خبر وتعليق   الخلافة ستكسر الحدود وتحرر المسلمين في كشمير
September 20, 2014

خبر وتعليق الخلافة ستكسر الحدود وتحرر المسلمين في كشمير


الخبر:


قال الجيش الباكستاني في بيان له أن الكابتن سارفراز قد قُتل "بسبب قصف القوات الهندية غير المبرر في قطاع شامكا على الخط الفاصل بين الهند وباكستان". ووفقا للبيان، فقد تم أيضا إصابة جندي آخر بجروح خطيرة عندما فتحت القوات الهندية النار على القطاع نفسه قرب بلدة سكاردو، يوم الثلاثاء 16 أيلول/ سبتمبر، الساعة 11:15 مساء بالتوقيت المحلي. وقد اتهم ناريندرا مودي باكستان بشن حرب بالوكالة في كشمير، وقال أن القوات "تعاني من الإرهاب أكثر مما تعاني من الحرب" (وفقا للموقع الإلكتروني للمعلومات الحكومية).


التعليق:


لقد شهدت الأسابيع الأخيرة تصاعدا في التوتر بين باكستان والهند على طول خط المراقبة في كشمير المسلمة (وهو الخط الفاصل بين كشمير المحتلة من قبل الهند وكشمير المحرّرة). إنّ الهند لطالما كانت تستهدف المدنيين وأفراد الجيش على الجانب الباكستاني من خط المراقبة، مما أسفر عن مقتل وجرح عدد من المدنيين والجنود، فضلا عن إلحاق أضرار بالممتلكات، إلا أن وسائل الإعلام الإلكترونية لم تكن تتحدث كثيرا عن هذه الحوادث، حيث كانت تصبّ تركيزها بشكل كلي على الاعتصامات في العاصمة (إسلام أباد). وعلاوة على ذلك، فإن نظام رحيل/ نواز لا يهتم كفاية لإدانة العدوان الهندي، لأن ذلك سيفسد جهوده في تطبيع العلاقات مع الهند، وفقا لتعليمات أسياده في واشنطن. ولكن عندما تكرر وقوع هذه الحوادث اضطرت وسائل الإعلام الإلكترونية إلى ذكر هذه الاعتداءات الهندية، فضلا عن الخسائر الناجمة عنها، ثم اضطر نظام رحيل/ نواز إلى إصدار بيانات تدين الاعتداءات!


لقد غيرّت باكستان من موقفها تجاه قضية كشمير عندما نجحت أمريكا (بإدارة كلينتون) في استمالة الهند إلى نفوذها عام 1996م. وقد كانت أمريكا قبل ذلك تعتبر كشمير إقليما متنازعا عليه، وكانت تطالب بتنفيذ قرارات الأمم المتحدة. إنّ أمريكا تستخدم دائما قضية كشمير كعصا وجزرة للضغط على الهند، فكانت ما بين عام 1947م وحتى عام 2000م تستخدم الخونة في القيادة السياسية والعسكرية الباكستانية لإحراج الهند من خلال قضية كشمير، وخلال تلك الحقبة، ساعدت باكستان مسلمي كشمير سياسيا وماليا وحتى عسكريا (من خلال السماح للمنظمات الجهادية في كشمير بالعمل بحرية في باكستان). وقد حاولت الهند حينها وقف العمليات الجهادية من الجانب الباكستاني من خلال بناء سياج طوله 500 كم على طول خط المراقبة، إلا أنها لم تستطع، فهي كلما كانت تحاول منع القوات الباكستانية كانت ترد عليها بالعيار الناري والقصف الشديد. ومع ذلك، فإنه عندما قررت أميركا استخدام الجزرة بدلا من العصا، بدّل الخونة في القيادة السياسية والعسكرية سياستهم تجاه كشمير الباكستانية بما ينسجم مع سياسة الولايات المتحدة. وبعد ذلك، تم منع المنظمات الجهادية في كشمير من ممارسة أعمالها الجهادية، وتم تصنيفها كإرهاب، فشيدت الهند على وجه السرعة السور الطويل (550 كم) على طول خط المراقبة، في عام 2004م، دون أية مقاومة من القوات الباكستانية، وقدم حينها مشرف فكرة تقسيم كشمير إلى خمسة أقاليم؛ إقليمين خاضعين للجانب الباكستاني، وآخريْن للهند، والخامس وسط كشمير، يخضع للإدارة المشتركة بين البلدين تحت مظلة الأمم المتحدة.


إنّ أمريكا تأمل بعد تشكيل حكومة حزب بهاراتيا جاناتا في الهند بأن يكون مودي قادرا على إقناع السياسيين والمثقفين في الهند بالحل الأمريكي لكشمير. ومع ذلك فإنه من أجل إتمام ذلك يجب أولا على مودي التظاهر بأنه من المتشددين الذين يكرهون باكستان ودائما على استعداد للانخراط عسكريا ضدها، ومن شأن ذلك أن يجعل مودي قادراً على قيادة جميع أصحاب المصلحة في الهند. أما بالنسبة للقيادة السياسية والعسكرية الباكستانية، فإن الدماء لا تغلي في عروقها، فهي على استعداد لتقبل كل ما تطلبه الولايات المتحدة، دون أية مراعاة لحقوق المسلمين.


لقد تأكّد من خلال تاريخ باكستان أن الحكام - سواء في ظل الديمقراطية أم الديكتاتورية - قد استخدموا قضية كشمير لصالح الولايات المتحدة. وتأكد أيضا أن الخلافة وحدها هي التي ستحرر كشمير وشعبها، فتحريرها واجب من الله سبحانه وتعالى ورسوله صلى الله عليه وسلم. لذلك فإن الخلافة القادمة سوف تزيل الحدود بين أراضي المسلمين، وستستخدم مواردها المادية والعسكرية لتشكيل جيش قوي من مليون جندي ومجاهد، الذين سيزحفون إلى سريناغار، فتُرفع راية الإسلام فيها من جديد.


﴿وَأَنْفِقُواْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى ٱلتَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوۤاْ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُحْسِنِينَ﴾




كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير
شاهزاد شيخ
نائب الناطق الرسمي لحزب التحرير في ولاية باكستان

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان