خبر وتعليق    انتخاب رئيس البرلمان التركي وسيناريوهات الائتلاف المحتملة
خبر وتعليق    انتخاب رئيس البرلمان التركي وسيناريوهات الائتلاف المحتملة

الخبر: انتخب نائب حزب العدالة والتنمية (AKP) عن ولاية سيواس، عصمت يلماز، لمنصب الرئيس السادس والعشرين للبرلمان. وانتهى أول اختبار متانة تحالف أحزاب المعارضة الثلاثة بعد 7 حزيران/يونيو بانتصار حزب العدالة والتنمية بعد إقصاء حزب الحركة القومية. وقد فاز حزب العدالة والتنمية الحاكم في تنافسه ضد المعارضة بالحفاظ على ثاني أعلى منصب في البلاد ضمن بروتوكول الدولة بـ258 صوتا من أصل مجموعته. في حين أن انتخابات رئاسة البرلمان لم يقدم أي رسالة واضحة حول التحالفات الممكنة، إلا أنه قد جرى تفسير موقف رئيس حزب الحركة القومية "MHP" دولت بهجلي بأنه "دعم لحزب العدالة والتنمية بشكل غير مباشر، ويفتح الأبواب أمام تحالف". وقدم رئيس البرلمان المؤقت دنيز بايكال ختم البرلمان لرئيس البرلمان الجديد عصمت يلماز. (المصدر: جريدة حريات التركية).   التعليق: فاز مرشح حزب العدالة والتنمية في انتخابات رئيس البرلمان بعد الجولة الرابعة وأصبح بذلك رئيسا منتخبا للبرلمان. هذه الانتخابات التي أجريت في 1 تموز/يوليو 2015 قدمت أيضا رؤية حول كيفية تشكيل تحالف محتمل. تم الإعراب كثيرا بعد الانتخابات مباشرة عن أن "كتلة الستين بالمائة" تقف أمام تشكيل الحكومة. كما قاموا خلال الحملة الانتخابية بتوجيه انتقادات شديدة للثلاثة عشر عاما التي قضاها حزب العدالة والتنمية في السياسة. إن حزب الشعب الجمهوري "CHP"، وحزب الحركة القومية "MHP"، وحزب الشعوب الديمقراطي "HDP" يستطيعون معا أن يجمعوا 292 نائبا في البرلمان مقابل 258 نائبا من حزب العدالة والتنمية. وبعبارة أخرى؛ فإن "كتلة الستين بالمائة" هذه كان بإمكانها انتزاع رئاسة البرلمان من الحزب الحاكم بسهولة. لكن الأمور لم تجر كما هو مخطط لها. هنا؛ كان موقف حزب الحركة القومية مؤثرا. حيث ساعد حزب الحركة القومية بشكل غير مباشر في انتخاب مرشح حزب العدالة والتنمية من خلال "استخدام الأصوات الباطلة"، بينما في الوقت نفسه أكد أنه لن يشارك في "كتلة الستين بالمائة". وقد أثار هذا الموقف من حزب الحركة القومية احتمالية أن يكون توصل إلى اتفاق على تشكيل حكومة ائتلافية مع حزب العدالة والتنمية. لكن؛ حزب الشعب الجمهوري لا يزال مرجحا لتشكيل ائتلاف محتمل. قدمت هذه الانتخابات لـ"كتلة الستين بالمائة" فرصة لتزن بعضها الآخر ومواقفها السياسية بدرجة أفضل. فحزب الحركة القومية لا يرفض فقط الوقوف على الجانب نفسه مع حزب الشعوب الديمقراطي، بل حتى لا يريد أن يكتب اسمه على الخط نفسه مع حزب الشعوب الديمقراطي. وحزب الشعب الجمهوري رأت بوضوح أنه لا خيار لها بدون حزب العدالة والتنمية. والآن، يستطيع حزب العدالة والتنمية قيادة العملية برمتها بشكل أفضل بكثير. يتحدث حزب الحركة القومية عن البقاء في المعارضة حتى النهاية، ولكنه سوف يعتبر التحالف فقط في حالة وجود حاجة "كبيرة". كما أن حزب الشعب الجمهوري لم يغلق أبوابه تماما لشراكة التحالف. إن خوف جميع الأحزاب هنا هو أن "من يدخل في ائتلاف مع حزب العدالة والتنمية قد يثير استياء قاعدة الناخبين له". فقد استخدم حزب الشعب الجمهوري وحزب الحركة القومية قضية السرقة والفساد كثيرا بحيث سيجعلهم هم شركاء في "السرقة" إذا انضموا إلى التحالف. لقد أعرب حزب الشعوب الديمقراطي في أعلى مستوياته أنه "لن يقوم بالتحالف مع حزب العدالة والتنمية". لذا فهو يأخذ المسألة بِتَأنّ وعدم القفز مباشرة إلى أحضان حزب العدالة والتنمية. إلا أن قاعدة ناخبي حزب العدالة والتنمية، تريد التحالف مع حزب الحركة القومية. نظرا لأن حوالي 60٪ من قطاع "المحافظين" مشترك بين حزب العدالة والتنمية وحزب الحركة القومية. كما أن أصحاب رؤوس الأموال مثل "توسياد" يفضلون تحالف حزب العدالة والتنمية وحزب الشعب الجمهوري. إلا أن أمريكا مهتمة أكثر في كيف سيؤثر تحالف في السياسات الخارجية. لذا، بغض النظر عمن هو الذي سيشكل تحالفا مع حزب العدالة والتنمية، فإن هذا التحالف في نهاية المطاف لن يستمر لفترة طويلة. وسوف يتم استخدام تشكيل الائتلاف للدخول في انتخابات مبكرة.     كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحريرعثمان يلدز

0:00 0:00
Speed:
July 10, 2015

خبر وتعليق انتخاب رئيس البرلمان التركي وسيناريوهات الائتلاف المحتملة

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان