خبر وتعليق   الموت من أجل الجمال
April 13, 2013

خبر وتعليق الموت من أجل الجمال


سيطرت قصص عدة تتعلق بصناعة الجمال على عناوين الصحف خلال الأسبوع الفائت، بما فيه نشر كتاب بعنوان: "عامل الموضة" بقلم رئيسة تحرير مجلة "فوغ" السابقة، كيرستي كليمينتس. وقد وصفت كليمينتس في هذا الكتاب المقاييس المثلى التي تتخذها عارضات الأزياء للمحافظة على حجم الجسم المثالي المطلوب من صناع الجمال والموضة. وذكرت أن الضغط على عارضات الأزياء حتى يبقين نحيلات قد كان كبيرا لدرجة أن بعضهن كنّ يأكلن الأنسجة لتحمل الجوع، وبعضهن الآخر يتجنبن الأغذية الصلبة ليخسرن من حجم لباسهن مما يؤدي إلى دخولهن إلى المستشفى، بينما تصوم الأخريات لأيام حتى لا يكدن يستطعن الوقوف.


إن هذه الحرب التي تشنها عارضات الأزياء على أجسادهن قد أنتجت مصابا خطيرا على حياتهن وعواقب قاتلة في بعض الأحيان، وكل هذا من أجل السعي لتحقيق قالب غربي للجمال غير عقلاني وُضع من قبل زمرة من المصممين وشخصيات الجمال والموضة وصناعة الترفيه، هؤلاء الذين فرضوا على المرأة نظرتهم غريبة الأطوار عن مثالية الجسد الذي يجب أن تلتزم به! غير أن هذا القالب المصطنع غير الواقعي للجمال، "وهذا الهاجس لفقدان الشهية وعارضات أزياء بقياس صفر"، كما وصفه صحافي بريطاني مستقل، هذا القالب كان له تأثير كارثي على النساء والبنات العاديات في المجتمعات الغربية اللواتي يزلزلن باستمرار بصور ما يسمى بالوجه وحجم الجسد والشكل المثالي على شاشات التلفاز واللوحات وصفحات المجلات. هناك سبعة ملايين امرأة جائعة في أميركا، ومليون جائعة في بريطانيا. إن هؤلاء لسن ضحايا مجاعة بل ضحايا للموضة في الأصل. إنهن نساء يعانين من اضطرابات في الأكل، ويعملن على تجويع أنفسهن ليلائمن القالب الجائر لحجم الجسم ويشعرن بقيمتهن، مما قد يؤدي إلى فشل عضوي، وفشل في القلب، والموت. لقد تأثرن بالرسائل الفتاكة التي تُحفر في عقولهن عن طريق المجتمع المتحرر الذي يعشن فيه حول ما يكوّن الجمال، وأن تحقيق هذا القالب المشروط للجمال يعادل النجاح، وأن قيمة المرأة تقاس بوجهها ومظهرها.

هذه الظاهرة من المخاطرة بالموت للحصول على الجمال ليست محصورة بالغرب. بل إنها، وللأسف، نزعة هامة ومتزايدة بين النساء في العالم الإسلامي اللواتي تأثرن أيضاً بالصور الغربية التأثير للجمال التي تملأ المجلات ومراكز التسوق، ووسائل الإعلام العامة داخل مجتمعاتهن- صور تعطي أهمية كبرى للحصول على الشكل المثالي وتحقيق الذات.


لقد أعدت الجزيرة، هذا الأسبوع، تقريرا حول نيجيريا حيث ورد فيه أنها البلد الذي يملك أعلى نسبة في العالم للنساء اللواتي يستعملن مستحضرات تفتيح البشرة، لأن البشرة فاتحة اللون تعتبر مرغوبة من قبل الكثيرين في المجتمع. بالنسبة لمنظمة الصحة العالمية، فإن ٧٧٪ من النساء في نيجيريا يستعملن هذه الكريمات أو المبيّضات، والتي يسبب الكثير منها فشلا في الكِلية، وسرطانا في الدم، وسرطانا في الكبد والكلى. وهناك منتجات لتفتيح البشرة تستعمل من قبل النساء في بلاد إسلامية أخرى. علاوة على ذلك، فقد ذكرت الجمعية الدولية لجراحي التجميل، في وقت سابق من هذه السنة، أن هناك ارتفاعا ملحوظا في الطلب على عمليات التجميل في تركيا والسعودية؛ هذان البلدان اللذان يصنفان ضمن أعلى ٢٥ دولة في العالم في أسعار عمليات التجميل. هذه العمليات التي تحمل بالطبع مخاطر على الصحة وأحيانا ارتفاعا في الوفيات.

كل هذا قد ساقه النظام الرأسمالي عديم الرحمة الذي جعل انعدام الأمن المادي وسيلة تسويق للربح. كلما يتقلص شكل المرأة، تتوسع هوامش ربح المليارات من الجمال والموضة وصناعات الحِمْية بشكل غير مسبوق، وذلك من خلال الترويج الدائم لوهم الجمال المثالي الذي لا يمكن الوصول إليه والذي يعتمد على المحاولة المستمرة لإقناع المرأة "بأنها ليست جيدة بشكل كاف"! سكان بريطانيا ينفقون أكثر من ١١ بليون جنيه بريطاني كل عام على منتجات تخفيف الوزن، وفي أميركا ينفقون بين ٤٠-١٠٠ بليون دولار أميركي. وقد أصدرت مجلة "الإيكونوميست" أنه من المتوقع أن تكلف منتجات تبييض البشرة ١٠ بليون دولار في الصناعة في العام ٢٠١٥. وكتبت إحدى المناديات الغربيات بمساواة المرأة بالرجل، كات بانيارد، "طالما بقيت مثالية الجمال، ستبقى التجارة تنتقي ما يجرَّب وتبيعنا الضمادات".


إن التأثير الكارثي لاستمرارية أسطورة الجمال هذه على احترام الذات وحياة المرأة، وما يتضمن ذلك من تأجيج في إضطرابات الأكل، لا يقارن بأيديولوجية الرأسمالية عديمة الرحمة والضمير، التي تعرف الأخلاق بالمال. إن أي فرد عاقل سيعتبر أن التجويع والإفساد والأذى البدني الخطير للمرأة، هو شكل من أشكال الاعتداء، غير أن الرأسمالية قد دبرت الأمر لتسوّيه من أجل مكاسب مالية للتمكين والتحرّر والجمال. ولكنْ أيُّ نوع من التمكين هذا عندما يجب على المرأة أن تجوع لتشعر بقيمتها أو أن تفسد جسدها من خلال العمليات المؤلمة والمهددة بالموت لتحقيق قالب غير عقلاني للجمال؟ أيُّ نوع من التحرير هذا وعلى المرأة أن تعتمد على لفت أنظار الناس لتشعر بتقدير ذاتها، أو تساق لتدفع الآلاف لتشارك في الاحتيال الذي لا نهاية له للبحث عن الجمال؟ كلا! بل إن هذا هو اضطهاد مادي ونفسي وعاطفي!

في المقابل، فإن الإسلام يحرر المرأة من هذا الهاجس المعطِّل حول الوجه والشكل وتناسب البشرة، فهو لا ينظر إلى شكل المرأة وإنما إلى تقواها وشخصيتها وسلوكها.

((إن أكرمكم عند الله أتقاكم)) [الحجرات: ١٣]

والإسلام يحرر المرأة من الاضطرابات وقلة احترام الذات المرافقة لمظهرهن، لأنه لا يضع توقعات ومقاييس للجمال تكون سطحية وغير عقلانية وغير واقعية ومن صنع البشر. إنه يحدد قواعد بسيطة وواقعية للباس المرأة في الحياة العامة وهو بمتناول أي امرأة -الخمار والجلباب- الذي يركز اهتمام المجتمع على شخصية المرأة وذكائها وقدراتها وإسهاماتها في مجتمعها بدلا من حجم وسطها ووزنها، بالإضافة إلى نقل رسالة هي أن جمال المرأة ليس للنقاش العام ولا للتحليل. هذه هي النظرة للمرأة التي ستروج في ظل نظام الخلافة. أليس هذا ما يتعلق بتمكين المرأة؟

د. نسرين نواز

عضو المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

More from اخبار

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

بیانیه مطبوعاتی

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است

که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

این هم جنایتکار جنگی نتانیاهو که آن را به صراحت و بدون تأویلی که به نفع حاکمان عرب سازشکار و بلندگوهایشان باشد، اعلام می‌کند و در مصاحبه با کانال عبری i24 می‌گوید: «من در مأموریت نسل‌ها و با تفویض تاریخی و روحانی هستم، من به شدت به رؤیای اسرائیل بزرگ، یعنی رؤیایی که شامل فلسطین تاریخی و بخش‌هایی از اردن و مصر می‌شود، باور دارم.» پیش از او جنایتکار سموتریچ نیز با اظهارات مشابه بخش‌هایی از کشورهای عربی اطراف فلسطین از جمله اردن را ضمیمه کرده بود، و در همین راستا، دشمن اول اسلام و مسلمانان، رئیس جمهور آمریکا، ترامپ، به او چراغ سبز برای گسترش داد و گفت: «اسرائیل در مقایسه با این توده‌های عظیم زمینی، لکه کوچکی است و تعجب کردم که آیا می‌تواند زمین‌های بیشتری به دست آورد، زیرا واقعاً بسیار کوچک است.»

این اظهارات پس از اعلام رژیم یهود مبنی بر قصد خود برای اشغال نوار غزه پس از اعلام کنست مبنی بر الحاق کرانه باختری و گسترش شهرک سازی و بدین ترتیب، پایان دادن به راه حل دو دولتی در واقعیت، و همچنین اظهارات امروز سموتریچ در مورد طرح شهرک سازی عظیم در منطقه "E1" و اظهارات او در مورد جلوگیری از تشکیل دولت فلسطین است که به هر امیدی به یک کشور فلسطینی پایان می‌دهد.

این اظهارات به منزله اعلام جنگ است، این رژیم مسخره جرات انجام آن را نداشت اگر رهبرانش کسی را می‌یافتند که آنها را ادب کند و به تکبرشان پایان دهد و پایانی برای جنایات مستمر آنها از زمان ایجاد رژیمشان و گسترش آن با کمک غرب استعمارگر و خیانت حاکمان مسلمان بگذارد.

دیگر نیازی به بیانیه‌هایی نیست که دیدگاه سیاسی او را واضح‌تر از آفتاب در رابعه النهار نشان دهد، و آنچه در واقعیت در حال وقوع است با پخش مستقیم تجاوزات رژیم یهود در فلسطین و تهدید به اشغال بخش‌هایی از سرزمین‌های مسلمانان در اطراف فلسطین از جمله اردن، مصر و سوریه و اظهارات رهبران جنایتکار آن، تهدیدی جدی است که نباید ادعاهای بیهوده‌ای تلقی شود که تندروها در دولت او آن را پذیرفته‌اند و وضعیت بحرانی آن را منعکس می‌کند، همانطور که در بیانیه وزارت خارجه اردن آمده است که طبق معمول به محکوم کردن این اظهارات بسنده کرد، همانطور که برخی از کشورهای عربی مانند قطر، مصر و عربستان سعودی انجام دادند.

تهدیدات رژیم یهود، بلکه جنگ نسل کشی که در غزه مرتکب می‌شود و الحاق کرانه باختری و نیاتش برای گسترش، متوجه حاکمان اردن، مصر، عربستان سعودی، سوریه و لبنان است، همانطور که متوجه مردم این کشورهاست. اما حاکمان، امت حداکثر واکنش‌های آنها را که محکومیت و استنکار و درخواست از نظام بین‌المللی و همسویی با معاملات آمریکایی برای منطقه است، به رغم مشارکت آمریکا و اروپا در جنگ رژیم یهود علیه مردم فلسطین، شناخته‌اند و آنها جز اطاعت از آنها چیزی ندارند و عاجزتر از آن هستند که بدون اجازه یهود قطره‌ای آب به کودک در غزه برسانند.

اما مردم خطر و تهدیدات یهود را واقعی می‌دانند و نه اوهام بیهوده‌ای که وزارت خارجه اردن و عربی برای شانه خالی کردن از پاسخ واقعی و عملی به آن ادعا می‌کنند و حقیقت وحشیگری این رژیم را در غزه می‌بینند، پس برای این مردم و به ویژه اهل قدرت و بازدارندگی در آن و به طور خاص ارتش‌ها جایز نیست که در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود حرفی نداشته باشند، اصل در ارتش‌ها همانطور که روسای ستاد آنها ادعا می‌کنند این است که برای حفاظت از حاکمیت کشورشان هستند، به ویژه هنگامی که می‌بینند حاکمانشان با دشمنانشان که کشورشان را به اشغال تهدید می‌کنند، همدستی می‌کنند، بلکه باید از 22 ماه پیش به یاری برادران خود در غزه می‌شتافتند، مسلمانان یک امت واحد هستند بدون مردم که مرزها و تعدد حاکمان آنها را از هم جدا نمی‌کند.

خطابه‌های مردمی جنبش‌ها و عشایر در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود، تا زمانی که پژواک خطابه‌هایشان باقی بماند باقی می‌ماند و سپس به سرعت از بین می‌رود، به ویژه هنگامی که با واکنش‌های محکومیت توخالی وزارت خارجه و حمایت از نظام همسو شود، اگر نظام برای انجام اقدامی عملی که منتظر دشمن در خانه خود نباشد، بلکه خود برای نابودی آن و کسانی که بین او و آنها حائل می‌شوند حرکت کند، مهار نشود، خداوند متعال فرمود: ﴿وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ﴾ و کمترین کاری که کسی که ادعا می‌کند در کمین رژیم یهود و تهدیدات آن است، می‌تواند انجام دهد این است که با لغو پیمان خائنانه وادی عربه و قطع همه روابط و توافقنامه‌ها با آن، نظام را مهار کند، در غیر این صورت خیانت به خدا و رسول و مسلمانان است، با این حال، راه حل مسائل مسلمانان برپایی دولت اسلامی آنها بر منهج نبوت است، نه تنها برای از سرگیری زندگی اسلامی، بلکه برای نابودی استعمارگران و حامیان آنها.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ

دفتر رسانه‌ای حزب التحریر

در ولایت اردن

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

الرادار شعار

2025-08-14

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

به قلم استاد/غاده عبدالجبار (ام اواب)

هفته گذشته، دانش‌آموزان مدارس ابتدایی در شهر کریمه در ایالت شمالی، در اعتراض به قطع برق برای چندین ماه در یک تابستان سوزان، تحصن مسالمت‌آمیزی برگزار کردند که منجر به فراخوانی معلمان توسط سازمان اطلاعات عمومی در کریمه در منطقه مروی در شمال سودان در روز دوشنبه شد، پس از مشارکت آنها در تحصن در اعتراض به قطع برق برای حدود 5 ماه در این منطقه. عایشه عوض، مدیر مدرسه عبیدالله حماد، به سودان تریبون گفت: «سازمان اطلاعات عمومی او و 6 معلم دیگر را احضار کرده است» و اظهار داشت که اداره آموزش در واحد کریمه، تصمیمی برای انتقال او و وکیل مدرسه، مشاعر محمد علی، به مدارس دیگری که در فواصل دور از واحد قرار دارند، به دلیل شرکت در این تحصن مسالمت‌آمیز، صادر کرده است، و توضیح داد که مدرسه ای که او و وکیل مدرسه به آن منتقل شده اند، برای رسیدن به آن روزانه به 5000 (واحد پول) برای جابجایی نیاز است، در حالی که حقوق ماهانه او 140 هزار (واحد پول) است. (سودان تریبون، 2025/08/11)

توضیح:


چه کسی مسالمت آمیز شکایت کند و با احترام در مقابل دفتر مسئول بایستد و پلاکاردها را بالا ببرد و خواستار ساده ترین عناصر زندگی شرافتمندانه شود، تهدیدی برای امنیت تلقی می شود، پس احضار می شود و مورد تحقیق قرار می گیرد و به طریقی مجازات می شود که طاقت آن را ندارد، اما چه کسی سلاح حمل کند و با خارجیان تبانی کند، پس بکشد و حریم ها را نقض کند و ادعا کند که می خواهد حاشیه نشینی را از بین ببرد، این جنایتکار مورد تکریم قرار می گیرد و وزیر می شود و سهمیه ها و سهم ها در قدرت و ثروت به او داده می شود! آیا در میان شما مرد رشیدی نیست؟! چه شده است شما را، چگونه قضاوت می کنید؟! این چه اختلالی در موازین است و این چه معیارهای عدالتی است که این افراد که ناگهانی بر کرسی های قدرت نشسته اند، دنبال می کنند؟


اینها هیچ ارتباطی با حکومت ندارند و هر فریادی را علیه خود می دانند و فکر می کنند که ترساندن رعیت بهترین راه برای تداوم حکومت آنهاست!


سودان از زمان خروج ارتش انگلیس، با یک نظام واحد با دو چهره حکومت کرده است، نظام سرمایه داری است و دو چهره آن دموکراسی و دیکتاتوری هستند، و هیچ یک از این دو چهره به آنچه اسلام رسیده است، نرسیده است، اسلامی که به همه رعایا؛ مسلمان و کافر، اجازه می دهد از سوء سرپرستی شکایت کنند، بلکه به کافر اجازه می دهد از سوء اجرای احکام اسلام بر او شکایت کند و رعیت باید حاکم را برای کوتاهی اش محاسبه کند، همانطور که باید احزاب را بر اساس اسلام برای محاسبه حاکم ایجاد کند، پس کجا هستند این متنفذین، که امور رعیت را با ذهنیت جاسوسانی که با مردم دشمنی می ورزند، اداره می کنند، از سخن فاروق رضی الله عنه: (خداوند رحمت کند کسی را که عیب هایم را به من هدیه دهد)؟


و با داستانی از خلیفه مسلمین معاویه به پایان می برم تا برای امثال اینها که معلمان را به خاطر شکایتشان مجازات می کنند، باشد که چگونه خلیفه مسلمین به رعیت خود می نگرد و چگونه می خواهد آنها مرد باشند، زیرا قدرت جامعه قدرت دولت است و ضعف و ترس آن ضعف دولت است اگر بدانند؛


روزی مردی به نام جاریه بن قدامه سعدی بر معاویه وارد شد و او در آن زمان امیرالمومنین بود و سه وزیر از قیصر روم نزد معاویه بودند، معاویه به او گفت: "آیا تو با علی در تمام مواضعش تلاش نکردی؟" جاریه گفت: "علی را رها کن، خدا روی او را گرامی بدارد، ما از زمانی که او را دوست داشتیم از او متنفر نشدیم و از زمانی که به او نصیحت کردیم به او خیانت نکردیم". معاویه به او گفت: "وای بر تو ای جاریه، چقدر نزد خانواده ات خوار بودی که تو را جاریه نامیدند...". جاریه در پاسخ به او گفت: "تو نزد خانواده ات خوارتر هستی که تو را معاویه نامیدند، و او سگی است که جفت گیری کرد و زوزه کشید، پس سگ ها زوزه کشیدند". معاویه فریاد زد: "ساکت باش مادر نداشته باشی". جاریه پاسخ داد: "بلکه تو ساکت باش ای معاویه، مادری دارم که مرا برای شمشیرهایی به دنیا آورده است که با آنها با تو روبرو شدیم، و ما به تو گوش و اطاعت دادیم تا در میان ما بر اساس آنچه خداوند نازل کرده است، حکومت کنی، پس اگر وفا کنی، به تو وفا می کنیم، و اگر روی گردانی، پس ما مردانی سخت و زره هایی گشاده را ترک کرده ایم، آنها تو را رها نمی کنند که به آنها تعدی کنی یا آزارشان دهی". معاویه بر سر او فریاد زد: "خداوند امثال تو را زیاد نکند". جاریه گفت: "ای مرد، حرف خوبی بزن و ما را رعایت کن، زیرا بدترین چوپانان نابودگر هستند". سپس خشمگینانه بدون اجازه بیرون رفت.


سه وزیر به معاویه نگاه کردند، یکی از آنها گفت: "قیصر ما را هیچ یک از رعایایش جز در حالی که رکوع می کند و پیشانی اش را به پایه های تختش می چسباند، خطاب نمی کند، و اگر صدای بزرگترین خواصش بلند شود، یا نزدیکترین خویشاوندش را ملزم کند، مجازاتش قطعه قطعه کردن عضو یا سوزاندن است، پس چگونه این بادیه نشین جلف با رفتارش خشن است، آمده است تو را تهدید می کند، گویا سرش از سر توست؟". معاویه لبخندی زد، سپس گفت: "من مردانی را اداره می کنم که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند، و همه قوم من مانند این بادیه نشین هستند، در میان آنها کسی نیست که برای غیر خدا سجده کند، و در میان آنها کسی نیست که بر ستم سکوت کند، و من بر کسی فضیلتی ندارم مگر به تقوا، و من مرد را با زبانم آزار دادم، پس از من انتقام گرفت، و من آغازگر بودم، و آغازگر ستمکارتر است". بزرگترین وزیران روم گریست تا اینکه ریشش خیس شد، معاویه از او در مورد دلیل گریه اش پرسید، او گفت: "ما تا امروز خودمان را در بازدارندگی و قدرت همتای شما می دانستیم، اما اکنون که در این مجلس آنچه را که دیدم، می ترسم که روزی سلطنت خود را بر پایتخت پادشاهی ما بگسترانید...".


و آن روز در واقع فرا رسید، بیزانس زیر ضربات مردان فرو ریخت، گویی خانه عنکبوت بود. آیا مسلمانان دوباره مرد می شوند، که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند؟


فردا برای بیننده نزدیک است، زمانی که حکومت اسلام بازگردد، زندگی زیر و رو می شود و زمین با نور پروردگارش با خلافت راشده بر منهاج نبوت روشن می شود.

آن را برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر نوشتم
غاده عبد الجبار - ایالت سودان

منبع: الرادار