خبر وتعليق   حظر التجوال على النساء ليس الحل لمشاكل العنف   (مترجم)
خبر وتعليق   حظر التجوال على النساء ليس الحل لمشاكل العنف   (مترجم)

  الخبر: فرضت عاصمة إقليم آتشيه الإندونيسي حظر تجوال جزئياً على نساء الإقليم والتي تدعي أنه سوف يؤدي إلى انخفاض حالات الاعتداءات الجنسية ضدهن، ولكن النقاد يقولون أن هذا الإجراء هو إجراء عنصري ولقد صدرت تعليمات إلى مقاهي الإنترنت والأندية الرياضية والمواقع السياحية ألا تستقبل النساء بعد الساعة الحادية عشرة ليلا إلا بصحبة أزواجهن أو أقاربهن الذكور. وسوف تمنع النساء أيضاً من العمل في هذه الأماكن بعد الساعة المذكورة. ويقوم إقليم آتشيه دون الأقاليم الإندونيسية بتطبيق القوانين الإسلامية ويعاقب المثلية الجنسية والقمار وشرب الخمور بالضرب بالعصا. وقالت رئيسة آتشيه إيليزا سعد الدين ديجمال أن توظيف النساء حتى ساعات متأخرة من الليل يعتبر استغلالاً كما ويعرضهن للتحرش الجنسي. هذا وسوف يتم توبيخ النساء اللواتي يخالفن القوانين، بينما سيتعرض أصحاب الأعمال الذين يجبرون النساء على العمل بعد ساعة الحظر، إلى خطر فقدان رخصة عملهم. الجزيرة الإنجليزية 2015/06/10.     التعليق: كما هو متوقع فإن بعض الجماعات وخصوصاً المطالبين بالمساواة بين الجنسين، سوف يعارضون هذا القانون. سوف يقولون أنه لن يسلب النساء حقهن في التنقل فقط، ولكنه سوف يضطهد النساء اللواتي يعملن من أجل الإنفاق على عائلاتهن. وقال المدافعون عن حقوق المرأة أن هذا الإجراء سوف يقيد حرية النساء ويهدد أرزاقهن. إن هذه السياسة لا تؤدي إلى اختلافات في الرأي فقط، ولكنها آلة لتشويش الناس، ويقول وزراء الحكومة في جاكرتا أنهم سوف يراجعون تشريعات إقليم آتشيه ليروا إذا كانت تخالف الدستور الوطني. وفي الوقت الذي تقول فيه رئيسة بلدية باندا آتشيه، أن هذا الإجراء يهدف إلى حماية النساء من الاستغلال والمحافظة عليهن من التحرش الجنسي، فإنه يجب عليها أن تنتقد السياسة الوطنية في توظيف النساء من أجل تخفيف الفقر في العائلة والدولة. كما ويجب عليها أن تقيم الأسباب الأساسية للفقر الجماعي الذي يؤثر على الملايين من الشعب الإندونيسي في الوقت الذي حبى الله فيه هذه البلاد بالثروات العظيمة. في هذه الأثناء فإن نشطاء حقوق الإنسان والمدافعين عن المرأة ينظرون بشكل سيئ إلى كل ما يأتي من روح تطبيق الشريعة، إن الحرية، وهي تعتبر القيمة الأساسية عندهم، تجعلهم يفترضون أن القوانين، وخصوصا التي تتعلق بالنساء، هي قوانين النساء وتقضي على حقوقهن الاقتصادية. إن قانون حظر التجوال الجديد هو عبارة عن سلاح حديدي بأيديهم لمهاجمة الإسلام وشريعته. إنهم يتخذون من هذا القانون دليلا لادعائهم الباطل أن قوانين الشريعة الإسلامية تؤدي فقط إلى العنصرية وإفقار النساء. إن هذا الوضع يجب أن يجعلنا نعي أن حماية المرأة بشكل كامل لا يتأتى من جراء تغيير قانون محلي مثل حظر التجوال. إن إنهاء الاستغلال والعنف ضد النساء يحتاج إلى تغيير شامل في النظرة إلى النساء على أنها مصدر اقتصادي ويجب استغلالها لتوليد الدخل للعائلات والدولة. يجب أن ننظر إلى المرأة على أنها أم وربة بيت وعرض يجب أن يصان، مهمتها تربية الأجيال، وهو لا يقدر بأي قيمة مادية. كما ويجب على الدولة أن تدرك قيمة المرأة ووجوب احترامها حتى تحظى بالاحترام والحماية في المجتمع ككل بدلاً من العنف وسوء المعاملة. كما ويجب استبدال النظام الاقتصادي الإسلامي الذي يعيد الثروات إلى أصحابها، أهل البلاد الإسلامية بالنظام الاقتصادي الرأسمالي الذي يستغل موارد الدولة العظيمة وثرواتها الضخمة لمصلحة الرأسماليين. إنه من الواضح جدا أن قانون الحظر التجوالي لا يمثل حقيقة تطبيق القانون الإسلامي كما يجب. إن تطبيق قانون الشريعة يتطلب القضاء على القيم الليبرالية الذي أصبح أساسيا في تفكير الناس وتصرفاتهم. كما ويتطلب إحداث تغيير حقيقي للدستور العلماني الرأسمالي الحالي وأن يستبدل به دستور وقوانين إسلامية، يجب أن ندرك الآن أن حل مشاكل النساء يمكن تحقيقه فقط من خلال تطبيق الشريعة في كل مناحي الحياة في ظل دولة الخلافة الراشدة الثانية على منهاج النبوة.     كتبته لإذاعة المكتب الاعلامي المركزي لحزب التحريرعفة أينور رحمةالناطقة الرسمية للقسم النسائي لحزب التحرير / إندونيسيا    

0:00 0:00
Speed:
June 21, 2015

خبر وتعليق حظر التجوال على النساء ليس الحل لمشاكل العنف (مترجم)

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان