February 24, 2015

خبر وتعليق في الذكرى الثالثة لمحاولة اغتيال الإمام عابد قاري نزاروف


الخبر:


في 20 شباط جرى اعتصام بعد صلاة الجمعة في ستوكهولم، السويد، أمام البرلمان، في الذكرى الثالثة لمحاولة اغتيال الإمام عابد قاري نزاروف. وقد شارك في الاعتصام أتباع الإمام والصحفيون واللاجئون السياسيون وجميع المهتمين بعالم الدين المعروف. المشاركون في الاعتصام طالبوا بمعرفة نتائج التحقيق، والعثور على المجرمين وتقديمهم إلى العدالة.

التعليق:


اسمحوا لي أن أذكركم بأنه في يوم 22 شباط عام 2012، أمام بلدية سترم سوند بالسويد جرت محاولة اعتداء من قبل "شخص مجهول" على حياة إمام المسجد المحلي عابد قاري نزاروف. حيث أطلق الجاني النار من الخلف على رأس الإمام، ما أدى إلى إصابته إصابة خطرة دخل على إثرها في حالة غيبوبة، وقد أفاق الإمام الآن من حالة الغيبوبة وبدأ بالفعل بالتحدث مع زواره.


عابد قاري نزاروف عالم دين معروف من أوزبكستان، عمل إماما لمسجد "توختاباي" في طشقند. وبسبب نشاطه الديني المتزايد، اعتبرته السلطات في طشقند تهديدا لمصالحها، ونتيجة لذلك اضطهد وأجبر على مغادرة بلده. وقد انتقل الإمام أولا إلى كازاخستان، ومن ثم اضطر لطلب اللجوء السياسي لدى مفوضية اللاجئين لدى الأمم المتحدة، وتم منحه اللجوء والإقامة الدائمة في السويد..


وقد واصل عابد قاري نزاروف في السويد نشاطه الدعوي. ففتح مسجدا في المدينة التي عاش فيها، وبدأ بتدريس القرآن الكريم، حيث أصبح العديد من الأطفال من حفظة القرآن الكريم، وفي الصيف خلال عطلات الأطفال رتب مخيمات للأطفال لتعليمهم أصول الدين. هذا الواقع لم يعجب أنصار الإسلاموفوبيا المحليين، فقد تعرض المسجد مرارا وتكرارا للاعتداء بأساليب مختلفة كالحرق والسلب والنهب. فبدأ أفراد الجالية المسلمة في المدينة يشعرون بجو من الخوف من الإسلام.

وقد تلقى الإمام تهديدات من السلطات في أوزبكستان، فأبلغ السلطات الأمنية المحلية بذلك، لكنها لم تتصرف، وبعد ذلك كانت محاولة اغتياله.


يبدو أن ما حدث مع الإمام وجماعته في الدولة الاسكندنافية البعيدة "التي لم تشارك في أي حرب وبعيدة عن السياسة العالمية"، ليس بعيدا عن النظام القمعي لكريموف! ويوضح ما يمكن أن يحدث، ومع ذلك، لم يتحمل أحد المسؤولية.


في نيسان عام 2012، نشر التلفزيون السويدي تقريرا مفصلا حول حقيقة أن شركة الاتصالات السويدية تيلياسونيرا تعمل بشكل وثيق مع الحكام المستبدين في آسيا الوسطى: أوزبكستان وكازاخستان وطاجيكستان. وفي خريف عام 2012 تفجرت في السويد فضيحة الرشوة، حيث إنه في عام 2007 قدمت جولنارا كريموفا، ابنة الديكتاتور إسلام كريموف، مبلغاً قدره 2.2 بليون دولار لشركة تيلياسونيرا للحصول على رخصة الجيل الثالث (G-3) في أوزبكستان. وهذا يعني أن الرأسماليين السويديين لا يهمهم مصير ملايين المسلمين في آسيا الوسطى، بل إنهم يهتمون في المال فقط.


وفي العام نفسه 2012، اندلعت فضيحة أخرى في السويد أيضا تتضمن بيع الأسلحة السويدية للنظام الدكتاتوري في المملكة العربية السعودية وعقد لبناء مصنع لإنتاج الأسلحة. والجدير بالذكر أنه في عام 2005 تم توقيع اتفاق بين السويد والمملكة العربية السعودية، وفي عام 2007 تمت معاهدة سرية. الاتفاق مع المملكة العربية السعودية أثر سلبا على مصداقية الائتلاف الحاكم في السلطة، إلا أن المملكة العربية السعودية حذرت أنه إذا رفضت السويد بناء مصنع عسكري في المملكة العربية السعودية، فإن الرياض سوف لا تشتري من ستوكهولم محطة رادار قيمتها 7 مليارات دولار. وقد جاء إلى السلطة بعد ذلك مجموعة جديدة لم ترفض هذا العقد، بل واصلت التعاون مع ديكتاتور آخر في مواجهة المملكة العربية السعودية.


وفقا للتلفزيون السويدي فإنه في عام 2014 حدث أكثر من 20 هجوما على المساجد في البلاد على شكل أعمال الحرق والشغب، ورسومات الصليب المعقوف على الأبواب والجدران وتهديد بمغادرة البلاد. على مدى السنوات العشر الماضية حوكم فقط شخصان للمسؤولية عن الهجمات على المسجد. الإسلاموفوبيا تكتسب زخما ليس فقط في السويد، وإنما هذا هو واقع كل البلاد الأوروبية.


الدول الغربية تصرخ وتتغنى بالديمقراطية وحرية التعبير، وبالتالي تدين الحكم الديكتاتوري من حكامنا. ولكن في الوقت نفسه، هي نفسها، تحافظ سرا على إقامة علاقات اقتصادية متبادلة وثيقة مع أولئك الحكام المستبدين. حتى إنها لا تتردد في انتهاك اتفاق اللجوء سامحةً بمحاولة الاعتداء على حياة رجل يعيش تحت جناحها، وهم يسمحون بإهانة وإذلال شرفنا وكرامتنا برسم الرسوم المسيئة للنبي محمد عليه الصلاة والسلام، بينما الشرطة مع مدافعها الرشاشة ترابط عند أبواب المعابد اليهودية، وهم يسمحون بإضرام النار في المسجد الذي نصلي فيه، وكسر النوافذ وطلاء الأبواب وجدران المساجد بشعار الصليب المعقوف. قال الله تعالى في كتابه الكريم: ﴿وَلَن تَرْضَىٰ عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ ۗ ﴾ [البقرة: 120]


إن أخلاق الدول الغربية تظهر فقط من أجل المنافع المادية. وهي بعيدة كليا عن مفهوم الروحانية والإنسانية، ويستبدلون القيمة المادية بكل هذه القيم. وحيث إنها أخذت على عاتقها حماية الحياة البشرية التي هي قيمة إنسانية، فإن أداء هذا الواجب يعني الالتزام بالقيم الأخلاقية، وبعدها يمكننا أن نرى كيف أنها قد استبدلت هذه القيم بالمنفعة المادية، متناسية الشرف والكرامة.


من غير الخليفة الراشد الذي يحكم دولة الخلافة الراشدة يمكنه حماية كل المسلمين؟! ومن غير الخليفة الراشد الذي سيحكم على أساس الوحي الإلهي من القرآن والسنة، يمكن أن يخلص العالم من حكام الغرب؟! ثم من غير الخليفة الراشد الذي ينشر نور الإسلام إلى العالم ويخلص العالم من شرور الكفر؟!


يقول النبي محمد صلى الله عليه وسلم: «إنما الإمام جنة يقاتل من ورائه ويتقى به»




كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير
إلدر خمزين
عضو المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

More from اخبار

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

بیانیه مطبوعاتی

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است

که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

این هم جنایتکار جنگی نتانیاهو که آن را به صراحت و بدون تأویلی که به نفع حاکمان عرب سازشکار و بلندگوهایشان باشد، اعلام می‌کند و در مصاحبه با کانال عبری i24 می‌گوید: «من در مأموریت نسل‌ها و با تفویض تاریخی و روحانی هستم، من به شدت به رؤیای اسرائیل بزرگ، یعنی رؤیایی که شامل فلسطین تاریخی و بخش‌هایی از اردن و مصر می‌شود، باور دارم.» پیش از او جنایتکار سموتریچ نیز با اظهارات مشابه بخش‌هایی از کشورهای عربی اطراف فلسطین از جمله اردن را ضمیمه کرده بود، و در همین راستا، دشمن اول اسلام و مسلمانان، رئیس جمهور آمریکا، ترامپ، به او چراغ سبز برای گسترش داد و گفت: «اسرائیل در مقایسه با این توده‌های عظیم زمینی، لکه کوچکی است و تعجب کردم که آیا می‌تواند زمین‌های بیشتری به دست آورد، زیرا واقعاً بسیار کوچک است.»

این اظهارات پس از اعلام رژیم یهود مبنی بر قصد خود برای اشغال نوار غزه پس از اعلام کنست مبنی بر الحاق کرانه باختری و گسترش شهرک سازی و بدین ترتیب، پایان دادن به راه حل دو دولتی در واقعیت، و همچنین اظهارات امروز سموتریچ در مورد طرح شهرک سازی عظیم در منطقه "E1" و اظهارات او در مورد جلوگیری از تشکیل دولت فلسطین است که به هر امیدی به یک کشور فلسطینی پایان می‌دهد.

این اظهارات به منزله اعلام جنگ است، این رژیم مسخره جرات انجام آن را نداشت اگر رهبرانش کسی را می‌یافتند که آنها را ادب کند و به تکبرشان پایان دهد و پایانی برای جنایات مستمر آنها از زمان ایجاد رژیمشان و گسترش آن با کمک غرب استعمارگر و خیانت حاکمان مسلمان بگذارد.

دیگر نیازی به بیانیه‌هایی نیست که دیدگاه سیاسی او را واضح‌تر از آفتاب در رابعه النهار نشان دهد، و آنچه در واقعیت در حال وقوع است با پخش مستقیم تجاوزات رژیم یهود در فلسطین و تهدید به اشغال بخش‌هایی از سرزمین‌های مسلمانان در اطراف فلسطین از جمله اردن، مصر و سوریه و اظهارات رهبران جنایتکار آن، تهدیدی جدی است که نباید ادعاهای بیهوده‌ای تلقی شود که تندروها در دولت او آن را پذیرفته‌اند و وضعیت بحرانی آن را منعکس می‌کند، همانطور که در بیانیه وزارت خارجه اردن آمده است که طبق معمول به محکوم کردن این اظهارات بسنده کرد، همانطور که برخی از کشورهای عربی مانند قطر، مصر و عربستان سعودی انجام دادند.

تهدیدات رژیم یهود، بلکه جنگ نسل کشی که در غزه مرتکب می‌شود و الحاق کرانه باختری و نیاتش برای گسترش، متوجه حاکمان اردن، مصر، عربستان سعودی، سوریه و لبنان است، همانطور که متوجه مردم این کشورهاست. اما حاکمان، امت حداکثر واکنش‌های آنها را که محکومیت و استنکار و درخواست از نظام بین‌المللی و همسویی با معاملات آمریکایی برای منطقه است، به رغم مشارکت آمریکا و اروپا در جنگ رژیم یهود علیه مردم فلسطین، شناخته‌اند و آنها جز اطاعت از آنها چیزی ندارند و عاجزتر از آن هستند که بدون اجازه یهود قطره‌ای آب به کودک در غزه برسانند.

اما مردم خطر و تهدیدات یهود را واقعی می‌دانند و نه اوهام بیهوده‌ای که وزارت خارجه اردن و عربی برای شانه خالی کردن از پاسخ واقعی و عملی به آن ادعا می‌کنند و حقیقت وحشیگری این رژیم را در غزه می‌بینند، پس برای این مردم و به ویژه اهل قدرت و بازدارندگی در آن و به طور خاص ارتش‌ها جایز نیست که در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود حرفی نداشته باشند، اصل در ارتش‌ها همانطور که روسای ستاد آنها ادعا می‌کنند این است که برای حفاظت از حاکمیت کشورشان هستند، به ویژه هنگامی که می‌بینند حاکمانشان با دشمنانشان که کشورشان را به اشغال تهدید می‌کنند، همدستی می‌کنند، بلکه باید از 22 ماه پیش به یاری برادران خود در غزه می‌شتافتند، مسلمانان یک امت واحد هستند بدون مردم که مرزها و تعدد حاکمان آنها را از هم جدا نمی‌کند.

خطابه‌های مردمی جنبش‌ها و عشایر در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود، تا زمانی که پژواک خطابه‌هایشان باقی بماند باقی می‌ماند و سپس به سرعت از بین می‌رود، به ویژه هنگامی که با واکنش‌های محکومیت توخالی وزارت خارجه و حمایت از نظام همسو شود، اگر نظام برای انجام اقدامی عملی که منتظر دشمن در خانه خود نباشد، بلکه خود برای نابودی آن و کسانی که بین او و آنها حائل می‌شوند حرکت کند، مهار نشود، خداوند متعال فرمود: ﴿وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ﴾ و کمترین کاری که کسی که ادعا می‌کند در کمین رژیم یهود و تهدیدات آن است، می‌تواند انجام دهد این است که با لغو پیمان خائنانه وادی عربه و قطع همه روابط و توافقنامه‌ها با آن، نظام را مهار کند، در غیر این صورت خیانت به خدا و رسول و مسلمانان است، با این حال، راه حل مسائل مسلمانان برپایی دولت اسلامی آنها بر منهج نبوت است، نه تنها برای از سرگیری زندگی اسلامی، بلکه برای نابودی استعمارگران و حامیان آنها.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ

دفتر رسانه‌ای حزب التحریر

در ولایت اردن

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

الرادار شعار

2025-08-14

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

به قلم استاد/غاده عبدالجبار (ام اواب)

هفته گذشته، دانش‌آموزان مدارس ابتدایی در شهر کریمه در ایالت شمالی، در اعتراض به قطع برق برای چندین ماه در یک تابستان سوزان، تحصن مسالمت‌آمیزی برگزار کردند که منجر به فراخوانی معلمان توسط سازمان اطلاعات عمومی در کریمه در منطقه مروی در شمال سودان در روز دوشنبه شد، پس از مشارکت آنها در تحصن در اعتراض به قطع برق برای حدود 5 ماه در این منطقه. عایشه عوض، مدیر مدرسه عبیدالله حماد، به سودان تریبون گفت: «سازمان اطلاعات عمومی او و 6 معلم دیگر را احضار کرده است» و اظهار داشت که اداره آموزش در واحد کریمه، تصمیمی برای انتقال او و وکیل مدرسه، مشاعر محمد علی، به مدارس دیگری که در فواصل دور از واحد قرار دارند، به دلیل شرکت در این تحصن مسالمت‌آمیز، صادر کرده است، و توضیح داد که مدرسه ای که او و وکیل مدرسه به آن منتقل شده اند، برای رسیدن به آن روزانه به 5000 (واحد پول) برای جابجایی نیاز است، در حالی که حقوق ماهانه او 140 هزار (واحد پول) است. (سودان تریبون، 2025/08/11)

توضیح:


چه کسی مسالمت آمیز شکایت کند و با احترام در مقابل دفتر مسئول بایستد و پلاکاردها را بالا ببرد و خواستار ساده ترین عناصر زندگی شرافتمندانه شود، تهدیدی برای امنیت تلقی می شود، پس احضار می شود و مورد تحقیق قرار می گیرد و به طریقی مجازات می شود که طاقت آن را ندارد، اما چه کسی سلاح حمل کند و با خارجیان تبانی کند، پس بکشد و حریم ها را نقض کند و ادعا کند که می خواهد حاشیه نشینی را از بین ببرد، این جنایتکار مورد تکریم قرار می گیرد و وزیر می شود و سهمیه ها و سهم ها در قدرت و ثروت به او داده می شود! آیا در میان شما مرد رشیدی نیست؟! چه شده است شما را، چگونه قضاوت می کنید؟! این چه اختلالی در موازین است و این چه معیارهای عدالتی است که این افراد که ناگهانی بر کرسی های قدرت نشسته اند، دنبال می کنند؟


اینها هیچ ارتباطی با حکومت ندارند و هر فریادی را علیه خود می دانند و فکر می کنند که ترساندن رعیت بهترین راه برای تداوم حکومت آنهاست!


سودان از زمان خروج ارتش انگلیس، با یک نظام واحد با دو چهره حکومت کرده است، نظام سرمایه داری است و دو چهره آن دموکراسی و دیکتاتوری هستند، و هیچ یک از این دو چهره به آنچه اسلام رسیده است، نرسیده است، اسلامی که به همه رعایا؛ مسلمان و کافر، اجازه می دهد از سوء سرپرستی شکایت کنند، بلکه به کافر اجازه می دهد از سوء اجرای احکام اسلام بر او شکایت کند و رعیت باید حاکم را برای کوتاهی اش محاسبه کند، همانطور که باید احزاب را بر اساس اسلام برای محاسبه حاکم ایجاد کند، پس کجا هستند این متنفذین، که امور رعیت را با ذهنیت جاسوسانی که با مردم دشمنی می ورزند، اداره می کنند، از سخن فاروق رضی الله عنه: (خداوند رحمت کند کسی را که عیب هایم را به من هدیه دهد)؟


و با داستانی از خلیفه مسلمین معاویه به پایان می برم تا برای امثال اینها که معلمان را به خاطر شکایتشان مجازات می کنند، باشد که چگونه خلیفه مسلمین به رعیت خود می نگرد و چگونه می خواهد آنها مرد باشند، زیرا قدرت جامعه قدرت دولت است و ضعف و ترس آن ضعف دولت است اگر بدانند؛


روزی مردی به نام جاریه بن قدامه سعدی بر معاویه وارد شد و او در آن زمان امیرالمومنین بود و سه وزیر از قیصر روم نزد معاویه بودند، معاویه به او گفت: "آیا تو با علی در تمام مواضعش تلاش نکردی؟" جاریه گفت: "علی را رها کن، خدا روی او را گرامی بدارد، ما از زمانی که او را دوست داشتیم از او متنفر نشدیم و از زمانی که به او نصیحت کردیم به او خیانت نکردیم". معاویه به او گفت: "وای بر تو ای جاریه، چقدر نزد خانواده ات خوار بودی که تو را جاریه نامیدند...". جاریه در پاسخ به او گفت: "تو نزد خانواده ات خوارتر هستی که تو را معاویه نامیدند، و او سگی است که جفت گیری کرد و زوزه کشید، پس سگ ها زوزه کشیدند". معاویه فریاد زد: "ساکت باش مادر نداشته باشی". جاریه پاسخ داد: "بلکه تو ساکت باش ای معاویه، مادری دارم که مرا برای شمشیرهایی به دنیا آورده است که با آنها با تو روبرو شدیم، و ما به تو گوش و اطاعت دادیم تا در میان ما بر اساس آنچه خداوند نازل کرده است، حکومت کنی، پس اگر وفا کنی، به تو وفا می کنیم، و اگر روی گردانی، پس ما مردانی سخت و زره هایی گشاده را ترک کرده ایم، آنها تو را رها نمی کنند که به آنها تعدی کنی یا آزارشان دهی". معاویه بر سر او فریاد زد: "خداوند امثال تو را زیاد نکند". جاریه گفت: "ای مرد، حرف خوبی بزن و ما را رعایت کن، زیرا بدترین چوپانان نابودگر هستند". سپس خشمگینانه بدون اجازه بیرون رفت.


سه وزیر به معاویه نگاه کردند، یکی از آنها گفت: "قیصر ما را هیچ یک از رعایایش جز در حالی که رکوع می کند و پیشانی اش را به پایه های تختش می چسباند، خطاب نمی کند، و اگر صدای بزرگترین خواصش بلند شود، یا نزدیکترین خویشاوندش را ملزم کند، مجازاتش قطعه قطعه کردن عضو یا سوزاندن است، پس چگونه این بادیه نشین جلف با رفتارش خشن است، آمده است تو را تهدید می کند، گویا سرش از سر توست؟". معاویه لبخندی زد، سپس گفت: "من مردانی را اداره می کنم که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند، و همه قوم من مانند این بادیه نشین هستند، در میان آنها کسی نیست که برای غیر خدا سجده کند، و در میان آنها کسی نیست که بر ستم سکوت کند، و من بر کسی فضیلتی ندارم مگر به تقوا، و من مرد را با زبانم آزار دادم، پس از من انتقام گرفت، و من آغازگر بودم، و آغازگر ستمکارتر است". بزرگترین وزیران روم گریست تا اینکه ریشش خیس شد، معاویه از او در مورد دلیل گریه اش پرسید، او گفت: "ما تا امروز خودمان را در بازدارندگی و قدرت همتای شما می دانستیم، اما اکنون که در این مجلس آنچه را که دیدم، می ترسم که روزی سلطنت خود را بر پایتخت پادشاهی ما بگسترانید...".


و آن روز در واقع فرا رسید، بیزانس زیر ضربات مردان فرو ریخت، گویی خانه عنکبوت بود. آیا مسلمانان دوباره مرد می شوند، که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند؟


فردا برای بیننده نزدیک است، زمانی که حکومت اسلام بازگردد، زندگی زیر و رو می شود و زمین با نور پروردگارش با خلافت راشده بر منهاج نبوت روشن می شود.

آن را برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر نوشتم
غاده عبد الجبار - ایالت سودان

منبع: الرادار