الخبر: قال المحامي ورئيس مرصد الحقوق والحريات أنّ رجال أمن قاموا باختطاف 7 موقوفين من المحكمة الابتدائية بتونس العاصمة، بحسب تعبيره في تصريحات مساء الثلاثاء 2015/08/04 لـ"جوهرة أف أم". وأفاد ذات المحامي أنّ أعوانا من فرقة أمنية مختصة قاموا باختطاف الموقوفين السبعة وأخذهم بالقوّة في سيارة، وتبيّن لاحقا أنّه تم تحويلهم إلى المركّب الأمني بالقرجاني بتونس العاصمة. وأوضح أنّ المتهمين السبعة بقضايا إرهابيّة مثلوا يوم الثلاثاء أمام قاضي التحقيق بعد قضائهم 6 أيام بالقرجاني لدى فرقة الوحدة الوطنية للأبحاث في قضايا الإرهاب، إلّا أنّ قاضي التحقيق قرّر إبقاءهم في حالة سراح لغياب قرائن تدينهم وأجّل عملية التحقيق معهم إلى موعد لاحق. كما أكّد أنّ خمسة من المتهمين على الأقل كانوا يحملون آثار تعذيب وهو ما دفع محاميهم إلى رفع شكايات لدى وكيل الجمهورية من أجل جرائم تعذيب. وفي سياق متّصل أوضح وزير الداخلية محمد ناجم الغرسلّي، في ندوة صحفية عقدها يوم الأربعاء 05 آب/أغسطس 2015، أنّه لا صحّة لما يتمّ تداوله حول "اختطاف" عناصر خليّة القيروان من طرف أعوان الأمن، مشيرا إلى أنّه تم إيقافهم بطريقة قانونية بعد ثبوت تورّطهم في التخطيط للقيام بعملية إرهابية بالقيروان، متوعّدا في الوقت نفسه بملاحقة كلّ من يثبت محاولته المساس وتشويه المؤسّسة الأمنيّة. التعليق: عجيب وغريب ما يحدث اليوم بعد إقرار "قانون الإرهاب" من خرق واضح وفاضح لقانونهم الذي طالما تشدّقوا علينا بعُلويّته وصمّوا آذاننا بحديثهم عن "استقلاليّة" القضاء وحقّ كل فرد في محاكمة عادلة على أساس احترام "حقوق الإنسان". في بلادنا قاضي التحقيق يقرّر الإبقاء على 7 أشخاص مشتبه فيهم بحالة سراح ويأذن بفحصهم بعد معاينته لآثار تعذيب شديد، فتقوم "عصابات" بخطفهم من المحكمة وحملهم إلى مكان غير معلوم. حادثة خطيرة جدّا تثبت أنّ "دولة البوليس" ما زالت قائمة وأنّ عقليّة "العصابات" ما زالت متجذّرة في بعض الأمنيين الذين يتناسون أنّ انتفاضة 17 كانون الأول/ديسمبر قامت، في جزء منها، ضدّ ممارساتهم القمعيّة. ولكن ما دام هؤلاء المجرمون الذين أفسدوا في الأرض وانتهكوا الأعراض وسفكوا الدماء واغتصبوا الأموال، ما داموا لم يحاسَبوا على الجرائم التي ارتكبوها وما داموا يحظون بغطاء سياسي يؤمّنهم ويوفر لهم الحماية، وما دام فريق منهم يتعامل مع جهات غربية تعادي الإسلام وأهله - على مرأى من الجميع - فليس غريبا أن يتطاولوا على النّاس وليس غريبا على هؤلاء السفلة أن ينتقموا لأنّهم جزء من الثورة المضادّة. لقد آن الأوان أن يدرك الجميع أنّ ثورة لا تمتلك مشروعا تغييريا ينبثق عن عقيدتها ولا تمتلك قيادة واعية مخلصة ثابتة - إلا من رحم الله - ولا تملك حماية ونصرة خالصة لله، لا يمكن أن تحقّق أهدافها، فليس التغيير تغييرا لبعض الوجوه وبعض القوانين بل يجب أن يكون تغييرا أساسيا وجذريا شاملا في القوانين والأجهزة وفي صناع القرار. لنتصوّر أنّ هؤلاء الأشخاص أبرياء من التّهم المنسوبة إليهم، ألا تدفعهم هذه الممارسات "الوحشيّة" إلى النّقمة وإلى الحقد على الأمنيين وعلى المجتمع؟ ألا تدفعهم إلى التفكير في الانتماء إلى المجموعات الإرهابية المتطرفة وحمل السلاح والانتقام ممن أهانهم وعذّبهم؟ لقد قُلناها مرارا وتكرارا، إنّ القضاء على الإرهاب يمرّ عبر دولة قويّة وعادلة تكشف من يحرك هذه الآفة وتعرّي من يستثمرها لأغراض دنيئة ومطامع سياسية، وليس عبر دولة عصابات! كما أنّ الحرب على الإرهاب لا يمكن أن تُبرّر، بأيّ حال من الأحوال، تجاوز القوانين واحتجاز الناس وخطفهم وتعذيبهم بدون موجب قانوني. المطلوب إذن هو التحقيق بصفة جديّة في هذه الحادثة الخطيرة وإحالة كل من تثبت مشاركته في عمليّة الخطف على أنظار القضاء... وإذا لم يتمّ هذا الأمر، فسيكون ذلك إيذانا بعودة الدكتاتورية ودولة العصابات. وها هو حزب التحرير الذي عاهد الله أن يمنع تونس من الانهيار على يد الضعفاء والعملاء والجبناء، يعمل جاهدا لكشف مؤامرات الأعداء - الذين اتخذوا من محاربة الإرهاب ذريعة لإرهاب أهل البلد ومحاولة إسكاتهم وترهيبهم - بالبيان والتّوضيح والفضح مجاهرا بذلك داعيا أهل البلد للوقوف معه في وجه هذه الزّمرة الماكرة التي لا تريد الخير لتونس وأهلها. قال تعالى: ﴿وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ﴾. كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحريرالأستاذ محمد علي بن سالم - تونس
خبر وتعليق "علوية القانون"... في مهب الريح
More from اخبار و تفسیر
ترکیه و رژیمهای عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد
ترکیه و رژیمهای عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد
(مترجم)
خبر:
در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بینالمللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راهحلی مسالمتآمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راهحل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکتکننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاریها، 31 جولای 2025).
تعلیق:
با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره میکنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیمگیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضحترین دلیل بر این مدعاست.
در این راستا، امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست میزند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.
در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافقنامههای ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادیسازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.
مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیمهای عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسانتر باشد.
اما وظیفه رژیمهای عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خردههای قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.
در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی میکنند، نیست. راهحل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتشهای مسلمانان برای ریشهکن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشهای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.
رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمیشود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را میکشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان میشود، پس سنگ یا درخت میگوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)
نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاعرسانی مرکزی حزبالتحریر
محمد امین یلدیریم
آنچه آمریکا میخواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند
خبر:
بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار میدهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامهنگاران.
توضیح:
آمریکا میخواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی میماند که میتوان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.
آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستادهاش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که میتوان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمیرساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیریها یا افراطگرایان یا واپسگرایان یا عقبماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کردهاند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیدهاند، تغذیه میکنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا میکنیم، بر آنها نیز اعمال میکردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.
و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا میخواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب میرساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانهها بر آن تمرکز میکنند؟!
و چرا مهمترین موضوعات در رسانهها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح میشوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناکترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونهای که پس از آن هیچکس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی میکنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط میشود؟!
خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده میدهند، مطرح میشود!
آمریکا به خوبی میداند که مسلمانان هرگز نمیتوانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل میبینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشتساز منحرف کند. بله، آمریکا میخواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما میداند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایدهای نخواهد داشت و نمیتوان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.
این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته میشود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین میجنگند، و با خون خود به ما میگویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.
نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاعرسانی مرکزی حزب التحریر
دکتر محمد جابر
رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان