روزنامه الرایه: خصوصی‌سازی شرکت‌های ارتش مصر تحت نظارت شرکت‌های مرتبط با اشغال، جنایتی در حق امت و خیانت به امانت
August 12, 2025

روزنامه الرایه: خصوصی‌سازی شرکت‌های ارتش مصر تحت نظارت شرکت‌های مرتبط با اشغال، جنایتی در حق امت و خیانت به امانت

Al Raya sahafa

2025-08-13

روزنامه الرایه:خصوصی‌سازی شرکت‌های ارتش مصر تحت نظارت شرکت‌های مرتبط با اشغال

جنایتی در حق امت و خیانت به امانت

در اقدامی که میزان انحطاط نظام‌های حاکم در کشورهای اسلامی را آشکار می‌کند، مصر از آغاز خصوصی‌سازی پنج شرکت متعلق به ارتش، تحت نظارت شرکت‌های مشاوره‌ای بین‌المللی که ارتباط مستقیم آن‌ها با رژیم یهود و ارتش آن ثابت شده است، خبر داد. این اقدام صرفاً یک تصمیم اقتصادی نیست که در چارچوب سیاست‌های بازار و حکمرانی اتخاذ شود، بلکه در حقیقت خیانتی آشکار و تفریط در امنیت و مقدرات امت و تسلیم کلیدهای حاکمیت اقتصادی و استراتژیک آن به دشمنان غاصب سرزمین و ستمگر به مردم آن است.

خصوصی‌سازی به خودی خود، به عنوان یک رویکرد اقتصادی که افراد و شرکت‌ها را قادر می‌سازد تا بر ثروت‌ها و تأسیسات عمومی تسلط یابند، با احکام اسلام مغایرت دارد. مالکیت در اسلام به سه نوع تقسیم می‌شود: فردی، عمومی و مالکیت دولت. و آنچه از نوع مالکیت عمومی است، مانند ثروت‌های زیرزمینی، آب، انرژی و راه‌های عمومی، به هیچ وجه جایز نیست که به افراد یا شرکت‌های خصوصی واگذار شود.

شرکت‌های دستگاه پروژه‌های خدمات ملی صرفاً نهادهای اقتصادی مستقل نیستند، بلکه بازوهای نظامی فعالی در منظومه ارتش هستند که برای تأمین نیازهای آن، تأمین مالی مستقل برای آن (به ادعای نظام) و تقویت سلطه آن بر مفاصل اقتصاد حیاتی استفاده می‌شوند. بنابراین، واگذاری این شرکت‌ها به سرمایه‌گذاران بخش خصوصی، تحت نظارت شرکت‌های خارجی که با رژیم یهود ارتباط دارند، به منزله تفكيك قدرت ارتش و تسليم پرونده‌هاي حساس آن به دست دشمنان امت است.

نگران‌کننده این است که نظارت بر این فرآیند به شرکت‌های مشاوره‌ای سپرده شده است که ثابت شده است از نظر تجاری و امنیتی در داخل رژیم غاصب فعالیت می‌کنند، از جمله گروه مشاوران بوستون، و شرکت‌های پرایس واترهاوس کوپرز و گرانت تورنتون. کافی است اشاره شود که تالیا گازت، که مسئولیت مدیریت تحول دیجیتال و امنیت سایبری در شعبه رژیم یهود پرایس واترهاوس را بر عهده دارد، افسری با درجه سرهنگ در واحد مامرام، بازوی سایبری ارتش یهود است. حتی خود بوستون در تأسیس "بنیاد غزه انسانی" شرکت داشت که گرسنگی دادن و تصفیه سازمان یافته مردم غزه را تحت پوشش کمک انجام داد.

چگونه دولتی که ادعا می‌کند دارای حاکمیت است، می‌پذیرد که خصوصی‌سازی شرکت‌های وابسته به وزارت دفاع را به شرکت‌هایی تفویض کند که روابط مستندی با رهبران نظامی در رژیم یهود دارند؟! و چگونه به خود اجازه می‌دهد که این نهادها را قادر سازد تا به پرونده‌های نظامی، داده‌های مالی، ساختارهای سازمانی و برنامه‌های عملیاتی که امنیت آن را تحت تأثیر قرار می‌دهد، دسترسی پیدا کنند؟ آنچه در حال وقوع است تسلیم داوطلبانه حاکمیت است و باز کردن درها به روی دشمن تا بر آنچه جز ولی امر شرعی مسلمین بر آن آگاه نیست، آگاه شود.

اسلام واگذاری امور مسلمانان، به ویژه آنچه مربوط به ارتش و دفاع است، به کفار یا کسانی که دشمنی آنها با امت ثابت شده است را به طور قاطع حرام می‌داند. خداوند متعال فرموده است: ﴿لَّا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللهِ فِي شَيْءٍ یعنی هر کس کفار را به دوستی گیرد و امور مسلمانان را به آنان واگذار کند، یا راضی شود که کلیدهای قدرت را به آنان بسپارد، از چتر ولاء خدا و رسولش خارج شده است.

آنچه مصر امروز با امضای توافقنامه‌ها با شرکت‌های مشاوره‌ای مرتبط با اشغال انجام می‌دهد، توانمندسازی کفار در امور مسلمانان، بلکه در اسرار نظامی و اقتصادی آنان است و این به هیچ وجه جایز نیست، به ویژه اینکه این مشاوران در جنایات نسل کشی در غزه شرکت داشته‌اند.

ارتش در اسلام یک نهاد سرمایه‌گذاری یا یک مؤسسه تجاری نیست، بلکه یک دستگاه جنگی با عقیده جنگی است که برای حمایت از کیان اسلام و دفع تجاوز از امت آماده شده است و هر آنچه این ارتش را قادر می‌سازد تا وظیفه خود را انجام دهد، از تجهیز و تسلیح و تدارکات لجستیکی، به هیچ وجه نباید به خارجی واگذار شود و نه تحت عنوان خصوصی‌سازی یا اصلاح از هم پاشیده شود. بلکه واجب شرعی این است که از بیت المال مسلمین بر آن انفاق شود، بدون گرو گذاشتن مقدرات آن به صندوق‌های بین‌المللی یا کارشناسان خارجی. اما فروش بازوهای اقتصادی آن که اصلاً نباید وجود داشته باشد، و باز کردن آن به روی سرمایه‌گذاری‌های خارجی، خلع سلاح امت از دستش و تسلیم آن به دشمن است، و اصل این است که اصلاً وجود نداشته باشد، ارتش تاجر نیست و صنعتگر نیست و به سیاست و حکومت مشغول نمی‌شود، ارتش وظیفه اش جهاد است و دولت از آن سرپرستی و کفالت می‌کند و نیازهایش را برآورده می‌کند، و آنچه باید حقیقت داشته باشد این است که این شرکت‌ها تحت تصرف دولت باشد نه ارتش و نه به کسی فروخته شود و نه خصوصی شود، زیرا از اموال عمومی است.

آنچه این تصمیم را جرمی بزرگتر از جرم می‌کند، این است که در زمانی رخ می‌دهد که قتل عام‌های دسته جمعی در غزه توسط همان ارتشی انجام می‌شود که این شرکت‌ها با آن روابط نزدیک دارند. چگونه دولتی که ادعا می‌کند از فلسطین حمایت می‌کند، به خود اجازه می‌دهد با کسانی قرارداد ببندد که طرح‌های آواره کردن و کشتن مردم غزه را تأمین مالی، ترویج و طراحی می‌کنند؟! آیا این از همکاری حرام نیست؟ آیا از نواقض ولاء و براء نیست؟

بلکه آنچه اوضاع را بدتر می‌کند این است که این تفریط به عنوان اصلاح اقتصادی و توسعه ترویج شود! در حالی که در جوهر خود تفكيك حاكميت، فروش مقدرات مسلمانان و تسليم اسرار آنان به دشمن است.

وظیفه شرعی امروز خصوصی‌سازی و برآورده کردن شرایط صندوق بین‌المللی پول نیست، بلکه انفکاک کامل از نظام سرمایه‌داری و منظومه استعماری آن، و بازسازی اقتصاد بر اساس احکام شرعی است:

  • لغو ربا و برخورد با نقد به عنوان پوشش طلایی واقعی
  • احیای اعتبار مالکیت عمومی و منع تملیک آن به بخش خصوصی
  • محدود کردن وظایف ارتش به حمایت از امت و رساندن اسلام به جهان از طریق دعوت و جهاد، نه در اداره کارخانه‌ها و مزارع و ایستگاه‌های سوخت
  • منع هر نوع همکاری یا شراکت با کسانی که دشمنی آنها با امت ثابت شده است، حتی اگر به صورت مشاور یا کارشناس بین‌المللی باشد

اقتصاد در اسلام از عقیده جدا نیست، بلکه شاخه‌ای از آن است که حلال و حرام بر آن حکومت می‌کند، و بر اساس شاخص‌های بازار آزاد اداره نمی‌شود، بلکه بر اساس احکام ربانی اداره می‌شود که عدالت را تضمین می‌کند و از وابستگی جلوگیری می‌کند.

آنچه امروز از خصوصی‌سازی اقتصاد ارتش مصر تحت نظارت شرکت‌های مرتبط مستقیم با رژیم یهود رخ می‌دهد، خیانت به خدا و رسولش و مؤمنان و تحقق خواسته‌های استعمارگر بدون هیچ قید و شرطی است. و این نباید ساکت ماند، بلکه باید به صراحت انکار شود، و در برابر دیدگان همگان فاش شود، و از فرزندان امت به ویژه ارتش‌ها خواسته شود تا در مقابل آن بایستند و برای برپایی سلطان اسلام که از امت حمایت می‌کند و از مقدرات آن در برابر عبث و خیانت محافظت می‌کند، به طور جدی تلاش کنند.

تنها راه حل برای مصر و مردم آن، پذیرش اقتصاد اسلامی و اجرای کامل آن با سایر نظام‌های اسلام است که مکمل یکدیگر هستند در سایه خلافت راشده بر منهاج نبوت، که مردم را با اسلام سرپرستی می‌کند و مالکیت‌ها را بر اساس آن تقسیم می‌کند و مالکیت عمومی را قرار می‌دهد و آن را تحت مدیریت دولت قرار می‌دهد تا مردم را به درستی و به بهترین نحو سرپرستی کند، دور از غرب و انحصار خدمات و شرکت‌های غارتگر ثروت آن، پس خداوندا دولت و سلطنت و شریعت اسلام را به ما برگردان تا دوباره در سایه آن قرار گیریم. خلافت راشده بر منهاج نبوت.

به قلم: استاد محمود اللیثی

 عضو دفتر رسانه‌ای حزب التحریر در ایالت مصر

منبع: روزنامه الرایه

More from اخبار

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

بیانیه مطبوعاتی

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است

که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

این هم جنایتکار جنگی نتانیاهو که آن را به صراحت و بدون تأویلی که به نفع حاکمان عرب سازشکار و بلندگوهایشان باشد، اعلام می‌کند و در مصاحبه با کانال عبری i24 می‌گوید: «من در مأموریت نسل‌ها و با تفویض تاریخی و روحانی هستم، من به شدت به رؤیای اسرائیل بزرگ، یعنی رؤیایی که شامل فلسطین تاریخی و بخش‌هایی از اردن و مصر می‌شود، باور دارم.» پیش از او جنایتکار سموتریچ نیز با اظهارات مشابه بخش‌هایی از کشورهای عربی اطراف فلسطین از جمله اردن را ضمیمه کرده بود، و در همین راستا، دشمن اول اسلام و مسلمانان، رئیس جمهور آمریکا، ترامپ، به او چراغ سبز برای گسترش داد و گفت: «اسرائیل در مقایسه با این توده‌های عظیم زمینی، لکه کوچکی است و تعجب کردم که آیا می‌تواند زمین‌های بیشتری به دست آورد، زیرا واقعاً بسیار کوچک است.»

این اظهارات پس از اعلام رژیم یهود مبنی بر قصد خود برای اشغال نوار غزه پس از اعلام کنست مبنی بر الحاق کرانه باختری و گسترش شهرک سازی و بدین ترتیب، پایان دادن به راه حل دو دولتی در واقعیت، و همچنین اظهارات امروز سموتریچ در مورد طرح شهرک سازی عظیم در منطقه "E1" و اظهارات او در مورد جلوگیری از تشکیل دولت فلسطین است که به هر امیدی به یک کشور فلسطینی پایان می‌دهد.

این اظهارات به منزله اعلام جنگ است، این رژیم مسخره جرات انجام آن را نداشت اگر رهبرانش کسی را می‌یافتند که آنها را ادب کند و به تکبرشان پایان دهد و پایانی برای جنایات مستمر آنها از زمان ایجاد رژیمشان و گسترش آن با کمک غرب استعمارگر و خیانت حاکمان مسلمان بگذارد.

دیگر نیازی به بیانیه‌هایی نیست که دیدگاه سیاسی او را واضح‌تر از آفتاب در رابعه النهار نشان دهد، و آنچه در واقعیت در حال وقوع است با پخش مستقیم تجاوزات رژیم یهود در فلسطین و تهدید به اشغال بخش‌هایی از سرزمین‌های مسلمانان در اطراف فلسطین از جمله اردن، مصر و سوریه و اظهارات رهبران جنایتکار آن، تهدیدی جدی است که نباید ادعاهای بیهوده‌ای تلقی شود که تندروها در دولت او آن را پذیرفته‌اند و وضعیت بحرانی آن را منعکس می‌کند، همانطور که در بیانیه وزارت خارجه اردن آمده است که طبق معمول به محکوم کردن این اظهارات بسنده کرد، همانطور که برخی از کشورهای عربی مانند قطر، مصر و عربستان سعودی انجام دادند.

تهدیدات رژیم یهود، بلکه جنگ نسل کشی که در غزه مرتکب می‌شود و الحاق کرانه باختری و نیاتش برای گسترش، متوجه حاکمان اردن، مصر، عربستان سعودی، سوریه و لبنان است، همانطور که متوجه مردم این کشورهاست. اما حاکمان، امت حداکثر واکنش‌های آنها را که محکومیت و استنکار و درخواست از نظام بین‌المللی و همسویی با معاملات آمریکایی برای منطقه است، به رغم مشارکت آمریکا و اروپا در جنگ رژیم یهود علیه مردم فلسطین، شناخته‌اند و آنها جز اطاعت از آنها چیزی ندارند و عاجزتر از آن هستند که بدون اجازه یهود قطره‌ای آب به کودک در غزه برسانند.

اما مردم خطر و تهدیدات یهود را واقعی می‌دانند و نه اوهام بیهوده‌ای که وزارت خارجه اردن و عربی برای شانه خالی کردن از پاسخ واقعی و عملی به آن ادعا می‌کنند و حقیقت وحشیگری این رژیم را در غزه می‌بینند، پس برای این مردم و به ویژه اهل قدرت و بازدارندگی در آن و به طور خاص ارتش‌ها جایز نیست که در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود حرفی نداشته باشند، اصل در ارتش‌ها همانطور که روسای ستاد آنها ادعا می‌کنند این است که برای حفاظت از حاکمیت کشورشان هستند، به ویژه هنگامی که می‌بینند حاکمانشان با دشمنانشان که کشورشان را به اشغال تهدید می‌کنند، همدستی می‌کنند، بلکه باید از 22 ماه پیش به یاری برادران خود در غزه می‌شتافتند، مسلمانان یک امت واحد هستند بدون مردم که مرزها و تعدد حاکمان آنها را از هم جدا نمی‌کند.

خطابه‌های مردمی جنبش‌ها و عشایر در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود، تا زمانی که پژواک خطابه‌هایشان باقی بماند باقی می‌ماند و سپس به سرعت از بین می‌رود، به ویژه هنگامی که با واکنش‌های محکومیت توخالی وزارت خارجه و حمایت از نظام همسو شود، اگر نظام برای انجام اقدامی عملی که منتظر دشمن در خانه خود نباشد، بلکه خود برای نابودی آن و کسانی که بین او و آنها حائل می‌شوند حرکت کند، مهار نشود، خداوند متعال فرمود: ﴿وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ﴾ و کمترین کاری که کسی که ادعا می‌کند در کمین رژیم یهود و تهدیدات آن است، می‌تواند انجام دهد این است که با لغو پیمان خائنانه وادی عربه و قطع همه روابط و توافقنامه‌ها با آن، نظام را مهار کند، در غیر این صورت خیانت به خدا و رسول و مسلمانان است، با این حال، راه حل مسائل مسلمانان برپایی دولت اسلامی آنها بر منهج نبوت است، نه تنها برای از سرگیری زندگی اسلامی، بلکه برای نابودی استعمارگران و حامیان آنها.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ

دفتر رسانه‌ای حزب التحریر

در ولایت اردن

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

الرادار شعار

2025-08-14

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

به قلم استاد/غاده عبدالجبار (ام اواب)

هفته گذشته، دانش‌آموزان مدارس ابتدایی در شهر کریمه در ایالت شمالی، در اعتراض به قطع برق برای چندین ماه در یک تابستان سوزان، تحصن مسالمت‌آمیزی برگزار کردند که منجر به فراخوانی معلمان توسط سازمان اطلاعات عمومی در کریمه در منطقه مروی در شمال سودان در روز دوشنبه شد، پس از مشارکت آنها در تحصن در اعتراض به قطع برق برای حدود 5 ماه در این منطقه. عایشه عوض، مدیر مدرسه عبیدالله حماد، به سودان تریبون گفت: «سازمان اطلاعات عمومی او و 6 معلم دیگر را احضار کرده است» و اظهار داشت که اداره آموزش در واحد کریمه، تصمیمی برای انتقال او و وکیل مدرسه، مشاعر محمد علی، به مدارس دیگری که در فواصل دور از واحد قرار دارند، به دلیل شرکت در این تحصن مسالمت‌آمیز، صادر کرده است، و توضیح داد که مدرسه ای که او و وکیل مدرسه به آن منتقل شده اند، برای رسیدن به آن روزانه به 5000 (واحد پول) برای جابجایی نیاز است، در حالی که حقوق ماهانه او 140 هزار (واحد پول) است. (سودان تریبون، 2025/08/11)

توضیح:


چه کسی مسالمت آمیز شکایت کند و با احترام در مقابل دفتر مسئول بایستد و پلاکاردها را بالا ببرد و خواستار ساده ترین عناصر زندگی شرافتمندانه شود، تهدیدی برای امنیت تلقی می شود، پس احضار می شود و مورد تحقیق قرار می گیرد و به طریقی مجازات می شود که طاقت آن را ندارد، اما چه کسی سلاح حمل کند و با خارجیان تبانی کند، پس بکشد و حریم ها را نقض کند و ادعا کند که می خواهد حاشیه نشینی را از بین ببرد، این جنایتکار مورد تکریم قرار می گیرد و وزیر می شود و سهمیه ها و سهم ها در قدرت و ثروت به او داده می شود! آیا در میان شما مرد رشیدی نیست؟! چه شده است شما را، چگونه قضاوت می کنید؟! این چه اختلالی در موازین است و این چه معیارهای عدالتی است که این افراد که ناگهانی بر کرسی های قدرت نشسته اند، دنبال می کنند؟


اینها هیچ ارتباطی با حکومت ندارند و هر فریادی را علیه خود می دانند و فکر می کنند که ترساندن رعیت بهترین راه برای تداوم حکومت آنهاست!


سودان از زمان خروج ارتش انگلیس، با یک نظام واحد با دو چهره حکومت کرده است، نظام سرمایه داری است و دو چهره آن دموکراسی و دیکتاتوری هستند، و هیچ یک از این دو چهره به آنچه اسلام رسیده است، نرسیده است، اسلامی که به همه رعایا؛ مسلمان و کافر، اجازه می دهد از سوء سرپرستی شکایت کنند، بلکه به کافر اجازه می دهد از سوء اجرای احکام اسلام بر او شکایت کند و رعیت باید حاکم را برای کوتاهی اش محاسبه کند، همانطور که باید احزاب را بر اساس اسلام برای محاسبه حاکم ایجاد کند، پس کجا هستند این متنفذین، که امور رعیت را با ذهنیت جاسوسانی که با مردم دشمنی می ورزند، اداره می کنند، از سخن فاروق رضی الله عنه: (خداوند رحمت کند کسی را که عیب هایم را به من هدیه دهد)؟


و با داستانی از خلیفه مسلمین معاویه به پایان می برم تا برای امثال اینها که معلمان را به خاطر شکایتشان مجازات می کنند، باشد که چگونه خلیفه مسلمین به رعیت خود می نگرد و چگونه می خواهد آنها مرد باشند، زیرا قدرت جامعه قدرت دولت است و ضعف و ترس آن ضعف دولت است اگر بدانند؛


روزی مردی به نام جاریه بن قدامه سعدی بر معاویه وارد شد و او در آن زمان امیرالمومنین بود و سه وزیر از قیصر روم نزد معاویه بودند، معاویه به او گفت: "آیا تو با علی در تمام مواضعش تلاش نکردی؟" جاریه گفت: "علی را رها کن، خدا روی او را گرامی بدارد، ما از زمانی که او را دوست داشتیم از او متنفر نشدیم و از زمانی که به او نصیحت کردیم به او خیانت نکردیم". معاویه به او گفت: "وای بر تو ای جاریه، چقدر نزد خانواده ات خوار بودی که تو را جاریه نامیدند...". جاریه در پاسخ به او گفت: "تو نزد خانواده ات خوارتر هستی که تو را معاویه نامیدند، و او سگی است که جفت گیری کرد و زوزه کشید، پس سگ ها زوزه کشیدند". معاویه فریاد زد: "ساکت باش مادر نداشته باشی". جاریه پاسخ داد: "بلکه تو ساکت باش ای معاویه، مادری دارم که مرا برای شمشیرهایی به دنیا آورده است که با آنها با تو روبرو شدیم، و ما به تو گوش و اطاعت دادیم تا در میان ما بر اساس آنچه خداوند نازل کرده است، حکومت کنی، پس اگر وفا کنی، به تو وفا می کنیم، و اگر روی گردانی، پس ما مردانی سخت و زره هایی گشاده را ترک کرده ایم، آنها تو را رها نمی کنند که به آنها تعدی کنی یا آزارشان دهی". معاویه بر سر او فریاد زد: "خداوند امثال تو را زیاد نکند". جاریه گفت: "ای مرد، حرف خوبی بزن و ما را رعایت کن، زیرا بدترین چوپانان نابودگر هستند". سپس خشمگینانه بدون اجازه بیرون رفت.


سه وزیر به معاویه نگاه کردند، یکی از آنها گفت: "قیصر ما را هیچ یک از رعایایش جز در حالی که رکوع می کند و پیشانی اش را به پایه های تختش می چسباند، خطاب نمی کند، و اگر صدای بزرگترین خواصش بلند شود، یا نزدیکترین خویشاوندش را ملزم کند، مجازاتش قطعه قطعه کردن عضو یا سوزاندن است، پس چگونه این بادیه نشین جلف با رفتارش خشن است، آمده است تو را تهدید می کند، گویا سرش از سر توست؟". معاویه لبخندی زد، سپس گفت: "من مردانی را اداره می کنم که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند، و همه قوم من مانند این بادیه نشین هستند، در میان آنها کسی نیست که برای غیر خدا سجده کند، و در میان آنها کسی نیست که بر ستم سکوت کند، و من بر کسی فضیلتی ندارم مگر به تقوا، و من مرد را با زبانم آزار دادم، پس از من انتقام گرفت، و من آغازگر بودم، و آغازگر ستمکارتر است". بزرگترین وزیران روم گریست تا اینکه ریشش خیس شد، معاویه از او در مورد دلیل گریه اش پرسید، او گفت: "ما تا امروز خودمان را در بازدارندگی و قدرت همتای شما می دانستیم، اما اکنون که در این مجلس آنچه را که دیدم، می ترسم که روزی سلطنت خود را بر پایتخت پادشاهی ما بگسترانید...".


و آن روز در واقع فرا رسید، بیزانس زیر ضربات مردان فرو ریخت، گویی خانه عنکبوت بود. آیا مسلمانان دوباره مرد می شوند، که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند؟


فردا برای بیننده نزدیک است، زمانی که حکومت اسلام بازگردد، زندگی زیر و رو می شود و زمین با نور پروردگارش با خلافت راشده بر منهاج نبوت روشن می شود.

آن را برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر نوشتم
غاده عبد الجبار - ایالت سودان

منبع: الرادار