May 07, 2014

خبر وتعليق أطفال في عمر أربع سنوات يُحالون لتلقي العلاج من إدمان المخدرات والكحول (مترجم)


الخبر:


أفادت وسائل الإعلام في 30 من نيسان بناء على تحقيق أجرته نقابة الصحفيين بأن المجالس في أنحاء مختلفة من المملكة المتحدة قد أحالت المئات من الأطفال تحت عمر الـ12 عاما إلى مراكز مختصة في علاج إدمان المخدرات والكحول. وكان من بين هؤلاء أطفال في عمر الأربع سنوات. ووفقا لمعظم الإحصائيات الأخيرة الصادرة عن الصحة العامة في إنجلترا، فإن حوالي 366 طفلا ممن يبلغون الثانية عشرة فما دون في إنجلترا تمت إحالتهم لذات مؤسسات العلاج في 2012/2013.


ويقول الخبراء بأن السبب الرئيسي لذلك كله كان لكون آباء هؤلاء الأطفال وأمهاتهم من مدمني الخمور أو متعاطي المخدرات ما تسبب بانتقال هذه الظاهرة لأطفالهم. وكردة فعل على هذه الحقائق الصادمة، دعا السياسيون والمختصون في شؤون الأطفال إلى تحسين خدمات الصحة النفسية للأطفال وكذلك إلى استخدام برامج تعليمية أكثر فاعلية هدفها توعية الشباب على أخطار ومضار تعاطي المخدرات.

التعليق:


هذه القصة ما هي إلا انعكاس للكم الهائل من المشاكل الأخرى الشبيهة والتي تساهم يوما بعد يوم في تآكل المجتمعات الغربية - مشاكل يجهل الغرب طريقة حلها.

وهي تهمة واضحة صريحة للقيم الليبرالية الرأسمالية الغربية التي ساهمت في خلق نمط حياة مادي بحت قائم على الذاتية الفردية وحب النفس، ما دفع الأفراد للهاث وراء ملذاتهم الآنية الأنانية دون نظر في العواقب، وكانت النتيجة أن الأطفال هم أول الضحايا. وهي إلى جانب ذلك كله نتيجة فراغ روحي تقوم على أساسه العقيدة الرأسمالية العلمانية التي همشت وتجاهلت وبشكل متزايد الدين داخل المجتمعات، واستبدلت به فكرة أن الحياة هي ببساطة هذه التي نعيشها فقط فلا شيء بعدها، ما دفع الأفراد للجري وراء الملذات الحسية الآنية فحسب.


ولذلك كله فليس من المستغرب أبدا أن يسعى الكثيرون لملء هذا الفراغ الروحي الذي يشعرون به بالإقبال على تعاطي الكحول والمخدرات، وفي حالات أخرى ينصرفون إليها عند شعورهم بالعجز عن تحقيق طموحاتهم الدنيوية - سواء تلك المتعلقة بجني ثروة، أو مركز معين، أو الحصول على شريك من الجنس الآخر.

أضف إلى ذلك، مشاكل اقتصادية واجتماعية وأخلاقية لا تحصى تسببت بها الرأسمالية ونمط الحياة الليبرالي الذي فرضته - كالمشاكل المادية الكبيرة، والأسر المفككة المنهارة، والشعور الدائم بالوحدة نتيجة السمة الفردية التي غرسها النظام في الأفراد، هذا غير إهمال كبار السن والمحتاجين - والتي دفعت الكثيرين إلى الشعور بأن لا سبيل للخروج من المشاكل والتعقيدات التي يواجهونها إلا عبر اللجوء للكحول والمخدرات. وما زاد الأمر تفاقما هو عجز الرأسمالية عن تقديم أية حلول مما جعل أمثال هؤلاء يعيشون دون أي أمل.


إن هذه الطريقة الليبرالية في الحياة وكذلك النظرة المادية الصرفة للأمور، وكذلك هذه الطريقة المدمرة الفاشلة في التعامل مع المشاكل، هذه الطريقة مُشاهدة محسوسة في البيوت وعلى شاشات التلفاز وفي الشوارع من قبل أولئك الأطفال الذين يعيشون في هذه المجتمعات ما يجعل محاكاتهم لها أمرا لا يثير الدهشة.

ووفقا لدراسة أجريت عام 2009 من قبل معهد المعايير التجارية فإن نصف المراهقين اعترفوا بقيامهم بشرب الكحول إلى درجة أوصلتهم إلى الشعور بالسكر.

ووفقا لدراسة أجريت عام 2008 أيضا من قبل مركز الحكومة البريطانية NHS للمعلومات فإن ربع من هم تحت سن 16 تعاطى مخدرات غير مشروعة. ولذلك فإن من السخرية أن يتحدث الساسة الغربيون عن الحاجة إلى تثقيف أفضل للأطفال عن مخاطر الكحول والمخدرات في حين يستمرون في تطبيق ودعم نظام تأصلت فيه طبيعة خلق هذه المشاكل في جيناته الطبيعية المغروسة في قيمه ونظرته السطحية للحياة.


وبالمناسبة، فإن هذه القيم الليبرالية هي ذاتها ما يُجبَر المسلمون في الغرب على تقبلها وتبنيها بل ويوصمون بالتطرف إن لم يفعلوا ذلك، كما أن الحكومات الغربية مستعدة لخوض الحروب في سبيل إلقام هذه القيم للمسلمين على أراضيهم، أو تستخدم جعجعات مبهرة منمقة في محاولة لتسويقها عبر مناهج التعليم العلمانية ومشاريع أخرى تخدم ذات الأغراض في بلادنا. إن هذه القيم هي ذاتها الفاسدة المدمرة والتي تحتضنها الأنظمة في البلاد الإسلامية بل وتستقبلها بأذرع مفتوحة فتسمح بدخولها إلى مدارسنا وبيوتنا وتكيل المديح لها وللدول التي تسوقها وتروج لها. لذلك وللأسف فليس بمستغرب أبدا أن مشاكل تعاطي الكحول والمخدرات آخذة في ازدياد في صفوف الشباب في البلاد الإسلامية. والله تعالى يقول: ﴿وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ﴾ [المؤمنون: 71].


ولكوننا مسلمين سواء في الغرب أو في العالم الإسلامي، فإننا نحتاج لبذل قصارى جهدنا لحماية أطفالنا من هذه المفاسد، مفاسد القيم الليبرالية العلمانية المُفسدة، بغض النظر عما ستفعله الحكومات ووسائل الإعلام العلمانية. وإن علينا أن نبذل أقصى الجهود بصفتنا مسلمين أفرادا وجماعات لغرس القيم والمعتقدات الإسلامية الصرفة داخل أسرنا وفي قلوب شبابنا لنخلق منهم شخصيات إسلامية واعية دائما على علاقتها بخالقها سبحانه وتعالى، تفهم أن الغاية الأساسية من الحياة هي العمل لإرضاء الله تعالى لا إرضاء النفس وشهواتها، وتدرك بأن السعادة اللانهائية تُدرك في الجنة لا باللهاث وراء متع الدنيا وملذاتها الآنية. وأهم من ذلك كله، علينا أن نغذ السير ونصل الليل بالنهار عاملين من أجل إقامة الخلافة الإسلامية والتي في ظلها سيتعلم أطفالنا في المدارس والبيوت الدين الإسلامي الحنيف الصحيح، وسيعيشون في أجواء تسودها المعتقدات والأخلاق الإسلامية النبيلة السامية، فدولة الخلافة هي من سيطبق أحكام الإسلام وأنظمته كاملة غير مجزأة. وإن هذا كله سيخلق جيلا من الشباب المسلم صاحب الشخصيات الإسلامية المتميزة إن شاء الله والذي سينذر نفسه لله تعالى وطاعته وتنفيذ أمره وسيكون بإذن الله مصدر خير ونفع لأسرته وجماعته ومجتمعه.

كتبته لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير
د. نسرين نواز
عضو المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

More from اخبار

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

بیانیه مطبوعاتی

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است

که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

این هم جنایتکار جنگی نتانیاهو که آن را به صراحت و بدون تأویلی که به نفع حاکمان عرب سازشکار و بلندگوهایشان باشد، اعلام می‌کند و در مصاحبه با کانال عبری i24 می‌گوید: «من در مأموریت نسل‌ها و با تفویض تاریخی و روحانی هستم، من به شدت به رؤیای اسرائیل بزرگ، یعنی رؤیایی که شامل فلسطین تاریخی و بخش‌هایی از اردن و مصر می‌شود، باور دارم.» پیش از او جنایتکار سموتریچ نیز با اظهارات مشابه بخش‌هایی از کشورهای عربی اطراف فلسطین از جمله اردن را ضمیمه کرده بود، و در همین راستا، دشمن اول اسلام و مسلمانان، رئیس جمهور آمریکا، ترامپ، به او چراغ سبز برای گسترش داد و گفت: «اسرائیل در مقایسه با این توده‌های عظیم زمینی، لکه کوچکی است و تعجب کردم که آیا می‌تواند زمین‌های بیشتری به دست آورد، زیرا واقعاً بسیار کوچک است.»

این اظهارات پس از اعلام رژیم یهود مبنی بر قصد خود برای اشغال نوار غزه پس از اعلام کنست مبنی بر الحاق کرانه باختری و گسترش شهرک سازی و بدین ترتیب، پایان دادن به راه حل دو دولتی در واقعیت، و همچنین اظهارات امروز سموتریچ در مورد طرح شهرک سازی عظیم در منطقه "E1" و اظهارات او در مورد جلوگیری از تشکیل دولت فلسطین است که به هر امیدی به یک کشور فلسطینی پایان می‌دهد.

این اظهارات به منزله اعلام جنگ است، این رژیم مسخره جرات انجام آن را نداشت اگر رهبرانش کسی را می‌یافتند که آنها را ادب کند و به تکبرشان پایان دهد و پایانی برای جنایات مستمر آنها از زمان ایجاد رژیمشان و گسترش آن با کمک غرب استعمارگر و خیانت حاکمان مسلمان بگذارد.

دیگر نیازی به بیانیه‌هایی نیست که دیدگاه سیاسی او را واضح‌تر از آفتاب در رابعه النهار نشان دهد، و آنچه در واقعیت در حال وقوع است با پخش مستقیم تجاوزات رژیم یهود در فلسطین و تهدید به اشغال بخش‌هایی از سرزمین‌های مسلمانان در اطراف فلسطین از جمله اردن، مصر و سوریه و اظهارات رهبران جنایتکار آن، تهدیدی جدی است که نباید ادعاهای بیهوده‌ای تلقی شود که تندروها در دولت او آن را پذیرفته‌اند و وضعیت بحرانی آن را منعکس می‌کند، همانطور که در بیانیه وزارت خارجه اردن آمده است که طبق معمول به محکوم کردن این اظهارات بسنده کرد، همانطور که برخی از کشورهای عربی مانند قطر، مصر و عربستان سعودی انجام دادند.

تهدیدات رژیم یهود، بلکه جنگ نسل کشی که در غزه مرتکب می‌شود و الحاق کرانه باختری و نیاتش برای گسترش، متوجه حاکمان اردن، مصر، عربستان سعودی، سوریه و لبنان است، همانطور که متوجه مردم این کشورهاست. اما حاکمان، امت حداکثر واکنش‌های آنها را که محکومیت و استنکار و درخواست از نظام بین‌المللی و همسویی با معاملات آمریکایی برای منطقه است، به رغم مشارکت آمریکا و اروپا در جنگ رژیم یهود علیه مردم فلسطین، شناخته‌اند و آنها جز اطاعت از آنها چیزی ندارند و عاجزتر از آن هستند که بدون اجازه یهود قطره‌ای آب به کودک در غزه برسانند.

اما مردم خطر و تهدیدات یهود را واقعی می‌دانند و نه اوهام بیهوده‌ای که وزارت خارجه اردن و عربی برای شانه خالی کردن از پاسخ واقعی و عملی به آن ادعا می‌کنند و حقیقت وحشیگری این رژیم را در غزه می‌بینند، پس برای این مردم و به ویژه اهل قدرت و بازدارندگی در آن و به طور خاص ارتش‌ها جایز نیست که در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود حرفی نداشته باشند، اصل در ارتش‌ها همانطور که روسای ستاد آنها ادعا می‌کنند این است که برای حفاظت از حاکمیت کشورشان هستند، به ویژه هنگامی که می‌بینند حاکمانشان با دشمنانشان که کشورشان را به اشغال تهدید می‌کنند، همدستی می‌کنند، بلکه باید از 22 ماه پیش به یاری برادران خود در غزه می‌شتافتند، مسلمانان یک امت واحد هستند بدون مردم که مرزها و تعدد حاکمان آنها را از هم جدا نمی‌کند.

خطابه‌های مردمی جنبش‌ها و عشایر در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود، تا زمانی که پژواک خطابه‌هایشان باقی بماند باقی می‌ماند و سپس به سرعت از بین می‌رود، به ویژه هنگامی که با واکنش‌های محکومیت توخالی وزارت خارجه و حمایت از نظام همسو شود، اگر نظام برای انجام اقدامی عملی که منتظر دشمن در خانه خود نباشد، بلکه خود برای نابودی آن و کسانی که بین او و آنها حائل می‌شوند حرکت کند، مهار نشود، خداوند متعال فرمود: ﴿وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ﴾ و کمترین کاری که کسی که ادعا می‌کند در کمین رژیم یهود و تهدیدات آن است، می‌تواند انجام دهد این است که با لغو پیمان خائنانه وادی عربه و قطع همه روابط و توافقنامه‌ها با آن، نظام را مهار کند، در غیر این صورت خیانت به خدا و رسول و مسلمانان است، با این حال، راه حل مسائل مسلمانان برپایی دولت اسلامی آنها بر منهج نبوت است، نه تنها برای از سرگیری زندگی اسلامی، بلکه برای نابودی استعمارگران و حامیان آنها.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ

دفتر رسانه‌ای حزب التحریر

در ولایت اردن

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

الرادار شعار

2025-08-14

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

به قلم استاد/غاده عبدالجبار (ام اواب)

هفته گذشته، دانش‌آموزان مدارس ابتدایی در شهر کریمه در ایالت شمالی، در اعتراض به قطع برق برای چندین ماه در یک تابستان سوزان، تحصن مسالمت‌آمیزی برگزار کردند که منجر به فراخوانی معلمان توسط سازمان اطلاعات عمومی در کریمه در منطقه مروی در شمال سودان در روز دوشنبه شد، پس از مشارکت آنها در تحصن در اعتراض به قطع برق برای حدود 5 ماه در این منطقه. عایشه عوض، مدیر مدرسه عبیدالله حماد، به سودان تریبون گفت: «سازمان اطلاعات عمومی او و 6 معلم دیگر را احضار کرده است» و اظهار داشت که اداره آموزش در واحد کریمه، تصمیمی برای انتقال او و وکیل مدرسه، مشاعر محمد علی، به مدارس دیگری که در فواصل دور از واحد قرار دارند، به دلیل شرکت در این تحصن مسالمت‌آمیز، صادر کرده است، و توضیح داد که مدرسه ای که او و وکیل مدرسه به آن منتقل شده اند، برای رسیدن به آن روزانه به 5000 (واحد پول) برای جابجایی نیاز است، در حالی که حقوق ماهانه او 140 هزار (واحد پول) است. (سودان تریبون، 2025/08/11)

توضیح:


چه کسی مسالمت آمیز شکایت کند و با احترام در مقابل دفتر مسئول بایستد و پلاکاردها را بالا ببرد و خواستار ساده ترین عناصر زندگی شرافتمندانه شود، تهدیدی برای امنیت تلقی می شود، پس احضار می شود و مورد تحقیق قرار می گیرد و به طریقی مجازات می شود که طاقت آن را ندارد، اما چه کسی سلاح حمل کند و با خارجیان تبانی کند، پس بکشد و حریم ها را نقض کند و ادعا کند که می خواهد حاشیه نشینی را از بین ببرد، این جنایتکار مورد تکریم قرار می گیرد و وزیر می شود و سهمیه ها و سهم ها در قدرت و ثروت به او داده می شود! آیا در میان شما مرد رشیدی نیست؟! چه شده است شما را، چگونه قضاوت می کنید؟! این چه اختلالی در موازین است و این چه معیارهای عدالتی است که این افراد که ناگهانی بر کرسی های قدرت نشسته اند، دنبال می کنند؟


اینها هیچ ارتباطی با حکومت ندارند و هر فریادی را علیه خود می دانند و فکر می کنند که ترساندن رعیت بهترین راه برای تداوم حکومت آنهاست!


سودان از زمان خروج ارتش انگلیس، با یک نظام واحد با دو چهره حکومت کرده است، نظام سرمایه داری است و دو چهره آن دموکراسی و دیکتاتوری هستند، و هیچ یک از این دو چهره به آنچه اسلام رسیده است، نرسیده است، اسلامی که به همه رعایا؛ مسلمان و کافر، اجازه می دهد از سوء سرپرستی شکایت کنند، بلکه به کافر اجازه می دهد از سوء اجرای احکام اسلام بر او شکایت کند و رعیت باید حاکم را برای کوتاهی اش محاسبه کند، همانطور که باید احزاب را بر اساس اسلام برای محاسبه حاکم ایجاد کند، پس کجا هستند این متنفذین، که امور رعیت را با ذهنیت جاسوسانی که با مردم دشمنی می ورزند، اداره می کنند، از سخن فاروق رضی الله عنه: (خداوند رحمت کند کسی را که عیب هایم را به من هدیه دهد)؟


و با داستانی از خلیفه مسلمین معاویه به پایان می برم تا برای امثال اینها که معلمان را به خاطر شکایتشان مجازات می کنند، باشد که چگونه خلیفه مسلمین به رعیت خود می نگرد و چگونه می خواهد آنها مرد باشند، زیرا قدرت جامعه قدرت دولت است و ضعف و ترس آن ضعف دولت است اگر بدانند؛


روزی مردی به نام جاریه بن قدامه سعدی بر معاویه وارد شد و او در آن زمان امیرالمومنین بود و سه وزیر از قیصر روم نزد معاویه بودند، معاویه به او گفت: "آیا تو با علی در تمام مواضعش تلاش نکردی؟" جاریه گفت: "علی را رها کن، خدا روی او را گرامی بدارد، ما از زمانی که او را دوست داشتیم از او متنفر نشدیم و از زمانی که به او نصیحت کردیم به او خیانت نکردیم". معاویه به او گفت: "وای بر تو ای جاریه، چقدر نزد خانواده ات خوار بودی که تو را جاریه نامیدند...". جاریه در پاسخ به او گفت: "تو نزد خانواده ات خوارتر هستی که تو را معاویه نامیدند، و او سگی است که جفت گیری کرد و زوزه کشید، پس سگ ها زوزه کشیدند". معاویه فریاد زد: "ساکت باش مادر نداشته باشی". جاریه پاسخ داد: "بلکه تو ساکت باش ای معاویه، مادری دارم که مرا برای شمشیرهایی به دنیا آورده است که با آنها با تو روبرو شدیم، و ما به تو گوش و اطاعت دادیم تا در میان ما بر اساس آنچه خداوند نازل کرده است، حکومت کنی، پس اگر وفا کنی، به تو وفا می کنیم، و اگر روی گردانی، پس ما مردانی سخت و زره هایی گشاده را ترک کرده ایم، آنها تو را رها نمی کنند که به آنها تعدی کنی یا آزارشان دهی". معاویه بر سر او فریاد زد: "خداوند امثال تو را زیاد نکند". جاریه گفت: "ای مرد، حرف خوبی بزن و ما را رعایت کن، زیرا بدترین چوپانان نابودگر هستند". سپس خشمگینانه بدون اجازه بیرون رفت.


سه وزیر به معاویه نگاه کردند، یکی از آنها گفت: "قیصر ما را هیچ یک از رعایایش جز در حالی که رکوع می کند و پیشانی اش را به پایه های تختش می چسباند، خطاب نمی کند، و اگر صدای بزرگترین خواصش بلند شود، یا نزدیکترین خویشاوندش را ملزم کند، مجازاتش قطعه قطعه کردن عضو یا سوزاندن است، پس چگونه این بادیه نشین جلف با رفتارش خشن است، آمده است تو را تهدید می کند، گویا سرش از سر توست؟". معاویه لبخندی زد، سپس گفت: "من مردانی را اداره می کنم که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند، و همه قوم من مانند این بادیه نشین هستند، در میان آنها کسی نیست که برای غیر خدا سجده کند، و در میان آنها کسی نیست که بر ستم سکوت کند، و من بر کسی فضیلتی ندارم مگر به تقوا، و من مرد را با زبانم آزار دادم، پس از من انتقام گرفت، و من آغازگر بودم، و آغازگر ستمکارتر است". بزرگترین وزیران روم گریست تا اینکه ریشش خیس شد، معاویه از او در مورد دلیل گریه اش پرسید، او گفت: "ما تا امروز خودمان را در بازدارندگی و قدرت همتای شما می دانستیم، اما اکنون که در این مجلس آنچه را که دیدم، می ترسم که روزی سلطنت خود را بر پایتخت پادشاهی ما بگسترانید...".


و آن روز در واقع فرا رسید، بیزانس زیر ضربات مردان فرو ریخت، گویی خانه عنکبوت بود. آیا مسلمانان دوباره مرد می شوند، که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند؟


فردا برای بیننده نزدیک است، زمانی که حکومت اسلام بازگردد، زندگی زیر و رو می شود و زمین با نور پروردگارش با خلافت راشده بر منهاج نبوت روشن می شود.

آن را برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر نوشتم
غاده عبد الجبار - ایالت سودان

منبع: الرادار