January 05, 2015

خبر وتعليق الخلافة هي الحل الوحيد للجشع الرأسمالي الذي يهدد محمية السوندربان الطبيعية (مترجم)


الخبر:


في التاسع من كانون الأول/ ديسمبر 2014م، اصطدمت ناقلة نفط بسفينة شحن أخرى عند مدخل المحمية الطبيعية "السوندربان" من بنغلادش، الشهيرة على مستوى العالم. حيث غرقت ناقلة النفط وتسرب منها 77,000 غالون من النفط في الماء المالح، وبسبب المد والجزر توزعت تلك الكمية على أكثر من 300 كيلومتر مربع داخل منطقة غابات المانغروف الهشة ودلتا نهر الجانج (مكان جميل، وملاذ آمن لحوالي 6,000 نوع من الأسماك النادرة، والدلافين طويلة الأنف، ونمور البنغال المهددة بالانقراض، وتمساح مصبات الأنهار، والثعبان الهندي، وغيرها الكثير في تنوع رائع للحيوانات). والسوندربان هي أيضا واحدة من أكبر غابات المانغروف في العالم، مساحتها أكثر من 140,000 هكتار، وهي مصدر رئيسي لسلسلة معقدة من الحياة البرية في المنطقة. وقد كانت آثار تسرب النفط كارثة بيئية خطيرة، فقد تمت مشاهدة الأسماك والطيور والدلافين والحيوانات النافقة على ضفاف المحمية.

التعليق:


لقد تسبب هذا الحادث بحالة من الغضب بين المواطنين في بنغلادش، فاستخدام المجرى المائي "السوندربان" لنقل المواد الكيميائية الخطرة محظور، وقد قدمت للحكومة قضايا بقيمة مليار تاكا ضد أصحاب الناقلة للتعويض عن الأضرار التي تسببت فيها. ولوضع الأمور في نصابها الصحيح، لا بد من التذكير بأن هذه الكوارث ليست في حد ذاتها المشكلة الرئيسية، بل هي مجرد أعراض للسبب الجذري. فنحن جميعا نعلم أن مالكي السفن لا يجرؤون على استخدام الطريق البحري دون موافقة ضمنية من الحكومة. وحكومة الشيخة حسينة، ومن أجل إشباع نهم أصحاب المال والسلطة والسياسيين الفاسدين، توافق دائما على جميع أنواع المشاريع المدرة للمال، حتى لو كانت على حساب تدمير الطبيعة. إنّ الناس العاديين في بنغلادش لا ينخدعون بسهولة بالعقوبات التي تفرضها الحكومة، فهم يعلمون أنها تستخدمها للعب بمشاعرهم فقط. وقد كان واضحا منذ اليوم الأول أن حكومة الشيخة حسينة كانت بطيئة في الاستجابة لهذه الأزمة، فحتى بعد مرور ما يقرب من 30 ساعة من تسرب النفط، لم تقدم السلطات أي شيء للسيطرة على الأضرار، مما يدل على عدم اكتراثها بالناس أو الطبيعة. وبدلا من ذلك، فقد قللت وزيرة النقل البحري (جهان خان شاه) من تأثير التسرب وادّعت بأنه لن يكون هناك "أية أضرار كبيرة" على أشجار المانغروف.


إن الناس يدركون جيدا أن ما تقوم به حكومة الشيخة حسينة للحفاظ على المحميات الطبيعية من السوندربان هو لذر الرماد في العيون، وكلامها المعسول يؤكد نفاقها، حيث إن هذه الحكومة هي نفسها التي فتحت محطة الطاقة الحرارية التي تعمل بالفحم وتنتج 1,320 ميغاوت مع شركة هندية على حافة السوندربان، والتي تشكل كارثة على النظام البيئي بأكمله للسوندربان. ولكن حسينة صمّت آذانها أمام رأي الخبراء وأمام الاحتجاج الشعبي ضد هذا المشروع، وسمحت ببناء محطة كهرباء أخرى بالقرب من الغابات. وعلاوة على ذلك، فإنه وفقا لبعض وسائل الإعلام المحلية، فإن الحكومة قد سمحت لبعض الشركات الكبرى من الحزب الحاكم بشراء الأراضي المجاورة للسوندربان، لبناء الصناعات الخطرة الضارة بالتنوع البيولوجي في الغابات. فكل هذه الممارسات تؤكد أن السياسيين الفاسدين لا يهتمون بسلامة الناس، ناهيك عن الطبيعة. وفي الواقع فإن الديمقراطية تمكّن هؤلاء الحكام الظالمين من تخريب هذه المحميات الطبيعية الرائعة من السوندربان، وإفقار الغالبية العظمى من سكان تلك المنطقة عن طريق بيع أراضيهم للشركات الأجنبية.


يا أهل بنغلاديش! ارفضوا هذه السياسة الديمقراطية القذرة لحسينة/ خالدة، التي تقوم على حماية وخدمة المصالح الأنانية وجشع أصحاب المال والسلطة. والسياسيون الفاسدون وجماعات الضغط يضاعفون ثرواتهم عاما بعد عام من خلال الأصوات ذاتها التي استغلوها في الانتخابات. فمتى ستشعرون بالملل والإحباط من مناقشة المشاكل الثانوية وتعملون على التخلص من أم الخبائث (الديمقراطية)، التي لطالما أفرزت السياسيين الفاسدين المدعومين من الغرب؟ لقد حان الوقت لكي تصدعوا بالحقيقة دون أي خوف، وتطالبوا بإقامة دولة الخلافة الراشدة على منهاج النبوة، التي سترعى شئون الناس وتحافظ على المحميات الطبيعية.


قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: «وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلَتَنْهَوُنَّ عَنْ الْمُنْكَرِ أَوْ لَيُوشِكَنَّ اللَّهُ أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عِقَابًا مِنْهُ ثُمَّ تَدْعُونَهُ فَلَا يُسْتَجَابُ لَكُمْ» رواه أحمد.



كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير
عماد الدين الأمين
عضو المكتب الإعلامي لحزب التحرير في ولاية بنغلادش

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان