری ندارید، شما شایسته پیروزی نیستید، امت ما عقب مانده است و برای حکومت با اسلام آماده نیست، همه امت ها از شما بهترند، این نسلی که ما در آن هستیم نسل پیروزی نیست، باید نسلی دیگر تربیت شود - بدون تلاش برای تغییر - که از این بهتر باشد، تغییر را ما نمی سازیم بلکه باید منتظر مهدی باشیم، آنچه اتفاق می افتد به دلیل گناهان ماست (بدون اشاره به نقش حاکمان)، ما جز دعا کاری نمی توانیم انجام دهیم...
سخنرانی ویرانگر بدون ارائه راه حل یا برنامه عملی و بدون بیان حکم شرعی برای قیام و تغییر این منکری که در آن زندگی می کنیم، به پایان می رسد، بلکه فقط تازیانه زدن به امت است، درست همانطور که دشمنان انجام می دهند.
و به این ترتیب اشغالگر می چرخد و خوش می گذراند، مسلمانان قتل عام های پی در پی را می شمارند در حالی که متقاعد شده اند که هیچ قدرت و توانایی حتی برای دفاع از خود ندارند، مهم نیست که متجاوز چقدر ضعیف و ذلیل باشد.
3- نقش رسانه های گمراه کننده:
راست گفت کسی که گفت: "رسانه های ما اعدام ماست" وقتی رسانه های مزدور و اداره شده توسط حاکمان بد، وظیفه بزرگنمایی توانایی های دشمن و کم اهمیت جلوه دادن توانایی های امت را بر عهده می گیرند، وقتی رسانه ها تفرقه و مرزها را تثبیت می کنند و آنها را مقدس تر از خون برادران در مرزهای آن قرار می دهند، وقتی از معلولان فکری و فاسقان و مروجان گناه یا مشایخ درباری میزبانی می کنند و ساعات ها شبکه های ماهواره ای را به آنها اختصاص می دهند، وقتی صفحه نمایش های ما پر از برنامه های سرگرمی و لغو و امور بی اهمیت می شود. در آن زمان از من در مورد غیبت حس و بی حسی احساسات و شیوع یاس و کمبود چاره نپرسید.
در مواجهه با این بیماری همه گیر که در بین صفوف مسلمانان گسترش یافته است، می گویم:
بدانید که ما از امتی هستیم که خداوند خواری را بر آن حرام کرده است، پس خداوند سبحان فرمود: ﴿وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ﴾.
ما فرزندان امتی هستیم که اگر گمان کند که خداوند او را یاری نخواهد کرد، خداوند بر او خشم می گیرد: ﴿مَن كَانَ يَظُنُّ أَن لَّن يَنصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ مَا يَغِيظُ﴾ یعنی باید خود را حلق آویز کند و بمیرد، برای او بهتر است.
خداوند سبحان ناامیدی را بر ما حرام کرده است، پس فرمود: ﴿قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ﴾ و فرمود: ﴿وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُولَٰئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾.
حتی اینکه سبحانه و تعالی یاس را با کفر قرین کرده است، پس فرمود: ﴿إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ﴾ و امام فخر رازی بر این آیه تعلیق کرده و گفته است که معنای آن این است: ناامید خدا را متهم به بخل و عدم علم و اینکه بر هر چیزی توانا نیست می کند، پناه بر خدا.
ای برادران، ای جوانان:
یاس سوزن بی حسی مسری است که شما و اطرافیانتان را فلج می کند. وقتی امت ما متقاعد شد که حاکمانش زوال ناپذیرند، ده ها سال سوختن با آتش آنها را تحمل کرد و وقتی غبار یاس را زدود و به خدا و سپس به توانایی خود اعتماد کرد، حاکمان خود را سرنگون کرد و سرهایی را از ریشه کند که هیچ کس باور نمی کرد که آنها را از بین رفته ببیند.
به خدا قسم ما تمام ویژگی های توانمندسازی و توانایی رسیدن دوباره به اوج عزت را به اذن خدا داریم. ما عقیده جامع داریم، ما الگوی کامل داریم، ما عنصر جوانی شاداب داریم، ما ثروت های هنگفت داریم، ما موقعیت استراتژیک داریم، ما عقول و مغزهای نابغه داریم، ما نقشه راه واضح داریم، سیره نبوی و تاریخ درخشان. و بالاتر از این، ما نشانه های نزدیک داریم.
و در میان امت ما و علی رغم همه موانع، مبلغان مخلص، حافظان مسلط، مجاهدان ثابت قدم وجود دارند.
به خدا قسم غرب هرگاه حرکت جدی ببیند به لرزه می افتد و از ترس اینکه این امت پشت سر یک رهبر ربانی دوباره متحد شود، خواب به چشمش نمی آید.
به خدا قسم غرب با لرزه آمار سالانه افزایش گروندگان به اسلام از صفوف غرب را می خواند که اصل فاسد آنها را تهدید می کند و به یکدیگر هشدار می دهند که در عرض چهار دهه اسلام دین اول در جهان خواهد بود. این در حالی است که نه دولت جامعی وجود دارد و نه خلیفه ای و نه بیعتی، پس اگر همه اینها وجود داشت چه می شد؟
ای جوانان:
به خدا اعتماد کنید، به امت خود اعتماد کنید، به خود و توانایی خود برای تغییر اعتماد کنید، مطمئن باشید که شما نه دیگران نسل پیروزی هستید، اگر به خدا پناه ببرید و دعوت کنندگان به یاس را رد کنید.
پیامبر ما فال نیک را دوست داشت، پس ﷺ فرمود: «بشِّرْ هذهِ الأُمَّةَ بالتَّیسیرِ، والسَّناءِ والرِّفعةِ بالدِّينِ، والتَّمکینِ في البلادِ، والنَّصرِ» اگر ما بی وزن بودیم، پس چرا کفار از جنگ با ما دست بر نمی دارند؟ زیرا آنها با وهم نمی جنگند، بلکه با دشمنی واقعی می جنگند و می دانند که امت ما فقط به رهبری ربانی نیاز دارد که صفوف آن را متحد کند. پس به خدا اعتماد کنید و با عاملان این روز کار کنید، باشد که خدا فجر آن را با حول و قوه خود نزدیک کند.
بقلم: الأستاذ أحمد الصوفي
المصدر: جريدة الراية