جريدة الشرق الأوسط تصوب سهامها نحو الخلافة
جريدة الشرق الأوسط تصوب سهامها نحو الخلافة

الخبر:   كتب توفيق السيف مقالة في جريدة الشرق الأوسط بعنوان "هل انتهى نموذج الحكم الديني؟" حيث تلخصت وجهة نظره بالنقاط التالية: أولا: أن الخلافة "لم تعد احتمالاً جدياً أو جديراً بالعناء عند أحد من المسلمين. الاستثناء الوحيد هو حزب التحرير الذي بقي مخلصاً لفكرة الخلافة حتى اليوم". ...

0:00 0:00
Speed:
January 28, 2023

جريدة الشرق الأوسط تصوب سهامها نحو الخلافة

جريدة الشرق الأوسط تصوب سهامها نحو الخلافة

الخبر:

كتب توفيق السيف مقالة في جريدة الشرق الأوسط بعنوان "هل انتهى نموذج الحكم الديني؟" حيث تلخصت وجهة نظره بالنقاط التالية:

أولا: أن الخلافة "لم تعد احتمالاً جدياً أو جديراً بالعناء عند أحد من المسلمين. الاستثناء الوحيد هو حزب التحرير الذي بقي مخلصاً لفكرة الخلافة حتى اليوم".

ثانيا: حزب التحرير "أخفق تماماً في إقناع الجمهور، كما أخفق في الحصول على مكان في الحياة السياسية".

ثالثا: "أن الخلافة قد خرجت من التاريخ، وباتت جزءاً من المكتبة".

رابعا: إن عنصر الشباب يملك المستقبل ويتحدى كلاً من الدولة في إيران وأفغانستان في سياساتهما القسرية في فرض تدين قسري على الشعب، سواء في ما قصد من إلزام لبس الحجاب على النساء من دولة إيران أو منع التعليم الثانوي والجامعي للبنات من حكومة طالبان في أفغانستان. كما ادعى أنه "واثق بنسبة عالية جداً، بأن كلتا الحكومتين سوف تتراجعان وتخضعان لمطالب الجمهور".

التعليق:

بالنسبة للادعاء في النقطة الأولى، فلا ينبغي الخلط بين تعريف ما هو من الشرع وما هو من الواقع الذي نعيشه. فقولنا مثلا إن الناس لا تريد الصلاة لا يجعل الصلاة خارج التاريخ، بل يجعل الناس خارج الشرع ومقتضياته. وعلاج ذلك ليس ترك الصلاة بل اللجوء إلى أحكام تارك الصلاة ونصح من ترك الصلاة بأن يتوب ويعود على وجه السرعة دون تأخير. وكذا قول الكاتب لم تحظ الخلافة بواسع اهتمام المسلمين إلا عند حزب التحرير. فهذا يعتبر كيل مديح لحزب التحرير وأمر معيب في حق مجموع الأمة. ولا ينبغي لمثل الكاتب جهل الحكم الشرعي المتعلق بالخلافة. وهذا ما يجعلنا شبه واثقين أنه أهمل ذكر الخلفاء الراشدين أبي بكر وعمر وعثمان وعلي عمدا، خاصة أنهم ليسوا بأنبياء، ولا يجد الكاتب أي فائدة مرجوة من التعرض إليهم، لا من ناحية فردية، ولا من ناحية الأساس الذي انطلق كل منهم في حكمه، أي الدستور الذي انطلقوا منه كأساس للحكم. فإنه مخالف كل المخالفة للنظام الملكي الذي استحدثته بريطانيا في البلاد الإسلامية بهدف تقسيمها إلى مزارع تابعة لها عن طريق نواطير مخلصين لها. حيث سلحت بريطانيا نظام آل سعود، كما سلحت جزءاً ممن يسمى بالهاشميين، وغيرهم من الأسر في منطقة الخليج، بهدف تحقيق أهدافها في جعل البلاد الإسلامية مستعمرة إنجليزية تابعة عبر أسر مخلصة لهم. عدا عن مناقضة النظام الملكي لنظام الخلافة كل المناقضة، من حيث الأسس. فالنظام الملكي يجعل السيادة للملك ويجعله فوق القانون العام بل يجعله القانون العام ويجعله الإله بينما نظام الخلافة نظام بشري يجعل السيادة للشرع وحده، ويكون الخليفة تحت المحاسبة وليس فوقها، ويكون واجبه تطبيق أحكام الشرع بوصفه البشري وليس بوصفه نائبا عن الخالق وليس بوصفه نبيا.

والآن وقد تم تعريف الخلافة بأنها رئاسة عامة للمسلمين تطبق أحكام الشرع وتحمله إلى العالم بالدعوة والجهاد وحكم وجودها بأنه واجب، ويتفرع عنه وجوب نصب خليفة واحد للمسلمين جميعا في الدنيا، نرى أنه واجب على كل مسلم، ومنهم الكاتب بأن يعمل لإيجادها من جديد، وإزاحتها من كتب التاريخ إلى واقع الحياة مجددا.

أما ادعاء الكاتب بأن حزب التحرير أخفق تماماً في إقناع الجمهور، كما أخفق في الحصول على مكان في الحياة السياسية. فإننا نجد أن التعرض لحزب التحرير في جريدة موالية للنظام السعودي كجريدة الشرق الأوسط يعتبر دخولا في الحياة السياسية؛ لأن السياسة ليست محصورة بالحكام ومن يقوم برعاية الشؤون بل أيضا لمن يتعرض لهم بالنقد والمحاسبة. وتعتبر الجرائد سواء أكانت من جنس النظام الحاكم أم لا، ممرا لدخول الحياة السياسية. ولذلك نشكر الكاتب لذكر دور حزب التحرير في إحياء مفهوم الخلافة ونؤكد له استعدادنا لتزويده بأي مادة يحتاجها لتوضيح نظام الخلافة مقابل أنظمة الحكم الأخرى ومنها الملكية والجمهورية والاتحادية. ولئن فشل حزب التحرير في إقناع كل الجماهير وكل الشباب في طروحاته، فلربما يساعدنا الكاتب في الوصول إلى جمهور وشباب ربما قصرنا في مخاطبته.

أما ادعاء الكاتب أن الخلافة قد خرجت من التاريخ، وباتت جزءاً من المكتبة. فهذا ليس صحيحا، بل إن الخلافة اليوم هي رأي عام بين المسلمين، وهذا هو السبب الأساس بأن الصحافة العلمانية تركز على محاولات هدمها كفكرة للحكم عند المسلمين.

أما الادعاء في النقطة الرابعة، فإنه لا خلاف أن الإسلام أجاز تحصيل العلم على كل من المرأة والرجل. بخلاف ما تقوم به حركة طالبان مشكورة من الحد من نشاطات ما يسمى المنظمات غير الحكومية التي هي بالحقيقة مؤسسات تابعة لدول غربية وتقوم بنشر مفاهيم غربية لسلخ المجتمع عن المفاهيم الإسلامية. أما موضوع الحجاب، فإننا ننأى بالحديث عن تعليق الكاتب لأننا لم نفهم موقفه من الخمار والجلباب أو ما يسمى بحجاب المرأة، مع علمنا بأنه من واجبات المرأة. وبالتالي لم نفهم ما يتوجب على الدولة القيام به تجاه لباس المرأة بنظره وإلى أي أسس يستند في ذلك؟!

قال الله تعالى: ﴿قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ﴾ [سورة النور: 54]

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

نزار جمال

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان